صدا زدن زن به نام «مادرِ فلانی»، نوشتن «والده…» روی سنگ قبر، یا «همسرِ…» در کارت دعوت، فقط یک عادت ساده نیست؛ بخشی از سازوکار یک نظام مردسالار است که زن را نه بهعنوان فرد، بلکه بهعنوان وابسته تعریف میکند.
در بسیاری از خانهها و کوچههای ما، زن با نام خودش شناخته نمیشود؛ او «مادرِ فلانی» است، «همسرِ بهمانی» است و حتا پس از مرگ نیز بر سنگ آرامگاهش «والدهٔ…» مینویسند، گویی نامش هرگز وجود نداشته است.
این حذفِ نام، تصادفی نیست. نام، نخستین نشانهٔ هویت فردی است؛ حذف آن یعنی حذف شخصیت فرد.
وقتی زنی تنها از خلال نسبتش با دیگران تعریف میشود،به این معنا که
هویت او به خودی خود کافی نیست؛ باید به مرد یا فرزند پیوند بخورد تا شناخته شود.
عجیب آنکه همین قاعده برای مردان بهکار نمیرود. کمتر پیش میآید مردی را «پدرِ فلانی» صدا بزنند و نامش را کنار بگذارند. این دوگانگی نشان میدهد که مساله فقط یک سنت نیست؛ بازتاب ساختاری است که مرد را مرکز و زن را حاشیه میبیند.
در چنین ساختاری، زن نه بهعنوان «خود»، بلکه بهعنوان «نسبت» تعریف میشود؛ نسبتی که همیشه از مرد آغاز میشود.
برخی میگویند که این کار نشانه ی احترام است،یا بخشی از فرهنگ دیرینه ی حرف می زنند . اما احترامی که با حذف هویت همراه باشد، احترام نیست؛ بازتولید نابرابری است.
نیت خوب، همیشه نتیجه خوب نمیآورد. وقتی نام زن در گفتار، نوشتار و حتا یادبود پس از مرگش ناپدید میشود، این یعنی جامعه هنوز او را بهعنوان یک فرد مستقل به رسمیت نمیشناسد.
تغییر این وضعیت دشوار نیست؛ تنها به اندکی آگاهی نیاز دارد. کافیست زنان را با نام خودشان صدا بزنیم، نامشان را بنویسیم و حضورشان را همانگونه که است به رسمیت بشناسیم.
این یک اصلاح کوچک در زبان است، اما شکستن یک ستون بزرگ در بنای مردسالاری.
وقت آن رسیده که این عادتهای کهنه را کنار بگذاریم و اجازه ندهیم نام زنان، این سادهترین نشانه هویتشان، در زیر بار نسبتها پنهان بماند.
#جنبش آزادی بخش زنان
✍️:شیرین.ن مبارز
No comments:
Post a Comment