نامش آمنه است و بر امید درخشش و فرداباوری سحر تلخص کرده است. او در ولایت بدخشان زاده شد.
آمنه سحر از لیسهی عالی مخفی بدخشی بهدرجهای عالی فارغ گردیده بعداً وارد دانشگاه شد و لسانس خود را در رشته حقوق و ماستریاش را در رشته علوم سیاسی موفقانه به پایان رسانید
بانو سحر نظر به ذوق خدمتگذاری و فطرت سیاسی که داشت درسال ۱۳۸۴ در انتخابات شورای ولایتی به صفت نامزد، موفق به احراز کرسی در شورای ولایتی شد مدت چهارسال درخدمت مردمش بود.او معاون شورای ولایتی هم بود در این دوره از مسوولیتش در بخشهای حقوق بشری و حقوق زنان برای حل مشکلات شان با کمیسیون حقوق بشر و ریاست امور زنان همکاری نمود.
بانو سحر در جشنوازهی بیستبهترین شاعر بدخشانی در سال ۱۳۸۹ به عنوان یکی از برگزیدهگان بود که این چانس بر شناخت و محبوبیتاش تا جایی در میان شاعران و مردم افزود. ایشان پیوسته در مسیر شعر و سرود و ترانه و ترنم ره میرود و مجموعهی به نام «اندوه فصل سرد» چاپ کرد. فضایی شعری ایشان اکثراً اجتماعی بوده و بنا بر وجوب انسانیت و عشق گاهی عاشقانه میسراید حضور درشت دارد و همیشه شتم و غضبآلود قومی را نیز نشانه گرفته و بر محراق فکری قبیله تازیانه میزند.
💥
انار و پسته بس هندوانه
سر سفره بچینیم عاشقانه
برقصیم و بخوانیم شعر حافظ
شب یلدا شب شعر و ترانه
💥
باز آ که برات، گل انار آوردم
تک بیت، زآوای بهار آوردم
یک هودجِ مهر، بر شب یلدایت
با مژدهُ فالِ تو قطارآوردم
💥
بیا لبریز کن مینای مارا
"اناری کن شب یلدای مارا،"
بخوان شعری بگیرم فالِ حافظ ۰
بکن زیبا شبِ رویایی مارا
💥
شب یلدای ما بی نور و تار است
زظلمت آه وفریادی قطار است
بزن فالی ز حافظ تا بدانیم
شب تاریک را پایانِ کار است؟
💥
شب یلدا شبِ میلادِ نور است
ز ظلمت سفره های ما بدور است
زِ رنگ سرخِ ا نگور و انارش
سرِ میزم همه غوغا و شور است
💥
(شب یلدا شب دور و دراز است)
شب شعر و شب شور و نیاز است
ولی این جا نه شوری و نه شعری
نه آهنگی زیلدا و نه ساز است
آمنه سحر
No comments:
Post a Comment