قسمت سوم:شکل گیری محافل زنان 1986 –1997
حکومت
اسلامی برای تثبیت قدرت خود مخالفان رادرعرصه های سیاسی واجتماعی حذف و سرکوب
کرد. نیروهای مخالف چپ، لیبرال ها وحتا نیروهای اسلامی مخالف رژیم درقدرت سرکوب وحذف
شدند وبسیاری آنها به خارج ازایران فرارکردند.
مطبوعات، احزاب و تشکل های منفی یا بسته شدند و یا به حکومت پیوستند، جنبش های زنان ازچپ گرایان، لیبرال دموکرات ها و ملی گرایان که تا این زمان ایجاد شده بودند نیزسرکوب ومتلاشی شدند. زنان فعال توسط رژیم اسلامی از عرصه های عمومی اجتماع بدورساخته شده و یا تنزیل منزلت داده شدند. رد صلاحیت های قضات زن ومجبورکردن زنان کارمند به باز نشستگی قبل ازوقت، حجاب اجباری
پاکسازی زنان نخبه آغازشد، نشرات زنان بسته شد، دانشجویان مخالف رژیم اسلامی ازتحصیل بدور ساخته شدند، بخشی زیادی از زنان ازعرصه های اقتصادی-سیاسی-اجتماعی و فرهنگی حذف شدند. خروج اجباری زنان ازبخش های عمومی باعث شد که زنان بخصوص زنان فعال و مبارز در مورد تشکل خود و دفاع ازحقوق خویش برخیزند.
زنان چپ گرا، زنان اسلامی و لیبرال ها درجستجوی اعاده موقعیت شان برآمدند. نظریات این زنان برای مبارزه شان متفاوت بود، بطورمثال زنان مذهبی حکومت حاکم را انتقاد می کردند: آنها انتقادهایی خود را، برعلیه محدودیت های اجتماعی و سیاسی که مردان و قوانین برآنان تحمیل کرده بودند، درچارچوب مفاهیم مذهبی طرح کردند.
زنان
چپ گرا نظرات خود را درچارجوب مفاهیم مارکسیستی طرح کرده مرد سالاری را رد
می کردند.
زنان لیبرال (غیرمذهبی وغیرمارکسیستی) سیاست و رویه های حکومتی را خلاف حقوق بشر دانسته و نظرات خود را درچارچوب حقوق بشرطرح کردند.
دراین دورۀ سه جنبش با نظرات و سیاست های متفاوت بوجود آمد: نظرات سوسیالیستی، لیبرالی و نظرات اسلام گرایان.
زنان مارکسیست ازسازمان های سیاسی و احزاب چپ سابق که ازاعدام ها، ازسال های زندان و یا زندگی مخفی جان به سلامت برده بودند، دست به تشکل محافل زنانه زدند. شماری زیادی از زنان چپ گرا، ملی گرا و لیبرال ها که دراین مدت به خارج از کشور فرار نموده بودند به جنبش پیوستند، بخشی از زنان روشنفکر داخل کشور که خان نشین شده بودند نیز به جنبش پیوستند. آنها سهم مهمی درجهت دهی تفکر فمینیزم ایفا کردند. دسته زنان مذهبی که ابتدا با انقلاب اسلامی پیوسته بودند برعلیه تحمیل سنت های عقب مانده به زنان ازجانب اسلام گرایان وارد عرصه اجتماعی شدند و به شکل حلقه های مطالعاتی (به منظورنداشتن امنیت) و بعدا به شکل نشرات زنان ظاهر شدند.
محافل زنانه
هدف و انگیزه محافل زنانه درابتدآ حمایت ازخانواده های زندانیان سیاسی وخانواده های اعدام شدگان و رسیدگی به آنان بود.این «محافل» درروند رشد خود هدف اصلی خود را آرمان های زنانه به جای آرمان های سیاسی چپ ویا تلفیق آرمان های زنانه با آرمان چپ تعین کردند. زنانیکه ازعرصه های فعالیت سیاسی و اجتماعی رانده شده بودند هویت جمعی ازدست رفته خود را دراین «محافل» تجدید کردند و به تدریج به حساسیت و خود آگاهی جنسیتی دست یافتند. بنآ مساله زنان مرکز توجه «محافل» قرارگرفت. این «محافل» تلاش می کرد که فضآ برای فعالیت جمعی ایجاد کنند. این «محافل» بخاطر شرایط اختناق بدون ارتباط باهم شکل می گرفت. محفل ها به صورت مراسم تفریحی و جشن های فرهنگی-هنری بودند، به تدریج به گردهمایی هایی ثابت تری بشکل اردوهای دورۀای فرهنگی تفریحی پرداختند. هدف نهایی آنها «آگاه سازی» زنان بود. تغیرسیاست های حاکم تاثیرمستقیمی برمحتوا وشکل فعالیت این محافل داشت.
درسال های 1990 زنان به یکدیگر پی برده «روابط بین محفلی» را ایجاد کردند و بصورت هسته های ثابت مطالعاتی پدیدارشدند.
پس ازتغیرات سیاسی-اجتماعی سال های 1993 تا 1999 فعالیت های منطقی تر، مداومترکه شکل علنی ترداشت آغازیافت.دراین دورۀ مراسم گرامی داشت 8 مارچ بیشترشده وجنبش های مردمی اعتلآ یافت وحاکمیت دربرابرجنبش ها عقب نشینی نمود، کتاب های فمنیستی به نشر رسید و سازمان های غیر دولتی به تدریج تاسیس گردید. هرچه فضآ بازترمی شد «محافل» بیشتری در مراسم 8 مارچ یکدیگراشتراک می ورزیدند و از فعالیت های همدیگر آگاه می شدند، آنها درجریان فعالیت های همدیگر قرارمی گرفتند و به اهداف خویش عمیق ترمی شدند.
به تدریج حضور، فعالیت و تاثیرگذاری زنان ازبسترمحافل به مطبوعات وسازمان های غیر دولتی ثبت شده یا ثبت نشده منتقل شد، دوران «محافل» به پایان رسید.
اعتلآی جنبش های دموکراسی در ایران، عقب نشینی حاکمیت (دولت اصلاحات) همراه با آن تغیر کادرهای سیاسی و اجتماعی حکومت، توسعه و آغاز روابط اقتصادی-سیاسی با غرب درسال های 1998 تا 2000 ایجاد شد که این همه باعث طرح های یک جامعه مدرن شده منجر به تغیر شرایط سیاسی و باز شدن فضآی عمومی و منتقل شدن مبارزات زنان به فضای عمومی وعلنی تر گراید. همه این تغیرات تحول بارزی درشکل ومحتوای مبارزات زنان بوجود آورده زنان را به جامعه پیوست.
اعضای «محافل» که زیاتر اندیشه گذشته شان چپی بود خواستار استقلال شان از دولت و حکومتیان، مبارزات و فعالیت های مستقل ازمردان با تشکیل سنتی چب بودند. اما تضاد و اختلاف نظر بین ایشان بالای علنی شدن و غیرعلنی ماندن فعالیت های جمعی، فعالیت در قالب سازمان های غیر دولتی و بعضآ تحت کنترول دولت و یا ادامه فعالیت به شکل های ثبت نشده و غیر رسمی بود. باوجود تلاش فروان وحدت عمل بین «محاقل» به ناکامی انجامید. نمایندگان از«محافل» که تمایل بیشتر به کار علنی داشتند گرد هم آمده و نشست های را برگزار کردند. بطور مثال برگذار کردن 8 مارچ بشکل علنی و صادر کردن قطعنامه ها به نفع زنان. دستاورد «جنبش زنان» در این مرحله نقد مرد سالاری سازمان های سیاسی و حاکمیت، تلاش برای کسب آگاهی جنسیتی، ایجاد فضای بدیل در مقابل فضای غضب شدۀ عمومی، ارتباط گیری و ایجاد گروه های مستقل زنانه بود.
منبع:
رادیو زمانه
www.allianceofmesocialists.org https:// Mai 2018
انجنیر فرشید ژوبل
No comments:
Post a Comment