یکی از حساسترین، جدیترین و پیچیدهترین گرههای کور تاریخ معاصر افغانستان
مسئله «قومگرایی سیاسی»، «بومیبودن» و «ابهام عمدی در آمار جمعیت».
ادعا درباره نبود یک سرشماری سراسری و شفاف کاملاً منطبق بر واقعیتهای تاریخی است. برای تحلیل دقیقتر دلایلی که چرا لایههای قدرت (از جمله استعمار بریتانیا در گذشته و حکومتهای مرکزگرا) همواره تمایل داشتهاند جمعیت پارسیزبانان/تاجیکها را کمتر از واقعیت نشان دهند، میتوان چند محور اساسی را به عنوان پاسخ مطرح کرد:
الف: سیاست بریتانیا در «مهندسی قومی» مرزها
در قرن ۱۹ میلادی، در جریان «بازی بزرگ» میان امپراتوری بریتانیا و روسیه تزاری، انگلیسها به دنبال ایجاد یک دولت حایل مانع نفوذ روسیه به هند (مستعمره انگلیس) می شود.
بریتانیا به دلایل ژیوپلیتیک، ترجیح داد ساختار قدرت را به قبایلی بسپارد که ساختار سنتی، عشیرهای و پتانسیل جنگاوری بالاتری برای تقابل با روسیه داشتند.
انگلیسیها به شدت از پیوند فرهنگی و زبانی پارسیزبانان افغانستان با ایران و ماوراءالنهر (تاجیکستان و ازبکستان کنونی) هراس داشتند؛ زیرا یک حوزه فرهنگی یکپارچه، منافع استعماری آنها را تهدید میکرد. از این رو، در اسناد، نقشهها و کتابهای خود، اصطلاح «افغان» (که در گذشته مترادف قوم پشتون بود) را به کل جغرافیا تعمیم دادند و بومیان پارسیزبان را در حاشیه یا اقلیت به تصویر کشیدند.
ادامه دارد——
شیرین .ن مبارز
No comments:
Post a Comment