ariana

ariana

Monday, October 5, 2015

سقوط شرم آور کندزشکست ننگین برجبین حکومت غنی وعبدالله

شیرین نظیری
کندز شهر باستانی،تاریخی،مرکز تخارستان،مرکز زون شمال شرق، شهرکلیدی
،استراتیژیک ویکی ازشهرهای مهم وبندری است.



کندزازجمله ولایات کهن وبزرگ افغانستان محسوب میگردد کندزرا درادوارمختلف تاریخ بنام های مختلف مانند اپاسکا، کهندژ وکندزیاد نموده اند . این ولایت موقعیت مهمی جغرافیایی داشته زیرا زمانیکه اسکندرکبیر درسالهای ۳۳۰ ق م درمقابل بیسوس که خویش را پادشاه خوانده  بود لشکرکشی میکرد، اپاسکا یعنی کندز امروزی را پایگاه نظامی خویش قرار داده بود.   کندزکه سال های زیاد بنام کهندژ بوده وطی نسل ها و  گذشت زمان به  کندزتغییر نام یافته است.از اهمیت تاریخی خاص  برخورداربوده و درگذشته ها  پایتخت تخارستان بود، در روزگار دولت یفتلی ۲۰۰۰ سال پیش از این شاخه ازمهم ترین راه تجارتی که صفحات جنوب هندوکوه را از راه کوه دامن وکوهستان به صفحات شمال وصل میکرد به این شهر میرسید درصفحات شمال هندوکوه کندز بین تخارستان وباکتریان ایستگاه مهمی بودکه از آن راه تجارتی سه شاخه شده یکی به طرف بلخ دیگری به طرف تخارستان و سومی مستقیماً بطرف رود آمو میرفت.
اینکه فردوسی درشاهنامه پنج مورد ازکندزیادکرده دلیلی برسابقه تاریخی وعظمت این شهرشده میتواند.کندزبه ویرانه مبدل شد

شهرباستانی کندز درادوار مختلف تاریخ چندین بارتخریب شده است. این شهردرسده هفتم هجری یک باردیگر آباد و مرکز تخارستان قرارگرفته وباردیگر ویران گردیده است.در سال های اخیرکه بیشترین ما شاهد آن بودیم.بوسیله گلبدین راکتیارسوزانده شدوهمه دار وندارش طعمه شعله های آتش قرار گرفت.آخرین باری که باز هم کندزرا ،زخم خونین زدند.طالب های ترورست به همراه شماری از اتباع خارجی وحامیان داخلی شان در روز ششم میزان ۱۳۹۴ با استفاده از شیوه های تروریستی، شیطانی و اعمال ناجوانمردانه و با پنهان شدن در عقب افراد ملکی ؛ حوادث خونین را در شهر کندز به راه انداختند.در این روز سیاه پس از چهارده سال شهرکندز بدست طالب ها سقوط کرد.با تصرف شهرطالب ها بخشی ازساختمان های دولتی را تصرف کردند و برخی از آنها را به آتش کشیدند. بیشتر مسؤلان محلی و کارمندان نهادهای داخلی و بین المللی با خروج از شهر به میدان هوایی این ولایت فرارکردند. ۴۵۰۰ خانواده کندزی به ولایت بدخشان و تخار گریختند و دستکم ۵۰۰ خانواده دیگر در شیرخان بندر و مناطق مرزی گیر مانده اند. اکنون شهريان کندز درحالت مشقتبار به سر می برند
قربانیان اصلی این جنگ چه کسانی بوده اند؟
طالب های اجیر پس از ورود شان به شهر کندز مانند حیوانات درنده و وحشی عمل کردند،این گروهک ترورست کثیف در بیمارستان مرکزی کندز رفته، زنان باردار و زنانی را که در حالت زایمان بودند، همراه با داکتران تیرباران کردند. به نرس ها وداکترزنان بیمارستان نخست تجاوز دسته جمعی نموده و سپس همه ی ایشان را کشتند.این وحشی های سده 21 زندانی های زنان را از حبس رها نمودند، پیرزنان را کشتند وزنان جوان را درساحه تحت نفوذ خود انتقال دادند.
طالب ها شب ها به خانه های که دختر جوان دارند، وارد می شوند و به آنها تجاوز می کنند، تعدادی از زنان طی این چند روز به قصد فرار شهر در دام طالبان گیر افتادند، آنها را هم چنان افراد این گروه به گروگان گرفتند و به مناطق تحت کنترول شان انتقال دادند....
شهروندان کندزدرین مدت، رنج و درد فراوان کشیدند.شب ها و روز ها را در کنار شهدای شان گذشتاندند، اشک باریدن ، ناله و زجه سردادند. تا امروز هم که حدودی یک هفته از آغاز تجاوز برحرمت زنان ،مال و دارایی های شهروندان می گذرد.
طالبان هنوز هم دربرخى ساحات شهر وجود دارند.هنوز هم مردم،جنازه هایشان را دفن کرده نتوانستند. طالب ها به پناه گاه های اصلی شان به سمت ولسوالی چهاردره،دشت ارچی  و چند منطقه ناامن دیگر گریخته اند.
تقریبا به جز فرماندهی پولیس کندز، تمام ادارات دولتی اعم از مقام ولایت، میدان هوایی، دفاتر و نماینده گی های دولتی، بانک های خصوصی و دولتی و تمامی مراکز تجارتی ، طلا فروشی ها، صرافی ها و شرکت های تجارتی را تاراج و چپاول و ادارات دولتی را آتش زد و صدها زندانی از زندان آن ولایت فرار دادند .
چرا هفت ۷۰۰۰ نیرو ۵۰۰ طالب را نه شکست؟
----------------------------------------

شهر کندز در چند ماه گذشته در محاصره طالب ها قرار داشت و به نقل از روزنامه نیویارک‌تایمز، با این‌که بنا به تخمین یکی از مقامات امنیتی افغان، تعداد طالب ها به مراتب نسبت به نیروهای امنیتی افغان کم‌تر بوده‌اند، اما این گروه قادر شد که به مدد ۵۰۰ نفر شهر کندز را به تسخیر خود در بیاورند. این در حالی است که زلمی ‌فاروقی، ولسوال چهار دره، به این روزنامه گفت که نیروی امنیتی افغان در ساحه به هفت هزار نفر می‌رسید ولی آنچه زمینه پیروزی طالب ها را فراهم ساخت بی‌کفایتی در سطح رهبری بود.
یکی از نشانه‌های بی‌کفایتی سیاسی و نظامی‌ حکومت مرکزی و محلی در قسمت دفاع از ولایت مهم و استراتژیکی مانند کندز این است که مقامات سیاسی و رهبری نظامی در کابل و کندز توانایی، و یا شاید هم میل، در هم شکستن محاصره چندین ماهه این ولایت از سوی طالب ها را نداشته‌اند. محمد‌یوسف ایوبی، رییس شورای ولایتی کندز، به نیویارک‌تایمز گفت که علی‌رغم تجمع نظامی‌ جنگجویان طالب در اطراف دروازه‌های شهر برای چندین ماه متوالی، هیچ عملیات مهم و یا تحکیم نظامی- امنیتی شهر کندز از سوی حکومت صورت نگرفت. به‌گفته او، هفتاد درصد مناطق بیرون از شهر تحت کنترول این گروه قرار داشت. به‌گفته آقای ایوبی، «حکومت مرکزی، کندز و مردم آن را به فراموشی سپرد. به‌دلیل بی‌کفایتی مقامات محلی، طالب ها در این ولایت حضور دارند.البته، تنها این مشکل به ولایت کندز محدود نمی‌گردد. حکومت هیچ استراتژی و برنامه‌ای برای مقابله با طالب ها ندارد و می‌کوشد که با دنبال کردن سیاست منفعل دفاعی و محافظت از مرکز شهرها و ولسوالی‌ها، از درگیری مستقیم با جنگجویان طالب، حزب اسلامی ‌و داعش پرهیز کند. با این‌که نیرو‌ها قادر به حفظ حضور در تمام شهر‌ها و تعدادی از مراکز ولسوالی‌های کشور‌اند، ولی حضور‌شان محدود به همانجا بوده، گزمه نیروهای بیرون از مناطق شهری و مرکز ولسوالی‌ها به ندرت صورت می‌گیرد، و آن‌ها میلی به گرفتن مناطق بیشتری از دست طالب ها را ندارند.
این در حالی است که ، شورشیان تروریست طالب بر نفوذ خود در مناطق حتا نزدیک به شهرهای بزرگ- که حتا کابل را نیز می‌شود در این شمار آورد- افزوده و به این ترتیب قادر به عبور و مرور آزادانه در مناطق و افزایش حملات بالای نیروهای امنیتی ‌اند. نیرو های ما در وضعیت دفاعی قرار دارند و نمی‌توانند که به تعقیب و حمله پیشدستانه بالای دشمنان بپردازند. قطعات نیروهای امنیتی محاصره می‌شود اما هیچ حمایت نظامی ‌از سوی حکومت از عقب جبهه صورت نمی‌گیرد و در نتیجه نیروهای جان خود را از دست می‌دهند.زیرا حکومت ها مایل نیستند که طالبان را به‌عنوان دشمن اصلی افغانستان معرفی کرده و جنگی را علیه آن‌ها آغاز کنند و سیاست منفعلانه حکومت را در برابر طالب ها تغییر بدهند.
چرا کندز سقوط کرد؟
بیشتر از هر چیزی ناتوانی حکومت در ارایه یک استراتژی روشن و کارای نظامی- سیاسی علیه طالب ها است. از زمانیکه حکومت افغانستان مسوولیت مستقلانه عملیات نظامی ‌را به دوش گرفته، خطاهای آشکاری از آن سر می‌زند. بگونه نمونه این نخستین باری است که یک شهر بزرگ و مهم کشور پس از چند ماه محاصره سقوط می‌کند. ولی با این حال سقوط کندز بی‌برنامگی و آینده‌نه‌نگری حکومت وحدت ملی را به نمایش می‌گذارد.
واقعیت این است که سیاست انفعالی- دفاعی حکومت ناشی از این باور است که حکومت افغانستان از مسیر مصالحه با طالب ها و پاکستانی‌ها جنگ موجود را خاتمه بخشیده می‌تواند؛ استراتژی‌ یی که به هیچ صورت امیدی به موفقیت آن نیست. ولی در واقع، حکومت قادر به برنامه‌ریزی و طرح‌ریزی یک استراتژی موثر علیه طالب ها نیست. چون نیروهای سیاسی در داخل حکومت به شدت درگیر رقابت و جدال بر سر پست‌هایی دولتی بوده، و حتا قادر نیستند که روی انتصاب وزیر دفاع کشور که چهره کلیدی و برنامه‌ریز در دفاع از کشور و مبارزه با طالب ها و داعش‌های تروریست می‌باشد، به توافق برسند.
سقوط کندز توسط طالب ها، یک نگون‌بختی برای حکومت افغانستان است و نگرانی‌ها را درباره توانایی نیروهای امنیتی این کشور در نبرد با طالب ها، بیشتر می‌کند.طالب ها از ماه اپریل امسال نیروی خود را در مناطق اطراف شمال کندز افزایش دادند و از آن زمان سقوط این شهر را مدنظر داشتند.                                                                           
 
ضربه جدیدی به حکومت افغانستان:
شکست کندز به دست طالب ها در شرایط حساس اسامبلۀ عمومی ملل متحد ،شکستی شرم‌آور برای رییس‌جمهور‌غنی درنخستین دوره کاری‌ اش است. او پس  از یک بن‌بست طولانی سیاسی با رقیب عمده‌اش که دولت را دوقطبی کرد، قدرت را به‌دست گرفت.
اختلاف‌ها و زخم‌های عمیق و وسیع در کشور با حکومت دو قطبی بدتر شد و بهتر نشدند. جنگ های زنجیره یی طالب ها و کمبودی های آشکارای نیروهای امنیتی آسیب بیشتری به وجهه رهبری غنی وارد کرد.                                                                                       
 
کی ها مسوول ویرانی و تاراج کندزهستند؟
پرسش مهم افکار عمومی این است: چرا شهر کندز سقوط کرد؟ زیرا نیروهای امنیتی به حد کافی در آن شهر وجود داشت. چرا این نیروها و فرماندهان‌شان نتوانستند در برابر حمله طالب ها مقاومت کنند؟ چرا ریاست امنیت ملی کندز و مرکز پولیس آن ولایت سقوط کرد؟
رییس‌جمهور و دیگر مقام‌های امنیتی و نظامی کشور تصور می‌کنند که با گفتن این جمله‌ها، افکار عمومی قانع می‌شود و هیچ پرسشی باقی نمی‌ماند. رییس‌جمهور و وزیرانش یا شعور مردم را دست‌کم گرفته‌اند و یا این‌که قدرت درک بحران را ندارند و نمی‌دانند که چه بر سر کندز آمده است. آیا فرماندهان نیرو‌های نظامی در سوق و اداره نیروها اشتباه کردند و شهر سقوط کرد، یا این‌که کل نیروهای مسلح مستقر در کندز، فرار را بر مقاومت ترجیح دادند؟ اگر نیروهای نظامی مستقر در کندز دست به فرار دسته‌جمعی زده‌اند، علت چه بوده است؟ چرا در فصل سوزان تابستان نیروهای امنیتی از سقوط کندز جلوگیری کردند اما حالا از پس دفاع این شهر برنیامدند؟ چرا نیروهای دولتی انگیزه‌ای برای دفاع از شهر کندز نداشتند؟ اگر نیروهای نظامی مستقر در کندز فرار نکرده‌اند و مشکل در فرماندهی و سوق و اداره بوده است، چرا این فرماندهان تا حال بازداشت نشده‌اند؟چرا فرماندهانی که نتوانستند نیروها را سوق و اداره کنند، بازداشت نشده‌اند؟ بالاخره باید یکی مسوولیت غارت و ویرانی کندز را به دوش بگیرد؟ انتظار افکار عمومی این بود که رییس‌جمهور به‌عنوان فرمانده کل قوای مسلح، علت سقوط کندز را صادقانه توضیح می‌داد و تمام کسانی را که به سقوط این شهر، معلول عملکرد اشتباه آنان بود به نهادهای عدلی و قضایی معرفی می‌کرد.وزیران قوای مسلح هم باید توضیح می‌دادند که چرا نیروهای امنیتی قرارگاه‌های اصلی خود را در شهر کندز ترک کردند. ب
ګونه نمونه وزیر داخله باید توضیح می‌داد که به چه دلیل پولیس کندز از فرماندهی امنیه این شهر عقب‌نشینی کرد. چرا گارنیزون فرماندهی پولیس کندز با تمام امکانات تسلیحاتی آن به طالبان سپرده شد؟ شکستن خط دفاعی و عقب‌نشینی شاید ایرادی نداشته باشد اما ترک قرارگاه اصلی آن هم بدون هر نوع جنگ و مقاومت، پرسش بزرگی است که وزارت داخله باید به آن پاسخ بدهد. ریاست امنیت ملی هم باید پاسخ بدهد که چرا گارنیزون محافظ عمارت این ریاست در کندز، بدون مقاومت سقوط کرد و وسایط آن به‌دست طالب ها افتاد. لوای دوم قول اردوی شمال، در کندز مستقراست.         جامعه جهانی برای اعمار گارنیزون این لوا، ۸۰ میلیون دالر مصرف کرده است، حداقل یازده‌صد سرباز و افسر در این قرارگاه مستقر هستند. چرا این قرارگاه و افسران و سربازان آن نتوانستند. از سقوط کندز جلوگیری کنند؟تصاویر منتشرشده در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که طالبانی که در شهر کندز گشت‌وگذار می‌کردند، صرف با تفنگ مسلح بودند، آنان نه تانک داشتند، نه ماشین محاربوی و نه رنجرهای مجهز با پیکا، چرا این همه نیروی امنیتی نتوانست از کندز در برابر چند تفنگ ‌به‌دست به دفاع برخیزد؟ چرا رییس‌جمهور فرمانده لوای اردوی ملی در کندز، مقام‌های اصلی ریاست امنیت ملی این ولایت و فرماندهان پولیس این ولایت را به ارگان‌های عدلی و قضایی معرفی نکرد، چرا عرق شرم بر جبین، فرمانده قول اردوی شمال ننشست و شرافتمندانه کنار نرفت؟ چرا وجدان وزیران وزارت‌خانه‌های قوای مسلح، تکان نخورد و هیچ کدام آنان کنار نرفتند، رییس‌جمهور هم باید به‌عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح از مردم افغانستان به‌دلیل ناکامی درحفاظت از شهر کندز، معذرت می‌خواست. مردم منتظر اقدامات قانونی رییس‌جمهور در روزهای آینده هستند.                                            
جنگ کندز درست در وقتی به وقوع پیوست که اسامبلۀ عمومی ملل متحد در حال تدویر بود و سران کشورها به شمول افغانستان درنیویارک حضور داشتند و طبق معمول می‌بایست با مقامات امریکا و غرب دیدار نمایند. این سقوط تصادفی و یا به همت طالب ها صورت نگرفت و نمی‌توانست بگیرد، به اساس تدبیر و تصمیم بالاتر از حدود درک و صلاحیتِ طالب ها و دولت افغانستان به میان آمد.                                     
بدین ترتیب، ما هنوز قربانی جنگ سرد هستیم. باید عاملان سقوط کندز و ستون پنجم دشمن درداخل حکومت افشا شود. فرآیند سرپرستى ولايات خاتمه داده شده ،ساحات تخريب شده دوباره بازسازى گردد و مراکز هماهنگى بين قطعات و جزو تام هاى نظامى در سطح شمالشرق با مرکز کندز صورت بگيرد .                                                          
اما بازپس‌گیری کندز، زنده گی‌های ازدست‌رفته را بر نمی‌گرداند!
 
 
 
 
 



Avast logo
This email has been checked for viruses by Avast antivirus software.
www.avast.com