پانزدهم اگست ۲۰۲۱ تنها یک «سقوط» نبود؛ لحظهای بود که تاریخ افغانستان زخمی شد. در معاملهای ننگین پشت پرده ،کشور زخمی ما به دست گروهی که سالها خشونت و نقض حقوق بشر را رقم زدهاند، سپرده شد.
در آن روز، آسمان کابل گریست؛ مردم بیگناه کشته شدند، کودکان از خانواده جدا شدند، و جوانانی که به بال هواپیما چنگ زده بودند، رؤیاهایشان را در میان آسمان و زمین از دست دادند.
پنج سال گذشته و جهان امروز شاهد است که طالبان—گروهی مسئول خشونت گسترده و محرومیت سیستماتیک،چگونه هر روز زندگی مردم را سیاه و نگون بخت نموده اند.
نیم ملت ما بیخانه و کاشانه شدند؛ از ترس طالبان، راه مهاجرت را در پیش گرفتند و بسیاری ها در این راه ها جان های شیرین خود را از دست دادند. چگونه میتوان از این روزهای تاریک نوشت و از درد زنان و دختران این سرزمین سخنی نگفت؟
چگونه میتوان چشم بر اشک مادرانی بست که فرزندان شان را از دست دادهاند، بر فریاد دخترانی که رویاهای شان ربوده شده و بر خانوادههایی که هر روز با ترس و اندوه زندگی میکنند؟
بستن مکاتب و دانشگاهها، ازدواج اجباری کودکان، حذف زنان از کار و تحصیل، بازداشتهای خودسرانه، فقر، رشوه، دزدی و خاموشکردن آیندهی یک نسل ،خیانت فراموش ناشدنی است. ما روز به روز همه داشته های خود را از دست می دهیم و به تاریکی فرو می رویم.
اما پانزدهم اگست فقط یادآور تاریکی نیست؛ هشدار و عهدی برای فرداست.
فردایی که در آن هیچ کودکی از آموزش محروم نشود، هیچ زنی بهخاطر جنسیتش از حقوقش کنار زده نشود، هیچ جوانی مجبور به ترک وطن نشود و هیچ خانوادهای امیدش را از دست ندهد.
افغانستان خانهی مشترک ماست.
آبادانی آن با همدلی، عدالت، دانش و اراده مردم ممکن است.
امید را زنده نگه داریم؛ ملتهایی که امید و آگاهی را حفظ میکنند، راه خود را به سوی آیندهای روشن مییابند.
با حرمت
عبدالله دلاور
No comments:
Post a Comment