:مقاومت در سکوت: قصهی از یک مادر شجاع
وقتی پیشنهاد یک پروژه برای حمایت از او را مطرح کردیم، پاسخش ساده اما قدرتمند بود: «من وقت زیادی ندارم، اما یک حویلی داریم. اگر بتوانم چند چوچه گوسفند داشته باشم، تا عید قربان بزرگشان میکنم و از پول آن، آیندهای برای فرزندانم میسازم.»
او میدانست که نمیتواند چشم به راه کمکهای دیگران بنشیند. تصمیم گرفت با همان اندک امکاناتی که جنبش آزادی بخش زنان کمکمی کند، چرخهای از خودکفایی را آغاز کند. امروز، چوچههای گوسفندش در حویلی کوچک او بزرگ تر شده، درحالیکه او با عشق وصبوری آنها را پرورش میدهد. اگر همهچیز خوب پیش برود، تا عید قربان، او میتواند سه برابر سرمایه اولیهاش را به دست آورد.
این تنها یک داستان نیست. این، مقاومت در سکوت است. این، صدای زنانی است که نامشان را نمیدانیم، اما شجاعتشان را در تکتکلحظههای زندگیشان میبینیم. او شاید نامش را پنهان کند، اما راهی که در پیش گرفته، میتواند چراغی باشد برای زنانی دیگر که درخاموشی، برای بقای خود و فرزندانشان میجنگند.
💡 چگونه میتوانیم این چراغ را روشنتر کنیم؟
شاید با حمایت از زنان دیگری که شرایطی مشابه دارند، شاید با اشتراکگذاری این تجربه، و شاید با ایجاد شبکهای از مادرانی کهمیخواهند آیندهای متفاوت برای فرزندانشان رقم بزنند.
نام این زن را شاید هرگز ندانیم، اما نامش در قلبهای ما حک شده است. او نماد امید، مقاومت، و زنانی است که در سکوت، دنیا راتغییر میدهند.
شیرین.ن. مبارز
No comments:
Post a Comment