من فمنیست استم، ولی ظلم است اگر پاسخ رد به پیشنهاد ازدواج مردی دهم که علاقه زیاد به من دارد. دوستم دارد.حاضر است از تمام پول و دارایی و حتا از زن اول خود بگذرد.
خانه و کاشانهی مجلل و قصری در بهترین منطقه شهر کابل در شهرنو و یا شیرپور آماده سازد. حتا که آماده است رابطه اش را با زن اولیاش قطع نماید. به کودکاناش پشت کند و زندگی را با من از سر گیرد. باز روشنفکر هم است(؟!). کجا میشود از شخصیت و فکر روشن (؟!) آن گذشت. آنهم کسی که از موقف خوب سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برخوردار است. آیندهام با وی تضمین میشود. به کمک وی میتوانم به جایگاه و موقف خوب دولتی، سیاسی و اجتماعی دست پیدا کنم.
زنانی که در کنفرانسها و برنامهها و نشستها از حقوق بشری زنان صحبت میکنند، دفاع و دادخواهی میکنند. مینویسند. و القابی را چون فعال حقوق زن، فعال حقوق بشر، فمنیست و.. با خود حمل میکنند. بعد خود حاضر میشوند چندین سال برای خوشگذرانی با مرد متاهل در رابطه باشند. [با آنکه خوب میدانند این مرد به همسر خود خیانت میکند و صادق نیست و تمامی تعهدات اخلاقی را زیر پا کرده است.] از او و از موقف و امکانات او استفاده کرده، خود را صاحب موقف و جایگاه بسازند. مشهور شوند. و به موقف خوب اجتماعی برسند.
حتا که تعدادی از آنها
حاضر شدهاند زن دومی و سومی مردی شوند که فیالحال زن دارد. قدونیم قد اولاد
دارد. حتا که شماری از آنها در نهایت خودخواهی و وجدان خفتگی از مرد میطلبند که
همسر اولاش را طلاق دهد. یعنی زندگی یک انسان دیگر، زندگی همجنس خود را ویران
ساخته روی ویرانیهای خانهای همجنس خود، خانهای خودرا آباد میسازند.
این زنان با این حد پارادوکس در عمل و فکر، چهگونه میتوانند کنار بیایند؟ من که نمیدانم اینها چهگونه آرام میگیرند؟ چهگونه خوش میباشند؟ چهگونه و با چه رو و آبرو زندگی میکنند؟ واقعا، چطور ممکن است که هم از ارزشهای حقوق بشری صحبت نمایی، بنویسی و دفاع نمایی و هم خودت نخستین فردی باشی که آنرا زیر پا له کرده، نقض نمایی و ابزاری شوی برای به چرخش درآوردن ماشین مردسالاری و این گفته را « من فمینیست استم، ولی نه به آن حدی که از مزایای مردسالاری دست بکشم» در عمل پیاده نمایی.
جز فمنیستهای پوشالی، مگر تعریف دیگری میتوان ارایه کرد؟
یادداشت: حق تعین تکلیف و قضاوت را به خود نمیدهم.
هر فرد مختار است و پیامد تصمیم و عملکرد خویش را خود متحمل میشود، نه دیگران.
اما نباید اعمال اینچنینی با برچسبها و روپوش «فمنیست» یا «فعال حقوق زن» بودن
انجام شود. فمینیسم یک مکتب فکری است. جنبش
اجتماعی برابری طلبانه است. ارزشهای والای یک مکتب فکری را نباید بهخاطر سود
فردی به حراج گذاشت.
کاپی از فیس بک.
No comments:
Post a Comment