آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Monday, June 1, 2026

زنان میهن در برزخ بین سنت و مدرنیته

دنیا از اواخر قرن هجده و اوایل قرن نوزده وارد دورانی شد که به آن دوران مدرنیته می گوییم. مهمترین ویژگی آن چشم بستن و دل کندن از آسمان و زمین به دنبال حقیقت گشتن است. 

این نوشتار فصد ندارد وارد بنیان های فلسفی مدرنیسم شود زیرا مباحث مبسوطی است که در فاکولته های فلسفه تدریس می شود و اینجا مجالی برای بیان آنها نیست. هدف اصلی در اینجا تاثیر مدرنیته بر شیوه ی زندگی زنان در میهن و مشکلاتی که در پی آن گریبانگیر شان شده است، می باشد.

با گسترش و وسایل ارتباطی مانند تلفن و تلگراف و بعد از آن گشایش ایستگاه های رادیویی و تلویزونی و همچنین وجود سینما و امکان دیدن فلم های کشور های توسعه یافته، وجود روزنامه ها و آموزش علوم مختلف در مدارس و در دهه های اخیر نیز تکنالوژی ماهواره و گوشی های مجهز به سیستم اندروید، به مرور کشور های جهان سوم از جمله میهن عزیز ما را دربر گرفت و زندگی افراد کم و بیش تحت تاثیر تکنالوژی ارتباطات قرار گرفت.

زنان میهن که قرن های متمادی در اجتماع مرد سالار برخاسته از سنت و مذهب زندگی می‌کردند در مواجهه با مدرنیته، کم کم از سنت فاصله گرفته و در تقابل با نظم مرد سالارانه قرار گرفتند. چه جان ها که در این فرآیند از دست رفت و چه جانفشانی های که زنان پیشرو کردند تا زنان سرزمین بتوانند آزادانه بیاندیشند، آزادانه نفس بکشندو آزادانه استعداد های خود را شگوفا کنند. 

به عقیده نویسنده، بزرگ‌ترین مانع مدرن شدن زنان میهن عدم استقلال اقتصادی آن ها است. وقتی زنی از نظر مالی و تهیه مایحتاج اولیه ی زندگی به پدر، شوهر و یا برادر خود وابسته است نمی تواند برخلاف نظر و دیدگاه آن ها رفتار کند. مردان تربیت یافته در سنت، به زن یا دخترشان به چشم دارایی نگاه می کنند. بنابراین برای اینکه زنان بتوانند رها شوند باید باور ها و ذهنیت سنتی مردان نیز تغیر کند. و این تغیر نه در گفتار و ظاهر مردان بلکه باید در عمق اندیشه ی آنان ایجاد شود.

بسیاری از مردان افغان را میبینم که در محافل، خود را روشنفکر و مدرن نشان میدهتد ولی با خانواده خود مانند طالبان رفتار می کنند. همچنبن بسباری از زنان سرزمبن مان را میبینم که ظاهر مدرنی دارند ولی در پس زمینه ی ذهن آنها سنت ریشه دارد و رفتار هایی از آن ها سر میزند که بسیار سنتی است. اینکه ما لباس امروزی بپوشیم و آرایش امروزی کنیم ما را مدرن نمی کند بلکه مدرن شدن به اندیشه است. ممکن است مرد یا زنی علاقه داشته باشد لباس های زیبای محلی خود را بپوشد ولی در اندیشه و رفتار مدرن و مستقل باشد و کار کردی بسیار موثر در جامعه داشته باشد. به عبارت دیگر مدرن بودن به تاثیری است که یک زن در اجتماع دارد و با کار و آگاهی استقلال خود را فریاد میکند نه با تظاهر و گفتار. به نظر میرسید بسیاری از زنان هم میهن حتی انهایی که در اروپا و امریکا زندگی میکنند درک درستی از مدرنیته ندارند و زندگی اجتماعی آنها نشان می دهد در برزخی بین سنت و مدرنیته گرفتار شده اند. زنانی که در افغانستان زندگی می کنند در شرایطی بد تری هستند زیرا حاکمیت فرقه ای سنت گرا، ستیز  بی امان با نشانه های مدرنیته دارد و زنان ما زیر سلطه ی چنین حاکمیتی نا خود آگاه برای زندگی تن به رفتار های سنتی می دهند که این امر بر تربیت کودکان اثرات ویرانگری دارد.

با نبودن زنان میهن در عرصه های دانش و امور اجتماعی، استقلال اقتصادی از انها سلب شده و آنها هم چنان در سطیره ی مرد سالاری برخاسته از مذهب باقی خواهند ماند. تا میهن از ابن حاکمیت ارتجاعی رهایی نیابد، چشم انداز روشنی برای رشد و آگاهی زنان افغانستان نمی توان تصور کرد.

نوشته: فریبا آتش صادق

No comments: