آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Thursday, June 13, 2024

طالبان و سرگردانی فعالین حقوق‌زن

شاید حدود پنج سال قبل، طالبان در یکی از ولسوالی‌های عزنی هشدار دادند که اگر دختران می‌خواهند بدون مزاحمت به مکاتب بروند، شاگردان باید حجاب را درست رعایت کنند و معملین  نباید آرایش کنند. 

‏خانم شهرزاد اکبر که در آن زمان رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر بود، در صفحۀ فیسبوکش نوشت که، هیچکس حق ندارد در مورد نوعیت لباس زنان و آرایش‌ زنان محدودیت ایجاد کند. من در آن‌زمان مخالف حرف ایشان بودم و فکر می‌کردم، اگر پوشیدن لباسِ کمی دراز‌تر و نزدن لب‌سرین می‌تواند راۀ شاگردانی که سالها از مکتب منع شده اند را باز کنند، ما چرا باید به آن پافشاری کنیم. 

‏استدلال من در آن زمان این بود که، اولویت بازشدن راه به دخترانی است که سالها از مکتب منع شده اند. باسوادی خودش سبب آگاهی و آگاهی روحیۀ مبارزه برای حقوق را به میان خواهد آورد. اما مدتی بعد نظرم تغییر کرد و فکر کردم ما زنان افغانستان در چندین نسل، با «قانع بودن» باختیم. ما قرار است چندبار زندگی کنیم تا در بارهای بعدی بتوانیم به آن ابتدایی‌ترین‌ها دسترسی داشته باشیم؟ 

‏حالا اما بعد از سه سال حاکمیت طالبان در افغانستان، خانم شهرزاد اکبر رییس مؤسسه «رواداری» با راه اندازی کمپین «اقرأ» می‌خواهد صدای دختران را بلند کند تا طالبان را وادار کند به آنان اجازۀ مکتب رفتن دهند. این خواست چندین مشکل اساسی دارد:

‏نخست اینکه، این کمپین برای «جلوگیری از عادی‌شدن ممنوعیت آموزش برای دختران» عنوان شده است. ممنوعیت آموزش دختران، نه امروز و نه صدسال بعد، عادی نخواهد شد. اما این کمپین بدون هیچ اشاره‌ای به تغییر نظم سیاسی فعلی در افغانستان و بازشدن مکاتب زیر چتر همین نظام راه اندازی شده که خود غیرمستقیم کمپینی برای عادی‌سازی حکومت طالبان است. 

‏کمپین برای مکتب رفتن زیر چتر حاکمیت طالب، چیزی جز تمنا برای راه دادن زنان در صفوف تروریستان، به ملا هیبت‌الله نیست. طالبان در حال حاضر در خصوصی‌ترین و جزئی‌ترین لایه‌های زندگی مردم مداخله دارند، بعد شما توقع دارید به دختران شما علم فزیک و امنیت سایبری تدریس کنند؟

‏دوم، انتخاب مثال خانم اکبر از کمبود نرس و داکتر زن می‌گوید، برای من تکان‌دهنده است. در تفکر زن‌ستیز و طالبانی، تنها دو شغلی که زنان در آن جایگاه دارند، معلمی و طبابت است. کمبود داکتر و نرس در بعضی مناطق افغانستان حقیقت دارد اما زنان در مقایسه با دیگر شغل‌ها، بیشترین کارمند و متخصص را در بخش‌های صحی و آموزشی دارند. برای مثال، بدخشان به تنهایی خودش به ظرفیت تمامی کلینیک‌های افغانستان همین حالا قابله و نرس بیکار دارد که دنبال یک لقمه نان هستند اما ندارند. شاید خانم اکبر میداند که اگر ملا هیبت‌الله هم این ویدیو را با مثال کمبود داکتر و نرس ببیند، راضی شود به دختران اجازۀ به مکتب رفتن دهد اما اگر بگوییم چرا آن دختر افغانستانی که می‌خواست اولین زن فضانورد از کشورش باشد، پارسال در ۱۸ سالگی مجبور به ازدواج شد و به روی آتش تمام آرزوهایش خاک و روی خشمش بنزین ریخت، به مزاق ملاهای طالب شاید خوش نخورد.  

‏فعالین سرگردان و پلتفورم‌دار حقوق زن، یکبار و برای همیشه باید به یک سوال دقیق فکرکنند و صادقانه پاسخ دهند: مشکل ما تنها نفس نرفتن دختران به مکتب است یا با تفکری که هر از گاهی مانع رفتن آنان به مکتب می‌شود؟ اگر شما خود را در گروه اول می‌بینید برای‌تان مبارک باشد! شما یک لابی‌گر خوبی هستید که فقط به قاتلان مردم یاد می‌دهید که چطور می‌توانند برای سالهای طولانی بر والدین، همسران و کودکان کسانیکه که کشتند حکومت کنند و حالا دختران‌شان را نیز شامل صفوف خود بسازند.

‏ممکن است دونرهای بسیاری از پروژه‌های حقوق بشری از همکاران‌شان بخواهند در مسئله افغانستان غیرسیاسی باشند، چنانکه فعالیت سیاسی علیه حکومت ایران برای همان موسسه ممکن است کار حقوق بشری حساب شود. اما راه این کشور طولانیست و آینده و یک نسل پرسش‌گر در برابر ما.


جنبش آزادی بخش زنان ،عطیه مهربان

No comments: