در ادبیات کهن دری صلح به معنای آشتی و در مقابل جنگ به کار برده شده است، اما در دوران معاصر به معنای شرایط آرام، بیدغدغه و عاری از تشویش، کشمکش و ستیزه بیان شده است. با این حال میتوان گفت که صلح یک مفهوم مطلق نیست و میتواند معانی متفاوتی را افاده کند
به عقیده بارو خاسپینوزا «صلح به معنای نبود جنگ نیست، همانطور که آزادی به معنای زندانی نبودن نیست، بلکه فضیلتی است که از نیرویی جانمایه میگیرد. لذا مفهوم صلح را با آتشبس نباید اشتباه گرفت، چون صلح به معنای پایان مناقشه و قطع جنگ است».
صلح یک آرمان جهانی است و بشر از زمانههای دور بدینسو برای رسیدن به صلح پایدار در تلاش است و امروزه نیز مساله صلح و همزیستی یکی از بزرگترین مسایل جهان و به خصوص افغانستان است. تمام خوشبختیها را میتوان در صلح و همزیستی یافت. در فضای صلح و مفاهمه، انسانها میتوانند به سوی توسعه و رشد علمی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی گام بردارند. اما در افغانستان زندهگی در سایهی صلح نیاز مبرم کنونی این ملت است و دستیابی به صلح رویایی است که مردم این کشور از سالیان متمادی جهت رسیدن به آن در تلاش و مبارزهاند. سوال اما اینجا است که با وجود تلاشهای حکومت و مردم افغانستان برای رسیدن به صلح، چرا الی اکنون به صلح دست نیافتهایم؟
صلح نیازمند کارهای گسترده و درازمدت است. این کار نیازمند مشارکت سراسری افغانها در مذاکرات صلح است که نوشته حاضر بر مشارکت معنادار زنان در مذاکرات صلح تاکید بیشتر دارد.
مشارکت واژهی عربی و بوده و در ادبیات فارسی به معنای شریک شدن، شرکت کردن و عبارت از اشتراک تمامی اقشار یک کشور در انتخاب و تصمیمگیری است؛ بدین معنا که تمامی اقشار جامعه بدون درنظرداشت نژاد، قوم، زبان، دین و مذهب میتوانند در پروسههای سیاسی اشتراک ورزند. تمامی نظامهای دموکراتیک در کشورهای مختلف با مشارکت زنان و مردان شکل گرفته و معنا پیدا میکنند و مشروعیت و پختهگی هر نظام دموکراتیک بستهگی به مشارکت فعال تمامی اقشار یک جامعه در انتخاب زعیم و فعالیتهای سیاسی دارد.
مشارکت مستلزم تعهد است تا ضمانت کند که تمام شهروندان از حقوق و فرصتهای برابر برخوردار اند تا بتوانند در مسایل عمومی از طریق احزاب سیاسی و نهادهای جامعه مدنی سهیم شوند.
ماده ۴ قانون اساسی افغانستان در زمینه مشارکت سیاسی تمامی اقشار چنین صراحت دارد: «حاکمیت ملی در افغانستان به ملت تعلق دارد که به طور مستقیم یا توسط نمایندهگان خود آن را اعمال میکنند». در ادامهی این ماده آمده است: «ملت افغانستان شامل تمامی افرادی است که تابعیت افغانستان را داشته باشند». از اینکه زنان قشر بزرگ جامعه را تشکیل میدهند، فلهذا سهیم شدن آنها در تمام امور کشوری باید تامین شود.
از آنجایی که صلح یک پدیدهی جداییناپذیر از مقولهی برابری زنان و مردان است، لذا مشارکت و حضور معنادار زنان در روند مصالحه، پیششرط اساسی برای رسیدن به یک صلح پایدار و عادلانه است. ولی سوال اینجا است که زنان چگونه میتوانند در روند مصالحه حضور معنادار داشته باشند؟
حضور و مشارکت زنان در میز مذاکرات و پروسه صلح زمانی معنا پیدا میکند که زنان در پروسه صلح و روند مذاکرات صلح نقش سمبولیک نداشته و دارای نمایندهگی لازم باشند و به خواستهها و حقوق اساسی که آنان پس از صلح با طالبان توجه صورت گرفته و به آن عمل شود؛ زیرا در افغانستان تا کنون زنان در تمام مذاکراتی که برای رسیدن به صلح صورت گرفته، حضور سمبولیک داشته و به خواستهها و حقوق اساسیشان در میز مذاکرات صلح مورد توجه نبوده است. همچنان خواستههای تمام اقشار جامعه به خصوص زنان آسیبدیده از جنگ در روند مصالحه، پیش از این مد نظر گرفته نشده است.
از جانب دیگر مشارکت سیاسی ۱۹ ساله زنان و از حاشیه به صحنه آمدن آنها، جانفشانیهای مدیدی را تجربه کرده است. لذا الزامی است تا در گفتوگوهای صلح حضور معنادار نمایندههای زنان و جوانان از تمامی سطوح مد نظر گرفته شود و نیز نظریات و خواستههای آنان پیرامون رسیدن به صلح از تمام ولایات جمعآوری شده به آن توجه صورت گیرد.
ما به عنوان فرزندان این سرزمین در به میان آمدن و حفظ دستآوردهای ۱۹ سال اخیر نقش برازنده داشتهایم. شانههای زنان به عنوان محکمترین اتکا برای تقویت و پایداری دموکراسی، آزادی و برابری بوده است. جامعهی مدنی، کثرتگرایی و احترام به تفاوتها، از ارزشهایی است که با حضور ما زنان معنا پیدا میکند. از دست دادن این دستآوردها که با قربانیهای بیشماری ممکن شده است، قابل نگرانی بوده و نیاز است برای بقای آن ایستادهگی و استقامت صورت گیرد.
این نگرانیها ناشی از آن است که زنان در تمام گفتوگوهای صلح فاقد نمایندهگی لازم بوده و از آغاز روند مذاکرات صلح با طالبان (قوس ۱۳۹۷ تا اکنون) کمتر از ده زن در این مذاکرات حضور داشتهاند که این خود دال بر کمرنگی مشارکت زنان در پروسه صلح است. حالآنکه زنان به عنوان نیم پیکر جامعه، خواهان اشتراک نمایندهگان بیشترشان در پروسهی صلح هستند تا بتوانند از حقوق و دستآوردهای خود حفاظت کرده و در راستای تامین صلح به گونهی معنادار سهیم باشند. همچنان بتوانند انعکاس صدای زنانی باشند که بیشترین قربانیان جنگ بودهاند و ناخواسته آسیبهایی را متقبل شدهاند که مداوای آن تنها توقف جنگ و ایجاد صلح پایدار در کشور است. این در حالی است که بدون در نظر گرفتن نقش و خواستههای زنان، به صلح پایدار نمیتوان رسید.
«زنان در جنگ، وحشت و چور و چپاول دخیل نبودهاند، لذا آنان بهترین و متعهدترین مدیران در تامین صلح خواهند شد. توقع ما از حکومت این است که نقش و حضور معنادار زنان را در پروسه و مذاکرات صلح نادیده نگیرند؛ چون تجربهی کشورهای درگیر جنگ نشان میدهد که عدم حضور زنان در پروسهی صلح، به صلح موقتی و ناپایدار انجامیده است».
خاتمه امامی
8 صبح
No comments:
Post a Comment