لشکر تاریک از افق، خورشیدِ ما را سر برید
در هیاهوی تفنگ، آیینهها را سر برید
دخترانِ خسته را در کوچههای بیپن
نامِ دین آورد و اما از خدا چیزی نداشت.
آیه را دزدید و دستِ روشنا را سر برید
طالبان، این لشکرِ جهلِ سیاهِ بیوجدان
در دلِ تاریخ، شرمِ انبیا را سر برید
مادران در سوگِ فرزندان خود خاکسترند
چون که وحشت، خندههای خانهها را سر برید
هر سحر، از بامِ این ویرانه فریادی بلند:
«باز هم دیشب کسی رویای فردا را سر برید…»
زن، همان آوازِ باران است در خشکیِ مرگ
لیک این قومِ تباهی، نغمهها را سر برید
ای جهان!
این خونِ جاری، لکهی ننگِ شماست
چون سکوتِ کورِتان، حقِّ صدا را سر برید.
#جنبش آزادی بخش زنان
S.N.M
No comments:
Post a Comment