مقالهی دوم
افتادهگی مَنِش یا آگاهیرسانی رسواگر؟
فاجعهی تجاوز رئیس امر به معروف طالبان در هرات و اطلاعرسانی غیر حرفهیی.
محمدعثمان نجیب
فرهنگ گفتاری و کرداری و چیدمان واژههای ناب پارسی برای بازتاب یک رویداد در هرگونهیی که باشند، رنگوبوی زیان بیگانهی عربیرا با خود دارند. به دانسان است که اگر بخواهی پارسی سره بنویسی، برابرهای واژههای پارسی در عربی را نیز ماندگار خامهی خودسازی. جدا از آن سازِ دگری سازگار نیست. چون بیش از یکصدوده ده سال است که واژههای عربی، رنگ و روی پارسی گفتاری روزانهو روزمرهگی را کمرنگ و نابود کرده. اگر شاهنامهی فردوسی را کنار بگذاریم، بیشترین واماندههاگیهای نوشتاری و گفتاری فرمانروایانپارسیزبان یا پارسیزبان شده، نهبود صد درصد کاربرد زبان ناب پارسی درباری یا گزارهنگاریهای بیغش پارسی را دارند. به این چمکه پایایی زبانپارسی در آمیختهگی بسیار بالا با واژههای عربی دستیابمان گردیده و ما خرسندیم که پارسی را نگهداشتهایم. ارچند ماعربی گفتار نه شدیم و آمیزهی آموزههای رسیده از دوران باستان و زبان پهلوی و پارسیگفتاری سدههای میانه مددگار ما بوده اند تاپارسی را یکسره فراموش نه کنیم، مگر هرگز پارسی ناب نه داریم. بیشترین شکار زبان عربی در میان مردمان بومی تازه مسلمان شده،به ویژه بنیادگذاری جایگاهی آموزههای یک سازِ نو بوده که پیدرپی آن ساختار زیستگاههای آموزشی و پرورشی برای شکار تخمههایجوان و نوجوان سرزمینهای مان راه اندازی گردیده. خواست لشکر بیدادگر آن بوده تا آنان به زبان ستمگری عربی آشنایی پیدا کنند. من هم ناگزیر اخلاقیات طالبانی را با واژههای شناخته شدهی عربی نقد کنم.این که گذشتهی پر از بدبختیها و سیهکرداریهای اعرابچنگانداز پیشا اسلام آوردن شان به مستی و هرزهگری و کامجویی مرد از مرد یا مرد از بچهی جوان همآمیزی دارد، گمان نه که راستیبدفرجام است. پسا رویکار آمدن اسلام، بیشترینهای آن بدکرداران با راه اندازی گویا مدارس و آموزشگاههای دینی، راه را برایرسیدن به کامرواییهای همجنسبازی و ابزارسازی کودکان در پوشش نامهای آنچنانی شان بازکردند. پدیدهی کودکآزاری یا بچهبازیتا آنجا ریشه در فرایندهای دینی و مذهبی دارد که گاهنامههای زیستاری بشر جنایات هولناک تجاوز کشیشان و سردمداران کلیساهابر کودکان و شکنجه و آزار آنان و سپس کشتن پنهانی هزاران کودک و نوجوان را کسی نه میتواند نادیده انگارد. فرشگستری ننگینِبچهبازی در دربار قاجارها هم یک بخشی از سیاهههای تاریخ است. بهیاد داشته باشیم که چنان تجاوزات عقدههای پنهان را در وجودقربانیها پرورش داده و او را به یک هیولای انتقامجو تبدیل میکند. بدترین نوع این انتقامجویی، تجاوز بر زیردستانی است که گروه گروهشبباشهای مدارس اند و به وفور قابل دسترسی به خاموش ساختن عقدهها و شهوتها. این روش نسل به نسل ارتقاء یافته و بدوندرنظرداشت سن و سال میل جنسی برای فاعل یا مفعول رشد میکند. ما دیدیم که در سالهای پسین حکومت استبدادی غنی فاجعهیبچهبازی در مکاتب لوگر آشکار شد و غنی پلید افشاکنندهی آن را مجازات کرد. پسا سپردن قدرت توسط آمریکا به طالبان تحت اَمرِ شانپدیدهی منفور بچهبازی و مردبازی کاملاً آشکارا و علنی است. در سخن دیگر ۹۰ درصد فارغان مدارس که ملا و مولوی هم شده اند مگریا فاعل یا مفعول لواطتکاری اند و نمونهی بزرگ آن خوابیدن رئیس برق کابل با نگهبانش در یک بستر بود. دیدیم که اثرات منفیمدرسهسازی اعراب در کشور ما و بیشتر پاکستان و قبایل آزاد خیبرپښتونخواه در بچهبازی و مردبازی همهگیر و غیر قابل مهار شدهاست. آنچه در سه روز گذشته از سوی یک طالب یا مجری شرع طالبانی در هرات رخ داد، بخش دگری از جنایات پنهان برنامهریزیشدهی طالبان است که انجام میشود و در میانهی کشاکشهای رقابتی یکی دگری را رسوا میکنند. تجاوز به هرگونهیی تجاوز است وآن هم برهنه و در میان موتر. این که آن طالب بدجنس پلید، تقاص تجاوزهای دوران آموزش بالای خودش را از یک قربانی دگری چه دخترو چه پسر میگیرد، بحث جداست. مگر پرداختن به این کار با چنان جسارت از کجا قدرت و سرچشمه میگیرد؟ چه سبب شده که آندخترک بیچاره در دام آن پلید جانی بیفتد و چه سبب شده که آشکارا و بدون هراس در روی جاده و داخل موتر چنین جنایتی را انجامدهد و به به اصطلاح عام،قرضهای بچهگی خودش را جمع کند؟ رسواسازی عمدی آن طالب در دستور کار کسی یا شخصی یا مقامیاز طالبان قرار داشته و آگاه بوده که برنامه چی است و به وقت و زمان رسیده و گویی صحنهی پورنی را فیلمبرداری میکنند.
سقوط اخلاقی اجتماع ما در بازتاب دادن این فاجعه!
پسا رویکار آمدن منابع درآمدزایی شبکههای محازی به ویژه یوتیوپ است که پولدرآوردن همه مرزهای اخلاق و تربیت و حیا را از نزدبسیاری ها ربود و برای پیداگری از اجرای هیچ پستاندیشی و پستیکاری خودداری نه میکنند. منظور من همه نیستند، کسانی مانندآقا یا بانویی اند که این ویدئو را همهگانی ساخته. او هر کسی که است، بدون درک از موقعیت و حالت و حیات و آبِروی روی آن دخترکقربانی حریم خصوصی وی را دریده و بیحجاب و برهنه تشهیرش کرد. اگر همین دختر قربانی خواهر یا دختر یا مادر خودت میبود چهمیکردی؟ همین شبکههای اجتماعی راهکارهای معینی زیر نام شرایط و حریم خصوصی دارند. درست است که کسی در کشور ما آن رارعایت نه میکند، مگر آیا وجدانها همه مرده اند؟ نه میشد که تصویر همان دختر قربانی را با یک پوششی میپوشانید تا صدمهیسالهای آن برای خود قربانی و فامیلش نه رسد؟ بدی و بدتری دگر آن که ویدئوی مذکور هزاران بار بازرسانی شد که گویا طالب را افشاکردند، میتوانستید در بازرسانیهای تان هم عکس آن دختر معصوم را پنهان کردید که نه کردید، میتوانستید تنها تصویر طالب زناکاررا منتشر میکردید با سایه اندازی حد اقل به روی دخترک قربانی. حالا شما که چندهزار لایک و چند دالر از این نامردی تان به دستآوردید، میدانید که چه بر سر آن فامیل و آن قوم و آن دختر بیچاره آوردید؟ نفرین به شما. من در حیرتم که در عصر فوق مدرنیته و دراوج تمدن بشری، چرا با استفاده از امکانات دستیافته برای انسانیت کار نه میکنید؟ این یک گزارش افشا کننده و یک گزارهی اخلاقینه بوده و بداخلاقتر از ملای متجاوز تویی بودی و هستی که آن را بدون رعایت هیچگونه اخلاقی منتشر کردی. دیدیم که طالب بیدرنگپرده را تبدیل کرده و رهگذری را به زور به فضای اجتماعی مجازی کشانید تا جرم ناکرده را به دوش بگیرد. خوب حیات آن دختر را که تباهکردید چی میشود؟ طالب متجاوز و پست آن دخترک معصوم را یک بار به اجباری که جبرِ آن هزار درصد است رسوا ساخت و هزارانباردگر شمایی که فکر کردید، طالب را دشنه زدید، خنجر به سر و صورت یک خانهواده زدید. چه شد که کشور در این افتادهگی منش گیرکرد و برخی انساننماهای وطن. دوستی یک پیام ضبط شده از کسی را به من فرستاده که گمانم همان آقای گزارشگر است. آقا در آنپیام خواسته خودش را تبرئه کند، مگر تیر از کمان جست و بر نهگردد. من مخالف نشر هیچ گزارشی آنهم در مورد رونمایی جنایاتطالبان نیستم، مگر کارد را تا آنجا بِبَری که گلوی دگری را نهبُری. بدرود.
No comments:
Post a Comment