تغییر بافت جمعیتی در افغانستان، بهویژه در مناطق شمال، مرکزی و غربی، روندی سیستماتیکداشته که از اواخر قرن نوزدهم آغاز شد و در دورههای مختلف با انگیزههای سیاسی و قومی ادامه یافت.
دوره عبدالرحمن خان (۱۸۸۰–۱۹۰۱)؛ پایهگذاری تغییر دموگرافیک:
پس از سرکوب خونین قیامهای بومی (بهویژه هزارهها در مرکز و تاجیک ها و اوزبیکها درشمال)، عبدالرحمن خان جابجایی کتلوی اقوام را آغاز کرد. او هزاران خانواده از قبایل پشتون(بهویژه درانی و غلجایی) را از جنوب و شرق به مناطق حاصلخیز شمال و زمینهای غصبشدهدر مرکز انتقال داد تا هم قدرت اقوام بومی را تضعیف کند و هم یک «کمربند امنیتی متمایل بهمرکز» در مرزهای شمالی ایجاد کند.
دوره امانالله خان و تصویب «نظامنامه اسکان ناقلین» (۱۳۰۰ خورشیدی / ۱۹۲0s):
در این دوره، این سیاست جنبه کاملاً قانونی و ساختاریافته به خود گرفت. با تدوین «نظامنامه اسکان ناقلین در شمال»، امتیازات ویژهای از جمله زمینهای رایگان، معافیتهای مالیاتی ووامهای بلندمدت به قبایلی اختصاص یافت که حاضر بودند به صفحات شمال (قطغن، مزارشریف و میمنه) کوچ کنند. هدف رسمی این طرح، توسعه کشاورزی و هدف پنهان آن، تغییرترکیب قومی مناطقی بود که اکثریت آنها را تاجیکها ،اوزبیکها و ترکمنها تشکیل میدادند.
دوران ظاهر شاه و صدارت محمد هاشم خان:
در این دوره، با حفر کانالهای آبیاری بزرگ در شمال (مانند کانال ارچی و دشت ارچی در قندوز)،زمینهای وسیع دولتی و بومی به قبایل ناقل توزیع شد. واژه «افغانیزهکردن» جامعه ناهمگونبه یک استراتژی نانوشته تبدیل شد.
دوره اول و دوم طالبان (دهه ۹۰ میلادی و پس از ۲۰۲۱):
کوچهای اجباری در این دورهها با شدت بیشتری احیا شد. در دوره اول، طالبان با سیاستزمینهای سوخته در شمالی (پروان و کاپیسا) و مناطق مزار شریف و تخار، بومیان را مجبور بهفرار کردند. پس از بازگشت دوباره طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، گزارشهای متعددی از کوچاجباری مردم بومی در پنجشیر، دایکندی، سرپل، تخار و فاریاب و غصب زمینهای آنان توسطکوچیها یا توزیع آن به افراد وابسته به حکومت به ثبت رسیده است.
شیرین. ن. مبارز
No comments:
Post a Comment