آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Sunday, February 9, 2025

از میان خاطرات خاموش جنگ

 بی‌حوصله‌گی و تُرش‌روی بودن، صفت‌های مناسبی برای فروشنده‌گی نیستند. ولی قدریه، دختر فروشنده‌ای با چنین اوصاف است. دختری است که به مشتریان درباره جنسی که می‌خواهند بخرند، زیاد توضیح نمی‌دهد. با دخترانی که در اطراف و کنارش هستند، گرم نمی‌گیرد و زیاد صحبت نمی‌کند.

به همین خاطر مشخص است که میلی به انجام این کار ندارد و فقط از روی اجبار و یا شرایطی که فقط خودش از آن آگاه است، وارد این کار شده است. ولی با این‌همه چیزی که همیشه در محل کار قدریه ثابت است و تفاوت ایجاد کرده است میان او و دیگر هم‌قطارانش در بخش فروشنده‌گی، وجود چند دانه کتاب در پیش‌خوان دکانش است. او در اوقاتی که در دکان فرصتی می‌یابد، مطالعه می‌کند و کم‌تر به سراغ تلفن همراه و دیگر سرگرمی‌های معمول دخترانه می‌رود. به همین دلیل، وقتی که به کنار قدریه می‌روم، سکوت می‌کنم، یعنی با سؤال شروع نمی‌کنم. دوست دارم درباره هر چیزی که به آن علاقه‌مند است سخن بگوید و از هر جای زنده‌گی‌اش که می‌خواهد شروع کند.

«زنده‌گی در ذات خود غیرقابل‌پیش‌بینی است. راستش این موضوع همیشه برای من هیجان‌انگیز بوده است. این‌که از یک هفته بعد، یک روز بعد و حتا یک ساعت بعد خود بی‌خبر بوده و اطمینان نداشته باشی، بیش‌تر از این‌که وهم‌آور باشد، برای من یک احساس باشکوه بوده است. اما بی‌خبر از این‌که ما انسان‌ها از همان‌جا و همان نقطه‌ای ضربه می‌خوریم که دوستش داریم و سرش حساب می‌کنیم. برای من نیز چنین شد. رویارویی من با غیرمنتظره‌ترین و غیرقابل‌پیش‌بینی‌ترین اتفاق زنده‌گی‌ام، نه‌تنها که یک احساس باشکوه نبود، که یک فقدان بزرگ از آن شکل گرفت. به تاریخ سوم عقرب سال ۱۳۹۹، زمانی که من به همراه مادرم در حال عبور از راهی بودیم، که کورس کوثر دانش در آن‌جا موقعیت دارد، با انفجار بزرگ و مهیبی روبه‌رو شدم، که پیش از آن چنین رویدادی را فقط از پشت پرده تلویزیون دیده بودم. شدت انفجار به‌حدی زیاد بود که با وجود فاصله چندمتری که از محل انفجار داشتم، گوش‌هایم بند شد و روی زمین افتادم.»

قدریه ۲۳ سال سن دارد. او دوره مکتب را در سال ۱۳۹۷ به پایان می‌رساند و در آزمون کانکور سراسری سال ۱۳۹۸ شرکت می‌کند. قدریه با به‌دست‌آوردن ۲۵۳ نمره در دانشکده تعلیم و تربیه کابل کامیاب می‌شود، ولی چون رشته مورد علاقه‌اش نبود، تصمیم می‌گیرد تا خود را از این دانشکده منفک و یک‌بار دیگر نیز شانس خود را در امتحان کانکور سراسری بیازماید و به دانشکده دل‌خواهش، یعنی کمپیوترساینس دانشگاه کابل، راه پیدا کند. هرچند در نخست او با مخالفت والدین و اطرافیانش برای منفک‌کردن از دانشکده تعلیم و تربیه و آماده‌گی دوباره برای شرکت در کانکور سراسری روبه‌رو می‌شود، ولی با آن‌هم تمام تلاش خود را برای کسب حمایت خانواده به خرج می‌دهد. در قدم بعدی، او تصمیم می‌گیرد تا با اراده محکم‌تر از سال قبل و عزم راسخ‌تر شروع به درس‌خواندن و گرفتن آماده‌گی برای کانکور سال پیش‌ رو کند. بدین ترتیب او دوره دروس آماده‌گی را با حمایت خانواده‌اش آغاز می‌کند، ولی بی‌خبر از این‌که ناخواسته در کمین حوادث روزگار قرار می‌گیرد و این حوادث، شانس شرکت دوباره در امتحان کانکور و راه‌یافتن به رشته دل‌خواهش را از او می‌گیرد.

قدریه از جمله قربانیان حمله به کورس کوثر دانش است. هرچند که او در جمله دانش‌آموزان قربانی و آسیب‌دیده داخل ساختمان نبود و در فاصله چندمتری از محل انفجار قرار داشت، ولی از شدت صدای بلند انفجار روی زمین افتاده و از هوش می‌رود. مادر قدریه که در کنار اوست، او را به کمک فرد دیگر به یکی از شفاخانه‌های نزدیک انتقال می‌دهد. زمانی که به شفاخانه برده می‌شود، هیچ زخمی در بدنش نبود و فقط گوش‌هایش خون‌ریزی داشتند. قدریه مدت سه روز در شفاخانه بستر می‌ماند و تا مدت یک ماه پس از انفجار، حافظه‌اش را به‌طور نسبی از دست می‌دهد. اما پس از آن حافظه‌اش را دوباره به دست می‌آورد. ولی با آن‌هم به گفته خودش، حافظه‌اش ضعیف‌تر شده و فراموش‌کاری همراه همیشه‌گی لحظه‌هایش است.

قدریه پس از آن حادثه، نتوانست به درس‌هایش ادامه دهد. چون نمی‌توانست روی درس‌هایش تمرکز کند و نه‌هم حوصله و میلی برای وقت‌گذاشتن و رفتن به کورس‌های آموزشی داشت. چون دیگر نمی‌توانست حتا با تکرار و خوانش زیاد، درسی را بیاموزد و یا آن‌چه را که قبلاً آموخته است، به‌ خاطر بیاورد. به این ترتیب، قدریه دختری است که یک سال پیش‌تر از حذف‌شدن دختران به‌طور رسمی از مراکز آموزشی و دانشگاه‌ها، زمانی که روزگار در سلامت بود و ظاهراً همه‌چیز خوب پیش می‌رفت، قربانی انفجاری گردید که سبب شد دیگر نتواند به درس‌هایش ادامه دهد و به این ترتیب از قدم‌برداشتن در مسیر اهداف و آرزوهایش ناتوان شد.

او که در حال حاضر در شغل فروشنده‌گی مصروف است، برای حفظ حافظه خود روزانه مدت زیادی مطالعه می‌کند. قدریه یکی از بی‌شمار کسانی است که پس از مواجه‌شدن با انفجارهای خونین، به‌خصوص در مراکز آموزشی، اگر نه به قیمت جان، ولی به قیمت از‌دست‌دادن روان آرام و حافظه‌شان، فرصت درس‌خواندن و تحصیل در رشته مورد علاقه خود را از دست داده‌اند. چون قدریه، افراد فراوانی‌اند که پس از هر انفجار با آسیب جدی روانی روبه‌رو شده‌اند، بی‌آن‌که در لیست قربانیان شامل شوند.

معصومه مرادی

No comments: