یادداشت: این متن سخنرانی سنجر سهیل، صاحب امتیاز روزنامه ۸صبح، در کنفرانس علمی-عملی بینالمللی با عنوان «پژوهش در تاریخ و تمدن آریایی: دیروز و امروز» در تاجیکستان است. این نشست با حضور شماری از شاعران و چهرههای فرهنگی افغانستان، ایران و تاجیکستان در شهر دوشنبه برگزار شده و در آن درباره نوروز و اهمیت جشن نوروز گفتوگو شده است.
به نام خداوند جان و خرد
عالیجنابان، دانشمندان و اندیشمندان گرامی، خانمها و آقایان؛ سلام بر شما؛ نوروز خجسته و رستاخیز طبیعت بر جانهایتان پیروز باد.
امروز برای من مایه مباهات و مسرتی عمیق است که در جمع شما نخبهگان، فرهیختهگان و پاسداران اصالت، در شهر زیبای دوشنبه حضور دارم. این دومین باری است که سعادت تجلیل از نوروز در تاجیکستان روزی من میشود. حضور امروز من در این نشست باشکوه، تداعیگرِ خاطرهای است که در اعماق جانم ریشه دوانده است؛ خاطرهای که به حدود بیشتر از بیست سال پیش بازمیگردد.
آن زمان که برای نخستین بار قدم در شهر دوشنبه گذاشتم، یکی دو روز مانده به حلول سال نو، مسیرم از مقابل کاخ «باربد» میگذشت. هیاهویی دلنشین برپا بود و متوجه شدم کنسرتی نوروزی در حال برگزاری است؛ فضایی سرشار از شور، شعف و شکوه بهاری. اشتیاق حضور در آن بزم، مرا بهسوی محل فروش تکیت کشاند. مسوول فروش، با احترامی آمیخته به قاطعیت گفت که برنامه آغاز شده، ظرفیت تکمیل است و دیگر امکان ورود وجود ندارد. با ناامیدی آمیخته به تمنا گفتم: «من از افغانستان آمدهام و بسیار مشتاقم که در این بزم نوروزی شرکت کنم.» این جمله، گویی رمز گشایش یک دروازهی نامریی فرهنگی بود. تا شنید از افغانستان آمدهام، چهرهاش شگفت، لبخندی پرمهر بر لب آورد، شخصاً مرا از مسیری دیگر به داخل تالار راهنمایی کرد، در یکی از بهترین کرسیهای نزدیک به صحنه نشاند و جملهای گفت که تا ابد در گوش جانم زنگ میزند؛ گفت: شما مهمان هستید و نور چشم ما.
خانمها و آقایان؛ آن لحظه برای من، تنها یک لطف فردی نبود. آن اتفاق ساده، تجربهای زنده، عمیق و بیواسطه از فرهنگ مهماننوازی، همدلی و پیوند ناگسستنی تمدنی ما بود. به همین سبب است که برای من، تاجیکستان همواره رایحه و عطر وطن داشته و دارد. در اینجا، من نه احساس غربت، که احساس حضور در خانه میکنم؛ خانهای که در خشت خشت آن، خویشاوندی فرهنگی و یگانگی تاریخی موج میزند.
حضار گرامی؛ وقتی از نوروز سخن میگوییم، از چه سخن میگوییم؟ نوروز تنها آغاز یک سال تازه در تقویمهای کاغذی نیست. نوروز، یکی از کهنترین، اصیلترین و انسانیترین روایتهای تمدنی بشر است. جشنی به قدمت هزارهها است؛ جشن بیداری زمین از خواب زمستانی، جشن رجعت نور بر تاریکی، و جشن تولد دوبارهی امید در کالبد خسته انسانها.
ابوریحان بیرونی، آن نابغه بیبدیل تمدن ما، در اثر گرانسنگ «آثارالباقیه» به زیبایی اشاره میکند که نوروز، روزی است که در آن «زمین از نو آراسته میشود و جهان، تازهگی مییابد». در ساحت بیکران ادبیات کلاسیک ما نیز، نوروز جایگاهی رفیع و بیبدیل دارد. حکیم ابوالقاسم فردوسی، حماسهسرای بزرگ، در شاهنامه، بنای نوروز را به دوران پادشاهی جمشید نسبت میدهد؛ نمادی از دورانی که جهان به مدار «داد و سامان» بازمیگردد و مردمان در صلح، آبادانی و رهایی از رنج زندهگی میکنند. و رودکی، پدر شعر پارسی و فرزند برومند همین آب و خاک، با شوری سکرآور از آمدن بهار چنان سخن میسراید که گویی جهان، در هر نوبهار، آفرینشی دوباره را تجربه میکند.
این پیوند قدسی میان انسان، طبیعت و امید، طی قرنهای متمادی در شریان فرهنگی ملتهای این جغرافیای پهناور از آسیای مرکزی تا ایران، افغانستان، قفقاز و فراتر از آن، تپیده و زنده مانده است. بیدلیل نیست که سازمان ملل متحد، با درک این عظمت، نوروز را بهعنوان «روز جهانی» بهرسمیت شناخت و یونسکو آن را بر تارک «میراث فرهنگی ناملموسِ بشریت» نشاند.
اندیشمندان ارجمند؛ اما رسالت ما تنها افتخار به گذشته نیست. نوروز باستانی، حامل پیامی حیاتی و راهبردی برای جهان امروزین ماست. جهان مدرن ما، امروز در چنبره بحرانهای سهمگینی گرفتار است: از یک سو بحران ویرانگر تغییرات اقلیمی و تخریب بیرحمانه محیط زیست، گلوی زمین را میفشارد و از سوی دیگر، گسترش بیاعتمادیها، منازعات سیاسی و جنگها، روان بشریت را مجروح ساخته است. در چنین زمانهی پرآشوبی، نوروز ما را به یاد حقیقتی ساده اما بنیادین میاندازد: انسان، تنها بخشی از طبیعت است، نه حاکمِ مطلق و مالکِ بلامنازعِ آن. بسیاری از آیینهای نوروزی ما، در بطن خود، نیایشی برای پاسداشت زمین است. نوروز، در حقیقت، تجلیل از شکوه «زندهگی» است.
در این نقطه است که رسالت و نقش رسانهها در بازتاب و زنده نگه داشتن این گفتمان، اهمیتی دوچندان مییابد. رسانهها در عصر ما، تنها انتقالدهندهگان اخبار روزمره نیستند؛ رسانهها حافظان حافظه فرهنگی و معماران هویت ملتها بهشمار میروند. آنها این قدرت و مسوولیت را دارند که نوروز را از یک آیین صرفاً تقویمی و نوستالژیک، به یک گفتمان زنده، تمدنی و انسانی ارتقا دهند. رسانهها میتوانند با تولید مستندهای فاخر، برنامههای آموزشی عمیق و روایتهای تحلیلی، جایگاه تاریخی و فلسفه زیستمحیطی نوروز را برای نسلهای کنونی و آینده بازتعریف کنند.
امروز، در شرایطی که بحرانهای زیستمحیطی مرزها را درنوردیده است، رسانهها موظفند پیوند نوروز و طبیعت را برجسته سازند. آنها میتوانند با راهاندازی کمپاینهای آگاهیبخش و گفتوگوهای تخصصی، فرهنگ «مسوولیتپذیری در قبال طبیعت» و «سبزاندیشی» را ترویج کنند. رسانهها میتواند و باید نوروز را به مفاهیم مدرنی چون «توسعه پایدار» و «عدالتِ زیستمحیطی» گره بزنند و این آیین باستانی را به یک مانیفست جهانی برای نجات زمین تبدیل کند. از دیگر سو، در جهانی که سیاست تفرقه، هر روز دیوارهای بیاعتمادی را بلندتر میسازد، رسانهها میتوانند از نوروز به مثابه پلی برای همگرایی بهره ببرند. با برجسته ساختن مشترکات فرهنگی و روایتهای انسانی، میتوان اعتماد و همدلی را در سطح منطقهای و جهانی بازسازی کرد.
دوستان ارجمند؛ علیرغم این ظرفیتهای عظیم، باید با دردی عمیق و نگاهی واقعبینانه اعتراف کنیم که آفتاب نوروز، امروز در همه جای این جغرافیای فرهنگی با یک جلوه نمیتابد. در سرزمین من، افغانستان، کشوری که هزاران سال مهد پرورش و بالندهگی این آیین بوده است، نوروز باستانی امروز با بیمهری، مخالفت و حتا ممنوعیت روبهرو شده است. در ایران نیز، هرچند ریشههای نوروز در اعماق جان جامعه استوار است، اما گاه در سایه برخی برداشتهای ایدیولوژیک، مناسبتهای ملی غیرمذهبی با نگاهی تردیدآمیز مواجه میشوند.
در دل این تاریکیها و تنگناها، نقش جمهوری تاجیکستان اهمیتی تاریخی، استراتیژیک و بینظیر مییابد. تاجیکستان امروز، به استوارترین پایگاه پاسداری، توسعه و صدور فرهنگ نوروزی در جهان بدل شده است. در این سرزمینِ خجسته، نوروز نه فقط یک جشن، که شالوده هویت ملی است و سیاست رسمی دولت نیز، حمایتِ تمامقد از این میراثِ نیاکان است. آنچه این شکوه را دوچندان میکند، پیوندِ ناگسستنی اراده مردمِ تاجیکستان با حمایت قاطع دولت است. در این میان، نقش برجسته و رهبری هوشمندانه عالیجناب امامعلی رحمان، رییس جمهوری محترم تاجیکستان، بسیار ارزنده است. اهتمام ویژه و تلاشهای مستمر ایشان برای بزرگداشت باشکوه نوروز و معرفی ابعاد جهانی آن، تجلی یک «دیپلماسی فرهنگی موفق» است؛ سیاستی که فرهنگ را نه ابزار تفاخر، که به ابزاری برای صلح و همگرایی میداند. تاجیکستان به جهان ثابت کرده است که چگونه میتوان با تکیه بر ریشههای اصیل، به سوی آیندهای روشن و مبتنی بر همکاری گام برداشت.
در پایان؛ باید بهخاطر بسپاریم که نوروز، حامل سه پیام ابدی برای بشریت است: نخست؛ پیام احترام و خضوع در برابر طبیعت. دوم؛ پیام امید لایزال به نوزایی و عبور از زمستان و سختیها. و سوم؛ پیام همبستهگی بیقید و شرط میان انسانها.
مسوولیت سنگین ما، بهویژه اصحاب رسانه، اندیشمندان و روایتگرانِ جامعه، این است که نگذاریم غبار نسیان بر این پیامها بنشیند. ما باید این مشعل را، روشنتر و فروزانتر به دستِ نسلهای فردا بسپاریم. چرا که نوروز، تنها آغاز یک تقویم تازه نیست؛ نوروز یادآوری این حقیقت روشن است که هر بهار، فرصتی است دوباره برای بازسازی اعتماد، برای درهمآمیختن قلب انسانها، و برای پاسداری از «زمین»؛ این تنها خانه مشترک ما در پهنه کیهان است.
پاینده باد نوروز، و استوار باد پلهای همدلی میان انسانها ملتها.
از توجه شما سپاسگزارم.
No comments:
Post a Comment