آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Friday, May 29, 2026

نامه ‌ای از روح زخمی


هر بار که حکمی تازه برای محدود کردن زندگی دختران در افغانستان صادر می‌شود، چیزی در درونم می‌شکند. هر بار که خبر قانونی‌شدن کودک‌همسری را می‌شنوم، احساس می‌کنم انسانیت آرام‌آرام در این سرزمین دفن می‌شود.


چگونه ممکن است انسانی با وجدانی خاموش و قلبی سنگ‌شده، اجازه دهد کودکی که هنوز معنای زندگی را نفهمیده، هنوز با عروسک‌هایش حرف می‌زند و از تاریکی می‌ترسد، به اجبار در کنار مردی سالخورده بخوابد؟ چگونه شب‌ها آسوده می‌خوابید وقتی کودکی قربانی تصمیم‌ها و فتواهای شما می‌شود؟


وجدان شما کجاست؟ آیا هیچ‌گاه به چشمان معصوم این دختران نگاه کرده‌اید؟ آیا صدای گریه‌های خاموش‌شان را شنیده‌اید؟ این کودکان هنوز فرصت نکرده‌اند کودکی کنند. هنوز دنیا را نشناخته‌اند. هنوز دست‌های کوچک‌شان بوی بازی و معصومیت می‌دهد. اما شما برای‌شان سرنوشتی نوشته‌اید که حتی تصورش روح انسان را می‌لرزاند.


این چه آیینی است که لبخند کودکان را می‌گیرد؟ این چه قانونی است که دنیای رؤیایی کودکی را به زندان ابدی بدل می‌کند؟ این چه مکتبی است که درد و ترس یک دختر کوچک را نمی‌بیند؟


من از خشم می‌سوزم. از اندوه خفه می‌شوم. واژه‌ها دیگر توان توصیف این همه ظلم را ندارند. تنها چیزی که باقی مانده، فریادی است از اعماق قلب انسان‌های که هنوز وجدان دارند.


هیچ جامعه‌ای با شکستن روح دخترانش نجات پیدا نمی‌کند. هیچ ملتی با دفن کودکی و خاموش‌کردن زنان به عزت نمی‌رسد. ظلم شاید مدتی دوام بیاورد، اما درد این کودکان روزی گریبان تاریخ را خواهد گرفت.


کاش لحظه‌ای خود را جای همان دختر کوچک بگذارید. دختری که هنوز خواب‌های کودکانه دارد، اما آینده‌اش به کابوس تبدیل شده است.


من از واژه‌های سنگین حقوقی، سیاسی و فرهنگی پرهیز می‌کنم. نمی‌خواهم با اصطلاحات پیچیده سخن بگویم. فقط ساده، صادقانه و عاجزانه می‌نویسم. از قلبی که از این همه ظلم و تاریکی درد می‌کشد.


از هر انسانی که این نوشته را می‌خواند خواهش می‌کنم اجازه ندهید این «روحانیون» تحمیل‌شده و دور از انسانیت بر ذهن و زندگی شما حاکم شوند. اجازه ندهید کسانی که شب خواب بهشت می‌بینند اما روز دست‌های‌شان به ظلم و تحقیر و جنایت آلوده است، برای سرنوشت کودکان و زنان ما تصمیم بگیرند.


نگذارید خرافات و جهل، زندگی مردم ما را بیشتر از این به وحشت و غم و بدبختی تبدیل کند. نگذارید دختران کوچک این سرزمین قربانی تفکری شوند که نه درد کودکی را می‌فهمد و نه معنای انسانیت را درک می‌کند.


امروز در بسیاری از نقاط جهان، مردم برای آینده کودکان‌شان تلاش می‌کنند. برای آموزش، آرامش، آزادی و خوشبختی آن‌ها زحمت می‌کشند. پدر و مادرها شب و روز تلاش می‌کنند تا فرزندان‌شان با عزت، امنیت و امید بزرگ شوند. اما ما هنوز باید فریاد بزنیم که کودکان ما را قربانی هوس جنسی، جهل و خشونت نکنید.


عدالت کجاست؟ انسانیت کجاست؟ اندکی به کرامت انسان فکر کنید.


کودک، کودک است. دختر کودک وسیله نیست، کالا نیست و ابزار هوس و قدرت نیست. او حق دارد بخندد، درس بخواند، بازی کند، رؤیا داشته باشد و آینده‌اش را خودش انتخاب کند.


خواهش می‌کنم خاموش نمانید. سکوت در برابر این همه ظلم، کمک به ادامه همین تاریکی است.

دکتر ملک ستیز 

No comments: