ariana

ariana

Saturday, March 21, 2015

.....جهنم بود وطن فرخنده را کشت

فطرت حسینی
سوگنامه زیر را در این نیمه شب واشنگتن سروده ام و مثل شبهای گذشته خواب از چشمانم پریده و بیاد وطن بیمارم قلبم زار میزند و به همین مناسبت مطالبی که پس از اشعار میاید را تقدیم دوستان و دردمندان حادثه « فرخنده کشی» میکنم:

جهنم بود وطن فرخنده را کشت

میان سنگ و چوب و آتش و مشت
نشان داد شعله های دوزخ ما
سراسر کوله بار جهل در پشت
*
منم قاتل منم آن دختر پاک
منم آدم منم شیطان بیباک
منم دوزخ منم آن روح قدسی
مسیحای اسیر عالم خاک
*
سراسر قاتل انوار پاکیم
سراسر دوزخی و سوزناکیم
جنازه های خود بر دوش داریم
اگرچه زنده و بر روی خاکیم
*
تعصب های ما آتشفشانست
جهنم های ما تا بیکرانست
اسیر جهل و وحشت، مار و موریم
جهان از کوری ما در فغانست
*
خدا شرمندگی هست حالت ما
نبیند کس ز ما جز ذلت ما
چنان در آتش تب ما کبابیم
طبیب هستی گم کرد علت ما
*
عجب با جهل و وحشت ما عجینیم
درون قبر غفلت ما دفینیم
به سان مردگان و روح شیطان
اگر چه زنده ایم ننگ زمینیم
*
مریضانیم که کشتیم ما شفا را
ندیدیم ماه و خورشید و سها را
شدیم ما عین شیطان یعنی وحشت
نمودیم متهم روح خدا را
*
ندیدیم فضل حق آن رحمت کل
نبود چشمی که بینیم پرتو گل
همه کور و کر و اشباح تاریک
همه غفلت پرست و دشمن مل
*
به عالم آمدیم از بهر رحمت
نه بهر تهمت و تکفیر و غفلت
ولی دین خدا شد آلت ما
عجین سازیم خدا را با عداوت
*
بیا فرهنگ نو را پا گذاریم
بیا تخم محبت را بکاریم
اسیر غفلت و تنها و زاریم
اگر از خود رهیدیم بی شماریم
*
حساس می کنم که علاوه بر متهمان آشکار قضیه «فرخنده» که شناخته شده اند، متهم های زیادی در این قتل نقش دارند و آن متهم من و توی نوعی نیز هستیم، قتل «فرخنده» و سایر جنایتهای که در کشور ما اتفاق می افتد موردی نیستند بلکه نشانگر فرهنگ بیمار و علیل ما هست که در نهایت فقر به سر می برد و ما متاسفانه به صورت ناخواسته، در پناه احساسها دینی و قومی و تعصبهای رنگارنگ می کوشیم بر روی این فقر عظیم فرهنگی خود سرپوش گذاشته و از خود سیمای منور و زیباتر ترسیم کنیم و اگر کاستی هست آن را به دیگری حزیی و قومی و مذهبی و خارجی نسبت دهیم و برای خودمان غرور کاذب تراشیده و مشکلات عمیق فرهنگی و باورهای اشتباه فردی خود را سرپوش گذاشته و با فرافکنی به دیگران منطقه ای و جهانی منسوب کنیم و بگوییم ما مردم بسیار خوب هستیم و دیگران ما را احمق و خاک نشین کرده است، فراموش نکنیم هر یک از ما به نوعی « فرخنده کش» هستیم، از خود بپرسیم ما که هستیم و در کجای جهان و تاریخ ایستاده ایم.
بله ما محصول فرهنگ و تاریخ و جهل و جنون و تعصب و بیداد پیشینه داری هستیم که بخش عظیمی از ما را اسیر خود کرده است و در تار و پود و استخوان و پوست ما جهل مرکب عجین شده و ما را به ملت سرگردان وادی تیه تبدیل نموده است و همه ما را دشمن هم کرده است و از عالم و عامی و روشنفکر و هر قشر دیگری که باشیم به نوعی در ستیز نه با خود بلکه با دیگری هستیم. و متاسفانه همه غرق انواع تعصبها و نفرتها و تکفیرها و ارتدادها همدیگر هستیم. بله بپذریم که ما هم متهم این پرونده هستیم و تشنه به خون همدیگر و فرهنگ طالب پرور و توحش زای ما هم متهم این پرونده نیز می باشد.
بدور از اطاله کلام، اشعاری را که به یاد دختر بیگناه و قربانی وطن سرده ام با تاکید بر نقد خویشتن و ضرورت گسترش تحمل و مهر و رحمت و صلح با همه هستی و محبت و دوستی همه جهانیان و ارزش گذاشتن به خون و جان و حقوق دیگران و تکریم نوعدوستی، تقدیم دوستانم می کنم.

 



This email has been checked for viruses by Avast antivirus software.
www.avast.com