ariana

ariana

Saturday, June 22, 2013

حرفهای سه زن فیلمساز خاورمیانه‌ای در جشنواره فیلم لس‌آنجلس

فیروزه خطیبی
از راست: حیفا المنصور، آنه ماری ژاسیر، ناهید سروستانی
 
 

 

 
 
 
در جریان برگزاری فستیوال فیلم لس آنجلس (۱۳ – ۲۳ ژوئن)، مستند «انقلاب دزدیده شده من» ساخته ناهید پرشون سروستانی، فیلمساز ایرانی ساکن سوئد، و دو فیلم بلند داستانی «وجدا» ساخته هیفا منصور، اولین زن فیلمساز عربستان سعودی و «وقتی تو را دیدم» اثر آن‌ماری جاسر، فیلمساز فلسطینی، در بخش رقابت های این جشنواره به نمایش درآمده و مورد توجه قرار گرفته است.
پنج زن قهرمان فیلم خانم سروستانی، کارگردانی که در جشنواره های سینمایی با فیلم های «ملکه و من» و «فحشا زیر چادر» به شهرت رسیده است، برخلاف خود او که توانست ایران را در آن دوران حساس سیاسی ترک کند، سال های متوالی در زندان های جمهوری اسلامی باقی ماندند.
فیلم با تلاش ناهید سروستانی برای یافتن حقایقی درباره روزهای آخر زندگی برادر کوچکترش رستم که پس از ۶ ماه زندان در ۱۷ سالگی به جرم فعالیت های سیاسی توسط جمهوری اسلامی زندانی و اعدام شد آغاز می شود.
خانم سروستانی می گوید: «تا حالا هرچه دیده ایم از مردان زندانی است اما در این فیلم از زنان سیاسی که تا به این حد مقاوم بوده اند صحبت شده است. متاسفانه بسیاری از این زندانیان یا در زندان مرده اند و یا آمده اند بیرون اما چنان وضع روحی وخیمی دارند که هنوز نتوانسته اند درمورد تجربیاتشان صحبت بکنند. من می خواستم آنها را در یک محل جمع کنم و قصه هایشان را از زبان خودشان بازگو کنم.»
فیلم بازگو کننده روایت هایی از تجربه های حقیقی این زنان زندانی است که با وقایع زندگی خود کارگردان در همان دوران مقایسه می شود:« راستش همانطور که توی فیلم گفته می شود من همیشه احساس گناه می کردم. احساس گناه از این جهت که من توانستم کشور را ترک کنم اما این دوستان و برادرم نتوانستند نجات پیدا کنند. می دانستم که دنبال من بودند که سرانجام، رستم را دستگیر، شکنجه و اعدام کردند. همیشه فکر می کردم چرا او اعدام شده اما من هنوز زنده ام؟»
ناهید سروستانی می گوید: « وقتی بعد از شش ماه فراری بودن در شهرهای ایران برای خداحافظی پیش پدر و مادرم رفتم پدرم به من نگاه نکرد و حتی جواب سلامم را هم نداد. او این حس را به من داد که "تقصیر تو بود که برادرت اعدام شد." این چیزی بود که با من ماند. اما با ساختن این فیلم آن حسی که همه چیز را تقصیر خودم می دانستم تا حدودی تخفیف پیدا کرده است. »
خانم سروستانی درمورد انگیزه ساختن فیلم "انقلاب دزدیده شده من" می گوید: «در جریان وقایع بعد از انتخابات ۲۰۰۹ وقتی جوان های ایرانی توی خیابان ها ریختند و شعار سردادند که آزادی می خواهند این درست همان چیزی بود که ما ۳۰ سال پیش تراز آن می خواستیم. در آن زمان کسانی که انقلاب کردند اغلب از بچه های مبارز چپ بودند. حتی اسلامی ها هم چپ گرا بودند. اما بعد انقلاب را به شکل هایی از ما دزدیدند. همان وقت ناگهان متوجه شدم که در مدت سی سال سعی کرده بودم از یادآوری وقایعی که در حول و حوش انقلاب برای برادرم و دوستانم اتفاق افتاده بود خودداری کنم.»
فیلم "انقلاب دزدیده شده من" از ژانویه گذشته تاکنون در ۱۰ فستیوال مختلف در میان فیلم های برگزیده تماشاگران بوده است. خانم سروستانی می گوید عکس العمل ها به فیلم به مراتب بیشتر از حد انتظار او بوده است: «خارجی ها بعد از تماشای آن اغلب می پرسند ما چطور می توانیم کمک کنیم؟ یک زن جوان در یکی از همین اکران ها به من گفت که تماشای فیلم زندگی او را به عنوان یک زن عوض کرد. من همین را می خواهم. این که بتوانم با فیلمم تاثیری روی دیگران بگذارم.»
 
اولین فیلم تاریخ عربستان سعودی
هیفا منصور نخستین زن فیلمساز عربستان سعودی است که در کشوری که در آن ساختن سالن سینما ممنوع است، فیلم «وجدا» را با شرکت بازیگرانی اهل عربستان سعودی ساخته است. این اولین فیلم تاریخ عربستان سعودی است.
خانم منصور ۳۹ ساله تا چند سال قبل و پیش از تحصیل در رشته فیلم در استرالیا کارمند شرکت نفت سعودی بود: «وقتی سی ساله شدم واقعا دلم می خواست صدایی داشته باشم. در عربستان سعودی مردم به حرف های زنان گوش نمی دهند و برای گفت وشنودهای جدی به سراغ مردها می روند. من عاشق سینما بودم و برای همین هم تصمیم گرفتم فیلمساز بشوم.»
فیلم «وجدا» به نوشته و کارگردانی هیفا منصور، روایت دختر ۱۱ ساله ای است که در یک جامعه سنتی درحومه ریاض زندگی می کند و تنها آرزویش داشتن یک دوچرخه است. آرزویی که اجازه به واقعیت پیوستن ندارد.
خانم منصور می گوید: «من یک خواهرزاده دارم که خیلی باهوش است و همیشه دلش می خواست وارد اجتماع بشود اما خانواده سنتی به او اجازه رشد نمی داد و ناچار خانه نشین شده بود. من برای نوشتن این فیلمنامه از زندگی او الهام گرفتم.»
هیفا منصور می گوید: «البته انجام ورزش های خارج از خانه مثل دوچرخه سواری و یا حتی رانندگی برای دخترها از لحاظ قانونی ممنوع نیست اما جامعه آن را برازنده نمی داند. »
خانم منصور امیدوار است که فیلم «وجدا» بتواند نظرات مردم عربستان را در رابطه با زنان و هنر فیلمسازی عوض کند: «امیدوارم تماشای این فیلم دخترهای دیگر را به فکر ساختن فیلم بیندازد.»
خانم منصور می گوید بارها توسط افراد ناشناسی تهدید به مرگ شده است: «این اصلا برایم اهمیت ندارد چون اغلب افرادی که که در عربستان سعودی کار رسانه ای انجام می دهند دائما مورد تهدیدند.»
هیفا منصور که در خانواده ای نسبتا آزاد رشد کرده است می گوید: «پدرو مادرم دوست داشتند دخترهایشان به انجام کارهایی که دوست دارند بپردازند. با وجود همه فشارهایی که روی پدرم بود او به حرف مردم اعتنایی نکرد.»
ساختن فیلم «جدا» که محصول مشترک سعودی و آلمان است سه سال به طول انجامید: «من می خواستم با یک شرکت اروپایی همکاری کنم تا بتوانم از این طریق فیلمم را در سطح جهان به نمایش بگذارم.»
فیلم قرار است تا اواخر امسال در عربستان سعودی هم به نمایش گذاشته شود:«اگر مردم سعودی بخواهند این فیلم را ببینند باید به بحرین بروند. این خیلی غم انگیز است که فیلمی را که در کشور خودشان تهیه و فیلمبرداری شده، نتوانند همانجا تماشا کنند.»
هیفا منصور در طول سال ها برای تماشای فیلم های سینمایی مجبور بوده است راننده اش را به همراه یک فهرست اسامی این فیلم ها به مغازه کرایه دی وی دی بفرستد:«زن ها اجازه ورود به داخل این مغازه ها را ندارند. البته این مسئله هرگز من را از تماشای فیلم منصرف نکرد.»
به اعتقاد هیفا منصور وقتی ساختن فیلم ادامه پیدا کند سینماها هم ساخته می شود:« این روزها بسیاری از جوانان سعودی به هنر فیلمسازی علاقمندند. اینها متعلق به نسلی هستند که از دوربین و تلفن موبایل استفاده می کند و دیگر نمی شود آن ها را از بقیه جهان جدا نگه داشت.»
در بخش پرسش و پاسخ پس از اکران فیلم خانم منصور درمورد چالش هایی که پیدا کردن بازیگر برای ایفای نقش در فیلم «وجدا» داشته است صحبت کرد: «پیدا کردن بازیگر زن در عربستان سعودی تقریبا غیر ممکن است. هیچ زنی حاضر نیست برخلاف جهت محافظه کارانه جامعه حرکت کند. حرکتی که توهین به اسلام محسوب می شود.»
با این همه هیفا منصور توانست موافقت ریم عبدالله، یکی از معروف ترین ستارگان تلویزیون سعودی، را برای ایفای نقش اصلی قهرمان بزرگسال فیلم جلب کند: «ما اجازه نداشتیم برای آزمون بازیگر، در نشریات آگهی چاپ کنیم و ناچار از طریق دوست و آشنا بالاخره یک هفته قبل از فیلمبرداری دختربچه ایفاگر نقش وجدا را هم پیدا کردیم.»
فیلمبرداری در محلات مختلف عربستان سعودی هم خالی از اشکال نبود. اماکنی که مردم خشمگین آن با حضور دوربین که نمادی از فساد می دانستند، مخالف بودند.
 
وقتی تو را دیدم
فیلم تازه آن ماری جاسر، «وقتی تو را دیدم» یکی از تازه ترین آثار سینمای فلسطین است.
داستان فیلم به سال ۱۹۶۷ باز می گردد و به روزهای پس از پیروزی اسرائیل در جنگ ۶ روزه ای که منجر به تصرف نوار غزه، کناره باختری رود اردن و صحرای سینا شد.
موج کثیری از پناهندگان فلسطینی از جمله قهرمان داستان خانم جاسر، طارق و مادرش به اردوگاه های شلوغ سازمان ملل متحد در کنار رود اردن هجوم می آورند. اردوگاه هایی که بسیاری از پناهندگان را از سال ۱۹۴۸ در خود جای داده است.
طارق که از بیماری اوتیسم رنج می برد در اردوگاه مورد آزار و اذیت بچه های دیگر است و نمی تواند با شرایط پیش آمده ومکان تازه ارتباط برقرار کند. او با آرزوی دیدار پدر غایب و گم شده اش در اطراف اردوگاه پرسه می زند.
زندگی توهمی طارق، آرزوی ناممکن او برای بازگشت به خانه و بیهودگی زندگی پناهندگی در انتظار آینده ای نامعلوم، با یکی از نطق های یاسر عرفات مسیر تازه ای می یابد.
طارق در نهایت از اردوگاه خود فرار می کند و به فدائیان یا ایده آلیست های جوان فلسطینی می پیوندد که در آن زمان می خواهند سرزمین خود را پس بگیرند. اما طارق به زودی در آنجا هم خود را بیگانه می یابد.
آن ماری جاسر که پیش از این فیلم «نمک دریاها» را ساخته است امروز یکی از چهره های شاخص سینمای مستقل فلسطین در صحنه بین المللی به شمار می رود.
او می گوید: «می خواستم درباره این دوران مهم از تاریخ فلسطین یک فیلم داستانی بسازم. می خواستم امیدهایی را که در آن دوران در میان فلسطینی ها وجود داشت به نمایش بگذارم. دورانی که مردم فلسطین فکر می کردند سرنوشتشان به دست خودشان است و می توانند کاری انجام بدهند. اعضای فدائیان در آن زمان داوطلبانه جلو آمده بودند چون تصور می کردند که بازگشت به مناطق اشغالی امکان پذیر است. با وجود همه ضربه های روحی و روانی باز هم این امیدواری وجود داشت.»
با این همه خانم جاسر می گوید قهرمان خردسال فیلم او سیاسی نیست: «طارق فقط می خواهد به خانه اش برگردد. در اردوگاه ها نام این پناهنده ها ثبت شده و آن ها منتظرند که به خانه هایشان بازگردند. آن ها بر این باورند که یک روز بالاخره این اتفاق می افتد. البته امروز ما می دانیم که این پناهندگان هنوز هم در این اردوگاه ها هستند.»
آن ماری جاسر معتقد است فیلم «وقتی تورا دیدم» نگاهی است رمانتیک به گروه فدائیان فلسطین از دیدگاه قهرمان خردسال فیلم: «اما درعین حال ما آن تنش ها و بروز کشمکش های درونی را هم حس می کنیم. ما می دانیم که بعدها افرادی از همین گروه به جناح های چپ یا راست متمایل می شوند. اما این دغدغه طارق نیست و او گرفتار این فعل و انفعالات نمی شود. او به هدف اصلی اش که بازگشت به خانه است وفادار می ماند.»
خانم جاسر می گوید: «برای من این فیلم پرسشی است همیشگی که از یک نسل داشته ام. این که چرا آنها مثل طارق به هدف اصلی شان وفادار نماندند؟»
بی بی سی