گاهی به این فکر میکنم که آیا فقر آدمها را مذهبی میکند یا مذهب آدمها را در فقر نگه میدارد؟
فقر و مذهب گاهی مثل دو پیچک دور هم میپیچند
فقر، انسان را تشنهی تسکین میکند وقتی زندگی پر از ناامنی، درد و بیثباتی باشد انسان بیشتر به سمت ایمان، معنا و امید کشیده میشود و آنگاه مذهب برای خیلیها تبدیل میشود به پناهگاه روانی یعنی چیزی که رنج را قابلتحمل میکند.
برای همین در خیلی از جوامع فقیر، دینداری شدیدتر دیده میشود چون وقتی آینده مبهم است ایمان تبدیل میشود به بیمهی روانی. مغز انسان از خلأ وحشت دارد یا باید امید اقتصادی داشته باشد یا امید متافیزیکی. اگر اولی نباشد دومی چاقتر میشود. مغز هم مثل گربه است هر جا غذا بدهی همانجا ولو میشود.
و تاریخ بارها نشان داده که بعضی ساختارهای مذهبی، فقر و اطاعت را هم تقدیس کردهاند با جملاتی مثل:
قناعت فضیلت است
رنج پاداش اخروی دارد
و دنیا ارزشی ندارد.
در چنین ساختاری، انسان فقیر به جای اینکه یاد بگیرد چگونه از چرخهی فقر خارج شود بیشتر به تحمل فقر تشویق میشود چون اگر مردم فقیر، مطیع و قانع بمانند کنترل جامعه راحتتر میشود.
گاهی حتی کمکهایی که نهادهای مذهبی به فقرا کردهاند اغلب بیشتر نقش مسکن داشته تا راهحل.
فقیر را سیر کردهاند اما لزوما توانمند نکردهاند و کمتر به فقیر ابزار، آموزش، استقلال فکری یا امکان ساختن آینده دادهاند.
برای همین، بعضی وقتها مذهب نهتنها درمان فقر نبوده، بلکه ناخواسته به ماندگار شدن آن کمک کرده چون انسانی که فقط به صبر و قناعت دعوت شود کمتر به تغییر ساختار زندگیاش فکر میکند.
مارکس دقیقا به همین خاطر گفت: مذهب افیون تودههاست او داشت توضیح میداد که مذهب مثل مُسکن عمل میکنددرد را قابلتحمل میکند بدون اینکه علت درد را درمان کند.
وفتی انسان گرسنه، به جای پرسیدن چطور زندگی بهتری بسازم؟ فقط یاد بگیرد که رنج کشیدن مقدس است آنوقت فقر، دیگر فقط یک وضعیت اقتصادی نیست تبدیل میشود به یک فرهنگ.
اگر مذهبی:
تفکر انتقادی را بکشد
فقر را تقدیس کند
اطاعت کور بخواهد
و وعدهی آخرت را جای عدالت زمینی بفروشد
این مذهب به بازتولید فقر کمک میکند.
و حالا این سوال را از خودت بپرس:
اگر از کودکی در خانواده، کشور و فرهنگی کاملا متفاوت به دنیا آمده بودی باز هم همین مذهب، همین باورها و همین حقیقت را مقدس میدانستی؟
یا فقط به چیزی ایمان داری که قبل از آنکه فرصت فکر کردن داشته باشی، به ذهنت تزریق شده است؟
اگر تمام وعدههای ترس، پاداش اخروی و احساس گناه را از مذهبت حذف کنند آیا هنوز چیزی در آن باقی میماند که بتواند انسان را آزادتر، آگاهتر و توانمندتر کند؟
یا فقط سیستمی میماند که انسان خسته را به تحمل کردن عادت داده است؟
خدیجه زرگر
No comments:
Post a Comment