ariana

ariana

Friday, September 27, 2013

: مصالحه ملی داکترنجیب‌الله، روایتی از یک تلاش ناکام

ببرک احساس
هفده سال پیش در پنجم میزان ۱۳۷۵ (۲۷ سپتامبر ١٩٩٦) طالبان دکتر نجیب‌الله، رئیس جمهوری وقت افغانستان را کشتند و جسد او را در چهارراه آریانا در کابل به دارآویختند.





دکترنجیب‌الله قبل از رسیدن به ریاست جمهوری، رئیس سازمان امنیت افغانستان موسوم به "خاد" (خدمات امنیت دولتی) بود. از این رو شماری از افغان‌ها کشتارهایی که در زمان حاکمیت حزب دموکراتیک خلق در افغانستان صورت گرفته را نیز به او نسبت می‌دهند.
دکترنجیب الله پس از به قدرت رسیدن در سال ۱۹۸۶، چهره‌ای صلح طلب از خود نشان داد و طرح مصالحه ملی را ارائه کرد؛ طرحی که در نهایت ناکام ماند.
طرح مصالحه ملی دکتر نجیب الله همیشه در مجامع سیاسی افغانستان مورد بحث بوده و موافقان و مخالفان خود را داشته است. در تازه ترین مورد کتابی به نام"مصالحه ملی، اندیشه گذار از فرهنگ جنگ به فرهنگ صلح" در این زمینه چاپ شده است.
فقیر محمد ودان، نویسنده این اثر که خود از فعالان حزب دموکراتیک خلق بود؛ حزبی که بعدا به حزب "وطن" تغییر نام داد. کتاب خود را به دکتر نجیب‌الله و کسانی اهدا کرده که به تعبیر خودش، در راه تحقق سیاست مصالحه ملی نجیب‌الله جان باختند.
نویسنده، در این کتاب نسبتا قطور، اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی افغانستان در دوران حاکمیت حزب دموکراتیک خلق طرافدار شوروی در افغانستان (۱۳۷۵ تا ۱۳۹۲) را بررسی کرده و بخش عمده این کتاب، ک به مسئله مصالحه ملی به عنوان یک اندیشه سیاسی و رابطه آن با روند اجتماعی، سیاسی و اقتصادی افغانستان اختصاص یافته است.

نویسنده در بخش‌ هایی از این اثر خود سعی کرده به گرایشات موافق و مخالف سیاست مصالحه ملی در درون حزب وطن، گروه‌های مجاهدین سابق، متحدین خارجی این حزب از جمله اتحاد جماهیر شوروی سابق و کشورهای حامی مجاهدین افغان که از عوامل اصلی موفقیت یا ناکامی این سیاست بودند، بپردازد.
مولف کتاب، مقاومت برخی از رهبران حزب دموکراتیک خلق، که به باور نویسنده ناشی از تمایلات قومی، زبانی و سمتی آنها بود و نیز امتزاج حزب و دولت را از موانع اصلی شکست مصالحه ملی می پندارد
"دلایل و عوامل شکست برنامه آشتی ملی دکتر نجیب الله هر چه باشد، چنین سیاستی در وضعیت جاری افغانستان هم اکنون نیز به عنوان یگانه الترناتیو جنگ، روی میز گفت‌وگوی بازیگران داخلی و بین المللی در این کشور قرار دارد."
احساس
نیت قاطع خصمانه کشورهای حامی مجاهدین سابق در غرب و منطقه برای ناکامی سیاست مصالحه ملی دکتر نجیب الله و طرح جداگانه روس‌ها برای نوعی از مصالحه ملی دلخواه‌شان از عوامل بیرونی شکست این سیاست قلمداد شده است. به نظر نویسنده، روس‌ها با ارائه طرح خود در این شرایط، برنامه تجزیه افغانستان را دنبال می کردند، امری که به گفته نویسنده، دکتر نجیب‌الله به شدت مخالف آن بود.
مصالحه ملی و شرایط کنونی افغانستان
دلایل و عوامل شکست برنامه آشتی ملی دکتر نجیب الله هر چه باشد، یافتن راهی برای پایان دادن به جنگ و گفت‌وگو با مخالفان مسلح دولت، هم اکنون نیز به عنوان یگاه راه حل، روی میز بازیگران داخلی و بین المللی در این کشور است.افغانستان، امروز با شرایط و مشکلات مشابه دوره نجیب الله روبه‌رو است که یگانه راه درمان آن به عقیده بسیاری ازافغان‌ها تحقق آشتی ملی در این کشور است.برخی از عواملی که طرح آشتی ملی دکتر نجیب الله را با شکست مواجه کرد امروز نیز مانع رسیدن به صلح در این کشور پنداشته می‌شود.
عناصر و گروه‌های سیاسی افغان در برابر تلاش دولت و متحدان خارجی آن برای آشتی با طالبان و مخالفان مسلح مقاومت می‌کنند. هم‌زمان طالبان و مخالفان مسلح دولت نیز متهم اند که برای رسیدن به آشتی از اراده مستقل و دیدگاه واحدی برخوردار نیستند.
دولت کنونی افغانستان هم در ده سال گذشته تلاش‌های زیادی برای رسیدن به صلح کرده، ایجاد کمیسیون‌ها، برگزاری جرگه‌ها و اخیرا ایجاد شورای عالی صلح از این اقدامات است جدا از بحث درباره مجموع عوامل دخیل در شکست سیاست آشتی ملی دکتر نجیب الله، شاید یکی از عوامل اصلی این بود که تمام کشورهای خارجی حامی دشمنان رژیم دکتر نجیب الله، می خواستند شاهد نابودی رژیم باشند نه آشتی با آن.اما اکنون شرایط به گونه دیگری است. در حال حاضر با توجه به ادامه نا آرامی‌ها، اعتقاد عمومی در داخل افغانستان بر این است که آشتی ملی یگانه راه رسیدن به صلح است.
در عین حال جامعه بین المللی نیز تمام تلاش‌های خود را به خرج می‌دهد که پیش از ترک افغانستان، دولت این کشور بتواند با مخالفین مسلح خود به نوعی به توافق صلح دست یابد.زیرا اکنون بیم آن وجود دارد که تجربه شکست سیاست آشتی ملی دکتر نجیب الله و حوادث تلخ سال‌های نود در افغانستان تکرار شود.هراس از شکست روند کنونی گفت‌وگوهای صلح، و تشابه حد اقل ظاهری وضعیت کنونی افغانستان به آن دوره، از مسایلی است که این کتاب را برای علاقه مندان مسایل سیاسی در افغانستان، خواندنی می‌کند.
جملات طولانی و قضاوت های یکجانبه
نویسنده در این اثر با استناد به اسناد دولتی و حزبی، سخنرانی های رسمی مقامهای ارشد آن زمان، آثار و مقالات سایر نویسندگان و یادداشت ها و چشم دید های شخصی خودش اثرش را تا حد زیادی به یک اثر مستند و قابل قبول بدل کرده است با این حال جای عکس‌ها و در موارد نسخه های اصلی اسناد دولتی و حزبی که ظاهرا نویسنده در اختیار داشته است، در این کتاب خالی‌ است.زبان این اثر نیز در بسا موارد آنقدر خشک و بیروح است که خواننده را خسته می‌کند. به گونه مثال در برخی موارد یک جمله تا حدود ده سطر ادامه می یابد و خواننده در پایان ناگزیر می شود برای فهم بیشتر، یک پارگراف را دوباره مرور کند.نویسنده در این اثر وابستگی و جانبداری اش را از یک جریان مشخص نیز پنهان نمی کند و در برخی موارد قضاوت هایش از محدوده یک نویسنده بی طرف فراتر می رود و به وضوح پیدا است که نویسنده بیش از آنکه در پی روایت بیطرفانه ما جرا ها باشد، متوجه ثابت کردن دیدگاه خاص است. بی بی سی
شناسنامه کتاب
نام : مصالحه ملی، اندیشه گذار از فرهنگ جنگ به فرهنگ صلح
نوسنده: فقیر محمد ودان
سال چاپ: ۲۰۱۳
انتشارات: انتشارات بامیان در فرانسه
نوبت چاپ: اول