زن اگر بالا کند سر، حلقه بر «دارش» کنند
گر ز حق خود بپرسد، زنده سنگسارش کنند
جایگاه زن بود در نزد شان همچون کنیز
بوی شیر آید ز دهنش، زود شویدارش کنند
دختر نابالغ، اندر دست خویش دارد گدی
پیره مردی را دهندش، برده باردارش کنند
با دو چشم سر بدیدم، زن فروشی در وطن
می نهند نرخی به آن، سودای بازارش کنند
زن به نزد مرد مومن، نیمه مرد است ولی
میدهند فتوا، به نصف حق وادارش کنند
جنت فردوس دهند، وعده به زیر پای وی
لیک گوش و بینی را برند، لت و پارش کنند
موی، روی، دست و پای زن بود دیدن حرام
گونی ی بر سر کشند، در دم نقابدارش کنند
زن اگر روزی ز زندانش نهد، گامی بیرون
هر دو ساقش بشکنند، زین کرده بیزارش کنند
نیمه روز اندر صفایی، نیمه روز در پخت و پز
طفل اگر گریه نمود شب، زن را وردارش کنند
گر جوابی پس دهد زن در دفاع از حق خویش
یک هزار تهمت ببندند، چون شتر بارش کنند
نوشادر همت
No comments:
Post a Comment