و با این حال، از نشستن روی خیابان با لباسهای دستدوم تردید نکرد.
فقط برای اینکه حتی برای چند ساعت، زندگی کسانی را لمس کند که هر روز در آن شرایط زندگی میکنند…
آوای زنان، نخستین تارنمای زنان افغانستان با سابقه درخشان
و با این حال، از نشستن روی خیابان با لباسهای دستدوم تردید نکرد.
فقط برای اینکه حتی برای چند ساعت، زندگی کسانی را لمس کند که هر روز در آن شرایط زندگی میکنند…
در سالهای پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، بازداشت و زندانی شدن زنان به دلایل گوناگون به یکی از جلوههای آشکار نقض سیستماتیک حقوق بشر بدل شده است.
آمنه زنی چهلساله است که در مدت چهار دهه زندهگیاش همواره رنج دیده و انواع شکنجه را تحمل کرده است. او نیز همانند صدها زن در افغانستان، زمانی که تازه به مرحله بلوغ میرسد، مجبور به ازدواج شده و داستان غمانگیز زندهگیاش پس از آن آغاز میشود
تاریخ نام شما را نه با شعار «حقوق بشر» بلکه با ننگ معامله با توحش ثبت خواهد کرد. شما افغانستان را نه از سر ناتوانی، بلکه با آگاهی کامل از ماهیت طالبان، در نشست دوحه به دست گروهی سپردید که کارنامهاش سرشار از زنستیزی، سرکوب، شلاق، اعدام و تحقیر انسان است
وقتا که در نبشته ی منظره ی سقوط یک جغرافیای بزرگ مثل افغانستان در کام اژدهای خون آشام عصر،و تصویر ملیون ها زندانی واسیر جامعه ما در قفس های امارت وتصاویر ملیون ها زن و دختر در عقب موسسات دربسته ی تعلیمی ومناظر متعدد فقر،وحشت وبربریت به نمایش گذاشته میشود،نه تماشاگری چندانی دارد و نه احساس برانگیز است
نویسنده: شهبانو نوری
روز جهانی آموزش، یادآور اهمیت بنیادین آموزش برای همه انسانها است. آموزش، نه یک امتیاز، بل که حق بنیادین هر کودک است؛ حقی که با جنسیت، قومیت یا وضعیت اجتماعی محدود نمیشود. با این حال، میلیونها دختر در افغانستان بیشتر از چهار سال است که از حق آموزش محروماند.
ما، زنان مبارز، آگاه و آزادهٔ افغانستان، که دههها بار سنگین ستم، تبعیض، حذف سیستماتیک و خشونت سازمانیافته را بر شانههای خویش حمل کردهایم، امروز با صدایی رسا و ارادهای خللناپذیر،
سازمان حقوق بشری رواداری بهتازهگی اعلامیهای درباره پیامدهای «اصول نامه جزایی محاکم طالبان» منتشر کرده و هشدار داده که این اصولنامه به شدت نگرانکننده است و در تعارض آشکار با موازین بینالمللی حقوق بشر و اصول بنیادین محاکمه عادلانه قرار دارد. در این سند آمده است که طالبان، افزون بر دیگر موارد،
با زنان «فمینیست ایرانی» از آدرس همان تفکر خشونتآلود مردسالاری میآید که هدفی جز سرکوب، تحقیر، به حاشیهراندن، بیاعتبارکردن و بالاخره بهدستآوردن کنترل فضا ندارد. کلمه فمینیست «وطنی» یا «افغانی» در برابر «فمینیست ایرانی
در قرن ۲۱، تجاوز به کرامت زن؛ لکهٔ ننگ بر پیشانی مدعیان دموکراسی و حقوق زن در بزرگترینکشور جهان یعنی ایالات متحده آمریکا پنداشته شده که با هیچ معیاری قابل توجیه نمی باشد
منیژه باختری از سیماهای سرشناس افغانستان است. داستان، نقد، تحلیل، ارزیابی و بررسی مینویسد؛ در کنار کارهای پژوهشی، برای برابری جنسیتی میرزمد و در نقش دپلومات آگاه دستی در اجاق سیاست نیز دارد.
من از نزدیک شاهد بودهام که اقدامات پنهان (استخباراتی) چه تأثیری بر یک جامعه میگذارد. امروز، هنگامی که در غرب درباره ونزوئلا سخن گفته میشود، همان روشهایی را میبینم که افغانستان را نابود کرد.
عدم تحصیلات عالی و بسته بودن در مکانب ثانوی به روی دختران جوان و به انزوا کشانیدن زنان از جامعه سیاسی ، تعلیمی و فرهنگی افغانستان در حکومت تحت سلطه طالبان باعث شده تا زنان دوران جمهوریت که به خارج کشور مهاجر شدند با فعالیت های گسترده خویش برای اعاده حقوق زنان فعال باشند
متولد ۱۹۵۶، وکیل و سیاستمداری با نفوذ که همزمان با همسرش مسیر سیاسی خود را شکل داد. او اولین زن در ریاست مجمع ملی و دادستان کل ونزویلا بود و بهخاطر فعالیتهایش لقب «اولین مبارز» گرفته است
به قلم داکتر زهرا حقپرست
مبارزات زنان افغانستان از نظر شدت، هزینه و شجاعت، بی نظیر و از دشوارترین جنبشهای زنانه در منطقه بوده است،زنان افغانستان نه در برابر یک نظام قابل گفتوگو، بلکه در برابر یک گروه مسلح، تروریستی، ایدئولوژیک و عمیقاً ضدانسانی ایستادند؛ گروهی که پاسخ هر صدای اعتراضی را با گلوله، زندان و حذف میدهد.
طرح داستانی کوتاه نگارش: داکترعبدالخالق( تنها)
*****************************************
قامت نحیف جلالی ازاثر شعله های سرکش عشق نحیف تر و استخوانی تر شده بود. یاد سیاه موی او را به دیار آرزو های ناکام وسر خورده می برد وپنهانی وآهسته میگریست.جلالی پیشهء کهنه دوزی را اختیار کرده بود تا بتواند یکمقدار پولی بدست آورد
با حرمت و افتخار کامل به انسانهای حقطلب
پس از بیست سال، بار دیگر روآردن به پروندۀ هنوزه ناروشن قتل نادیا انجمن سبب شد که در پایان یک هفته کاری و سفر، از یک قطار به قطار دیگر، مانند سربازی سرسپرده برای وطن و هموطن، زبان بگشایم و یادداشتهایم را بنویسم. هرچند گاه میاندیشم،
یلدا اول زمستان ،آخرین شب پاییز و درازترین شب سال است. در یلدا، این جشن باستانی، آغاز دراز تر شدن روزها را جشن می گیریم که به ما یاد آور می شود که حتا دراز ترین شب سال هم به صبح می انجامد و لحظه های تاریک تا ابد باقی نمی مانند.
نامش آمنه است و بر امید درخشش و فرداباوری سحر تلخص کرده است. او در ولایت بدخشان زاده شد.
آمنه سحر از لیسهی عالی مخفی بدخشی بهدرجهای عالی فارغ گردیده بعداً وارد دانشگاه شد و لسانس خود را در رشته حقوق و ماستریاش را در رشته علوم سیاسی موفقانه به پایان رسانید
رابعه، شاعر والایی از بلخ، گهوارهی شعر و ادب است. سرودههای او، پژواک درد و رنج زنان و مردمان ستمدیده است و با هر بیت، دلها را به تپش و همدلی وا میدارد. آغاز راهش درخشان و روشن بود و کتابی از شعرهایش روشنایی دلها را دوچندان کرد، اما این روزها، کمتر فرصت دارد
با افتخار قدیره واسوخت، شاعر معاصر از استان بدخشان را معرفی میکنم؛
شاعری که سالهاست با سرودهای میهنی و مردمی، بازتابدهنده درد، رنج و امید مردم خود است. او نهتنها در شعر، بلکه در عمل نیز یار و همراه زنان بیوه و کودکان یتیم بوده و دست شان گرفته است.
لیلی غزل، شاعر پرتوان و دوستداشتنی، تا دسامبر ۲۰۲۵ دستکم چهار مجموعه شعر را به جامعه ادبی پیشکش کرده است؛ «رقص در باروت» بهعنوان نخستین گام جدی او در جهان شعر و سپس «دستنبو» ، «رد پای درخت» و «بلخینهها» که با فاصلهای زمانی از اثر نخست منتشر شدند و پختگی بیشتر، تنوع قالبها و جانمایههای عمیقتری از غزل و شعر معاصر را با خود دارند.
یلدا، کهنترین شب سال و یادگار روشن فرهنگ ما، شبی است که در آن تاریکی به اوج میرسد اما نوید روشنایی در دلها زنده میشود. این شب، تنها یک رویداد تقویمی نیست؛ نماد صبر، امید و پیروزی نور بر ظلمت است.
کنار پنجره اتاقم نشستهام و کتاب «آزادی زنان» را در دست دارم. میخواهم آن را مطالعه کنم تا بدانم من، دختری از افغانستان که سالها با موانع و دشواریها دست و پنجه نرم کردهام، از کجا آمدهام، از کدام نسل و بازمانده کدام مبارزه بیپایان هستم.
در دل کوههای تیرهٔ شمالشرق، جایی که باد شبانگاهی صدای گریهٔ درختان خشکیده را با خود میبرد، دختری بود به نام ( مستعار ) روشنای ؛ اما هیچکس او را با این نام صدا نمیزد. برای همه، او تنها «دخترِ خانهٔ خاکستری» بود، خانهای که پنجرههایش همیشه بسته و درهایش همیشه قفل بود
یادداشت: منیژه رامزی، نویسنده، پژوهشگر و یکی از زنانی است که دغدغه عدالت، آزادی و برابری دارد و در این زمینه کارهای فراوانی انجام داده است. او در این گفتوگو مسیر زیسته و تجربیاتش را روایت میکند. همچنین، از کتاب اخیرش «تا امر ثانی؛ حقایق ناگفته از مقاومت زنان افغانستان برای آزادی» سخن میگوید