آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Friday, March 6, 2026

هشتم مارچ روز مبارزه برای آزادی و عدالت اجتماعی

 هشتم مارچ، روز جهانی زن، روزی‌ است که نماد همبستگی، استقامت و ایستادگی در برابر ظلم و استبداد است. این روز را به تمام زنان، به‌ویژه به زنان رنج‌دیده و دردکشیده افغانستان که هر روز در میدان مبارزه برای ابتدایی‌ترین حقوق خود ایستاده‌اند، تبریک می‌گویم.

این روز، یادآور مبارزات تاریخی زنانی‌ است که در برابر نابرابری و بی‌عدالتی قد علم کردند، اما برای زنان افغانستان، هشتم مارچ نه یک جشن، بلکه فریادی است از اعماق رنج و سکوت تحمیل‌شده؛ فرصتی است برای بلند کردن صدای زنانی که در تاریک‌ترین ظلمت‌های تاریخ به فراموشی سپرده شده‌اند.

سال‌هاست که زنان افغانستان در برابر جامعه‌ای مردسالار مقاومت می‌کنند، اما این‌بار شرایط متفاوت است. دشمن، تنها یک فرهنگ پوسیده‌ی تبعیض نیست، بلکه یک گروه تروریستی است که زن را بزرگ‌ترین تهدید علیه تفکر واپس‌گرای خود می‌داند. طالبان نه‌تنها حقوق زنان را زیر پا گذاشته‌اند، بلکه با یک برنامه‌ی سیستماتیک، آنان را از جامعه حذف می‌کنند، از آموزش، از کار، از زندگی، و حتی از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی‌شان محروم ساخته‌اند. آن‌ها حتی صدای زن را “عورت” می‌خوانند، داشتن تلفن هوشمند را برای زنان ممنوع اعلام می‌کنند، زیرا خوب می‌دانند که آگاهی، حضور و توانایی زنان، بزرگ‌ترین تهدید علیه جهل و ستم آنان است.

من در این جمع خود را کوچک می‌دانم، اما اگر کلماتم بتوانند پژواکی از صدای زنان خاموش‌شده‌ی سرزمینم باشند، این فرصت را مغتنم می‌شمارم. امروز ما در آستانه‌ی فاجعه‌ای تاریخی ایستاده‌ایم. اگر این روند ادامه پیدا کند، روزی خواهد آمد که هیچ مادری باسواد نخواهد بود تا کنار فرزندش بنشیند، با او درس بخواند و آینده‌ای روشن را برایش ترسیم کند. این یک نابودی تدریجی اما حتمی برای نسل‌های آینده است.

زنان افغانستان، چه در داخل و چه در خارج از کشور، هر روز بهای این مبارزه را با جان، آبرو و هستی خود می‌پردازند. گزارش‌های دردناکی از زندان‌های طالبان به گوش می‌رسد؛ از زنانی که تنها جرم‌شان “زن بودن” است و با شنیدن سرگذشت‌شان، موی بر تن راست می‌شود. فقر، گرسنگی، گدایی، تن‌فروشی از روی ناچاری، خشونت‌های خانوادگی، ازدواج‌های اجباری، بد دادن و خون‌بها، همه و همه زخم‌هایی هستند که بر پیکر جامعه‌ی زنان افغانستان فرود آمده‌اند. طالبان نه‌تنها امید زنان را، بلکه روح و روان آنان را نیز به بند کشیده‌اند.

و با این‌همه، باز هم وحشت این گروه از زن غیرقابل‌انکار است! آنان زن را دشمن خود می‌دانند، نه به دلیل ضعف، بلکه به دلیل قدرتی که در درون او نهفته است. زنی که نخستین رهبر و معلم یک خانواده است، زنی که ستون‌خانه و حافظ عزت خانواده است، زنی که یک مدیر تواناست، بی‌شک می‌تواند رهبر و سیاست‌مداری مدبر در اجتماع باشد.

امروز اینجا ایستاده‌ایم، نه فقط برای گرامیداشت روز زن، بلکه برای پیمانی دوباره با خود و با همدیگر؛ برای این‌که سکوت نکنیم، برای این‌که صدای زن افغان را به جهان برسانیم، برای این‌که امید را زنده نگه داریم تا روزی برسد که هیچ زنی مجبور نباشد بهای آزادی‌اش را با جان، آبرو و هستی خود بپردازد.

اما این مبارزه، تنها با ایستادگی در برابر طالبان پیروز نمی‌شود. این مبارزه، نیازمند یک انقلاب فکری در میان خود ما زنان نیز هست. ما باید نخست از قید باورهای پوسیده‌ی مردسالارانه رها شویم، دست از حسادت و تبعیض میان خود برداریم، و به این باور برسیم که هیچ‌گاه نباید در برابر هم‌جنس خود بایستیم. زمانی که “من”‌ها به “ما” تبدیل شوند، این مبارزه به پیروزی خواهد رسید.

ما امروز وارثان زنانی چون رابعه‌ی بلخی و ملکه ثریا هستیم؛ زنانی که قرن‌ها پیش در برابر استبداد ایستادند و راه را برای ما گشودند. امروز نیز زنان بسیاری هستند که با قلم، شعر، مقاله، فیلم، موسیقی و هنر، درد زنان را به تصویر می‌کشند. آنان، در زمانی که حتی صدای زن را “عورت” می‌خوانند، ایستادگی می‌کنند، مقاومت می‌کنند، و راه را برای نسل‌های بعدی هموار می‌سازند. و ما نیز با تمام توان در کنارشان خواهیم ایستاد، تا روزی که عدالت و برابری در این سرزمین محقق شود.

روز جهانی زن مبارک، اما نه فقط برای جشن—که برای مبارزه‌ای بی‌پایان، تا پیروزی!


با امید به روزی که هیچ زنی از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم نباشد!

سهیلا ضیایی

No comments: