ariana

ariana

Saturday, September 28, 2013

محبت را هدیه دهید


ارسالی: میم آریانا
سرویس با سر و صداي زيادي در حرکت بود. يکي از مسافران پيرمردي بود که دسته گل سرخ بسيار زيبايي در دست داشت.
نزديک او دختر جواني نشسته بود که مرتب به گل هاي زيباي پيرمرد نگاه مي کرد
به نظر مي رسيد از آنها خيلي خوشش آمده است.




ساعتي بعد سرویس توقف کرد و پيرمرد بايد پياده مي شد.
پيرمرد بدون مقدمه چيني دسته گل را به دختر جوان داد و گفت:
مثل اين که شما گل سرخ را دوست داريد . فکر مي کنم همسرم هم موافق باشد که این گل ها را به شما بدهم. به او خواهم گفت که اين کار را کردم.
دختر جوان گل ها را گرفت خیلی خوشحال شده بود . پيرمرد پياده شد و اتوبوس دوباره به راه افتاد
دختر جوان که بيرون را نگاه مي کرد ؛ پيرمرد را ديد که وارد قبرستان کنار جاده شد.