ariana

ariana

Monday, September 9, 2013

عبدالرب رسول سياف کانديدي رياست جمهورميشود؟؟؟

استاد " صباح
عبدالرب رسول سیاف مسوول تنظیم دعوت اسلامی  (حزب اتحاد اسلامی سابق) و نماینده کابل در پارلمان می‌باشد. وی بارها بخاطر نقشش در جنگ‌های داخلی افغانستان از جانب سازمان دیده‌بان حقوق بشر به جنایات جنگی متهم شده است. وی طرفدار حرکت سلفی‏گری وهابی در افغانستان است و برداشت‌های افراطی از اسلام دارد. به همین خاطر است که  او را نماد تندروی در افغانستان می شمردند. سیاف در جنگها داخلی افغانستان در بین سالهای ۱۳۷۱-۱۳۷۴ مهم ترین نقش را داشته است طوریکه به دستور وی غرب کابل به یک ویرانه تبدیل شده و هزاران غیر نظامی به دستور رسول سیاف قتل‌عام شده است.

 
 
ما کسی را تااکنون حد نزدیم
سنگ جز بر سر لحد نزدیم
روی حکم کسی که حق می گفت،
مهر« محکوم تا ابد» نزدیم
صید ميکرديم وچوچه آهو را
تا که دیدیم می دود، نزدیم
انديشمند را که با کلام لطیف
حرفی از انتقاد زد، نزدیم
ما زبان داشتیم، مثل شما
حرف با مشت و لگد نزدیم
پس چرا مارافرارداده ايد؟
ما که یک بار حرف بد نزدیم...
 
سیاف به شدت پایبند طرز تفکر سلفی است. او برای اثبات وفاداری خود به عقاید سلفیان سعودی، حتا نامش را از عبدالرسول سیاف به عبدالرب رسول سیاف، تغيرداد و همین باعث شد که باری یکی از نمایندگان دولت عربستان سعودی در جلسه ای در پیشاور، به او  طعنه بزند و بگوید که ما بودیم تو را مسلمان ساختیم و حتا نام مسلمانی برایت انتخاب کردیم!.
امروز رسول سياف يکی از جمله رهبران جهادی است که صاحب ميلياردها پول است. زمانی که سياف در دوران حاکميت حزب دمکراتيک خلق ، کشور را ترک می‏کرد، به گفته‏ای خود او: يک عصا چوب بيشتر نداشت،اما پرسش اين است که سياف اين همه سرمايه را به چه بهای به دست آورده است؟
انسان با ریشه و فرهنگ یکسان برای خود محدوه ومرزساخته است و نام آن را وطن نامیده است، وطن یا میهن مکانی است که فرد خود و اجداد اودرآنجا بدنیا آمده اند. وطن خاک پاکی است که لحظه به لحظه گام انسان را بر خود احساس می کند وطن جای است که انسان درآن زنده گی می کند، کارمی کند، تولید می کند، شادی می کند وغمگین می شود.
چه کسانی وطن فروشند؟ سوالی است زیبا که برای آن پاسخهای بسیاری داده اند. برخی این افراد راخیانتکار، برخی جاسوس و برخی بی هویت می نامند. وطن فروش کسی است که راههای تزلزل کشورش را برای بیگانگان فراهم نماید خائن کسی است که هويت ومنافع ملی نداشته باشد، بی هویت کسی است که با حفظ منافع خود یا عده ای ثروت دیار خود را به تاراج دهد.  جاسوس کسی است که سربلندی کشورش را نخواهد واطلاعات کشورش را دراختیار بیگانگان قرار دهد. وطن فروش کسی است که با بیگانگان که می نشیند خاک و آب سرزمین خود را به می فروشد. با بیگانگان قراردادهای استعماری می بندند وبا آب وتاب آن رابنفع مردم خود نشان می دهد .
 وطن فروش کسی است که برآب وخاک کشورش نامهای مجهول می گذارد ومسايل زباني ، نژادي وملي رابه موضوع داغ روزمبدل نموده وازينطريق ميخواهد خدمتي به دشمنان ميهنش انجام دهد( درکشورما مانند، افغان وافغانستاني ، شمالي وجنوبي وتاجيک، ترک ، هزاره وپشتون وکافرومسلمان ). بي هویت کسی است که مصروف عيش نوش اند و به جای عزت کشوردرکیف عیش ونوش خود است کشورش را به بهای ناچیز می فروشند ، دردمندان داخل کشورش را نمی بیند و سرمایه های کشوررا دربانکهاي خارجی می ریزد وکشورش رافاقد غنايم هنري ، فرهنگي ، ادبي وتاريخي ميسازد. وطن پرست کسیست که نام خاک خود را همیشه زنده نگاه کند، درحوزه کاری خود به همگان نشان دهد که ازسرزمینی است که به آن می بالد. درنوشته های خود نام کشورش راجاودانه انعکاس دهد وبرضد چنايتکاران وآنانيکه درپي نابودي نام وافتخارات ملي وميهني درتلاش اند قد علم نمايد. دربدل هيچ امتيازي نام وعزت وطنش را نفروشد.
همچنان اگردردولت هاي ضعيف وناکارامد ، جامعه به چند طایفه تقسیم شود واین طایفه ها با هم دارای تضادها ومخالفت هایی باشند ومسايل اکثريت واقليت راچاق نمايند. جامعه اکثریت می تواند با توسل به آرای مردم برگرده قدرت سوارشود واقلیت را درمعرض محدودیت های مطلوب خویش قراردهد. درچنین اوضاع و احوالی اعضای اقلیت از تعدادی آزادی های خویش محروم می شوند. دراین صورت نمی توان گفت با آنها به صورت برابررفتارمی شود. الکسی دو تاکویل درچنین وضعی تعبیراستبداد اکثریت را به کار گرفت. دراینجاست که تباین وتفاوت میان دموکراسی و دیکتاتوری رفته رفته ازمیان می رود. اگر دموکراسی درحقیقت امرعبارت است ازدیکتاتوری اکثریت، دراین صورت نمی توان پذیرفت که این گونه دموکراسی بتواند به پیشبرد آزادی وبرابری مدد رساند.
در جامعه ای که اعتماد واطمینان متقابل وجود ندارد ، افراد وگروهها ، به جای اندیشیدن خدمت به وطن ، بخشی از نیروهاوامکانات خویش را صرف مقابله با بخشی دیگر ، و شبهه زدایی ازذهن دیگران می کنند و پاره ای دیگر از امکانات صرف نظارت ومراقبت هرچه بهتر وبیشتر بررقیب می شود و بخشی صرف نظارت برخود کنترول گران می گردد . عدم اعتماد دولت وملت در برابردشمن ، قدرت دفاع نظامی را شدیدآ کاهش می دهد ودرعرصه پیشرفت و ترقي ، حرکت را کندو گاه متوقف می سازد . ملت ازدولت بیم می برد ودولت از ملت می هراسد . و بدین سان بی اعتمادی که آفت بزرگ هرگونه توسعه سیاسی ، فرهنگی واقتصادی است ، دامنگیردولت و ملت می شود .
کتمان قراردادهای خارجی وسانسورخبرها، مولود بی اعتمادی درروابط دولت وملت است که بی اعتمادی افزون تر هم می آفریند . درجو بی اعتمادی ملی ، خفقان ، وحشت و دلهره و اضطراب روانی ، گسترش می یابد ، تملق ، دروغ و خوش گذراني ومنفعت خواهي ازیک سو واتهام و بدبینی وکارشکنی ویاس ونفرین ونفرت ازسوی دیگر به چشم می خورد ویکی از ضروری ترین نیازهای امروزکشورباتقویت وارتقاء اعتماد ملت ودولت است .
آنچه ملت و دولت را ازهم دور می کند و بین زمامداران و مردم جدایی می افريند . عناصر وعوامل گوناگونی است که به دو سوی دولت وملت مربوط می شود . اگر بین دولت مردان و مردم ازنظر زندگی تفاوت فراوان باشد وزمامداران در خانه ، لباس  ، موتر ، لوازم زندگی و امکانات رفاهی با مردم فاصله داشته باشند و عملا یک طبقه اقتصادی برتر را تشکیل دهند ، در اعتما دمردم به آنان جدآخلل پدید مي آمد. وقتی زبان ، فرهنگ ، اخلاق و عادات ملت و دولتمردان ناهمگون باشد . زمامداران درجذب توده های مردم و اکثریت قاطع ملت ،زبان مشترک و فرهنگ واحد ندارند ، توان جلب اعتماد آنان رانخواهند داشت .
فساد مالي‌، رشوت‌ ستاني‌ و بيكاري. خورد وبرد كمك‌هاي‌ خارجي‌ به‌ وسيله‌ وزارتخانه‌ها ود يگر ارگان‌هاي‌ دولتي‌ وكند بودن‌ اعمارمجدد. سران‌ وفرماندهان ديروزي درزير چشم‌ هزاران‌ عسكر امريكايي‌ وناتوبه‌ توليد و تجارت‌ بيسابقه‌ي‌ هيروئين‌ وچوروچپاول دارايي عامه وثروت ملي مشغول‌ بوده‌ كه‌ وطن رامجدداً درصدرليست‌ كشورهاي‌ توليد كننده‌ هيروئين‌ قرار داده‌اند. باوجود ادعاهاي‌ مبني‌ بر آزادي‌ بيان‌، فريادها در گلو خفه‌ مي‌گردند و آناني‌ كه‌ جرئت‌ ابراز نظرات‌ غيرسازشكارانه‌ را دارند با لت وکوب وتفنگ‌ و تهديد روبرو مي‌شوند. باوجود اين‌ كه‌ گاهگاهي‌ بوي‌ جنايات‌ سران‌ قدرت‌ و اقارب‌ وهمد ستان‌ شان‌ در مطبوعات‌ جهاني‌ نيز بالا مي‌گيرد اما اين‌ ها بدون‌ كوچكترين‌ توجهي‌ به‌ اين‌ رسوايي‌ وبه چوروچپاول مردم ادامه‌ مي‌دهند. بي توجهي، فسادورشوت ستاني، چپاولگري، مواد مخدر وفساد اداری کشوررا درلبه پرتگاه قرار داده است، اوضاع کنوني وقحطي وگرسنگي وبيکاري بي سرنوشتي صدها هزارجوان ومردان خانواده را ازقريه جات ، ولسوالیها و حتا شهرها برای پیدا کردن لقمه ی نان ترک خانه وکاشانه می کنند، ودرچنگال قاچاقبران بين المللي اسيرو صدهانفرانان غرق درياويا دربندوزندان کشورهاي مختلف گرفتاراند. کمترنیروی جوان را دراطراف می توان یافت که هنوز باقی مانده باشند و پیدا کردن نان شب، به دغدغه اصلی مردم تبدیل شده است.
چوروچپاول ، دزدي ورهزني ، راه گيري ووند بازي ، قتل وقتال ، وحشت وبربريت ، ظلم وستم ، بستن وبردن ، بگيروبزن ، فيرراکت سکروکلستر، توپ وتانک ، رقص مرده و خنده زنده ، تيزاب پاشي وميخ کوبي ، بريدن شرم جاهاي انسانها وولادت نمودن زنان درپوسته هاي امنيتي ... جزي مصروفيت روزانه نيروهاي امنيتي گرديده بود . ( آقاي فيلکس ارماکورا) نماينده سازمان عفو بين المللی، بعد از بازديد از کابل، درا ن زمان گفت : < ... در کابل وضع حقوق بشر ناگوار تر از سابق و چور و چپاول و قتل های فردی و دسته جمعی وجود دارد، و راکت هابطور مسلسل اصابت می کند و هم آب و برق و قانون وجود ندارد. صرف در جلال آباد و مزار شريف وضع نسبتاً بهتر است و در متباقی مناطق افغانستان قضاوت در مورد جرايم به اساس شرعيت اسلامی از جانب خود قوماندانان محلات و مناطق صورت می گيرد. .. > در ماه مارچ ١٩٩٣ رهبران تنظيم ها راهي مدنيه منوره شده و باحضور داشت پادشاه عربستان سعودی و نواز شريف صدراعظم پاکستان تعهد سپرد ند وقسم خوردند که دست ازجنگ کشيده ودرتقسيم قدرت به همه جوانب درگير اقدام نمايند اما بمجرد مواصلت ، جنگ وکشتارجديدي آغازگرديد . درين مذاکرات فيصله گرديد بود : رباني درتحويلي قدرت تا هژده ماه اقدام نموده ، اسلحه از مردم جمع آوری و هکذا ملکيت ها و دارائی های تاراج شده دوباره به مالکين آن مسترد گردد و حکمتيار بحيث صدراعظم منسوب شود. مولوی خالص از امضای اين معاهده امتناع ورزيد و مجددی در پايان معاهده نوشت که با ملاحظات امضاء شد. اما در ترکيب کابينه بين رهبران تنظيم ها، بعد از مناقشات زياد در جلال آباد توافق به ميان نيامد و يکبارديگرحملات راکتی بالای شهر کابل شد ت بي سابقه کسب نمود . طى سالهاى ١٩٩٢- ١٩٩٦ تفنگداران قدرت پرست که درداخل شهرکابل سنگرگرفته بودند مرتکب ويرانى شهر کابل وکشتار بيش از پنجاه هزار نفرمردم غيرنظامى وبالنتيجه مسبب اصلى جنايت عليه بشريت شده اند. بنيادگرايان جنگ سالار طي سالهاي نخستين زمامداري خويش جنگ را تاسطح کوچه هاى کابل، درجمال مينه و چنداول ومنطقه ا فشارو ديگر نقاط شهر گسترش دادند، و در اين فاجعه بيش از چهار هزار انسان بى گناه ( ازمليت مصيبت ديده هزاره ) را درکابل بوسيله توپ و تانک و بمباردمان بى امان قتل عام کردند که اين شهکاري آنان به ( فاجعه افشار) مسما گرديد . اين جنايت جنگى يکى از شواهد انکار ناپذيرى است که مردم کابل آنرا فراموش نخواهند کرد . کشتار مردم هزا ره و شیعه ي منطقه ا فشار در بيست ودو دلو هفتادويک خورشیدی لکه ننگی است که تا همیشه بر دامان تفنگداران فاتحه کابل باقی می ماند. در نیمه شب این روز که با سالروز انقلاب در ایران هم زمان بود، نیروهای دولت که عبارت بودند ازقوتهاي : شوراي نظار، جمعيت ، اتحاد سياف ، حرکت اسلامي و حزب وحدت شاخه اکبري به فشاريورش برده ودر این حمله ، منطقه به تصرف نیروهای یادشده درآمد. نيروهاي متعرض به مدت بيست وچهار ساعت، افزون بر کشتار مردم ، دست به ویراني، غارت ، آتش زدن خانه ها و تجاوز به زنان و ربودن کودکان و جوانان سرگرم بودند. همین رویداد بارها در هجوم های نیروهای فاتحه درچندا ول ، دهمزنگ ، کوته سنگي وغرب کابل تکرار شد.
تفنگداران با فروش آثار ارزشمند تاريخی و تخريب آنچه که قابل انتقال نبودند، آغاز کردند، با چور و چپاول دارائی های عامه، از جمله اموال شخصی خانه های مردم تامنابع ذ خيروی وزارتخانه ها، ادارات دولتی، موسسات ملکی و نظامی و حتا حمله و غصب کردن ود ست درازی به مواد امدادی که برای خانواده های مستحق و مرد مان تهی دست مد نظر گرفته شده بود و بالآخره غصب خانه ها و زمينهای تا امروز ادامه داده می شو د . يکی از استدلال های کجروانه جنگسالاران در آن وقت برای سالهای سال اين بود که با استخراج وفروشي سنگهاي قيمتي مانند لاجورد و زمرد و ساير احجار کريمه پشتوانه اقتصاد جنگی خود را تامين می نمايند تا در مقابل ارتش شوروی بهتر و منظم تر جنگيده بتوانند. اينها با قاچاق لاجورد و زمرد به سرمايه هنگفت دست يافتند . اما از آنجايی که هنوز هم هزاران مشکل از فقر اقتصادی تا گرسنگی، تهيدستی، خشکسالی، آوارگی و مهاجرت های درونمرزی و بيرونمرزی موج فزاينده داشته و رنجهای بيکران مردم افغانستان همچنان ادامه دارد، با تاسف مردم مجال آن را به اين زودی نخواهند يافت تا قاچا قبران اموال عامه کشور خويش مخصوصاً رهزنان و چپاولگران آثارقيمتي و معادن کشور را به استنطاق بکشند و از آنها حساب بگيرند. اکنون از يکطرف با سو استفاده از شرايط جنگ و دشواری های جاری مملکت و از سوی ديگر با استناد بر اينکه در افغانستان هنوز نيز دولت مرکزی و مسلط بر اوضاع سراسری وجود ندارد، آنها باز هم به همان اشتهای سابقه دارايی عامه را مانند گذ شته حيف و ميل نموده و به حسابهای جاری و پس انداز در بانکهای شرق و غرب افزودند . واضح است چه در همان بحبوحه جنگ و بحران سياسی ونظامی حاکم بر افغانستان و چه در آستانه خروج قوای نظامی شوروي از افغانستان و حتا بعد از آن چندين بار موضوع فروش وقاچاق سنگها ي قيمتي بار بار توسط مطبوعات جهان بشکل علنی مطرح شد اما سودي نبخشيد و غبار مسلط جنگ و ناآرامی های کشور باعث ميشد که کسی نتواند اين موضوع مهم را پيگيری کند.
تاراج گران جمعیت اسلامی وشوراي و نظار واتحاد سياف همراه با همرزمان و همراهان در گوشه و کنار میهن کمین گرفتند؛ کشور تاراج شد و مردم میهن به خاک سیاه نشستند.  جنگ ویرانگری سراسر کشور ما را فراگرفت، شهر ها تاراج شدند، مال بیت المال غارت گردید، آثار هنری و ثروت های ملی به عنوان مال غنیمت به بازار ها سرازیر شدند. در جریان همه این جنایت خواجه که خود را امیر می پنداشت با خورجین های زر ا ز شهری به شهری در ستیز و گریز بود. کوچیگری و کولیگری دولتمداری را ا و در تداوم فرار و بی عرضه گی محمد خوارزم شاه در قرن بیستم به نمایش گذاشت.  ربانی وشوراي نظاروسياف برای اثبات وفاداری ا ش به سازمان امنیت پاکستان به ارسال تروریست و خرابکار به کشمیر و چچنیا و آسیای میانه پرداخت. وی از جنگجویان بنیاد گرای تاجیک به حمایت پرداخته و به آتش جنگ داخلی در تاجیکستان دامن زد.  
ربانی از سازمان امنیت پاکستان بعد از آنکه متحدانش اردوی مجهز افغانستان را با قوای هوایی آن نابود کرد، خواست تا به تأسیس اردو و سازمان امنیت افغانستان بپردازد. شورای علمای ربانی در رابطه با حقوق زنان به تدوین دقیقأ همان مواردی پرداخت که بعد ها طالبان با پیگیری آنرا اجرا کردند. با ظهور طالبان، ربانی از نخستین کسانی بود که حمایتش را از این گروه اعلام نمود.وسران شوراي نظارتا ميدان شهربه استقبال آنان شتافت  او حتا پول در دسترس آنان قرار داد. زمانیکه مجاهدان هراتی با رشادت و جانبازی تا لشکرگاه پیشروی کردند او علیه  اسماعیل خان که در حالت مریضی با طالبان می جنگید، دست به کودتا زده و موجب شکست مجاهدان هراتی شد. صد ها هراتی بدست طالبان و پاکستانی ها شهید و اسیر شدند. شهر هرات بدست طالبان افتاد و نخستین دژ مقاومت و سازندگی شگاف برداشت. هرات به مستعمرۀ داخلی به پایگاه تجاوز پاکستان مبدل شد. خاطرات ویرانگری های چنگیز و تیمور در این خطه مجددا" زنده شدربانی که ملا زادۀ فقیری بیش نبود صاحب ثروت های افسانوی شد. او از کوخ نشینی نه بدلیل کار وز حمت و ذکاوت، بلکه به دلیل فروش و تاراج دارائی های عامه به کاخ نشینی رسید و صاحب ثروت های افسانوی شد. کاخ های ربانی، همسر و فرزندانش در کابل و امارات متحده همه گواه این مطلب اند. او که در این خاک خودش را مصؤن از هر انتقادی میداند و در برابر هر انتقاد اوباشان و اراذلش به تهدید مردم می پردازند، ا ز یاد برده است که اگر امروز در پناه معامله گری هایش از گوانتانامو نجات یافته است، جایگاه دیگری بنام دنهاگ وجود دارد که وی را در درازمدت از آن رهایی نخواهد بود. ربانی ووهابيون شوراي نظارکه به روشنفکران و وطنپرستان این کشور زبان درازی می کند ا ز یاد برده است که این حامد کرزی بود که تا به حال سپر بلای وی شده است. خانواده های شهدا، خانواده های زنان به غارت برده شده و صاحبان زمین های غصب شده، قربانیان بی گناهی که بدست دژخیمان وی کشته شده اند، همه در انتظار عدالت اند. ملوزویج دیکتاتور و قاتل مردم مسلمان بزنیا و کوزوو، در اثر سکته قلبی در دنهاگ درگذشت و در آنجا حجرۀ در زندان جنایتکاران جنگی سازمان ملل متحد خالی شده است.
اکثر جنگسالاران سه دهه اخیر که صدها هزارافغان را به کام مرگ فرستاده اند، هنوز شانه به شانه رییس جمهور ظاهر می شوند و آنگونه که سازمانهای تحقیقی آمریکا اعلام کرده، این جنگسالاران یکجا با طالبان و رهبران قبیله ای بیش ازهفتاد درصد قلمروی افغانستان را دراختیار خویش دارند. حاکمیت قانون هم فقط در شکل چیزی بیش نیست ... وهزاران هموطن غیرنظامی ماطي اين سالها قربانی ناامنی شده اند، وصدهاخانواده را گلوله های نیروهای خارجی که برای تامین امنیت ما آمده اند، به خاک وخون نشانده اند.
بربنياد یک نظر سنجی انجام شده ازسوی اداره مبارزه با فساد و جرایم سازمان ملل متحد، نزدیک به شصت درصد مردم افغانستان می گویند که در زنده گی روزمره خود با فساد دولتی دست به گریبانند، و این در حالی است که پنجاه وچهار درصد آنان به مشکلات امنیتی و پنجاه دودرصد برمعضل بیکاری تأکید می کنند. رییس اداره مبارزه با فساد و جرایم ملل متحد، می گوید که به گفته شرکت کنندگان در این نظر سنجی، غیرممکن است که مردم بدون پرداخت رشوه از خدمات دولتی برخوردار شوند، و این امر نه صرفاً یک تصور عمومی بلکه امری بوده است که افراد آن را تجربه کرده اند. این سند بر اساس مصاحبه با هفت هزاروششصد نفر در دوازده شهر وهزاروششصد قريه وعلاقداري در سراسرکشور، از سوی اداره مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد تهیه شده است.
ازهردوتبعه کشور، یک نفر آن رشوه داده است که در بیشتر موارد از آنان به صراحت درخواست پول شده است. تهیه کنندگان این گزارش می گویند که متوسط پرداخت رشوت دروطن، سالانه به يکصدوشصت دالر می رسد. بر اساس گزارشها عاید سرانه ناخالص ملی در افغانستان،چهارصدوبيست وپنج دالر است. در طي يکسال ، افغانها دو و نیم میلیارد دالر رشوت داده اند که این مقدار پول تقریبا معادل بيست وسه درصد عاید ناخالص ملی است.  وهمچنان بیشتر مجریان قانون، (خود از) بزرگترین ناقضان قانونند. حدود بيست وپنج درصد مصاحبه شونده گان در این نظر سنجی گفته اند که حداقل یکبار به پولیس و مقامات محلی و ده درصد دیگر به بخش های قضایی در دولت رشوه پرداخته اند. نتایج این گزارش نشان می دهد که پول، ساختار قدرت های سنتی در افغانستان را به فساد آلوده می سازد. رئیس اداره مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد می گوید که عدم اعتماد بر نهاد های دولتی در ارائه خدمات باعث شده تا مردم به جهات دیگر از جمله عناصر ضد دولتی رو بیاورند. تهدید وجود فساد درکشور را به سرطان تشبیه کرده و گفته است که برای جلوگیری از چنین وضعیتی و پیش از آن که به بیماری علاج ناپذیری بدل شود، باید حامد کرزی، رئیس جمهور ، دست به اتخاذ تدابیر قاطع بر اساس کنوانسیون مبارزه با فساد اداری سازمان ملل متحد بزند.
و پس از رهایی از زندان پلچرخی در سال ۱۳۵۸ هجری خورشیدی، به پاکستان رفت و به تنظیم های جهادی پیوست.
سیاف مدتی را در تنظیم جمعیت فعالیت کرد ، سپس راه خود را از این حزب جدا کرد و حزبی را به نام اتحاد اسلامی اساس گذاشت که خود رهبری آن را به عهده داشت.  
سیاف از آن جایی که تعليم دینی اش را در کشورهای اسلامی به پایان رسانده بود از حمایت خاص این کشورها و به ویژه عربستان سعودی برخوردار بود.  وي در سال ۱۳۷۱، همراه با دیگر تنظیم ها ي جهادی وارد کشور شد و به مهم ترین حامی دولت به رهبری برهان الدین ربانی تبدل شد.  در سال های ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۴ در درگیری های میان گروهی کابل نقش اساسی داشت و نبردهای حزب تحت فرمان او با حزب وحدت در غرب کابل شهرت فراوان دارد.  این دو حزب در آن سال ها جنگ های خونینی با هم داشتند که منجر به کشته و مجروح شدن صدها تن از افراد غیرنظامی شد و غرب کابل هم به ویرانه تبدیل شد.  سياف بارها به دلیل حضورش در جنگ های داخلی افغانستان از جانب سازمان دیده‌بان حقوق بشر به جنایات جنگی متهم شده است.  همانطوريکه ميدانيم نيروهاي سياف وجنايتکاران ديگردرافشارسيلوجنايت ووحشت نابخشدني مرتکب شده اند.
رسول سیاف، یکی از قصابان این فاجعه هولناک، در حمله و تجاوز به افشار به عساکرش گفته بود: سربریده سخن ندارد، هزاره ی خوب هزاره ی مرده است.
بزرگترين جنایاتی که در دوره جنگ های داخلی در افغانستان آنهم در شهر پرنفوس کابل به شکل عمدی، آگاهانه وسیستماتیک توسط جنایات کاران صورت گرفته یکی هم، قتل عام مردم افشار بود که درآن یک شهر انسان فقط به جرم هزاره بودن نابود گشتند. این جنایت توسط جنايتکاران جنگ های داخلی از جمله عبدالرب رسول سیاف ، احمد شاه مسعود،ملا مارشال فهيم، شیخ محسنی، سید حسین انوری،  یونس قانونی ، داکترعبدالله و … صورت گرفت. بزرگ ترین جنایت را این افراد در تاریخ افغانستان و جهان به نام شان ثبت کردند که شامل تجاوز به زنان در برابر مردان خانواده، کشتن مردان خانواده در برابر زنان، به برده گی گرفتن دختران و زنان، کشتار مردم در اماکن همگانی از جمله در تکیه خانه افشار، بی حرمتی به اجساد مردگان، قتل و تجاوز به جرم هزاره بودن، بود. جنایت به چگونگی و کیفیت عمل جنایت کار مرتبط است نه به کمیت جنایت. مهم این است که جنایت برای چه صورت گرفته است و جنایت کار چه هدفی از جنایت اش داشته است. هم در آموزش دینی اسلام و هم در حقوق بشر، نفس یک آدم، نمونه ای از تمام بشریت و عالم در نظر گرفته شده است. هنگامی که یک شخص را می کشند در حقیقت همه بشریت را کشته اند.  جنایت افشار، یکی از جنایات ضد بشری در تاریخ بشریت است. زیرا این جنایت از طرف احمد شاه مسعود، برهان الدین ربانی، عبدالرب رسول سیاف، شیخ آصف محسنی و دیگران به هدف محو نابودی که گروه اتنیکی صورت گرفته است. در این تراژیدی یک شهر انسان به جرم هزاره بودن قتل عام شده اند ونیت جنایت کاران، از این جنایت، نسل کشی بوده است.
مهاجمان سنگ دل پس از تسلط بر افشار برای قتل و غارت و جنایت وارد کوچه های افشار شده وپس ازهجوم به خانه ها و منازل مردم دست به کشتن افراد جوان زدند و آنها را در منازل شان به شهادت رساندند و حتی زنان را به اسارت گرفته و مردان را در کوچه ها و خیابانها شهید کردند. اينان تاچند روز متوالی به کشتار، قتل و غارت و تجاوز و تخریب منازل ادامه دادند. و وحشیانه داخل منازل شده و از هیچ جنایتی دريغ نکردند . جنایاتی که در افشار ارتکاب یافت مصداق بارز جنایت به مفهوم حقوقی بر اساس قوانین ملی و بین المللی است. اقتضای عدالت و نظم جامعه ایجاب می کند که مرتکبین جنایت مجازات شوند. اما در افغانستان گرچه بزرگترین جنایات تاریخ بشریت انجام گرفته است، به همان مقیاس جنایتکاران نه تنها مجازات نشده بلکه به مناصب بالای دولتی و حکومتی گماشته شده وهمچنان جنایت می کنند. این امر اما به معنای مخدوش شدن اصل مجازات جنایتکاران نیست. محاکم داخلی امروز نه توان و نه اراده لازم برای محاکمه این جنایتکاران را دارد زیرا خود از جنایتکاران تشکیل شده است.
مشکل ديگري فعلي غصب زمین های دولتی و مردمی از سوی زورمندان محلی در کابل و سایر ولایات کشور، از بارزترین مظاهر فساد در کشور است و به نظر می رسد دولت نیز توانایی چندانی برای مبارزه با این معضل عظیم اجتماعی و اقتصادی ندارد.  مردم براین باور اند که غاصبان با وزارتخانه های دولتی و نمایندگان مجلس،‌ پیوند دارند و این امر، مانع از اعمال قانون و سلطه دولت بر آنها می شود.  تااکنون میلیون ها جریب زمین در سراسر کشور، به صورت غیرقانونی در اختیار زورمندان است و اکثراين چپاولگران وزورگيران از نزدیکان مقام های حکومتی وقوماندانان جهادي جمعيتي ، شوراي نظارواتحاد سياف اند که بازورسلاح وکشتن وبردن وبستن سخن ميگويند. 
سياف دردوران حاکميت مصلحت گراوبي کفايت کرزي درپهلوي ديگراستفاده جوي هادرچوروچپاول زمين هاي شخصي ودولتي نيزکوتاهي نکرده است.  رسول سیاف وتفنگداران ظالمش بیشترین زمین ها را در کابل و اطراف آن غصب نموده اند. سیاف وجنگسالارانش چون ممتاز، حاجى شيرعلم، آمر عبدالستار، اکیی، قوماندان داکترعبدالله... هرکدام هزاران جریب زمین غصب شده در اختیار دارند.  از چندین سال بدینسو اعتراضات مردم «شش گذر» ولسوالی پغمان علیه سیاف بلند است که می‌گویند باند سیاف حدود ده هزار جریب زمین را که ملکیت آنان می‌باشد به زورتصاحب نموده است. تظاهرات مردم پغمان علیه سیاف تا حال چندین بار به خونریزی و کشته شدن مردم بیچاره منجر گردیده است. بخشی از این زمین های دعوای در ساحه چانغر در کنار شاهراه کابل ـ کندهار موقعيت دارند. سیاف و حواریونش هزاران جریب زمین دشت چمتله را به زور تصاحب شده به قیمت هنگفت بالای مردم به فروش رسانیدند.
قضیه دیگر زمین دزدی در ولسوالی کلکان کابل هم‌اکنون جنجالهای شدیدی را دامن زده است سیاف و همرهانش دست دارد. داوود کلکانی عضو پارلمان که از سفره نشينان سیاف است در همدستی با قوماندان ممتاز (برادرزاده سیاف) حدود یکهزار جریب زمین ساحه آقاسرای و شیخوی این ولسوالی را تصاحب نموده اند و به زور تفنگ این زمین را در چنگ شان نگهداشته اند. حتی این دزدان بین خود در اثر اختلافاتی درگیر شده اند.  جالب اینست که این  زورگيران تفنگدار مالکيت مردم رابا استفاده از مقام دولتی قباله های تقلبی ساخته اند .
چندي قبل تلویزیون خصوصی لمر، مصاحبه ای داشت با یکی از سران جهاد - عبدالرب رسول سیاف نماینده در پارلمان. اودر ابتدا حاکم به نظر می رسید، اما وقتی صحبت به جنایتکاران ومحاکمۀ شان رسید، دست وپاچه ووارخطا وبه خواندن آیات متوسل شد. ازآنجایی که این ریاکاران دین همه چیز را از زیر عینک فریبکاری دینی می بینند، به این لحاظ اظهار نمود که فهم قانون اساسی به فهم دین ضرورت دارد  امر خدا است که اگر مسلمانان با هم درگیر شدند، شما بین آنها صلح کنید، خداوند از ما می خواهد. این جنایتکاران قرن چرا درآن سال هایی که برقدرت لميده وطياره بست دشمني ديروزي شان ( روسها ) پول ميفرستاد واينان خون می ریختند، بین خود صلح نکردند؟ آیا درآن وقت خداواند از ایشان تقاضای صلح ننمود؟ وقتی مردم درآتش جنگ های خاینانه می سوختند، امر خداوند کجا بود؟ جنگ را دیگران دامن زدند و هنوز هم خواهان جور آمد بین ما نیستند اما بلافاصله متوجه می شود و می گوید: ما آنقدر گنس و گول نبودیم که دیگران از ما استفاده کنند!کسانی که این فیصله را رد می کنند، سر این ملت دل شان یخ نکرده است، باز می خواهند این ملت به خاک و خون بغلتد. مردم که یک بار بدست گرگ صفتان تشنه به خاک و خون غلتید، این کدام افراد اند (جز ویرانگران سه دهۀ اخیر) که دل شان به این ملت یخ نکرده است؟ .
 
 
ﺳﯿﺎﻑ ﺩﺭ ﺟﻨﮕﻬﺎ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ۱۳۷۱-۱۳۷۴ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﻘﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻃﻮﺭﯾﮑﻪ وي وشرکايي جنايتکارش - ﻏﺮﺏ ﮐﺎﺑﻞ را ﺑﻪ ﯾﮏ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺗﺒﺪﯾﻞ نموده ﻭ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻏﯿﺮ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ آنان ﻗﺘﻞﻋﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭﯼ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺷﻌﻠﻪ ﻭﺭ ﺗﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺟﻨﮕﻬﺎﯼ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﺩﺭ ﺍﻓﻐﺎﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ۱۳۷۱-۱۳۷۴ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﺎﻥ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﺑﻪ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﺟﻨﮕﯽ ﻭ ﻧﻘﺾ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﻣﺘﻬﻢ ﮔﺮﺩﯾﺪ، ﮐﻪ ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ ﻫﻨﻮﺯ محکمه ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺧﺼﻮﺹ ﺗﺸﮑﻠﯿﻞ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
رسول سیاف، یکی از قصابان فاجعه خونيني افشار، در حمله و تجاوز به افشار به عساکرش گفته بود: «سربریده سخن ندارد، هزاره ی خوب هزاره ی مرده است.
 مزدوری ومزدورمنشي تنظیم های بنیادگراها برهیچکس پوشیده نیست. از غلامي به آی اس آی تا نوکري عربستان سعودی، سی آی ای، ایران، فرانسه وتاجکستان وکشورهای دیگر.
سياف گفت: من پیش ملت یک مجاهد هستم و گروهی را رهبری کردم. تو درنزد ملت یک جنایتکار وقاتل هزاران انسان بی گناه هستی، تو یک جاسوس حلقه به گوش آی اس آی، عربستان سعودی و ... هستی.  سياف! تو همان گروهی را رهبری کردی که این ملت را به روز سیاه نشاند، همان گروهی که دختران افغان را پیش پای عرب ها انداخت، همان گروهی که خون مردم مظلوم هزاره را مباح می دانست وهرهزاره را به نام حزب وحدت، سرمی برید، توهماني که اکنون هم زمین های مردم پغمان را قبضه نموده ايد . وي گفت ، وقتی از زندان برآمدم، یک عصا چوب در دستم نبود. به این می گویند اعتراف جانانه. اما این ملیون ها دالر، آرگاه و بارگاه، نوکروچاکر وموتر و زمین را از کجا کردايد ؟
وقتی ازسیاف پرسیده شد که چرا درآن وقت مانع از جنگ نشدید، در جواب گفت: تنها خدا است که هر چیزی را بخواهد کرده می تواند. به تعبیر سیاف، پس این خدا بود که جنگ ها را در کابل شعله ور نمود، خانه های مردم را ویران کرد، زنان را بی سرپرست و کودکان را آواره نمود، برفرق مردم میخ می کوبید، آنان را زنده زنده در کانتینرها کباب نمود، برعفت زنان تجاوز نمود، دردهه هفتاد ( تنظیم هاي اتحاد ، محاذ ، جمعيت ، شوراي نظار، حزب اسلامي ، حزب اسلامي خالص ، حرکت هاي مولوي محمد نبي محمدي وشيخ آصف محسني  و... جفاي بزرگي رابرملت رواداشتند) .
رسول سياف، درادامه ی جنايت های خود، بعد از سقوط طالبان، درحمايت های کرزی قرارداشته ، با کمک و مشوره ی افراد تجارتی خود، دست به غصب گسترده ی زمين زده است. باغصب زمين ها، گروه اقتصادی سياف، ساختن مارکيت وبازار، تعميرهای مجلل با قصر و باغ و...ساخته اند. غصب اين زمين ها از دو استقامت درشهر کابل و اطراف آن صورت گرفته است. استقامت اول از کوتل خيرخانه آغاز و به چمتله، پغمان الی ارغندی می رسد. استقامت دوم نيز وزير اکبرخان، باغ بالا، خوشحال مینه، بازار کمپنی، قلعه حيدر خان الی ارغندی می باشد. درمرکز شهر کابل نيز، سياف و گروه اقتصادی وی تعميرات و زمين هايی را غصب و يا با پول بدست آورده از اين تجارت خريداری کرده است. سياف ازحمايت های بی دريغ ريس دولت برخوردار است.
شکايت های زيادی ازغصب اموال و دارايی های مردم وجوددارد،اما تاکنون هيچ اقدامی برای مهارنامبرده صورت نگرفته است. تنها در ماه مارچ دوهزاروهفت ميلادي نيروهای آمريکايی به خانه ی سياف در پغمان يورش بردند که علت آن بيشتر مسايل امنيتی و ارتباطات احتمالی وی با تروريزم بوده است. پس از اين حادثه، کرزی بارها ازسياف بدليل حمله ی نيروهای آمريکايی پوزش خواسته و قول داده که چنين مواردی ديگرتکرار نشود. پس از آن سياف مجال بيشتری برای فعاليت های تجارتی غير مشروع يافته است. مردم در پغمان بارها نسبت به غصب زمين هايشان و همچنين زندانی شدن وابستگانشان درزندان شخصی سياف به دفتر رييس جمهورشکايت و مقابل پارلمان مظاهره کردند اما با هرعريضه و مظاهره، تهديد ها از جانب سياف و افرادش عليه آنان بيشتر شد. سارنوالي ومحاکم  کشور هيچگاه دوسيه ی های غصب توسط سياف را روی دست نگرفته و هميشه ازوي به عنوان استاد سياف، با نيکی ياد می کند.
سیاف پس از حکومت موقت و انتقالی عمدتا از حامیان دیروز خود در تنظیم های جهادی جدا شد و از کرزی ، حمایت کرده است.  در دومین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز سیاف ازکرزی حمایت کرده است. با وجود درخواست های مکرر، او حاضر نشد که به جبهه ملی بپوندد. در همين حال چند روز قبل طي جلسه اي در منزل فهيم سياف نامزدي خود را اعلام كرده و فهيم معاون اول و محقق معاون دوم وي معرفي گرديد كه بعدا توسط محقق تكذيب شد.
کسی که هزاران تن از مردم مظلوم ما را به شهادت رسانیده، شهر ها، قرا و قصبات ما را ویران نموده، مال و دارایی مردم ما را به غارت برده است، وحشت را بر فضای کشور حاکم نموده ، بر فرق مردم میخ کوبیدند،امروز با چنین پر رویی خود را کانديد رياست جمهوري مينمايد  . سياف وهمراهان جهادي اش باید سال ها قبل به اتهام خياانت وجنايت محاکمه  ميگرديد ومتاسفانه امروز ادعای رهبری حاکميت ملي را دارد.؟ دزدان، جنایتکاران جنگی، قطاع الطریقان، آدمکشان، قاچاقبران مواد مخدر، غارت گران وهمه گردم هم جمع شده اند تا از آخرین فرصت در دوهزاروچهارده برای ابقای سلطه جهل و وحشت بالای مردم مظلوم استفاده نمایند.
درفرحام همه تفنگداران جنگ سالار بقا و نفع خویش را در ایجاد انارشيزم و برهم خوردگی وضع اجتماعی دیده، از همین جهت پیوسته در صدد  بی ثبات نگهداشتن اوضاع تلاش هاي مذبوهانه مينمايد و سود خویش را فقط و فقط در حنگ و تفنگ مي بينند آ نها به منظوراغوا و سرکوب مردم، در تمام عرصه ها دست به اقدامات خائنانه و ماجراجويانه میزنند. نيروهاي ئتلاف و دولت پروسه بنام جمع آوري سلاح را روي دست گرفتند که ميليون ها دالر را به باد فنا دادند، ولي در ظاهر ارقام هاي ارايه مي گردد که اميد واري هاي کاذبي را به مرد م نويد ميدهد .  اما کشتن، بستن، بردن، اختطاف، زورگويي، قاچاق وحشت، بربريت، جنگ هاي ذات البيني و مردم آزاري با گذشت هر روز وسعت بي سا بقه پيدا مي نما يد .  چنين است که سياف وسران ماجراجووقدرت طلب شوراي نظار قبلي باچنگ ودندان به جان وطن افتيده اند وتامانند لاشخواران ازاستوان باقي مانده آن تغذيه نمايند .