همانطور که طالبان سرکوب خود علیه زنان و دختران را ادامه میدهند، افغانستان در آستانه بحران انسانی و اجتماعی بزرگی قرار گرفته است. جهان میبیند که سیاست مماشات، حتا از سوی قدرتهای بزرگ و دولتهایی که بهظاهر نگران حقوق بشر هستند، نتیجه جز شکست نداشته است.
در طول چهار سال و نیم گذشته، دختران افغانستانی از تحصیل و کار محروم شدهاند و زنان از حضور در جامعه و فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی رانده شدهاند. این محرومیت تنها محدود به مکتبها یا دانشگاهها نیست؛ زنان از بسیاری مشاغل، از جمله کار در دولت و سازمانهای غیرانتفاعی، محروم شدهاند و آزادیهای حداقلی آنان به شدت محدود شده است.
طالبان حضور زنان در فضای عمومی را محدود کرده و با قوانین و دستورهای متعدد، آنان را مجبور به پوشاندن چهره و همراه داشتن محرم در سفرهای طولانی کردهاند. تهدید به بازداشت در پارکها، باشگاهها و حتا آرایشگاهها، شرایط زندگی روزمره زنان را به میدان خطر تبدیل کرده است.
در چنین فضایی، جامعه جهانی در حالی که میتوانست با اقدامهای عملی از زنان و دختران حمایت کند، به سیاست مماشات و گفتوگوهای دیپلماتیک اکتفا کرده است. ایران، روسیه، چین و هند روابط خود را با طالبان بازسازی کردهاند و برخی دولتهای آسیایی میانه و اروپایی نیز برای تسهیل اخراج پناهجویان افغانستانی، تعامل با طالبان را افزایش دادهاند. این مماشات باعث شده طالبان باور کنند که میتوانند بدون هیچ هزینهای سرکوب خود را ادامه دهند.
از سوی دیگر، جامعه زنان و دختران افغانستانی مقاومت خاموش اما قدرتمندی نشان داده است. دختران در خانهها، درهها و مناطق دورافتاده، با برگزاری صنفهای زیرزمینی و آموزشهای آنلاین ، تحصیل خود را ادامه میدهند. برخی حتی برای ادامه تحصیل به پاکستان، ایران یا کشورهای اروپایی میروند و از طریق بورسهای تحصیلی مسیر خود را برای ورود به دانشگاه و حرفههای تخصصی پیدا میکنند. این تلاشها نشان میدهد که خواست برای آموزش و پیشرفت، قابل سرکوب نیست و هر محدودیتی با مقاومت انسانها روبهرو خواهد شد.
تمرکز قدرت در قندهار و تحکیم رژیم طالبان، که تحت هدایت رهبری، ملاهیبت-الله انجام میشود، نشان میدهد که این گروه قصد دارد امارتی منزوی و سختگیر ایجاد کند؛ امارتی که همه جنبههای زندگی اجتماعی و اقتصادی را تحت کنترول خود درآورد و زنان را به حاشیه براند. سیاستهای او چنان افراطی است که حتی محدودیت دسترسی به اینترنت و آموزش آنلاین دختران، و تهدید مستقیم آنان به بازداشت، بخشی از برنامههای حکومتی او شده است.
این وضعیت نه تنها برای زنان و دختران فاجعه است، بلکه پیامدهای عمیق اجتماعی و اقتصادی برای کل کشور دارد. افغانستان کشوری جوان با جمعیت بیش از ۴۰ میلیون نفر است و پیشبینی میشود تا ماه مارچ سال جاری، بیش از ۲۰ میلیون تن با کمبود غذا مواجه باشند و ۴.۹ میلیون مادر و کودک از سوءتغذیه رنج ببرند. ایجاد اقتصادی که بتواند میلیونها تن را از فقر به رفاه برساند، بدون آموزش و مشارکت نیمی از جمعیت یعنی زنان و دختران، غیرممکن است.
همچنان، روند محرومیت از آموزش و مشارکت اقتصادی، میتواند نسلهای آینده را تحت تأثیر قرار دهد. دختران امروز، زنان فردای افغانستان هستند؛ آنان میتوانند معلمان، پزشکان، انجنیران و رهبران آینده باشند. محروم کردن آنان نه تنها عدالت انسانی را نقض میکند، بلکه توانمندی جامعه را برای مقابله با چالشهای اقتصادی و اجتماعی کاهش میدهد.
با این حال، جهان هنوز فرصت دارد تا این روند را تغییر دهد. سازمانهای بینالمللی و دولتها میتوانند با اتخاذ تصمیمهای قاطع و اعمال فشار بر طالبان، از حقوق زنان و دختران دفاع کنند. از تحریمهای هدفمند گرفته تا حمایت از آموزش زیرزمینی، و تضمین دسترسی دختران به منابع آموزشی، همه ابزارهایی هستند که میتوانند در مسیر حفاظت از حقوق بشر به کار گرفته شوند. اگر جامعه جهانی همچنان نسبت به این بحران بیتفاوت باشد، هزینه انسانی و اجتماعی آن بسیار سنگین خواهد بود.
داستان مقاومت دختران و زنان افغانستانی همچنین یادآوری میکند که امید، حتی در سختترین شرایط، زنده میماند. تلاشهای بیوقفه آنان برای تحصیل، برای حضور در زندگی اجتماعی، و برای ساختن آیندهای بهتر، نمونهای از شجاعت و اراده انسانی است. این مقاومت نشان میدهد که هیچ قدرتی نمیتواند اشتیاق انسانها به آموزش و پیشرفت را کاملاً سرکوب کند.
بنابراین، پیام واضح است: ادامه مماشات و نادیده گرفتن حقوق زنان، نه تنها شکست اخلاقی و انسانی جهان است، بلکه آینده افغانستان را نیز به خطر میاندازد. سرکوب زنان و محرومیت از آموزش، سرکوب یک نسل است و این نسل، نیروی محرکه توسعه و تغییر است. جهان باید بهطور جدی وارد عمل شود، تا نسل دختران افغانستانی بتواند نه تنها در آموزشگاها، مکاتب و دانشگاهها، بلکه در جامعه و اقتصاد نیز حضور فعال و مؤثر داشته باشد.
و سرانجام، اگر از این بحران انسانی چشمپوشی کنیم، نهتنها زنان و دختران افغانستانی، بل تمام جامعه افغانستان و حتا جهان، هزینه آن را خواهد پرداخت. آموزش دختران و مشارکت آنان در جامعه، تنها کلید بقا و پیشرفت افغانستان است؛ چیزی که طالبان تلاش میکنند آن را از بین ببرند، اما مقاومت انسانی و اراده مردم نمیگذارد این تلاشها بینتیجه بماند
حامیه نادری
No comments:
Post a Comment