ariana

ariana

Monday, June 10, 2013

:يک مقايسه اجمالي ميان اجراات حکومت حامد کرزي ودکتورنجيب الله

احمد سعیدی
دوکتورنجیب الله آخرین رئیس جمهور تحت الحمایه شوروی سابق ازجمله رهبران بودکه باافکارو اندیشه های انترناسیونال پرولتری وداع گفته
ویکسره به ناسیونالیسم قومی وبه فرهنگ بومی خویش روآوردند.



 

 
 
 

 
 
 


 
 
 
 
با درنظرداشت همه نوشته های مخالف و موافق میتوان گفت که دوکتورنجیب الله آخرین رئیس جمهور تحت الحمایه شوروی سابق ازجمله رهبران حزب دمکراتیک خلق، افغانستان بود که بعد از بقدرت رسیدن میخایل گرباچف، رهبر شوروی وقت راه خود را از سایر همقطاران وهمفکران خویش جدا ساخته و با افکار و اندیشه های انترناسیونال پرولتری وداع گفته ویکسره به ناسیونالیسم قومی وبه فرهنگ بومی خویش رو آوردند.جناب کرزی نیز در سال های اخیر حاكمیت خویش چنین اکت میکند آنچه که مربوط به دوکتور نجیب الله می شود شرایط عینی و ذهنی همان زمان و همان مکان است چنانچه درین جدائی ها و انشعابات دوکتورنجیب الله تنها نبود، بلکه درسطح بین المللی اکثر فرمانروايان پيرو مشی سوسيالزم و وابستگان خط ماسکو، بعد ازفروپاشی شوروی سابق راه شانرا ازاسلاف خویش جداساخته و به داعیان پرشور ناسیونالیسم تبدیل گردیدند. در ازبکستان اسلام کریموف خود را میراث دار گنجینه های تاریخی تیمورلنگ جا زد... امام علی رحمانوف و قبل از آن رحمان نبیيوف در تاجکستان، به فکر اعادۀ سلطنت سامانیان افتادند. جناب کرزی نیز بعد از یازده سال حاکمیت زیر تسلط قوت های ناتو وامریکا شعار استقلال طلبی و حاکمیت ملی را مطرح میکند از میرویس نیکه و احمد شاه بابا  نقل قول میکند از این حقیقت هیچ کس نمی تواند انکار کند هر رهبر که احساس می نماید جلو فرو پاشی حاکمیت خویش  را دیگر گرفته نمی تواند پناه می برد به ملیت گرایی و تاریخ گذشته ولو مثبت باشد یا منفی
دکتور نجیب الله نیز در آن زمان  از کاروان عقب نماند. او زمانیکه احساس کرد  علایم فروپاشی امپراطوری شوروی درافق آسمان پدیدارگشته، راه جدید خویش را برگزید. راه نوینی که دوکتور نجیب الله برگزید، بازگشت به تاریخ وهویت فرهنگی و قومی  خودی بود حرف که در این روز ها آقای کرزی هر لحظه آن را تکرار میکند. و میخواهد به آن پناه ببرد همه میدانند  داکترنجیب الله بعد از تکیه زدن به اریکۀ قدرت، درتمام چهارراهی های شهرکابل تصاویر بزرگی از شخصیتهای تاریخی افغانستان خصوصاً مجاهدان راه استقلال وطن در برابر استعمارانگلیس، چون میرمسجدی خان غازی و میربچه خان کوهدامنی و ملامشک عالم خان اند‌‌ړ  و غازی محمدجان خان وردک و غیره  را نصب کرد که قبل ازان، تصاویر ببرک کارمل وبعضی از رهبران گذشته درانجاها نصب بودند .
داکتر نجیب الله در اکثرجلسات حزبی، کدرهای جوان حزب را تشویق مینمود تا به عوض مطالعۀ آثار لینین و مارکس، تلاش نمایند تا از تاریخ و فرهنگ جامعۀ خود، آگاه شوند. چنانچه عین سفارش را جناب کرزی در سخنرانی خویش در  اکادمی اردوی ملی  داشت.
دوکتر نجیب الله علی الرغم همرنگی و همفکری های ایدیالوژیک و اعتقادی با رفقای حزبی اش و سابقۀ کار در دستگاه استخباراتی خاد، بازهم ویژه گیهای خود را داشت که نباید ازآن چشم پوشی صورت گیرد. آن خصلت های بالا بلند  متاسفانه در وجود آقای کرزی کمتر دیده می شود  دوکترنجیب الله شخص صادق، باعزم واراده، صریح الّهجه و سخنران بلیغ بود. او مخصوصاً در بین حلقات ناسیونالیستی (پشتونهای پاکستان) از محبوبیت خاص برخوردار بود. نصب فوتوها و تصاویر وی بعد از مرگش در دفاتر و موترهای اعضای وفادار به جنبش ملی گرایان پشتون در شهرهای پشاور و کویته، خود نشاندهندۀ این محبوبیت اوست . اما آقای کرزی متاسفانه از چنین محبوبیت برخوردار نیست  طبق نوشته های شاهدان عینی (چه مخالف و چه موافق)، که با داکتر نجییب الله  نزدیک بوده اند، وی را مرد پُرکار و با انرژی توصيف نموده اند که از تن پروری و تنبلی زياد نفرت داشت. هرگز  در زمان ماموریتش مانند رهبری موجود  اعضای فامیل خود را  ملیونر نساخت. از سوی دیگر  پیشگوئی های دوکتور نجیب الله  مبنی برعدم توانائی مجاهدین، بخاطر استقرار یک حکومت قانون مدار که برخاسته از اطلاعات و معلومات استخباراتی وی از خصوصيات درون تنظیمهای مجاهدین بود، کاملاً مؤثق از آب درامد. او بعداز اعلان سیاست آشتی ملی در خطابه ها و سخنرانی های رسمی خویش از تمام جناح های درگیر خصوصاً قوماندانهای داخلی مجاهدین چون احمدشاه مسعود، عبدالصبور فرید، مولوی جلال الدین حقانی ، و سید جگړن و امیر اسماعیل خان انجنیر فیض محمد قومندان عبدالحق و همچنان از شاه سابق؛ محمد ظاهر شاه خواست که به صدای وی بخاطر مصالحه ملی  پاسخ مثبت گویند، درغیر آن وضعیتی در کشور حاکم خواهد شد که تر و خشک در آن خواهد سوخت. همه دیدیم که پیشبینی های وی محقق گشت . داکتر نجیب الله به خوبی میدانست که مجاهدین هیچ طرح و پلانی برای ساختن حکومت ندارند.عدم توانائی مجاهدین در برقراری یک نظام از انجا منشاء میگیرد که مجاهدین در دوران اشغال افغانستان توسط شوروی به این باور وعقیده نرسیده بودند که  روزی شوروی قوای خودرا از افغانستان کشیده و حزب حاکم را تنها میگذارد.
جناب کرزی و کابینه اش نیز این تشویش را در ذهن خود دارند، داکتر نجیب الله در یکی از صحبت های خود گفته بود  عامل دیگریکه میتواند در ناتوانی مجاهدین مبنی بر ایجاد یک حکومت ملی موثرباشد، تسلط و کنترول بیش از حد سازمان استخبارات پاکستان بالای تنظیمهای مجاهدین است که بدون رضائیت مقامات پاکستانی، هیچ رهبرمجاهد صلاحيت گرفتن تصميمی را در مورد مسايل مربوط به پيشبرد جهاد افغانستان نداشت، چه رسد به اینکه آنها مستقلانه و بدون مداخلۀ بیگانگان در بین خویش به توافقات عملی میرسیدند. از جمله کسانی که در بین مجاهدین به خروج قوای شوروی از افغانستان پیشبین بود، احمدشاه مسعود است که مورد غضب مقامات آی اس آی پاکستان قرار داشت که چرا وی خودسرانه با شورویها آتش بس مؤقت را امضا نموده بود اما در کابل وضعیت طور دیگری شکل میگرفت. چنانچه آقای کرزی در این روز ها صدای اجمای ملی را بخاطر انتخابات 2014  بلند کرده است اما نگفته است اجمای ملی بخاطر چه به عشق کی به یاد کی این حرف ها چرا ده سال قبل گفته نمی شد چرا در روز های آخر قدرت  آقای کرزی میخواهد حرف های تازه را زمزمه کند  دکتورنجیب الله نیز در روز های اخیر  به ابتکارات تازه ای دست زده بود او هم از نظر نظامی و هم از نظرسیاسی بعد از خروج قوای شوروی از افغانستان، برخلاف تصورات حامیان مجاهدین؛ حکومت دوکتور نجیب الله  توانست چندین سال بدون قوای شوروی در برابر شدیدترین حملات مجاهدین و پاکستانی ها مقاومت کند. حکومت موجود به باور من توان چنین مقاومت را هرگز نخواهد  داشت  علاوه بران دکتور نجیب الله با تدویرکنگرۀ حزبی، تغیيرات را در اساسنامه و مرامنامۀ حزبی وارد ساخته و نام "حزب دموکراتیک خلق" را که نام بی مسمّا بود، به "حزب وطن" تبدیل نمود. وی همچنان با تدویر کنگرۀ حزبی توانست که حزب حاکم را از یک حزب دارای اندیشه های سوسيالستی به یک حزب چپ، ملی گرا تبدیل نماید. اما بد بختانه آقای کرزی نه حزب دارد و نه تیم که روی آن محاسبه شود  اما تمام این اقدامات اصلاحی، دوکتوبر نجیب الله حس حسادت و انتقامجوئی مخالفان درون حزبی داکترنجیب الله را برانگیخت و آنهارا وا داشت تا با ایجاد فراکسیون ها و محافل خصوصی و توسل جستن به سیاست های حکومت براندازی رو آورند که سرانجام باعث سقوط حکومت وی شد. یعنی نجم الدین کامیانی فرید مزدک ، عبدالوکیل نبی عظیمی  و تعدادی دیگری به قوت های احمد شاه مسعود پیوستند این انقلابیان دو آتشه بعیت کردند.عده ای دیگری مانند جنرال رفیع ، دوکتور راز محمد پکتین ، قومندان ولی شاه دست به دامن گلبدین حکمتیار بردند جنرال خدای داد و عبدالواحد سرابی را آقای عبدالعلی مزاری حمایت کرد.
حالا دیده شود که بعد از خروج قوت های خارجی ناتو  این نظام استقامت و پایه داری خویش را استوار نگه میدارد آنچه که در کنفرانس ها می گوید  یا هئیت رهبری این دولت پارچه پارچه شده راه فرار را بر قرار ترجیح میدهد. آنانیکه تابیعت خارجی دارد یا از خون ملت در دوبی بی شرمانه  خانه خریده اند تشویشی نخواهند داشت دزدانه آمده اند ودزدانه خواهند رفت  تشویش نزد کسانی وجود دارد که نه درتیم مافیا شریک اند نه  دزدی کرده اند نه در چور و چپاول در ده سال اخیر بی شرمانه  سر جوال گرفته اند و به نان یک شبه خود محتاج اند اینها کجا بروند باور دارم اینها نمیروند بلکه این مردان و زنان  با شرف افغانستان یکجا با اکثریت خاموش در مقابل دشمنان قسم خورده افغانستان از استقلال و تمامیت ارضی دفاع خواهند کرد اما این دفاع وقتی موثر و کارا خواهد بود که هم با تروریستان جواب دندان شکن  داده شود و هم در یک انتخابات شفاف به این حاکمیت مافیایی برای همیش خاتمه داده شود. همه میدانند  استاده گی و مقاومت بخاطر آرمان های بر حق مردم افغانستان هم شرافت می خواهد و هم جرأت. کسانی با این کاروان یکجا میروند که هم جرأت دارند و هم شرافت.