با افتخار قدیره واسوخت، شاعر معاصر از استان بدخشان را معرفی میکنم؛
شاعری که سالهاست با سرودهای میهنی و مردمی، بازتابدهنده درد، رنج و امید مردم خود است. او نهتنها در شعر، بلکه در عمل نیز یار و همراه زنان بیوه و کودکان یتیم بوده و دست شان گرفته است.
بانو واسوخت در جریان سال های پسین صدای خاموشان جامعه را به زبان شعر رسانده است.
در این شب بلند و نمادین، سرودهای ویژهی یلدا از این شاعر مردمی با شما به اشتراک گذاشته میشود؛ سرودهای که گرما، همدلی و روشنایی را یادآور است.
شیرین.ن مبارز
*****
غزال سرزمین آریایی
شب یلدا به نزد من بیایی
کنار سفره ی رنگین عاشق
برایم شعر ی از حافظ بخوانی
حضورت چون چراغ شام من بود
شراب بوسه ات در جام من بود
شب یلدا وشمع وفال حافظ
نگاه گرم تو آرام من بود
شب یلدا کنار بستر دل
خزان ذهن را کردم پر از گل
ورق گردانی های فال حافظ
طراوت بودوعشق وشورمحفل
گذشت هر روز چون سالی برایم
ندادی هیچ احوالی برایم
عزیزم گر زپیشم رفته ی لیک
شب یلدا بزن فالی برایم
مانند قصیده ی تری در باران
عشق تو واین دردحزین هجران
باز آ. که شب شادی وشور است یلدا
آهنگ خوش و سرود جمع یاران
در ظلمت شب تو اختر من بودی
سر فصل بهار دفتر من بودی
یلدا شب وقصه های شیرین بسیار
رخشنده چو شمع ودر بر من بودی.
قدیره واسوخت
No comments:
Post a Comment