ariana

ariana

Sunday, March 22, 2015

غزل

نعمت الله تُرکانی
دوستان عزیز! این سروده را برای فرخنده ای سروده ام که بدست وحشی های قرن بوق به شهادت رسید. روحش شاد و هزاران نفرین به قاتلین او...
دلم گرفته از این فتنه های شیطانی...
نمود این همه ایمان به جهل و نادانی
برای کشتن همدیگر اند عاشق و مست
 
 

جمیعتی که با خود کشند... مُسلمانی
براعتِ دل سنگین شان بُود فردا
به حور جنت و جوی شراب ارزانی
کُشند و آتش نمرود را بر افروزند
به روی پیکر دلداده گان به آسانی
همه به غیر محبت به نوع و نسل بشر
نفس کشند چو گوریلا هوای نفسانی
درون شان همه از عقده پر بُود امروز
و کار شان همگی جنگ وفکرِ ویرانی
***
خدای من چه شود گر کنی به قدرت خود
تمام این همه نا پاک را تو زندانی!!!
2 حمل
1394
 
 
 
 
 



This email has been checked for viruses by Avast antivirus software.
www.avast.com