خدیجه ضيايی با اسم مستعار میرمن پروین شاید برای کمتر کسی نام ناآشنا باشد. زنتابوشکن که پخش صدایش از رادیو در جامعه مردسالار افغانستان کمتر از یک انقلاب نبود. او سفر هنریاش را در شرایط بسته و عقبنگهداشته شده
افغانستان آغاز کرد و با جسارتستودنی برای زنان دیگری راهگشا گردید تا دیوارهای اسارت را درهم شکسته به پیش تازند.
در سال ١٣٢٩ خورشیدی (۱۹۵۰ میلادی) «پروین» نخستین آوازخوان زن افغانستان بود کهنوای دلنوازش از رادیو شنیده شد و خلاف انتظار با استقبال زیاد شنوندهها مواجه گردید. عبدالوهاب مددی در کتاب «سرگذشت موسیقی افغانستان» مینویسد:
«در ماه حوت ١٣٢٩ خورشیدی، استاد لطیفی، با یک دستگاه ضبط صدا به منزل پروین رفتو چند آهنگ از او را در منزلش ضبط کرد و چند روز بعد این آهنگها از رادیو کابل پخششدند و مورد استقبال شنوندهها قرار گرفتند. استقبال از صدای پروین باعث شد تا پای اوبه رادیو کابل کشیده شود و در نوروز سال ١٣٣٠ ده سال بعد از تاسیس رادیو، برای اولین بارپروین درحالیکه چادری بر سر داشت، وارد استدیوی موسیقی رادیو کابل شد و آهنگ"گلفروش" را خواند که بعدها بسیار معروف شد و تا سالهای زیادی از پرشنوندهترینآهنگهای رادیو کابل بود.»
پدر پروین، سـردار محمد رحیم ضيايی مشهور به شيون کابلی، شاعر مشروطهخواه عصرامانی و مدافع حقوق زن بود که با چیره شدن عصر جهالت و تاریکی حبیبالله کلکانیمجبور به ترک وطن شد. پروین دلیل روی آوردنش به موسیقی را علاقه شخصی، تشویق پدرروشنفکر و هنردوست و درخواست استاد غلام حسین (استاد سرآهنگ) که از بستگان او بهشمار میرفت، عنوان میکند. او با صدای دلنشیناش به زبانهای دری، پشتو، ازبکی وبلوچی آواز میخواند و بیش از سیصد پارچه آهنگ در رادیو افغانستان به ثبت رسانید. پساز اینکه بین مردم محبوبیت یافت در هنگام جشن استقلال که آنزمان در چمن حضوری برایسه هفته برگزار میشد، در کنار آوازخوانان مرد هنرنمایی میکرد و ضمنا به ولایات سفرهایهنری داشت که در آن شرایط کار جسورانهای بود.
در مصاحبهای با مجله «صدف» (سال دوم، شماره ۶، جدی - حوت ۱۳۷۷)، خانم پروینموقف زن در آن روزگار را اینچنین تعریف میکند:
«در آن سالها اصلا کدام موقف برای زن در اجتماع مطرح نبود و سطح اندیشه مردم بهسویهٴ پایین و محدود بود که اصلا بالای اطفال خیلی ها قیدگیری میکردند و آنها را بهکودکستان و مکتب نمیگذشتند.»
و بعد دلیل شکستن قید و بندها و وارد شدنش به عرصه هنر را شرح میدهد:
«خیلی از خانمها سهیم شدن در عرصههای مختلف اجتماع را آرزو داشتند ولی چون بهپیشگام و رهنما ضرورت داشتند جرئت نمیکردند و من در عرصه آوازخوانی تعدادی را چونمهوش، ژیلا، پرستو و رخشانه وارد کردم.... در آن هنگام خواستم با ارائه هنرم به مردمخدمت نمایم و آزادی را ولو از زیر چادری به مفهوم واقعی آن برای طبقهٴ زن بفهمانم، زیراآزادی زن باید در فیشن و آرایش خلاصه نگردد بلکه زن در بروز استعداد خلاق انسانیشتوانمندیاش را مطرح کند.»
او دلبستگی شدیدی به وطنش داشت و برای همين تا آخر عمر در افغانستان ماند و ماننددهها هنرمند دیگر به غرب پناهنده نشد. بدترین روزهای زندگی او زمانی بود که در اثرسگجنگیهای تنظیمی کابل و حاکمیت قرونوسطایی طالبان صدایش خفه و برای مدتکوتاهی مجبور شد به پشاور پناه ببرد.
به خاطر عشقش به وطن، شوهرش را نیز طرد نمود. در مصاحبهای با مجله «سباوون» (شماره مسلسل ۲۲، سرطان ۱۳۶۸) درین باره میگوید:
«با دریغ و درد باید بگویم که شوهرم از جملهٴ جاسوسان و نمایندگان انگلیس بود و وظیفهیک مخبر بدو سپرده شده بود. لذا بنابر لزومدید بادارانش به هند رفت و از آن جا برایمنامهیی فرستاد و تمنا نمود تا نزدش رفته و بقیه زندهگی را با او ادامه دهم... من با خواندنآن نامه تکان خوردم و وطنم را ترجیح دادم و نخواستم که خواست نابخردانهٴ او را بپذیرم.»
او تا پایان عمر در این هنر باقی ماند اما در یک شرایط بد زندگی در آپارتمانی در مکروریانکابل به تاریخ ۱۸ قوس ۱۳۸۳ (۸ دسامبر ۲۰۰۴) در بستر بیماری درگذشت. خانم پروین درهنگام مرگ در سالهای هشتاد زندگیاش قرار داشت. او را در آخرین روزهای عمرش درهمین آپارتمان ملاقات کردم و چند عکسی هم به عنوان آخرین یادگار از این زن شجاعگرفتم. با آنکه به سختی صحبت میکرد اما با صدای لرزان این جملات را به زبان آورد:
«با وجود آنکه چند روزی از عمرم نمانده ولی من افتخار میکنم که حتی تا همين لحظهیزندگی نااميد نشدهام. دليل اميدواریام به آينده افغانستانم محبت و احساسات عميقمردم وطنم نسبت به من است. من مطمئنم که دشمنان آواز زنان عمر کوتاهتری خواهندداشت. من از اين دنيا میروم ولی جوانانی هستند که اين راه را ادامه دهند.»
از میرمن پروین بیش از سیصد آهنگ در آرشیو رادیو افغانستان موجود است اما فقط چندآهنگ در تلویزیون به ثبت رسانید.
نگارنده: واحد منصوری
جمعه، 20 حوت 1395
No comments:
Post a Comment