بیبی سرو (مشهور به بیبی سنگری یا بیبی سروری) همسر اول امیر حبیبالله کلکانی، در روستای صوفیان در قلعه مرادبیگ یا منطقه کهنه خمار در شمال کابل چشم به جهان گشود.
او در سال ۱۹۲۳ میلادی (۱۳۰۱ خورشیدی) با حبیبالله کلکانی ازدواج کرد. ثمره این ازدواج سه فرزند به نامهای سلطانجان، شاهسلطان و اسدالله بود.
بانو سنگری، پس از کشته شدن همسرش در سال ۱۹۲۹، بلافاصله بازداشت و همراه با فرزندان خردسالش به زندان دهمزنگ منتقل شد. او بدون محاکمه و بدون هیچگونه سند حقوقی، سالهای طولانی را در زندان سپری کرد؛ سالهایی که با محرومیت، فشار روانی و شرایط سخت همراه بود. منابع رسمی درباره جزئیات دوران زندان او بسیار کم و سانسورشدهاند، اما روایتهای شفاهی و اسناد پراکنده نشان میدهد که او در تمام این مدت از جامعه،خانواده و ارتباط بیرونی محروم بود و تحت نظارت شدید حکومتهای نادرشاه و ظاهرشاه قرار داشت.
در زندان دهمزنگ، در اثر بی توجه ای فرزند کوچک اش اسدالله بیمار و جان باخت؛ رویدادی که هرگز در اسناد رسمی ثبت نشد، اما در حافظه خانواده و روایتهای محلی باقی مانده است.
پس از آزادی، بانو سنگری نه به خانه خود بازگشت و نه به زندگی عادی؛ او بهعنوان یک چهره مغضوب سیاسی به ولایت بلخ تبعید شد و با دو دخترش سالها در فقر، انزوا و گمنامی زندگی کرد. حکومتهای وقت ترجیح میدادند هیچ نام و نشانی از خانوادهٔ کلکانی در رسانهها، تاریخنگاری رسمی و اسناد دولتی برجسته نشود.
از سرنوشت دختران او نیز اطلاعات دقیق در دست نیست؛ تنها میدانیم که آنان در زندان بزرگ شدند، در سکوت و بیخبری و هیچ سندی از رنجها و آسیبهایی که در آن سالها متحمل شدند باقی نمانده است. این بخش از تاریخ عمداً حذف شده و صدای این زنان هرگز در روایتهای رسمی شنیده نشده است.
شیرین نظیری مبارز
No comments:
Post a Comment