ماندگار زن در جهان پیدایش و بودش
به بهانهی هشت مارچ، روزجهانی بانوان
محمدعثمان نجیب
هر دریچهیی را که برای دریافت شناسهی پیشینهی زیستاری باشندهگان زمین بشکافی، ردپای یک زن است. از تلخیوشیرینی تاسبکوسنگینی گاهدادها و رخدادها گذراندن بزرگراهها یا آبراههای رسیدن زندهگانی تا اینجای روزگاران بدون تبلور بازیگری زنانپیشینساز و پسینساز، امروزساز و فرداساز و سرانجام آیندهساز و کهنهساز چیزی را به تنهایی دستساز دستان کلفت مردان سراغنهداریم. مگر آنچه را که سراغ داریم یا با خوانش و کنکاش پیرامون بِهزیستی زن در هر زمانی از دیروز و امروز چیزی جدا ازرواداشتنِستم بر زن چیزی دستیاب مان نه میشود. گردونِ مردسالار از عهدِعتیق تا شکوهِ شفیقِ هستی ستمروایی خشن در برابر زنداشته است. این ستمروایی تاجایی که از سدههای پیشین در گذار به سوی زمانهی ما گذر کرده و نسکهای بیشماری در دسترس ماگذاشته همچنان دنباله دارد و دستِ ستم از دامانِپاک و تن نفیس زن بر نه میدارد. جهان کهنه، جهان میانه، جهان امروز و گمانم چندینجهانی که پسا ما در راه اند، فرایند نکویی برای این برایند زشتبرخوردی با زنان نه دارند. در رویدادهای دینی و مذهبی با کیشهایگونهگون در کمترین نگاه به گذشتهی شان داوریهای زنستیزانهی عبادتگاهها و پرستشگاهها یا معابد و کلیساها نگرش حسودانه ودشمنانهی شان نسبت به مریم مقدس است که کلیساها با گذر زمان زیاد و دادن رنج فراوان به وی و فرزندش، اکنون وی را تقدیسمیکنند. یا گرفتن حق انتخاب دین همسر فرعون که فقهها نام آسیه را بر وی داده اند و قرآنکریم تنها از وی به نام همسر فرعون کردهاست تا سوزاندانش در آتش خشم گونهیی از دیدهبانی عقاید را همه خوانده ایم. جدا از آن که زن بیشتر فدای خواستهای جابرانهیمردان در همهی دورههای پیشین و پسینِ گاهدادها بوده اند، زنده به
گور کردن دختران یکی از بدترین شیوههای زشترفتاری دور از شفقت و مهربانی انسانی به دستان ناپاک و کُشندهی مردان است،مردانی که سوگمندانه نام پدر هم در پیشانیهای وحشتزای آنان حک شده بوده.
آیا زنان در گذر زمان بیکاره بودند؟
نه، هیچ نشانهیی در دست نیست که هیچ زنی در بدترین زمان بیکارهگی خودش، کارا نه بوده باشد. مادر شدن و کشیدن درد و رنجبارداری تا زایمان فرزندان و رسیدهگی به آنان سختترین و کنار آمدن با هرگونه نابهسامانی زندهگی تا پایان افتادنِ ناچاری از نردبانزندهگی نشانههای بارزی اند بر سختجانی زن از دشوارگذریهای بیپایان زندهگی. به اینسان است که هر اندازه کَندوکاو کنی بیشتراز بایستهنگهداری جایگاه زن نزد مرد، بدکرداری مرد در برابر زن هویدا میشود. ارزشی هم نهدارد که این مرد کیاست؟ پدر، برادر،همسر یا کسی که در یک گونهیی توان دارد تا زن ستیزی خودش را به نمایش بگذارد.
از دیدِ دینباوری و ایستایی برای آن پیشا اسلام تا میانبر کردن بدن سُمَیه نخستین زن مسلمان پسا اسلام ما در آیینهی گاهشمارهایدیروز از داشتههای نکوی زنان مییابیم که جان سپردند و بر آرمان شان پایدار ماندند. زن برای رویارویی با سختگیریهای دورانخودش نه تنها ایستا و بیشکست بوده که آهسته و پیوسته جایگاهِ خودش را در هر گوشهیی از جهانِ بیدادگر مرد دریافته تا آن که درجایگاه رهبر، امپراتریس، فرماندار، فرمانده و فرمانروا نشسته است. از رهبری زنان سرخپوست مانند «مارچ اندرسون و برگ کاج» تاامپراتریسهای دوران باستان و شهبانو شدن، از سدههای پیشین تا امروز زن توانسته در روال زندهگی ماناک ماندگاری باشد. «سوبکنفرو» و «حتشپسوت» نخستین و دومین زنانی بودند از دودمان هجدهی پادشاهی فراعنهی مصر باستان یا ملکهی نامدار«کلئوپاترا» که فرمانروایی «بطلیموسِ ۱۲»پدرش را دستیاب گردید و نشانههای بارزی از خودبسندهگی و توانا بودن برای بازیگریدرخشان سیاسی در جهان سیاست داشت، زنیان، تنها و یگانه زن امپراتریس یا فرمانروای مدبر و کمی خشنِ چینِ باستان، ملکهایزابلای یکم در دورههای گذشتهی اسپانیا و کاترین کبیر فرمانروای قدرتمند روسیه را میتوان نمونههای بارزی از قد راستبودن زن دراندیشه و کردار دانست. پسا درخشش اسلام که یکی از پیآیندهای بسیار نکوی آن پایان دادن زنده به گور کردن دختران بود، زنتوانست جایگاهِ خودش را در هر دورانی از زندهگی و گذار از دورهی نادانی مردسالاری اعراب دریابد. درخشش زن در زمانهای پیشینو همپای پیدایش اسلام تا آنجا رسید که برخی از زنان، نامهای ماندگار سیاست و بازرگانی و مدیریت در عرب و جهان اسلام شدند. بیبی خدیجهی کبرا مادر مؤمنان و همسر پیامبر اکرم «ص» یکی از آن میان اند که در دنیای بازرگانی و سخاوت آنروزگاران نامماندگار اند. مریم اسطرلابی، زن مسلمان عراقی ریاضیدان، ستارهشناس، مخترع، فیزیکدانی که دانشمنداندزمانش با او مشورهمیکردند، راضیه سلطان که همه بند و بستهای بازدارندهی قدرتگیری زنان را شکست و در سال ۱۲۳۶ میلادی سدههای میانه،بهسکوی رهبری هند نشست و مدبرانه کار کرد، رکسلانا، زنی که به عنوان برده وارد دربار عثمانی شده و سپس از بزرگترین دوراندیشبازرگانی سدهی ششم بار آمد و بخشهای زیادی از کار آفرینی در کارکردهای دارد، فاطمه الفهری، بنیانگذار نخستین دانشگاهجهانیسدهی نهم در مراکش، اسمائو شاهدخت بانویی از نیجریهی سدهی نوزده که سراسر آفریقا را برای کارآفرینی درنوردید و بانو لوبنا کهدر سدهی دهم زندهگی داشت و از دبیری در دفتر عبدالرحمانسوم، خلیفهی قرطبه تا صدراعظمی اسپانیا رسید. بانژاو نخستین تاریخنگار زن از دودمان هان چین که میان سدههای « ۴۵ تا ۱۱۶» حکمروایی داشتند، امیلی دیکنسون شاعرهی آمریکایی، دوصد سال پسامرگ جینآستن بانوی نویسندهی انگلیس، ارزش او را دانستند و اسکناس ده پوندی انگلیسی با عکس وی مزین است و یادکردها هم درموردش دوصد سال پسا خودش اتفاق افتادند. اینان نمونههایی از صدها زن تأثیرگذار و کار آفرین و دانشمند دگر را میتوان نام برد،دریافت دامها کار دشواری هم نیست و تنها کمی فرصتکذاری و جستوجو در بایگانیهای ویکیپدیا، کتابخانهها، کتابسراها وبنگاههای کتاب دیجیتالی است، چنانی که من کردم. همه دریافتها را با داشتههای انبار شدهی هوشمان یکی کرده و برآیند به دردبخوری را میداشته باشیم. زن در تمام عرصههای زندهگی از اقتصاد تا سیاست و رهبری و علم و دانش و ساختار جامعهی بشریدرخشش بهینه داشته و ما در کوچکترین محیط زن و دختر خودمان را در خانههای مان داریم که با چه ظرافتی، بدون حس خستهگی درتپایش و پالایش و بهروز سازی چرخ زندهگی مان اند و سوگمندانه ما به آنان رسیدهگی نه میکنیم.
آیا همه زنان یک گونه مهربان و شایسته بوده اند؟
نه، برگههای گاهشمارِ گاهدادها از پیشنییان تا امروز نشان میدهند که خونخوارترین زنانی هم بر گوشههایی از جهان قدرتداشته و تاتوانسته اند انسانکُشی کرده، مگر تا کنون که این نوشته را پایان میبَرم، بیرحمتر و سفاکتر و کشندهتر از «راناوالونای اول» ملکهیماداگاسکار «که من و شما در مکتبهای مان آن را مدغاسکر میخواندیم.»کسی در آن برگهها دیده نه میشود. او که در یک تصادفبه دربار شاه راه یافت و عروس شاه همان زمان خود شد، میلیونرها انسان را کُشت تا قدرتمند باشد و آنگونه که دریافت کهنکاویهانشان میدهند بخشی از گفتار او در روز نشستن بر تخت چنین بوده است:
«هیچ وقت نگویید که او یک زن نادان و ضعیف است و چطور می تواند مثل یک امپراتور واقعی سلطنت کند؟ من بر این کشورفرمانروایی میکنم و نام خودم را جاودانه خواهم کرد. اقیانوس مرز قلمرو من خواهد بود و اجازه نخواهم داد یک وجب از خاک سرزمینمتصرف شود!» او راست گفته بود، نامش را جاودانه کرد، مگر با راهاندازی دریای خون هموطنان خودش. الیزابت بثوری شاهدختخوانخواری بود که نامش در کشتار زنان برده که همجنس خودش بودند، در کتاب گینس شده است. ماریا دلفین لالاری، ایرماس مشهوربه کفتار آشویتس، ماری اول انگلستان مشهور به ماری خونریز، آیلین وورنس- هیولای قرم ۲۰، بلگانس - دختر جهنم، کاتریندومدیچی- خانم مار ایتالیایی همسر هنری دوم فرانسه، بانیپارگر -
کانگستر و دهها تن از زنان دارای توانایی قدرت امرونهی مگر بیرحم و کشنده.
زنان دارای اقتدار در کشور ما چهگونه بودند؟
پسا مرگ نادر افشارو اشغال خراسان از سوی احمدشاه درانی، بندوباروی چندان درخشانی از زنان در کشور سراغ نه داریم. این بهآن معنا نیست که زن کشور ما فاقد اندیشه و مهارت و شهامت و رهبری است، این به آن چم است که حکومتهای بدوی، قبیلهگرای افغانبا دید محقرانهی شان نسبت به زن، در دوصد سال پسین همه دار و نهدار هوش و خرد و تواناییهای زنان را در بند کشیدند. اقداماتنمایشی امانالله برای آزادی زنان در حدِ غیر قابل قبول خرد زمان قومهای خودش، او را زمینگیر کرد و اسلاف گماشته شدهی وی توسطانگلیسها پسا احمدشاه، مجری اوامر انگلیس بودند. مظاهری هم در دست نیستند که نشاندهندهی ارادهی شخصی احمدشاه درانیبرای شناسایی حقوق زن بوده باشند، توقع از احمدشاه برای این زیاد است که وی درباردیدهی نادر افشار بود و از تمدن آن زمان وحقوق شهروندی که ارچند با معایب وجود داشتند آگاه بود. مگر افکار پوچ ملیگرایی قبیلهیی هم بر او اثر گذاردند و از آن زمان تا امروزحقی که بایستهی یک زن به عنوان بندهی آزاد آفریده شده و دارای حقوق معین و برابر مدنی و شهروندی است برای شان داده نه شده. نهتنها داده نه شده بلکه شدت عذابدهی بر آنان چند برابر گشته. در مقابل افاغنه یا همان افغانها چند تا نامهایی تداعی شده در اذهانخود شان را برون کشیده و بالای زنان دارای حضور فیزیکی یا در نه بود حضور فیزیک آنان پیوست تاریخ کرده اند. نازو انا، ملالی یادرخانۍ و چندتا انگشت شمار دگر از قبیلهی خودشان را جاگزین صدها قهرمان زن و دختر سرزمین خراسان کرده اند. به دلیل کمیزمان، در یک نوشتهی دگر زنان قهرمان سرزمین خراسان را به چشمداشت تاریخ و به یادکرد شاهنامه و بانوان اسطورهیی داستانهایسمک عیار و دگران را جداگانه تقدیم تان خواهم کرد. با همه فشارهایی هم که بوده، زنان کشور ما در برهههای معین تاریخ نقش فعالیدر مبارزات سیاسی، آموزش و پرورش، کسب دانشِ دبستانی و دبیرستانی و دانشکدهیی و دانشگاهی و سود جستن از آزادیهایمشروع داشته اند. گذشتهگراییهای ما همان نوستالژی محرومیت زنان جامعهی ما بود و است. به سبب همین بازدارندهگیهای رژیمهایافغان محور بوده که ما پیوسته نامهای تکراری از زنان مبارز و دانشمند میبریم. البته پسا گوهرشاد بیگم یا رابعهی بلخی، یا مخفیبدخشی، یا حمیرا سلجوقی در امروزه کشور نامهای ماندگاری از انوشهیاد مادر اناهیتا راتبزاد، مادر محبوبه کارمل، بیبی سنگری، یاشیرین نظیری یا خالده فروغ یا جنبش نوین زنان معترض برضد طالبان و بانو پریانی و بانو ناظری و بانوان خراسانی از کابلستان وپهندشت شمالی بزرگ تا دامنههای پامیر و بام دنیا در بدخشان و سراسر کشور میتوانیم یاد کنیم که نامبردن همه در این نوشته ممکننیست. آنچه مبرهن است آن که تاریخ شکست ظلمتکدهی طالبانی اینبار از سوی بانوان مبارز و شجاع کشور ما رقم خواهد خورد وحیرتانگیزی ویژهیی برای جهان خواهد داشت. چون هم اکنون این بانوان شجاع در غیاب مردان، مردانه مقابل وحشیهای قرن ۲۱طالبانی قبیله قرار داشته و هرگونه رنج را متحمل میشوند، بدون آن که جهان و حتا قلدران دیروز قدرت آنان را حمایت کنند. حمایتزنان زیر ستم طالبانی تنها گفتار از پشت تریبونهای اتاقهای گرم کنفرانسها نیست، گامهای عملی و جسورانهمی حمایتی میخواهند. ارچند ۸ مارچ یک گزینهی نمادین برای یادکرد از مبارزات زنان قهرمان جهان است که برای به دست آوردن حقوق شان آن را تا دایرهیرسمی شناسی رسانیدند، مگر ملل متحد به ناحق این افتخار را ویژهی خود میسازد. به یادمان باشد که ما در دوران بیستسالهیجمهوریت هیچ زنی را نه باید مدافع حقوق زن کشورمان بدانیم. دانه درشتهای سودجو از نام زن و حقوق بشر همچو سیما سمر،شکریه بارکزی، شیڼکۍ کړوخیل، بانو یون، فوزیه کوفی، محبوبه سراج و نودونه درصد زنان شورای ملی و سنای دیروز و خادمانمقامات جمهوریها مثل پروفسو!؟ زهره یوسف و مریم سماع و دگران هرگز برای زن کشور من اندیشهیی نه داشته اند، جدا از منفعتطلبی خود شان. ما باید از همه امکانات استفاده کنیم تا جهان را قناعت دهیم که نمایندههای راستین زنان را در تصمیمگیرهای شانپیرامون سرنوشت کشور و زنان کشور ما برگزینند، نه این گنده لاشخوارانی را خود شان با زنبودن شان، بر ضد زن میباشند. هشتمارچ خجسته باد،
No comments:
Post a Comment