آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Wednesday, June 24, 2020

موانع کار‌آفرینی زنان

انیسه محمود عمر
نخست باید به این مساله اشاره کرد که انواع مختلف موانع به عنوان عامل بازدارنده و حتا پدیده‌ی ناپسند تعریف می‌شود که از دست‌یابی زنان و مردان به پیش‌رفت‌ جلوگیری و ممانعت می‌کند.



چالش‌ها و مشکلات می‌تواند ملموس و غیرملموس یا واقعی و قابل فهم باشد. مهم‌ترین مساله و مشکل زنان، بحث اشتغال است؛ چون آن‌ها به طبقات مختلف منسوب‌اند و از سطوح مختلف مهارتی برخوردار بوده و دارای ذهنیت‌های گوناگون فرهنگی می‌باشند و متناسب به  آن از حقوق و امتیازات مستفید شده و برای رسیدن به یک تعامل میان این دو گروه راه حل ثابت و همه‌گانی وجود ندارد.
عبارت کار‌آفرینی زنان مفاهیمی هم‌چون نوآوری، مخاطره‌پذیری، ایجاد یا تجدید یک واحد اقتصادی و اجتماعی، رضایت‌بخشی و استقلال را در اذهان تداعی می‌کند. همه به این باور اند که کار‌آفرینی موتور محرکه‌ی پیش‌رفت اقتصادی کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه است. کار‌آفرینی فرآیند ایجاد و دست‌یابی به فرصت‌ها و دنبال کردن آن‌ها بدون توجه به منابع بوده که در حال حاضر موجود است.
مشارکت زنان در اقتصاد و کار‌آفرینی فرآیندی دشوار است که عوامل متعدد شخصیتی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در آن تأثیرگذار می‌باشند و شاید همین پیچیده‌گی و ناهمواری توجیه‌کننده‌ی میزان کم و یا عدم موفقیت بانوان در کار‌آفرینی و عدم ورود‌شان به فعالیت‌های کار‌آفرینانه باشد. موانع موجود بر سر راه کار‌آفرینان زن متفاوت از کار‌آفرینان مرد است و به طور طبیعی زنان به علت نابرابری‌های جنسیتی در جامعه با وجود ایفای نقش‌های متعدد، با محدودیت‌های خاص روبه‌رو ا‌ند. امید است با بیان این موانع، مسوولان و سیاست‌گران کشور در جهت حمایت از کارآفرینان زن و رفع موانع و مشکلات آنان متوجه شود.

با توجه به سهم زنان در اقتصاد ملی و مقابله با بحران بی‌کاری زنان، ضرورت است شرایط لازم برای کار‌آفرینی زنان فراهم شود تا زنان با ایجاد کسب‌و‌کار و فرصت‌های شغلی برای خود و دیگران بتوانند معضل کنونی جامعه را پایان بخشند. به همین دلیل باید فرصت‌ها برای کار‌آفرینان زن به منظور دست‌یابی به منابع مساعد گردد؛ چون در موجودیت کار‌آفرینی، زنان می‌توانند به مشارکت اقتصادی دست یابند. هم‌چنان کسانی که به قرضه یا وام نیاز دارند، مجبور اند از منابع غیررسمی یا رسمی استفاده کنند که خواه ناخواه با مشکلات و چالش‌هایی در زمینه مواجه می‌شوند و برای بیرون‌رفت از آن، باید وقت زیادی صرف شود.

نبود شفافیت و مدیریت در تمام زمینه‌های مالی باعث غیر‌استندرد بودن فعالیت‌های تجاری زنان شده است. از سوی دیگر ثبت شرکت‌ و دریافت مجوز فعالیت برای زنان کار‌آفرین بسیار پرهزینه و وقت‌گیر است. زیر‌ساخت‌های نامناسب و دست‌رسی نابرابر در مقایسه با مردان نیز یکی دیگر از موانع عمده سر راه کار‌آفرینان زن محسوب می‌شود که باید دولت‌ها برای حل این مشکلات، برنامه‌هایی را در زمینه تدوین کنند.

با توجه به تحقیقاتی که در زمینه انجام شده است، پژوهش‌گران عامل تقویت‌کننده در زنان کار‌آفرین را نگرش موافق اطرافیان‌شان دانسته‌اند. آنان معتقد اند که لزوم تغییر و تحول در ساختارهای فرهنگی و اجتماعی کشور در جهت تشویق زنان و دختران به کار‌آفرینی بیش از هر زمان دیگر احساس می‌شود.

اهمیت کار‌آفرینی در ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی کشورها خیلی زیاد است، چنان‌چه کشورهای پیش‌رفته از دهه‌های قبل و برخی از کشورهای در حال توسعه از دهه‌های اخیر نقش مؤثر و مثبت کار‌آفرینان زن در سکتور اقتصاد و توسعه جامعه را کارساز می‌پندارند؛ چون بهره‌برداری از این ظرفیت‌ها در جهت مبارزه با رکود اقتصادی، تورم و عدم اشتغال، مهم است و باید به آن توجه صورت گیرد. این توجه در حد تدوین استراتژی‌ها، پالیسی‌های درازمدت و برنامه‌های عملی جهت بسط روحیه‌ی کار‌آفرینانه، آموزش و مشاوره، ایجاد فضای بازتر برای فعالیت کار‌آفرینان زن در عرصه‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی، رفع موانع و ایجاد ارتباط و همکاری بین آن‌ها و تسهیل دست‌یابی آن‌ها به بازارهای جهانی بوده و نتایج قابل توجهی نیز در پی داشته است.

دانشمندان در مورد کار‌آفرینی زنان در جهان به این نظر اند که در حال حاضر نیمی از جمعیت جهان، نیروی کار‌آفرین هستند. بر پایه گزارش دیده‌بان جهانی کار‌آفرینی، در سال ۲۰۱۳ میلادی از هر ۱۰۰ تن در جهان، ۷ زن کارآفرین می‌شدند. زنان کار‌آفرین در امریکا از ۱۹۹۷ الی ۲۰۱۳ میلادی قادر به ایجاد ۹ میلیون شغل شدند که باعث ایجاد اشتغال برای ۷/۲۷  میلیون تن شد و هم اکنون زنان کم‌و‌بیش ۴۰ درصد کل مشاغل بخش خصوصی را در دست دارند؛ اما در کشورهای جهان سوم و سنت‌محور مانند کشور ما موانع مختلف فرا‌راه زنان کار‌آفرین وجود دارد که می‌توان در ابعاد مختلف، به مطالعه آن‌ها پرداخت:

الف) بُعد فردی

بیش‌تر انگیزه‌ها، ویژه‌گی‌های شخصیتی و مشخصات جمعیت‌شناختی، مد نظر است. می‌توان گفت میان توانایی‌های شخصیتی از قبیل اعتماد به نفس و پنداشت از خود بر اشتغال زنان رابطه‌ی متقابل وجود دارد، به طوری که پنداشت از خود و اعتماد به نفس بالا تأثیر مستقیم بر اشتغال زنان و موقعیت‌های شغلی آنان دارد. هرچه نرخ باروری به دلیل جوانی جمعیت افزایش یابد، با نزول اشتغال زنان مواجه استیم. هم‌چنان میان فرزند و اشتغال رابطه‌ی معکوس وجود دارد. وضعیت تأهل نیز بی‌تأثیر در این موضوع نیست، به طوری که زنان مجرد از آزادی عمل بیش‌تر برای اشتغال و فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی نسبت به افراد متأهل برخوردار ا‌ند. تحصیلات نیز عامل قابل توجهی است. طبق آمارهای رسمی، فیصدی زنان باسواد در کشور رو به افزایش است و در دانشگاه‌های کشور حضور پر‌رنگ دختران را می‌توان شاهد بود.

ب) بُعد فرهنگی

فقر در جامعه‌ی سنتی ما ریشه در ارزش‌های فرهنگی دارد و مستقیماً متناسب با سواد اندک زنان است که با آسیب‌های گوناگون اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بسته‌گی دارد. با اوضاع ناامن کشور نیز مرتبط دانسته می‌شود که عدم اعتماد به نفس زنان را افزایش داده و آنان را از متن به حاشیه رانده است. برخورد ناسالم در خانواده با همسر، مادر، دختر و خواهر و وجود فرهنگ اقتدارگرا و مردسالار، همواره رواج‌دهنده‌‌‌ی باورهای سنتی و کلیشه‌های جنسیتی بوده و از ابتدا تربیت و اجتماعی شدن دختران و تضعیف اعتماد به نفس و تعمق حس حقارت و خود‌کم‌بینی آنان را در پی داشته است. به دلیل نگاه جنسیتی، فرصت‌های اجتماعی و شغلی به طور برابر با توجه به شایسته‌گی‌های افراد فارغ از جنسیت‌شان اعطا نگشته و همواره شاهد تبعیض‌های جنسیتی در اشتغال بوده‌ایم.

هرنوع مشارکت زنان مستلزم ایجاد زیرساخت‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است تا فرصت‌های عادلانه‌تری را در اختیار‌شان قرار دهد. افزایش جرایم در برابر زنان یکی از معضلات جدی است. این معضل، از عنعنه و سنن ناپسند اجتماعی ناشی شده که عدم دسترسی زنان را به بهداشت، فقر و نبود توازن در آموزش وانمود می‌کند. واضح است که زنان افغانستان با آن‌که به نافرمانی مدنی متوسل شده‌اند و فریاد‌شان را از طریق رسانه‌ها بلند کرده‌اند، با آن هم در متن رویدادهای سیاسی، اجتماعی و اداری قرار نگرفته و متحمل بلاهای فراوانی می‌شوند که عمق فاجعه بشری را معرفی کرده و از مشارکت‌شان در توسعه جلوگیری می‌کند.

ج) بُعد اقتصادی

در حالی که زنان در آسیا به طور متوسط  ۱۲ تا ۱۳ ساعت بیش‌تر از مردان در کار خانه مشغول‌اند، در سطح نازل از درآمد قرار می‌گیرند. ارتقای مقامات تنها براساس شایسته‌گی‌ها صورت نمی‌گیرد. از آن‌جا که طبق قانون، ریاست خانه با شوهر است، مشکلاتی در مسیر کار زنان ایجاد می‌شود. قوانین ناظر بر اشتغال از جمله قانون اشتغال نیمه‌وقت زنان و مقررات در زمینه مرخصی زایمان محدود‌کننده حیطه‌ی اشتغال زنان است؛ یعنی زنان با در نظر داشت این مشکلات‌شان نمی‌توانند به گونه‌ای که لازم است سهم‌شان را در مشارکت اقتصادی و کار‌آفرینی ادا کنند.

د) بُعد اجتماعی

هنجارهای رایج در زمینه تقسیم کار، وجود نوع مرزبندی‌های طبیعی میان کار زنان (زنان مصروف امور خانه و مردان در کارهای بیرون از منزل)، مساله تعدد نقش زنان به طوری که انتظار انجام مسوولیت‌های متفاوت زنان در قالب همسر، مادر، خانه‌داری و غیره وجود دارد، آن‌ها را دچار تنش و نوعی تضاد نقش و فشارهای ناشی از آن می‌کند.
 8 صبح

No comments: