آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Thursday, July 2, 2020

نقش زنان در خیزش در کشور شما چه بوده است؟


فاطمه مسجدی: در جنبش سبز،  نقش زنان برجسته بود اما عمدتا زنان طبقه متوسط شهری. پس از سرکوب این جنبش نیز بسیاری از فعالان حقوق زنان از کشور گریختند یا اگر در کشور ماندند زندانی شدند یا مشغول به کار برای سازمان های غیر دولتی. 
در خیزش دی ماه ۱۳۹۷ 
شاهد حضور فعال زنان طبقه کارگر بودیم و بسیاری از زنان جوان نیز در مقابله با حجاب اجباری  روسری های خود را از سر برداشتند و جنبش دختران خیابان انقلاب را به راه انداختند.  طی چند سال گذشته  شاهد اعتراضات معلمان بوده ایم که هم خواهان افزایش حقوق و هم خواهان پایان دادن به تبعیض در نظام آموزشی بوده اند،   تبعیض قومی و مذهبی.  در اعتراضات پرستاران و بازنشستگان،  زنان بخش عمده تجمعاتند.  زنان صوفی و بهایی در حال مبارزه اند.  میزان زنان زندانی سیاسی طی ۱۰ سال گذشته افزایش یافته.  شرکت گسترده زنان در اعتراضات به این معنی نیست که شکاف طبقاتی میان فعالان زن از بین رفته اما حاکی از این است که حقوق زنان صرفا دلمشغولی زنان طبقه متوسط شهری نیست.  در آخرین موج تظاهرات مردمی در دی ماه در اعتراض به سرنگونی هواپیمای اوکرائینی توسط دولت ایران دیدیم که زنان تصاویر قاسم سلیمانی را از دیوارها می کندند و پاره می کردند.
نادیا محمود: خواسته های اصلی زنان از این قرارند:  جدایی دین از دولت، اشتغال زایی برای زنان، رعایت حقوق زنان،  پایان دادن به فساد.  حمله نیروهای دولتی به تحصن زنان دانش آموخته و خواهان شغل در بغداد یکی از عوامل برانگیزاننده خیزش کنونی بود.    زنان در تظاهرات در میدان تحریر و دیگر میدان های شهرهای جنوب عراق شرکتی فعال دارند.  شانه به شانه مردان با نیروهای پلیس مقابله و از تظاهرکنندگان حمایت می کنند. در راهپیمایی ها و شعار گویی پیشاهنگ اند و از این رو مورد حمله نیروهای نظامی قرار گرفته اند. به مجروحان می رسند،  برای تظاهرکنندگان آشپزی می کنند،  همراه با مردان میدان ها را بعد از تظاهرات تمیز می کنند و لباس های تظاهر کنندگان اطراق کرده در میدان ها را می شورند.  زنان تحصن هایی را ترتیب داده،  در این برنامه ها سخنرانی و اطلاع رسانی می کنند،  از طریق رسانه های اجتماعی از اعتراضات حمایت می کنند.  با دیوار نویسی در میدان های بغداد،  بصره و ناصریه نقش زنان را برجسته می کنند،  کلاس های سواد آموزی ترتیب می دهند،  ترانه می سرایند و نمایش ترتیب می دهند.
سارا کادورا: خیزش لبنان بدون حضور زنان  امکان ناپذیر بود.   در خیزش ۲۰۱۵ زنان بسیاری گرد هم آمدند و یک مجمع فمینیستی ترتیب دادند.  در خیزش اخیر شاهد ظهور گروه های خود انگیخته و مردمی فمینیستی جدید بوده ایم که با سازمان های غیر دولتی نسبتی  ندارند.  نقش زنان از آشپزی و مراقبت از تظاهرکنندگان فراتر رفته.  بسیاری از آنها مانند مردان به شکل وحشیانه ای مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.  زنان حاضر نیستند به دولت بپوندند.
خولیانا ریواس:  نقش زنان درخیزش شیلی کلیدی بوده.   خیزش زنان در ماه مه ۲۰۱۸ آغاز شد و آنها از آن پس  بازیگران اصلی  جنبش های اجتماعی بوده اند.  در مدارس نشست های فمینیستی ترتیب داده و فضاهای امنی برای گفتگو پیرامون حق سقط جنین،  دسترسی به وسائل جلوگیری از بارداری،  خشونت خانگی،  خشونت در جامعه، خشونت پلیس  و دیگر مسائل سیاسی ایجاد کرده اند.  تاثیر جهانی ترانه و رقص “تجاوز گر در کمین”  باورنکردنی بوده.  این نمایش در واقع پاسخی به خشونت پلیس و تجاوز خصوصا به زنان وکودکان بود.  ما سعی می کنیم اعتراضاتمان را با خلاقیت و موسیقی بیان کنیم.  این مبارزه ای علیه فراموشی و علیه ظهور نیروهای دست راستی،  استثمار منابع طبیعی و نابودی محیط زیست است که منجر به بی ثباتی زندگی شده.
دو هفته پیش گروه ۸ مارس شیلی فراخوانی برای تجمع ۲۰۲۰ و گنجاندن حقوق زنان در قانون اساسی صادر کرد.  ما همچنین در مورد احتمال تدارک یک اعتصاب عمومی صحبت کرده ایم اما بسیاری افراد نمی توانند اعتصاب کنند چون کارشان را از دست خواهند داد.
وضعیت  مبارزات زنان و مناسبات جنسیتی در کشور شما چیست؟  آیا با رفقای مرد سوسیالیست خود نیز در حال مبارزه اید؟  آنها چگونه از مبارزات فمینیستی حمایت کرده اند و شما مایلید که چگونه حمایت خود را ابراز کنند؟
فاطمه مسجدی:  60 درصد دانش آموختگان ایرانی زن هستند و میانگین سن ازدواج ۲۴ است اما  سن ازدواج قانونی در ایران برای دختران ۱۳ سال است.  نرخ باروری ۱٫۷ درصد و نرخ  رسمی طلاق ۴۲ درصد است.  میزان خشونت خانگی بسیار بالاست.  نرخ مشارکت زنان در بازار کار رسمی ۱۶% است.  شرایط زنان زندانی  اسفناک است  سپیده قلیان در گزارش جدیدش در مورد زندان قرچک ورامین به این موضوع پرداخته.  دولت زنان زندانی را فاسد می نامد.  سحر خدایاری نیز پس از دریافت حکم زندان دست به خودسوزی زد.  شرایط زنان زندانی  اقلیت های ملی  دشوارتر است.
در میان مردان سوسیالیست،  افکار و رفتار مردسالارانه بسیار متداول است و همچنین خشونت خانگی و جنسی و استفاده از قدرت برای ایجاد روابط مبتنی بر سلطه.
نادیا محمود:  زن کشی یک مشکل اصلی در عراق است. بسیاری  زنان بی حجاب،  زنان پزشک،  مترجم و زنان تن فروش کشته شده اند.  و البته خشونت خانگی و در خیابان و در محل کار و عدم وجود قوانینی برای حمایت از زنان را باید به این بحث اضافه کنیم.  طی دو سال گذشته زنان تلاش کرده اند مجلس را وادار به جرم انگاری خشونت علیه زنان کنند اما موفق نشده اند.  80 درصد زنان مورد تعارض جنسی قرار می گیرند.  شمار زنان قربانی خشونت خانگی بسیار است اما هیچ آمار دقیقی در این مورد وجود ندارد.  کودک همسری یک مشکل اساسی است.  از سال ۲۰۰۳ تابحال میزان کودک همسری دوبرابر شده.   نرخ طلاق نیز بالاست.  نرخ مشارکت زنان در بازار کار رسمی ۱۷% است.  و این زنان در بخش مالی،  آموزش و پرورش و بانکی شاغلند.   10 درصد دختران  و ۵ درصد پسران بی سوادند.  زنانی که مایلند در بخش خدمات عمومی شغل بیابند باید از طریق جنسی باج بپردازند.  زنان بسیاری نیز از طریق اینترنت وادار به باج پرداختن می شوند.    شرایط زنان پس از حمله نظامی آمریکا در سال ۲۰۰۳ بدتر شده.  بسیاری از زنان دانش آموخته در رشته های مهندسی،  آموزش و پرورش و بهداشت حاضرند حتی بدون دریافت حقوق کار کنند تا شاید فرصت های شغلی بیابند.
دولت سعی کرده قوانین ترقی خواه مربوط به طلاق،  ازدواج و امور شخصی که در سال ۱۹۵۸ تدوین شده بود را با قوانین شیعه جعفری جایگزین کند که سن ازداج دختر را به ۹ سالگی تقلیل می دهد.   پیش از سال ۲۰۰۳ صیغه در عراق متداول نبود اما اکنون میزان آن بالاست.  ازدواج غیر رسمی تحت نظارت شیوخ نیز متداول شده و به این معنی است که زن هیچ حقوقی نخواهد داشت.
تلاش دولت اما برای اعمال تفکیک جنسیتی دانش آموزان و دانشجویان موفقیت آمیز نبوده.  مردم عمدتا مخالف تفکیک جنسیتی دختران و پسرانند.
پس از اعتراضات مردمی سال ۲۰۱۵ نیز زنان بیشتری بدون حجاب از خانه بیرون می آیند.  در صورتی که پس از حمله نظامی  آمریکا در سال ۲۰۰۳ میزان زنان محجبه و با روسری افزایش یافت.
در مورد رفتار مردان سوسیالیست می توان گفت که احزاب سوسیالیستی چون مایلند اعضای زن بیابند،  زنان را تشویق می کنند تا در جلسات عمومی صحبت کنند.  اما بسیاری از مردان سوسیالیست به بهانه رعایت هنجارهای متداول یا مسائل امنیتی مانع از فعالیت خواهران و همسران خود می شوند.  ما با آنها بحث می کنیم و سعی می کنیم رفتارشان را تغییر دهیم.
سارا کادورا:  لبنان در مقایسه با اکثر کشورهای منطقه جامعه لیبرال تری است.  زنانی که توانایی مالی داشته باشند دسترسی به وسائل جلوگیری از بارداری دارند اما سقط جنین تنها در صورت به خطر افتادن زندگی زن مجاز است.  البته به صورت غیر قانونی انجام می شود.   نرخ مشارکت زنان در بخش آموزش و پرورش بسیار بالاست اما نرخ مشارکت زنان در بازار کار رسمی تنها ۲۵% است.  شکاف بین دستمزد  زنان و مردان نیز ۵۰ تا ۶۰% است.  زنان تنها ۳% اعضای مجلس را تشکیل می دهند.  زنان در صورت ازدواج با مردان غیر لبنانی نمی توانند تابعیت خود را به فرزندانشان انتقال دهند.   زنان غیر لبنانی که با مردان لبنانی ازدواج می کنند تنها پس از به دنیا آوردن یک فرزند می توانند واجد شرایط تابعیت لبنانی شوند.  قوانین مربوط به ازدواج، طلاق و امور شخصی و خانوادگی مبتنی بر فرقه ی هر شخص تعیین می شود.  برای مثال سن قانونی ازدواج دختران برای شیعیان ۹ سالگی است،  برای کاتولیک ها ۱۴ سالگی و برای سنی ها ۱۸ سالگی.   زنی که با مردی خارج از فرقه مذهبی اش ازدواج می کند باید به فرقه مذهبی او بپیوندد.  زنان عمدتا حق حضانت فرزند را ندارند.  زنان شیعه پس از یک سالگی فرزند این حق را از دست می دهند.
میزان زن کشی خصوصا توسط شوهر یا دوست پسر یا قتل ناموسی بسیار بالاست.  قانون جدید علیه خشونت خانگی چنان آبکی شده که بی معنی و بی تاثیر است.
رابطه جنسی پیش از ازدواج وجود دارد اما اغلب در مورد آن بحث نمی شود.  باج گیری از زنان به سبب روابط جنسی شان نیز بسیار متداول است.
تجاوز درون ازدواج به رسمیت شناخته نمی شود.  روابط همجنسگرایانه غیر قانونی است و این امر برای مجازات همجنس گرایان و ترا جنسیتی ها استفاده می شود.
نظام کفالت در واقع همانا بردگی کارگران مهاجر است.  این کارگران در توسط خانواده هایی که آنها را استخدام کرده اند به گروگان گرفته می شوند و حق تغییر کارمند خود را ندارند. آنها همچنین مورد تجاوز و تعارض جنسی قرار می گیرند.   بسیاری از این کارگران خانگی توسط کارفرمای خود کشته می شوند یا دست به خودکشی می زنند.
مهاجران سوری و عراقی در ایست های بازرسی مورد بازجویی قرار می گیرند و اگر اوراق اقامت قانونی نداشته باشند اخراج می شوند.  زنان مهاجرفقط به عنوان زنان با فرزندان بسیار و   فاقد صفات انسانی  به تصویر کشیده می شوند.
در مورد رفتار مردان سوسیالیست به نظرم آزاردهنده ترین بخش رفتارشان این است که مسائل زنان را فرعی تلقی می کنند. در مورد تعارض جنسی به زنان توسط مردان سوسیالیست نیز پنهان کاری می شود.
اما  مردان رفیق و سوسیالیست خوبی نیز داریم.
خولیانا ریواس:  ما و زنان خاورمیانه مشکلات مشابهی داریم.  برخی مشکلاتمان نیز بسیار متفاوت است.  اما همه ما  مبارزه ای طولانی برای تغییر روابط جنسیتی در پیش داریم و در این مسیر با خطر مرگ نیز روبروییم.
جامعه شیلی از زنان انتظار دارد که پس از تولد فرزند به اشتغالشان در بازار کار خاتمه دهند.  زنان شاغل در بخش بهداشت و آموزش و پرورش حضور برجسته ای دارند اما در همین رشته ها نیز تفاوت بین دستمزد زن و مرد ۲۰ درصد است.  زنان نیمی از جمعیت بسیار فقیر را تشکیل می دهند.  85 درصد خانواده های تک سرپرست،  سرپرست زن دارند.
قانونی که در سال ۲۰۱۱ علیه زن کشی تصویب شد صرفا شامل زنانی می شود که توسط اعضای خانواده یا همسر یا دوست پسر خود کشته شده اند و نه زنان تن فروش.   زنان تن فروش  اما تلاش دارند سازمانی برای حمایت از حقوق خود تشکیل دهند.
در سال ۲۰۱۹ قانونی در مورد هویت جنسی به افراد اجازه داد که نام خود را مطابق با هویت جنسی جدیدشان تغییر دهند.
وزیر امور زنان و برابری جنسی افکاری دست راستی دارد و به خشونت جنسیتی نپرداخته .  از این رو جنبش فمینیستی خواستار استعفای او شده.   خواست   تدوین یک قانون اساسی جدید نیز برای زنان بسیار مهم است اما کافی نیست.  ما باید به تقاطع  طبقه و جنسیت و نژاد توجه کنیم.  مسئله طبقه بسیار مهم است.
در سال ۲۰۱۸  خیزش فمینیستی در شیلی بر اساس مساله سوء استفاده جنسیتی در دانشگاه ها و به  چالش کشیدن نایرابری قدرت در روابط بین زنان و مردان  آغاز شد.   این موضوع  به تقاطع  نژاد،  طبقه و وضعیت اقامتی نیز مربوط می شود.  ما باید سخت بکوشیم تا با مرد سالاری مبارزه کنیم و اجازه ندهیم که روال های مردسالارانه بازتولید شود.
در شیلی فمینیسم به موضوعی مطرح تبدیل شده.  ما در جامعه ای بار آمده ایم که مبتنی بر روابط سلسله مراتبیست.  اما در خیزش کنونی دانش آموزان و دانشجویان نشان داده اند که سلسله مراتب و قدرت را می توان به چالش کشید.  دختران دبستانی و دبیرستانی در مدارس در مورد فمینیسم صحبت می کنند.  من بیش از ۳۰ سال دارم و به یاد ندارم که در دبستان و دبیرستان در کلاس هایمان در مورد این موضوعات صحبت کرده باشیم.
در مورد رفتار رفقای مرد سوسیالیست به نظرم باید بر این  امر تاکید کرد که  حمایت از زنان کافی نیست.  آنها باید پدرسالاری را به چالش بکشند.  مبارزات ما را فرعی تلقی نکنند.  زنان عمدتا کار مراقبت از کودکان و خانواده و آشپزی را انجام می دهند  اما مردان سخنرانی می کنند.  بسیاری از زنان هم دوره من از سازمان های چپی استعفا دادند نه فقط به سبب تعارض های جنسی بلکه به سبب تعارض های  سیاسی.
در مورد پیوند دادن خیزش ها در ایران،  عراق، لبنان و شیلی به یکدیگر و به دیگر مبارزات جهانی علیه سرمایه داری، نژآدپرستی،  مردسالاری،  همجنس گرا ستیزی و برای رهایی انسان  چه پیشنهادات و ایده هایی دارید؟
فاطمه مسجدی:  ما احتیاج به یک کارزار جهانی برای حمایت از زنان زندانی سیاسی داریم.  می توانیم نامه هایی سرگشاده خطاب به زنان زندانی سیاسی در منطقه بنویسیم  و همبستگی خود را با آنها ابراز کنیم.  کارزار الغای زندان در آمریکا را تشویق کنیم که به این موضوع در سطح جهانی بپردازد. متاسفانه اخیرا  آنجلا دیویس یکی از رهبران  جنبش الغای زندان در آمریکا  امضای خود را پای  نامه ی جمعی از روشنفکران چپ “علیه امپریالیسم”  گذاشته بود که ادعا می کردند مردم ایران خواهان برانداژی رژیم کنونی شان نیستند.  این کار دیویس  بسیار مایوس کنند بود.  ما باید این روشنفکران را هرچه بیشتر ازمحتوای خیزش درون ایران آگاه کنیم.  خواهان خروج نیروهای نظامی و سیاسی ایران از سوریه ، عراق، لبنان و یمن شویم و همچنین   همبستگی خود را با مبارزات درشیلی،  هنگ کنگ،  هندوستان،  هائیتی  ابراز کنیم.
نادیا محمود:  آنچه ما را به هم پیوند می دهد،  سرمایه داری و نولیبرالیسم است.  لازم است که برنامه هایی مثل میز گرد امروز را در کشورهایمان برگزار کنیم و از فعالان دانشجویی و کارگری نیز دعوت کنیم که به این بحث ها بپیوندند.  دولت های ایران و عراق با هم همکاری می کنند.   ما نیز باید در مخالفت با آنها و  در سطح مبارزات خود جوش توده ای و فعالان چپی با هم همکاری کنیم.   پیشنهاد می کنم که برای روز جهانی زن،  8 مارس ۲۰۲۰،   پوسترها،  شعارها  و خواسته های مشترکی  را تهیه کنیم.   فمینیست های سوسیالیست در کشورهای توسعه یافته نیز موظفند بر دولت های خود فشار اعمال کنند تا به فروش تسلیحات به کشورهای ما پایان دهند.   باید دولت هایمان را بی اعتبار کنیم.
سارا کادورا: تاثیر ترانه و رقص فمینیست های سوسیالیست شیلی علیه تجاوز و دولت تجاوز گر بی نظیر بوده.  این ترانه به ما نشان داد که در مبارزاتمان تنها نیستیم.  سرمایه داری و نظامی گری اش جهانیست و ما قربانیان مبارزات بین محورهای قدرت سرمایه داری شده ایم.  با پیشنهادات نادیا محمود موافقم.  باید همه با هم علیه خشونت دولتی سازماندهی کنیم.  ما در لبنان با فعالان ونزوئلایی نیز در تماسیم که کشورشان در حال فروپاشی است.

خولیانا ریواس:  با آنچه دیگران گفته اند موافقم.  همه با سیاست های سرمایه داری روبروییم.  همبستگی جهانی کلیدیست.  ما در منطقه آمریکای لاتین با هم ابراز همبستگی می کنیم اما پیوندهایی جهانی خصوصا با مردمان به حاشیه رانده شده،  کارگران، اقلیت های ملی و اقلیت های جنسیتی در کشورهای دیگر جهان  نداریم.  حکام از پول فراوان و ایدئولوژی جنسیت گرا،  نژاد پرست،  همجنس گرا ستیز و ترا جنسیتی ستیز برخوردارند.  آنها فردیت از نوع نولیبرال و وحشت را ترویج می دهند.   ما در شیلی چیزی در مورد منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نمی دانیم.   فقط می دانیم که خشونت و مرگ در این منطقه بسیار زیاد است.  در آلمان فعالان شیلیایی بر دولت آلمان فشار اعمال می کنند تا به دولت شیلی تسلیحات نفروشند.  ما فمینیست های سوسیالیست باید بیشتر و رو در رو با هم تماس برقرار کنیم

No comments: