آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Friday, June 12, 2020

دلایل ماندگاری زنان در یک رابطه خشونت آمیز

 
خشونت خانگی یکی از شایع‌ترین‌ انواع‌ خشونت‌ است که به لحاظ آماری نرخ بالایی را دربسیاری
از كشورها به خود اختصاص داده‌ است. (یو ان او دی سی
۲۰۱۸)  

خشونت خانگی، دربرگیرنده‌ی طیفی از آزارهای فیزیكی، كلامی، روحی، روانی، جنسی و اقتصادی است كه‌ در محیط بسته ی خانه در بین اعضای خانواده اتفاق افتاده‌ و زنان از قربانیان عمده‌ ی این نوع خشونت هستند. این گونه‌ از خشونت تأثيرات منفی جدی بر سلامت جسم و روان افراد آسیب دیده باقی می گذارد به شکلی که قربانیان ممکن است تا سالیان سال از تجربه خشونت وعواقب آن رنج ببرند. (دوریس۲۰۱۱, ۷۹-۸۶)
در جهان امروز علی رغم پیشرفت علم، توسعەی تکنولوژی، دسترسی نسبتا آسان به‌ اینترنت و به‌ تبع آن افزایش آگاهی از قوانین حقوق بشری و تلاش های برابری خواهانه جنسیتی هنوز خشونت خانگی در بسیاری از خانواده ها، حتی خانواده‌ های ساكن کشورهای مدرن و توسعه یافته، رواج دارد. با وجود تفاوت های آماری در میزان شیوع خشونت خانگی در مناطق مختلف، دکتر شهلا اعزازی در تحقیق خود نشان می دهد كه‌ افزایش میزان سواد و رفاه مادی لزومن در توقف این گونه‌ خشونت مؤثر نیست. نه‌ تنها زنان متعلق به‌ خانواده‌ های كم سواد و تهیدست بلكه‌ زنان خانواده‌ های مرفه‌ و دارای همسران با سواد و حتی به‌ ظاهر روشنفکر از خشونت خانگی رنج می برند. (اعزازی۱۳۸۰, ۱۰۹-۱۱۰)
قربانیان خشونت خانگی به دلایل متعددی همچون ترس از آبرو، قبح اجتماعی طلاق، حمایت از فرزندان، عدم استقلال مالی، کمبود یا فقدان حمایت های دولتی و خانوادگی، قوانین ناعادلانه و جنسیت زده، ترس از تنهایی، تهدید، عشق و علاقه، عدم اعتماد به‌ نفس و حتی از دست دادن تعادل روحی و روانی به ماندگاری در رابطه خشونت بار ادامه می دهند. شرم، جدی نگرفتن و باور نکردن فرد آسیب دیده نیز از جمله‌ عواملی هستند كه‌ موجب پنهان کردن خشونت از سوی قربانیان و سکوت و انزوای آنان می شود. گاهن فرد آسیب دیده آگاهانه و با توجه به اولویت هایی که در آن رابطه دارد تصمیم به ماندگاری در رابطه خشونت آمیز می گیرد.

به شکل کلی خشونت خانگی ناقض بیانیه‌ حقوق بشر است. مادهٔ پنجم اعلامیه جهانی حقوق بشر عنوان می كند که «هیچ‌کس نمی‌بایست مورد شکنجه، بی‌رحمی، آزار، و یا تحت مجازات های غیرانسانی یا رفتاری قرارگیرد که منجر به تنزل مقام انسانی وی گردد.» (اعلامیه جهانی حقوق بشر، ۱۹۴۸)
  اسناد مهم حقوق بشری از جمله قطعنامه ها، بیانامه ها و علامیه های متعددی از طرف کارگزاران متخصص ملل متحد برای  پیشرفت برابری جنسیتی و تساوی حقوق زن و مرد انتشار یافته اما همچنان جهان شاهد تبعیض گسترده ای علیه زنان بود به همین دلیل در سال ۱۹۷۹ کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد.» (کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان ,۱۹۷۹)
این یک تحقیق گذشته‌ نگر است كه‌ به‌ دلایل ماندگاری زنان در یك رابطه‌ خشونت بار می پردازد. منابع این تحقیق كتب چاپ شده‌ و پایان نامه‌ های تحقیقی كسانی است كه‌ از زوایای مختلف به‌ این موضوع پرداخته‌ اند.
واژه گان کلیدی

خشونت خانگی، چرخەی خشونت خانگی، جنسیت و نابرابری جنسیتی، حریم خصوصی و محرمانه بودن اطلاعات شخصی افراد، سندروم استکهلم.
مقدمه
خشونت علیه زنان و نیز خشونت خانگی تقریبن در همه جای دنیا وجود داشته‌ و دارد، اما کیفیت و كمیت آن در هر منطقه ای بستگی به فرهنگ مرسوم، آیین و قوانین نوشته و نانوشته ی آن جامعه دارد. سخت گیری های جنسیتی در مورد زنان می تواند از جایی به جای دیگر متفاوت باشد. به عنوان مثال در حالیکه دختران در برخی کشورهای آفریقایی نه تنها ختنه می شوند بلکه دستگاه تناسلیشان هم دوخته می شود، در جاهای دیگر ختنه ملایمتری انجام شده یا نمی شود؛ یا مثلن سختگیری بر زنان در جاهای مختلف می تواند طیفی از خشونت ها را از محدودیت های ارتباطی گرفته تا قتل های ناموسی در بر بگیرد.

در کشورهای توسعه نیافته یا نیمه توسعه یافته به دلیل قوانین رسمی و یا شرعی جنسیت زده، فرهنگ سنتی مرد/ پدر سالاری و کمبود حمایتهای خانوادگی و دولتی از لحاظ اقتصادی، امنیتی و حقوقی، عده ای از زنان ناخواسته مجبور به ادامه ی زندگی توام با خشونت می شوند، زیراکه راههای برون رفت از آن زندگی برای زنان بسیار محدود و پر هزینه است و گاهی چاره ای جز تحمل و سازش ندارند.(اعزازی۱۳۸۰, ۱۹۹)
در کشورهای توسعه یافته نیز گاهی مشاهده می شود که علی رغم امکانات متعدد امنیتی، قوانین برابر جنسیتی و ضد خشونت علیه زنان، وجود سازمانهای حمایتی متفاوت و خانه های امن، ارائه ی بسیاری از خدمات حقوقی، مالی و درمانی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی، همچنان عده ای از خشونت دیده ها تمایل چندانی به جدایی و رهایی از یک رابطه خشونت آمیز ندارند و همچنان به زندگی همراه با خشونت، تن می دهند.
در ارتباط با خشونت خانگی و مسئله‌ ی سکوت و ماندگاری فرد خشونت دیده در یک رابطه خشونت آمیز مفاهیمی چون حریم خصوصی، آبروی طرفین، محرمانه بودن اطلاعات شخصی افراد و مشکلات ناشی از افشاگری نقش بسزایی را در گفتمان مبارزه با خشونت علیه زنان ایفاء می کند. باورها و تعاریف ناقص و گوناگون از این مفاهیم تبدیل به مساله ای چالش برانگیز بین فعالان حقوق زنان شده است. شاید ارائه ی یک تعریف جامع و توافق بر حد و مرزهای مفاهیم ذکر شده ی فوق از جمله ضرورت و محدوده ی حفظ حریم خصوصی افراد بتواند در حل این مساله جنجال برانگیز مؤثر واقع شود.
پرسشهای مطرح در این باره عبارتند از:
آیا ترس از آبرو و طلاق بر سر قربانیان خشونت همچنان سایه افکنده است؟
آیا خشونت دیدگان از تهدیدهای خشونت گران می ترسند؟
آیا عشق خشونت دیدگان را پایبند می کند؟
آیا افراد تحت خشونت دچار سندروم استکهلم شده اند؟

آیا از تنهایی واهمه دارند؟
آیا به خشونت عادت کرده اند و آنرا امری طبیعی می پندارند یا تسلیم سرنوشت شده اند؟
آیا دچار عارضه خود کم بینی و ناتوانی هستند یا عزت نفس خود را از دست داده اند؟
آیا قدرت و توان ساختن زندگی جدیدی را در خود نمی بینند؟
آیا از لحاظ روحی و روانی دچار آسیب شده و قدرت انتخاب درست را ندارند؟
آیا از وابستگی و عدم استقلال مالی و یا معنوی رنج میبرند؟
آیا دچار افسردگی و نا امیدی شده اند؟
آیا نابرابری جنسیتی را پذیرفته و به جنس دوم بودن زن باور و عادت کرده اند؟
روش و هدف تحقیق

 روش این تحقیق بر اساس  بررسی کتابخانه ای است که مروری سنجشگرانه بر تحقیقات دانشگاهی در مورد خشونت علیه زنان دارد. هدف از تحقیق، بررسی دلایل ماندگاری زنان در یک رابطه خشونت آمیز است. دلایل، ریشه ها و ابعاد این انتخاب خواسته و یا ناخواسته که قطعن می تواند برای فرد، خانواده و جامعه زیان بار باشد، مورد بررسی قرار می گیرد.
در این پژوهش، منظور از خشونت خانگی تأکید بر یک نوع خاص آن یعنی رفتار خشونت آمیز مرد علیه زن در محدوده خانواده می باشد.
این تحقیق با این آگاهی صورت می گیرد که شناسایی عوامل تاثیر گذار بر تصمیم ماندگاری زنان در یک رابطه خشونت آمیز، می تواند نقش مؤثری را در متوقف کردن چرخه خشونت خانگی، پایان دادن به یک رابطه خشونت بار و تاثیرات منفی آن بر افراد، خانواده و جامعه ایفا کند. با امید به اینکه تحقیقات بیشتر در این زمینه، موجب ایجاد تغییرات مثبت در سطح جامعه شود.
رادیو زمانه ،ادامه دارد......

خشونت خانگی یکی از شایع‌ترین‌ انواع‌ خشونت‌ است که به لحاظ آماری نرخ بالایی را در بسیاری از كشورها به خود اختصاص داده‌ است. (یو ان او دی سی ۲۰۱۸) خشونت خانگی، دربرگیرنده‌ی طیفی از آزارهای فیزیكی، كلامی، روحی، روانی، جنسی و اقتصادی است كه‌ در محیط بسته ی خانه در بین اعضای خانواده اتفاق افتاده‌ و زنان از قربانیان عمده‌ ی این نوع خشونت هستند. این گونه‌ از خشونت تأثيرات منفی جدی بر سلامت جسم و روان افراد آسیب دیده باقی می گذارد به شکلی که قربانیان ممکن است تا سالیان سال از تجربه خشونت وعواقب آن رنج ببرند. (دوریس۲۰۱۱, ۷۹-۸۶)
در جهان امروز علی رغم پیشرفت علم، توسعەی تکنولوژی، دسترسی نسبتا آسان به‌ اینترنت و به‌ تبع آن افزایش آگاهی از قوانین حقوق بشری و تلاش های برابری خواهانه جنسیتی هنوز خشونت خانگی در بسیاری از خانواده ها، حتی خانواده‌ های ساكن کشورهای مدرن و توسعه یافته، رواج دارد. با وجود تفاوت های آماری در میزان شیوع خشونت خانگی در مناطق مختلف، دکتر شهلا اعزازی در تحقیق خود نشان می دهد كه‌ افزایش میزان سواد و رفاه مادی لزومن در توقف این گونه‌ خشونت مؤثر نیست. نه‌ تنها زنان متعلق به‌ خانواده‌ های كم سواد و تهیدست بلكه‌ زنان خانواده‌ های مرفه‌ و دارای همسران با سواد و حتی به‌ ظاهر روشنفکر از خشونت خانگی رنج می برند. (اعزازی۱۳۸۰, ۱۰۹-۱۱۰)
قربانیان خشونت خانگی به دلایل متعددی همچون ترس از آبرو، قبح اجتماعی طلاق، حمایت از فرزندان، عدم استقلال مالی، کمبود یا فقدان حمایت های دولتی و خانوادگی، قوانین ناعادلانه و جنسیت زده، ترس از تنهایی، تهدید، عشق و علاقه، عدم اعتماد به‌ نفس و حتی از دست دادن تعادل روحی و روانی به ماندگاری در رابطه خشونت بار ادامه می دهند. شرم، جدی نگرفتن و باور نکردن فرد آسیب دیده نیز از جمله‌ عواملی هستند كه‌ موجب پنهان کردن خشونت از سوی قربانیان و سکوت و انزوای آنان می شود. گاهن فرد آسیب دیده آگاهانه و با توجه به اولویت هایی که در آن رابطه دارد تصمیم به ماندگاری در رابطه خشونت آمیز می گیرد.

به شکل کلی خشونت خانگی ناقض بیانیه‌ حقوق بشر است. مادهٔ پنجم اعلامیه جهانی حقوق بشر عنوان می كند که «هیچ‌کس نمی‌بایست مورد شکنجه، بی‌رحمی، آزار، و یا تحت مجازات های غیرانسانی یا رفتاری قرارگیرد که منجر به تنزل مقام انسانی وی گردد.» (اعلامیه جهانی حقوق بشر، ۱۹۴۸)
  اسناد مهم حقوق بشری از جمله قطعنامه ها، بیانامه ها و علامیه های متعددی از طرف کارگزاران متخصص ملل متحد برای  پیشرفت برابری جنسیتی و تساوی حقوق زن و مرد انتشار یافته اما همچنان جهان شاهد تبعیض گسترده ای علیه زنان بود به همین دلیل در سال ۱۹۷۹ کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد.» (کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان ,۱۹۷۹)
این یک تحقیق گذشته‌ نگر است كه‌ به‌ دلایل ماندگاری زنان در یك رابطه‌ خشونت بار می پردازد. منابع این تحقیق كتب چاپ شده‌ و پایان نامه‌ های تحقیقی كسانی است كه‌ از زوایای مختلف به‌ این موضوع پرداخته‌ اند.
واژه گان کلیدی

خشونت خانگی، چرخەی خشونت خانگی، جنسیت و نابرابری جنسیتی، حریم خصوصی و محرمانه بودن اطلاعات شخصی افراد، سندروم استکهلم.
مقدمه
خشونت علیه زنان و نیز خشونت خانگی تقریبن در همه جای دنیا وجود داشته‌ و دارد، اما کیفیت و كمیت آن در هر منطقه ای بستگی به فرهنگ مرسوم، آیین و قوانین نوشته و نانوشته ی آن جامعه دارد. سخت گیری های جنسیتی در مورد زنان می تواند از جایی به جای دیگر متفاوت باشد. به عنوان مثال در حالیکه دختران در برخی کشورهای آفریقایی نه تنها ختنه می شوند بلکه دستگاه تناسلیشان هم دوخته می شود، در جاهای دیگر ختنه ملایمتری انجام شده یا نمی شود؛ یا مثلن سختگیری بر زنان در جاهای مختلف می تواند طیفی از خشونت ها را از محدودیت های ارتباطی گرفته تا قتل های ناموسی در بر بگیرد.

در کشورهای توسعه نیافته یا نیمه توسعه یافته به دلیل قوانین رسمی و یا شرعی جنسیت زده، فرهنگ سنتی مرد/ پدر سالاری و کمبود حمایتهای خانوادگی و دولتی از لحاظ اقتصادی، امنیتی و حقوقی، عده ای از زنان ناخواسته مجبور به ادامه ی زندگی توام با خشونت می شوند، زیراکه راههای برون رفت از آن زندگی برای زنان بسیار محدود و پر هزینه است و گاهی چاره ای جز تحمل و سازش ندارند.(اعزازی۱۳۸۰, ۱۹۹)
در کشورهای توسعه یافته نیز گاهی مشاهده می شود که علی رغم امکانات متعدد امنیتی، قوانین برابر جنسیتی و ضد خشونت علیه زنان، وجود سازمانهای حمایتی متفاوت و خانه های امن، ارائه ی بسیاری از خدمات حقوقی، مالی و درمانی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی، همچنان عده ای از خشونت دیده ها تمایل چندانی به جدایی و رهایی از یک رابطه خشونت آمیز ندارند و همچنان به زندگی همراه با خشونت، تن می دهند.
در ارتباط با خشونت خانگی و مسئله‌ ی سکوت و ماندگاری فرد خشونت دیده در یک رابطه خشونت آمیز مفاهیمی چون حریم خصوصی، آبروی طرفین، محرمانه بودن اطلاعات شخصی افراد و مشکلات ناشی از افشاگری نقش بسزایی را در گفتمان مبارزه با خشونت علیه زنان ایفاء می کند. باورها و تعاریف ناقص و گوناگون از این مفاهیم تبدیل به مساله ای چالش برانگیز بین فعالان حقوق زنان شده است. شاید ارائه ی یک تعریف جامع و توافق بر حد و مرزهای مفاهیم ذکر شده ی فوق از جمله ضرورت و محدوده ی حفظ حریم خصوصی افراد بتواند در حل این مساله جنجال برانگیز مؤثر واقع شود.
پرسشهای مطرح در این باره عبارتند از:
آیا ترس از آبرو و طلاق بر سر قربانیان خشونت همچنان سایه افکنده است؟
آیا خشونت دیدگان از تهدیدهای خشونت گران می ترسند؟
آیا عشق خشونت دیدگان را پایبند می کند؟
آیا افراد تحت خشونت دچار سندروم استکهلم شده اند؟

آیا از تنهایی واهمه دارند؟
آیا به خشونت عادت کرده اند و آنرا امری طبیعی می پندارند یا تسلیم سرنوشت شده اند؟
آیا دچار عارضه خود کم بینی و ناتوانی هستند یا عزت نفس خود را از دست داده اند؟
آیا قدرت و توان ساختن زندگی جدیدی را در خود نمی بینند؟
آیا از لحاظ روحی و روانی دچار آسیب شده و قدرت انتخاب درست را ندارند؟
آیا از وابستگی و عدم استقلال مالی و یا معنوی رنج میبرند؟
آیا دچار افسردگی و نا امیدی شده اند؟
آیا نابرابری جنسیتی را پذیرفته و به جنس دوم بودن زن باور و عادت کرده اند؟
روش و هدف تحقیق

 روش این تحقیق بر اساس  بررسی کتابخانه ای است که مروری سنجشگرانه بر تحقیقات دانشگاهی در مورد خشونت علیه زنان دارد. هدف از تحقیق، بررسی دلایل ماندگاری زنان در یک رابطه خشونت آمیز است. دلایل، ریشه ها و ابعاد این انتخاب خواسته و یا ناخواسته که قطعن می تواند برای فرد، خانواده و جامعه زیان بار باشد، مورد بررسی قرار می گیرد.
در این پژوهش، منظور از خشونت خانگی تأکید بر یک نوع خاص آن یعنی رفتار خشونت آمیز مرد علیه زن در محدوده خانواده می باشد.
این تحقیق با این آگاهی صورت می گیرد که شناسایی عوامل تاثیر گذار بر تصمیم ماندگاری زنان در یک رابطه خشونت آمیز، می تواند نقش مؤثری را در متوقف کردن چرخه خشونت خانگی، پایان دادن به یک رابطه خشونت بار و تاثیرات منفی آن بر افراد، خانواده و جامعه ایفا کند. با امید به اینکه تحقیقات بیشتر در این زمینه، موجب ایجاد تغییرات مثبت در سطح جامعه شود.
رادیو زمانه ،ادامه دارد......

No comments: