با نام «سیده مخفی بدخشی» یا «شاه بیگم مخفی بدخشی»، از برجسته ترین شاعران زن افغانستان و از چهرههای ماندگار ادبیات فارسی دری به شمار میرود.
او در سال ۱۲۵۵ خورشیدی (۱۸۷۶ میلادی) در خانوادهای اهل فرهنگ و دانش دیده به جهان گشود و در سال ۱۳۴۲ خورشیدی (۱۹۶۳ میلادی) چشم از جهان فروبست.
مخفی در خانوادهای پرورش یافت که علم، ادب و شعر جایگاه ویژهای داشت. پدرش از خاندان امیران بدخشان بود و برادرانش نیز از شاعران و اهل دانش زمان خود محسوب میشدند.
او از همان دوران کودکی زیر نظر اعضای خانواده به فراگیری ادبیات فارسی، زبان عربی و علوم رایج آن زمان پرداخت و استعداد شگفت انگیز خود را در سرودن شعر آشکار ساخت.
زندگی مخفی بدخشی با فراز و نشیبهای سیاسی نیز همراه بود.
خانوادهاش در دوره حکومت امیر عبدالرحمنخان سالهایی را در تبعید سپری کردند و همین دشواریها تأثیر عمیقی بر اندیشه و سرودههای او گذاشت.
با وجود همه محدودیتهای اجتماعی، او هرگز از آموختن و سرودن دست نکشید و به یکی از درخشان ترین صداهای زنانه شعر فارسی در افغانستان تبدیل شد.
اشعار مخفی بدخشی بیشتر در قالب غزل، قصیده، رباعی، قطعه و مخمس سروده شدهاند.
درونمایه آثار او عشق، عرفان، اخلاق، اندرز، معنویت، دردهای اجتماعی، امید، انساندوستی و زیباییهای زندگی است.
زبان شعر او روان، دلنشین و سرشار از لطافت و احساس است و بسیاری از سروده هایش هنوز هم در میان دوستداران شعر فارسی محبوبیت فراوان دارد.
از مخفی بدخشی دیوانی با هزاران بیت شعر به یادگار مانده است که بخشهایی از آن در افغانستان و تاجیکستان منتشر شده و مورد توجه پژوهشگران و علاقهمندان ادبیات فارسی قرار گرفته است.
هرچند بسیاری از آثار او سالها ناشناخته ماند، اما امروز نام او در کنار بانوان بزرگ شاعر جهان فارسی جایگاهی ارزشمند دارد.
مخفی بدخشی تا پایان عمر زندگی ساده و آبرومندانهای داشت و تمام توان خود را صرف دانش، ادب و شعر کرد.
او در سال ۱۳۴۲ خورشیدی (۱۹۶۳ میلادی) درگذشت، اما میراث ادبی و فرهنگیاش همچنان زنده است و نامش به عنوان یکی از پرافتخار ترین بانوان شاعر افغانستان در تاریخ ادبیات فارسی میدرخشد.
چند بیت از مخفی
بشکند دستی که خم در گردن یاری نشد
کور به، چشمی که لذتگیر دیداری نشد
صد بهار آخر شد و هر گل به فرقی جا گرفت
غنچه باغ دل ما زیب دستاری نشد
هرکه آمد در جهان بودش خریداری، ولی
پیر شد زیب النسا او را خریداری نشد!
Abdullah Muhabbat
No comments:
Post a Comment