آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Wednesday, July 15, 2026

بسته شدن مکتب‌ها؛ ازدواج زودهنگام و بارداری‌های پرخطر دختران افغانستان

نويسنده: آدرینا بهزاد

هم‌زمان با بسته ماندن دروازه‌های مکتب‌های دخترانه از سوی طالبان، شماری از دخترانی که به ازدواج زودهنگام مجبور شده‌اند، می‌گویند این ازدواج‌ها آنان را با مشکلات جدی جسمی، روانی و عوارض دشوار بارداری و زایمان روبه‌رو کرده است.


به گفته آنان، بازگشت دوباره طالبان نه‌تنها با بسته شدن مکتب‌ها، آرزوهای‌شان برای ادامه تحصیل را از بین برد، بلکه حق انتخاب همسر را نیز از آنان گرفت. این دختران می‌گویند خانواده‌های‌شان از ترس اینکه افراد طالبان آنان را به زور به نکاح خود درآورند، اختطاف کنند یا مورد تجاوز قرار دهند، پیش از رسیدن به سن مناسب آنان را به ازدواج وادار کردند. آنان با ناامیدی می‌گویند که حتا اگر مکتب‌ها دوباره باز شوند، به‌دلیل مسوولیت‌های سنگین زنده‌گی، ازدواج و فرزندداری، دیگر توان ادامه تحصیل و رسیدن به آرزوهای‌شان را ندارند.


سحر (مستعار)، دختری که پس از بسته شدن دروازه‌های مکتب‌ها، در ۱۴ ساله‌گی از سوی خانواده‌اش به ازدواج داده شد، می‌گوید نخستین فرزندش به‌دلیل پایین بودن سن او، نارس به دنیا آمد و پس از یک هفته جان باخت. به گفته او، دومین فرزندش نیز نارس متولد شد و این دو تجربه، او را با مشکلات شدید روحی روبه‌رو کرد.


این بانو می‌گوید: «۱۴ ساله بودم که نامزدم کردند. شوهرم ۱۰ سال از من بزرگ‌تر است، اما آدم خوبی است. ۱۵ ساله که شدم، عروسی کردم. طفل اولم پیش از وقت به دنیا آمد. داکترها گفتند رحمم کوچک است و طفل جای کافی ندارد. او یک هفته زنده ماند و بعد فوت کرد. سال بعد، طفل دومم هم پیش از وقت به دنیا آمد. هرچند زنده ماند، اما از نظر روحی آسیب زیادی دیدم. هر لحظه فکر می‌کردم شاید این طفل هم بمیرد. وضعیتم آن‌قدر خراب شد که داکترها می‌گفتند دچار شوک شده‌ام و ملاها می‌گفتند جن زده شده‌ام. درمانم نزدیک به یک سال طول کشید.» به گفته او، بازگشت دوباره طالبان دو ضربه بزرگ به زنده‌گی‌اش وارد کرد؛ نخست، با بسته شدن دروازه‌های مکتب‌ها، آرزوهایش برای ادامه تحصیل از بین رفت و دوم، حق انتخاب همسر از او گرفته شد.


سحر می‌گوید: «وقتی طالبان آمدند، من در صنف ششم بودم. آرزو داشتم داکتر شوم. خوب درس می‌خواندم و چون خانواده‌ام از نظر اقتصادی مشکلات زیادی داشت، می‌خواستم با درس خواندن زنده‌گی‌ام را تغییر بدهم. اما با آمدن طالبان، دو ضربه خوردم؛ هم آرزوهایم با بسته شدن دروازه‌های مکتب به گور رفت و هم حق انتخاب همسر از من گرفته شد.»


این بانو می‌گوید: «وقتی مکتب‌ها بسته شد، همه می‌گفتند شاید سال آینده دوباره باز شوند. پدرم می‌گفت باید عروسی کنی تا طالبان تو را اختطاف نکنند، مورد تجاوز قرار ندهند یا به زور به نکاح خود درنیاورند. آن روزها خبرهای زیادی وجود داشت که طالبان با زور اسلحه یا پول، دختران را به نکاح خود درمی‌آورند. سرانجام پدرم گفت اگر سال آینده مکتب‌ها باز نشد، باید عروسی کنی.»


مهتاب (مستعار)، دختر دیگری که بسته شدن دروازه‌های مکتب‌ها از سوی طالبان زمینه ازدواجش را در سن پایین فراهم کرد، می‌گوید پدرش اصرار داشت که حالا دیگر مکتبی وجود ندارد و او باید ازدواج کند. به گفته او، ازدواج در کودکی سبب شد سه بار سقط جنین را تجربه کند.


این بانو می‌گوید: «وقتی خیلی خرد بودم، به خاطر طالبان عروسی کردم. در صنف هفتم مکتب بودم که طالبان آمدند و مکتب‌ها بسته شد. وقتی مکتب‌ها بسته شد، امیدوار بودم که به مرور زمان دوباره باز شوند، چون خیلی دوست داشتم درس بخوانم و یک خبرنگار مشهور شوم. همیشه خبرخوانی را تمرین می‌کردم و از خودم ویدیو می‌گرفتم.»


مهتاب می‌افزاید: «اما پدرم اصرار داشت که دیگر مکتبی وجود ندارد و باید عروسی کنم. می‌گفت دور اول طالبان هم مکتب‌ها را بستند و دیگر باز نشد، حالا که مکتب نیست، دیگر چه می‌خواهی بکنی؟ باید عروسی کنی. من گریه می‌کردم و می‌گفتم عروسی نمی‌کنم، چون خیلی خرد بودم و چیزی از زنده‌گی مشترک، شوهر و فرزندداری نمی‌فهمیدم. از طرف دیگر، هنوز امیدوار بودم که مکتب‌ها باز شوند و بتوانم به آرزویم برسم. در همان زمان، یکی از اقارب دور پدرم خواستگارم بود و می‌گفتند پسرشان پرونده مهاجرت دارد و به زودی به خارج می‌رود، بنابراین باید هرچه زودتر عروسی انجام شود.» به گفته او، خانواده‌اش نیز با این ازدواج موافق بودند و به او می‌گفتند: «خارج می‌روی، آنجا هم می‌توانی درست را ادامه بدهی و هم زنده‌گی خوبی خواهی داشت.»


مهتاب می‌گوید: «من هم به این امید که بتوانم به خارج بروم و درسم را ادامه بدهم، قبول کردم؛ اما همه این وعده‌ها دروغ بود. چهار سال گذشته، نه به خارج رفتیم و نه توانستم به درسم ادامه بدهم. حالا مسوولیت خانه‌داری و فرزندداری هم به زنده‌گی‌ام اضافه شده است. هر وقت آرزوهایم را به یاد می‌آورم، از تمام زنده‌گی دلسرد می‌شوم و چند روز حالم خراب می‌شود. با خودم می‌گویم کاش می‌مردم.»


در همین حال، خدیجه مصباح، داکتر نسایی و ولادی، می‌گوید بارداری در سنین پایین، به‌ویژه زیر ۱۸ سال، خطر ابتلا به کم‌خونی، فشار خون بارداری، زایمان دشوار، خونریزی، زایمان زودرس و تولد نوزاد با وزن کم را افزایش می‌دهد. او هشدار می‌دهد که احتمال مرگ مادر و نوزاد در این سنین، در مقایسه با زنان بزرگسال، بیش‌تر است.


این داکتر می‌گوید: «بدن دختران کم‌سن هنوز به رشد کامل نرسیده است و لگن و سایر اندام‌های آن‌ها ممکن است برای بارداری و زایمان آماده‌گی کافی نداشته باشد. علاوه بر این، بدن خود دختر نیز برای ادامه رشد به مواد مغذی نیاز دارد و بارداری این نیاز را بیش‌تر می‌کند.»


به گفته او، بارداری زودهنگام، به‌ویژه در دختران زیر ۱۵ سال یا در شرایطی که مراقبت‌های دوران بارداری و زایمان کافی نباشد، می‌تواند خطر مرگ مادر یا نوزاد را افزایش دهد. با این حال، دریافت مراقبت‌های منظم و مناسب در دوران بارداری می‌تواند این خطر را تا حد زیادی کاهش دهد.


مصباح می‌افزاید: «ازدواج و بارداری در سن پایین می‌تواند پیامدهای جسمی و روانی گسترده‌ای به همراه داشته باشد. از نظر جسمی، خطر سوءتغذیه، کم‌خونی و عوارض بارداری را افزایش می‌دهد. از نظر روانی نیز ممکن است موجب اضطراب، افسرده‌گی، استرس، کاهش اعتمادبه‌نفس، ترک تحصیل و محدود شدن فرصت‌های آموزشی و اجتماعی شود.»


این در حالی است صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل (یونیسف) چندی پیش نسبت به افزایش مشکلات روانی و ازدواج‌های زودهنگام دختران در افغانستان ابراز نگرانی کرده و گفته بود که میلیون‌ها دختر، اثرات مخرب محدودیت‌های طالبان را تجربه می‌کنند.


صندوق جمعیت سازمان ملل متحد (UNFPA) نیز اعلام کرده بود که زایمان، بیش‌ترین خطر مرگ را برای زنان دارد و هر روز بیش از ۷۰۰ زن به‌دلایل مختلف مرتبط با بارداری و زایمان جان خود را از دست می‌دهند.


این سازمان گفته بود که در هر دو دقیقه یک زن جان خود را از دست می‌دهد و بین ۲۰ تا ۳۰ زن دیگر دچار جراحات، عفونت‌ها یا ناتوانی‌های مرتبط با زایمان می‌شوند. ١٣ جولاى ٢٠٢٦ هشت صبح

No comments: