ariana

ariana

Wednesday, October 2, 2013

ضرورت فعلی ،عینی وحتمی ملت افغانستان

صالحه وهاب واصل
در جهان سیاست امروزی داغترین و پر آوازه ترین موضوع، فعلا موضوع دومین انتخابات پارلمانی افغانستان است. که البته از نظر سیاسی و اجتماعی و همه جهات دیگر حایز اهمیت فوق العاده مبرمی برای دولت و مردم افغانستان و هم ممالک ذیدخل خارجی میباشد.
 

 همه شاهدیم که امروز بازهم ملت ستم کشیدۀ افغانستان، یکبار دیگر  با هزاران سوال در لب خاموش ، و هزاران چهرۀ نا آشنا در نگاه های خسته، در ظاهر به نام یک تبعۀ افغانستان و درپشت پرده وسیلۀ خوب استفاده برای بُردِ توانایی وقدرت افزایی زمامداران وقت وتجاران سیاسی ، در میدان تاخت و تاز کرسی طلبی دربرابر یک تصمیم تثبیت شدۀ  سیاسی، زیر نام (انتخابات آزاد اما در واقعیت محدود ) قرار گرفته اند . آن ملتی که از 26 میلیون نفر شاید فقط 5 میلیون آن «امکانات» رأی دادن در سراسر افغانستان را داشته باشند، آنهم تحمیلی... و ازین 5 میلیون  فقط 50هزار آن بدانند که حق رای آزاد دارند، اما, ما میدانیم که اختیار آنرا ندارند.
از سالیان متوالی به این سُو نه تنها خود ملت افغان ، بلکه جهانیان علاقه مند به سیاست و استراتیژی دولت افغانستان هم با چشم باز و لب خاموش شاهد اند که :  نا امنی و حملات مخالفان مسلح دولت  روز تا روز بیش و بیشتر شده و بحران های اختلاس، فساد های اداری و غیر اداری و قانون شکنیها به نحو غیر قابل پیش بینی گسترش یافته است . بالاخص درین اواخر که مخالفان دولت و ملت  برای به کرسی نشاندن مقاصد شوم  شان، تحت نظر حامیان خارجی خویش برای لغو ساختن پلان های آمادگی برای انتخابات، با افواهات و تبلیغات ضد دولتی و مردمی، تخم عدم اعتماد را در بین مردم و دولت پاشیده و به اصلاح عام ما ( آب را خِت کرده خود شان ماهی میگیرند). به سرعت عجیبی وسعت بخشیده اند.
طی دوازده سال اخیر سیاست دولت افغانستان، با وجود آنکه دولت در آوردن صلح و ثبات وامنیت در کشور قادر شده نتوانست ، و حملات راکت وتوپ و تفنگ و آوان به حملات انتحاری مبدل گردید . نادیده نباید گرفت که ملت افغانستان چه در داخل و چه دربیرون از مرز افغانستان ، شاهد یک سلسله انکشافات و پیشرفت های  اقتصادی و اجتماعی خصوصا اعماری و ساختمانی بوده است. گرچه ؛ اگر این پیشرفت ها و انکشافات را در یک پلۀ ترازوی عدالت و کمک های پولی و مالی  بین المللی را در پلۀ دیگرآن قرار داده ومیزان کنیم ،  قابل مقایسه نیست . اما فعلا بحث روی این موضوع را درین مقاله گنجانیدن کار مدبرانۀ نخواهد بود . به هر حال .
اگر برسیم بالای اصل مطلب ، توقع مردم ازین انتخابات و نقش مردم درآن چه خواهد بود؟
امروز پیشرفت های تکنالوژی، برای مردمان روشنفکر و جوانانیکه فعلا بعد از سه دهه خانه جنگی  ها و قتل و کشتار ,هنوز در اقلیت قرار دارند، زمینه را مهیا ساخته است تا برای وسعت بیشتر افکار  و علم ودانش شان، از طریق انترنت به ر سانه ها و امکانات علمی ومتمدن دسترسی حاصل کرده در انکشافات ذهنی وتقویۀ سویۀ تحصیلی شان جد و جهد نمایند.  لهذا این مردمان روشنفکر و روشن بین ، سعی میکنند تا برندۀ این انتخابات، شخص با اعتباری باشد، که مسؤلیتش را به صفت نمایندۀ یک مملکت بیست و شش تا  سی میلیون نفری دانسته، برای اهداف ملی و مدنی کشورش سوگند یاد کند نه برای مفاد و پر سازی جیبش ، ملت افغانستان را یک ملت واحد، ملیت افغانستان را یک ملیت واحد بداند. انشعابات در مذهب و قوم قبیله را نپذیرفته و خود را و مفاد مردم و ملت را با هرتبعۀ افغانستان که هوئیت این کشور را داردمربوط و وابسته بداند.مهمتراز همه اینکه مردم به او اعتماد کنند . مبرهن است که انتخاب و پیدا کردن همچو شخصیتی، در حال حاضر در افغانستان علاوه بر مشکل بودن ،نا ممکن هم به نظر می آید.
زیرا ؛ دراین انتخابات پارلمانی، همگون دفعۀ قبل، دانایی و توانایی ذهنی و آگاهی سیاست دولتی و اجتماعی شخص، مطرح نبوده , بلکه پول و دولت و دارایی و قدرت ضربوی شخص ، شخصیتش را بر مردم تحمیل نموده و میقبولاند. بدون هر نوع شک و فارغ ازهرنوع تردیدی به صراحت گفته میتوانم که این انتخابات  همچنان مانند انتخابات قبلی، شفاف نبوده و بخش عمدۀ  بُرد درآنرا خریداریِ مردم غریب و محتاجیکه ، حتی معنی انتخابات را هم به خوبی نمیدانند و حتی حاضرند که برای یک شکم نان اطفال شان ,هرکاری را بکنند , تشکیل میدهد. لهذا همچو انتخابات جزیک انتخابات نمایشی چیز دیگری بوده نمی تواند.
اما، من به صفت یک تبعۀ افغانستان، در بیرون مرز، نقش ملت افغانستان را درین انتخابات پارلمانی بسا مهم و ارزنده دانسته سر نوشت، باز سازی و نوسازی سیاست دولت و مملکت، هر دو را وابسته به رأی آزاد و مسئولانۀ هر فرد ملت در انتخابات ریاست جمهوری میدانم.هدف بنده از مسئولانه رأی دهی مردم شریف افغانستان این است که:
<![if !supportLists]>·        <![endif]>گذشتۀ شخصیت های کاندید شده را مورد مطالعه و بررسی قرار دهند
<![if !supportLists]>·        <![endif]>قضاوت های شان به اساس پی آمد گفته های هر زبان نه بلکه به اساس واقعیت های عینی جامعه صورت گیرد.
<![if !supportLists]>·        <![endif]>درانکشاف سطح آگاهی مردم و ترویج سیستم رأی دهی در زمینه انتخابات کوشا باشند
<![if !supportLists]>·        <![endif]>ازقضاوتهای منفی و تبعیضات قومی و قبیلوی جدأ جلو گیری نمایند
<![if !supportLists]>·        <![endif]>مردمان واجد شرایط رأی دهی را با تبلیغات مثبت و تشویق آمیز وادار به رأی ساخته شرایط رأی دهی را برای شان ممکن سازند .
<![if !supportLists]>·        <![endif]>به کمک قوای دولتی بر حفظ امنیت منطقه بکوشند
<![if !supportLists]>·        <![endif]>از تبلیغات نادرست و بد نام کنندۀ کاندیدان انتخابات جدأ بپرهیزند.
<![if !supportLists]>·        <![endif]>تجارب، پشتکار، صداقت و راستگویی کاندیدات را ارج بگذارند و پشتوانۀ خوبی برای شان باشند .
در صورت غور بر گفته های بالا نتیجه چنین میشود که مردم و ملت افغانستان امروز از همه مهمتر طالب و محتاج  امنیت سرتا سری در کشورو اعتماد بر دولت میباشند زیرا هیچ عنصر آرامش ، پیشرفت و انکشاف در حالت نا امنی و بی اعتمادی به مسئولین دولت، در کشور ممکن بوده نمی تواند . شایعات زیادی را هر طرف در رسانه های شخصی و دولتی مطالعه میکنید که گفته میشود راه بیرون رفت از این همه بد بختی ها بلند رفتن سطح آگاهی و سوادِ علم و دانش است . بدون شک که این یک حقیقیت است اما، آیا آموختن این سواد و بلند بردن سطح آگامی در حالت نا امنی ممکن است؟
طی دوازده سال اخیر با وجود تبلیغات بیش از حد موجودیت امن در سراسر کشور، ما و شما همه شاهد بیشتر از صدها واقعۀ دلخراش و نابخشودنی , مانند : مکتب سوزیها، تیزاب پاشی ها به روی دختران نوجوان و جوان مکتب رو، مسموم سازی شاگران مکتب،  سرقت اطفال از صحن مکتبها، انتحاری های وقت و بیوقت در نقاط مختلف شهر ها  و قریه جات و........و.......و..... بودیم . که این واقعات خود بخود سبب شکست و کاهش اعتماد مردم و ملت بر دولت میگردد. روی این ملحوظ ضرورت عینی، حتمی و فعلی مردم افغانستان اول اعتماد ودوم امنیت سرتا سری کشور است. تا بر مبنای این دو اصل اساسی بتوانند تأمین صلح مملکتی و وحدت سر تا سری را به اتفاق آرا در کشور، رقم زنند.
و من اللهِ توفیق