آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Friday, May 29, 2026

پریود؛ وقتی بدنم با من حرف می‌زند

 در جامعه‌ای که درباره بدن دختران سکوت وجود دارد، پریود هنوز هم موضوعی پنهان و همراه با شرم است. اما در حقیقت، این روندی طبیعی و مهم در زنده‌گی هر دختر به شمار می‌رود.

اولین باری که پریود شدم، ترسیده بودم. احساس می‌کردم بدنم آسیب دیده است. نمی‌دانستم این تغییر، بخشی از رشد طبیعی دختران است.

آن روز مثل روزهای دیگر آغاز شده بود. صبح که از خواب بیدار شدم، همه‌چیز عادی به نظر می‌رسید؛ اما در درونم حس متفاوتی داشتم؛ حسی که نمی‌توانستم آن را توضیح بدهم. احساس افسرده‌گی می‌کردم و دردهای خفیفی در شکم و کمرم داشتم. فکر کردم شکمم درد گرفته و به دنبال قرصی برای کاهش درد می‌گشتم. چنین چیزی را هیچ‌وقت تجربه نکرده بودم و برای نخستین‌بار کمردرد را احساس می‌کردم.

مادرم گفت: «دختر، پشت پیراهنت لکه شده، برو لباست را تبدیل کن.» وقتی متوجه شدم، ابتدا فکر کردم لباسم کثیف شده است؛ اما بعد دیدم لکه‌ای سرخ‌رنگ روی لباسم افتاده است. ترس تمام وجودم را گرفت. فکر کردم شاید زخمی شده‌ام.

در همان لحظه به یاد حرف‌های معلمم افتادم که گفته بود این نشانه‌ای از بلوغ دختران است. هم‌زمان احساس ترس و کنجکاوی داشتم؛ گویا وارد مرحله‌ای تازه از زنده‌گی شده بودم.

مادرم بارها می‌گفت: «دختری که پریود نشود، در آینده نمی‌تواند مادر شود.» از مادرکلانم نیز شنیده بودم که این مرحله‌ای طبیعی در زنده‌گی هر دختر است؛ اما با وجود این، درک آن برایم هنوز دشوار بود.

در روزهای نخست، نمی‌دانستم چگونه با این تغییر کنار بیایم. اطلاعات کمی داشتم و احساس شرم می‌کردم. فکر می‌کردم شاید فقط من این تجربه را دارم؛ در حالی که بعدها فهمیدم این تجربه، میان همه دختران مشترک است.

پریود اولم چهار روز طول کشید و هر روز آن برایم بسیار دشوار بود. روزها طولانی و خسته‌کننده سپری می‌شدند و من نمی‌دانستم چگونه باید با این وضعیت کنار بیایم.

در جامعه ما درباره این موضوع کم‌تر صحبت می‌شود و همین سکوت باعث می‌شود بسیاری از دختران بدون آگاهی وارد این مرحله شوند.

به‌مرور زمان، با کمک دوستان و تجربه دیگران، یاد گرفتم که این روندی طبیعی است. فهمیدم که باید از خودم مراقبت کنم و درباره بدنم بیش‌تر بدانم.

کم‌کم با استفاده از نوار بهداشتی و رعایت بهداشت، شرایط برایم آسان‌تر شد. دیگر احساس ترس و سردرگمی‌ام کم‌تر شده بود.

با این حال، دردهای شکم و کمر همچنان ادامه داشت. برای کاهش درد، از روش‌های ساده مانند گرمادرمانی استفاده می‌کردم و در صورت نیاز، از مسکن‌هایی مانند Ibuprofen استفاده می‌کردم که به کاهش درد کمک می‌کند.

به‌تدریج فهمیدم که پریود بیماری یا شرم نیست، بلکه بخشی طبیعی از زنده‌گی زنان است. در کشورهای دیگر حتا برای این روزها حمایت و استراحت در نظر گرفته می‌شود؛ اما در بسیاری از جوامع هنوز درباره آن سکوت وجود دارد.

امروز می‌دانم که بدنم دشمن من نیست، بلکه با من حرف می‌زند. یاد گرفته‌ام به آن گوش بدهم، از آن مراقبت کنم و دیگر از این تغییر طبیعی نترسم.

این تجربه به من آموخت که آگاهی می‌تواند جای ترس را بگیرد و سکوت می‌تواند با دانایی شکسته شود. حالا بدنم را بهتر می‌شناسم و به آن احترام می‌گذارم؛ چون فهمیده‌ام که هیچ چیز در آن شرم‌آور نیست.

زینب صداقت،هشت صبح


No comments: