ariana

ariana

Monday, April 14, 2014

: برخورد مردان جامعه نسبت به زنان (نگاهی به اذیت های خیابانی)

فاطمه عاشوری
جامعه انسانی بنا به احترام متقابل و رفتار مناسب انسان ها با هم می تواند دوام بیاورد و یک جامعه متمدن باشد،همین رفتار،كردار وگفتارانسان ها نماينده گي از انسانیت ومدنیت شان مي كند و انسان را به عنوان یک انسان خوب یا بد در جامعه به معرفي مي گيرد و
موثريت همين گفتار و كردارش، جايگاه اش را در فاميل و جامعه مشخص می سازد و اثرات آن بالاي فاميل و جامعه را به نمايش مي گذارد.
ديده مي شود تعداد از افراد جامعه برخورد و ديد متفاوت در خانواده و بيرون از خانواده دارند، يعني يك شخص با دو گفتار و كردار به خود و خانواده  به ديگران در بيرون از خانواده فكر مي كند، مثلاً يك مرد در خانواده اش نمي گذارد كه خانمش وظيفه برود و اما در خارج از خانواده مي گويد خوب است زنان كار كند و درس بخواند.
رفتار خشن، احترام نگذاشتن به ديدگاه طرف، بي اعتنايي، به مسخره گرفتن، بي سوادي، مفكوره هاي پوچ وعدم نداشتن رفتار اجتماعي باعث شده كه مشكلات خيابان آزاري روز به روز جدي تر شود و اين باعث شده است كه حتا ارزش هاي انساني  گاهي اوقات زير سوال برود.
جامعه افغانستان بدبختانه از جمله عقب مانده ترين جامعه هاي است كه اصلاً اصول رفتار اجتماعي زير سوال رفته است و كمتر كساني هستند كه به طرز ديد و نگرش و همديگر پذيري احترام مي گذارند. درست مثل همان جمله است كه ميگويد: اي انسان در كنار ساحل نشسته خوش و خندانيد و نگاه مي كنيد به شخصي كه غرق در آب می شود و جانش را از دست می دهد. متاسفانه اين روزها جامعه ما در مقابل بر خورد هاي اجتماعي شكل ديگر به خود گرفته، در تاريخ افغانستان، خيابان آزاري و اذيت زنان تا اين سرحد پيشرفته نشده بود، در گذشته ها زن ها چادر نمي پوشيدند، جراب مي كردند و راهي راه مي شدند بسوي درس و وظيفه و هيچ گونه آزار و اذيت نمي شدند و اما امروز نه تنها كه زنان جوان خيلي با حجاب در جاده ها راهي وظيفه و درس مي شوند با الفاظ شرم آور، شانه زدن ها و دشنام دادن ها، و ايستاد شدن صدها موتر آزار و اذيت مي شوند حتا زنان كهنسال ما در جاده ها مورد آزار و اذيت اشخاص گوناگون قرار می گیرد و برعكس مردان كهنسال هستند كه در جاده ها باعث اذيت لفظي توسط همان دهن بي دندانش به زنان مي شوند.
مي گويند اگر يك زن تعليم يافته شود پس يك خانواده و يك قبيله و بلاخره يك جامعه تعليم يافته مي شود، در جامعه ما كه اين كار ناممكن است، در طي اين دوازده سال زنان مصئون نبوده اند باوجودي كه تعداد شان مكتب و دانشگاه و وظيفه رفتند اما هيچ وقت به مثل يك مرد از حقوق انساني و شهروندي خود برخوردار نبوده، و اين خيابان آزاري و بد رفتاري در بازار ها و جاده ها به مشكل جدي تري تبديل مي شود، به زبان آوردن كلمات ركيك و فحش، پُرزه رفتن و كلماتی كه يك انسان نبايد به زبان آورد باعث اذيت زنان در جاده ها مي شود، اين اشخاص بايسكل ران، موتر سيكل ران، اشخاص پياده، موتر ران ها، ترافيك ها  و حتا تعدادی از منسوبين امنيت و پوليس هستند كه باعث آزار خانم ها در جاده ها مي شوند.
چشم ديد خودم از همين گروه موتر دار است كه ميگويند: ميري؟ كجا ميري؟ برسانمت؟ موتر مال خودتست؟ نمبر تانه بتي و... . واقعن اين عملكرد تعداد مردان جامعه ما انساني و مدنی و شهری نمی تواند باشد.
با اين وضعيت چطور يك زن مي تواند تعليم بيابد و يك فاميل و جامعه را تعليم و تحصيل يافته كند!؟
آيا زنان انسان نيستند؟ آيا همين مردان از زنان زاده نشده اند؟ آيا اين زنان شهروندانِ اين جغرافيا نيستند؟ امید دارم در ارتباط به رفتار و مناسبات انسانی خویش فکر کنیم و در پی این باشیم تا رفتار مدنی و شهروندی را در جامعه خویش تقویت کنیم!