ariana

ariana

Thursday, November 10, 2016

؛دیدگاه استراتژیست های آمریکایی

راهبردآمریکا درمناطق استراتژیک دنیاوایده رای های گمشده
انتشار دهنده: مریم شفیعی

 
در فضای انتخابات آمریکا از آن هنگام که ترامپ موضوع تقلب در نتایج رای گیری را مطرح کرد،این موضوع و احتمال آن دستمایه بررسی متعدد استراتژیست های داخلی و خارجی آمریکا قرار گفت.
فارغ از ادعای ترامپ دراین زمینه برخی از این استراتژیست ها می گویند تقلب در مسیر انتخابات آمریکا موضوع تازه ای نبوده و شرایط و واقعیت استراتژیک دنیا بر وقوع آن موثر است. البته گروه دیگر نیز این تئوری را کاملا رد کرده و می گویند روند دموکراسی در این کشور با توجه به جایگاههای عالی رتبه قانونی رفع اختلاف احتمالی نامزدها در مورد نتایج انتخابات، این موضوع نمی تواند قابلیت استناد باشد.
گروه نخست معتقدند، واقعیت های ژئوپلیتیک نقاط استراتژیک دنیا به ویژه خاورمیانه، مبنای تدوین استراتژی های کلان سیاست خارجی آمریکاست و به سادگی می تواند به عنوان عاملی کلیدی و تعیین کننده، «تقلب» را در انتخابات رقم بزند تا رئیس جمهوری آمریکا کسی باشد که فارغ از دغدغه های مردم عادی، راه تسلط را بر مناطق استراتژیک هموار کند.
انتخابات ریاست جمهوری آمریکا 2 روز دیگر و مطابق رسم همیشگی، در اولین سه شنبه ماه نوامبر که برابر با 18 عقرب (آبان) است، برگزار می شود. تاکنون «هیلاری کلینتون»، نامزد دمکرات ها و «دونالد ترامپ» نامزد جمهوریخواهان در رقابت با یکدیگر درباره مسائل گوناگونی صحبت کرده اند که برخی از آنها بسیار بحث برانگیز و جنجالی بوده است. در این میان، نامزد جمهوریخواهان از امکان «تقلب» در انتخابات سخن گفته و اعلام کرده شاید در صورت برنده شدن هیلاری، نتایج را نپذیرد و تنها در صورت پیروزی خود، نتایج را قبول خواهد کرد.
ترامپ نظام انتخاباتی آمریکا را «فاسد»، «شکست خورده» و «متقلبانه» توصیف و اعلام کرده که مطمئن است در شمارش رای ها تقلب خواهد شد. وی در 25 مهرماه (16 اکتبر)در صفحه خود در شبکه اجتماعی «توییتر» نوشت:«رسانه ها با تقلب و تحریف برای پیروزی هیلاری متقلب تلاش می کنند، بنابراین انتخابات آمریکا قطعا با فریب همراه است.» البته نباید فراموش کرد که ترامپ پس از افشای رسوایی های اخلاقی خود و انتقاد شدید رسانه هایی مانند روزنامه های «نیویورک تایمز» (
New York Times)، «واشنگتن پست» (Washington Post) و شبکه «سی ان ان»، آنها را به تلاش برای پیروزی کلینتون و تقلب در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا متهم کرد.

تقلب در انتخابات آمریکا در آثار اندیشمندان آمریکایی روابط بین الملل
واقعیت این است که ترامپ از پدیده ای بی سابقه در تاریخ انتخابات آمریکا صحبت نکرده بلکه مدارک و شواهد معتبر حاکی از این است تقلب و دستکاری در آرا و اعمال سیاست های سوگیرانه نسبت به رای دهندگان در این کشور امری سابقه دار است که اولین مورد آن به سال 1793 و انتخابات فرمانداری در نیویورک برمی گردد.

نبرد در صندوق های رای
«ادوارد بی فولی» (
Edward B. Foley)، صاحب کرسی «حقوق قانون اساسی» در دانشگاه ایالتی «اوهایو» در کتابی با عنوان «نبرد صندوق های رای: تاریخ انتخابات مخدوش در ایالات متحده» که در سال 2015 منتشر شد با نگاهی تاریخی به تشریح این پدیده در آمریکا پرداخته است. در همین راستا، اندیشکده «مرکز علوم و امور بین الملل بلفر»
(
Belfer Center for Science and International Affairs) متعلق به دانشگاه «هاروارد»، نیز در 29 مهر ماه سال جاری (20 اکتبر) با وی در این باره مصاحبه کرد. وی در کتاب خود عنوان کرده که انتخابات ریاست جمهوری در سال های 1876، 1891، 1960، 1968، 2000، 2004 با بحث و جنجال های بسیاری مبنی بر ایجاد اختلال به نفع یک نامزد همراه بوده است و همچنین انتخابات سنا در ایالت نیویورک در سال 1891 و انتخابات فرمانداری واشنگتن سال 2004 نیز نمونه های دیگری از فساد در نظام انتخاباتی این کشور هستند. در این میان، تقلب در انتخابات سال 1968 و رسوایی موسوم به «واترگیت» یکی از مشهورترین این موارد است که در پی آن «ریچارد نیکسون» نامزد جمهوریخواه پیروز در آن انتخابات، مجبور شد در دوران حضور خود در کاخ سفید از مردم آمریکا رسما عذرخواهی کند.

انتخابات مسروقه آمریکا
یکی دیگر از چهره های بنام علوم سیاسی آمریکا و تحلیلگر و نویسنده برجسته این حوزه که شرح مفصلی درباره انتخابات مخدوش در این کشور نوشته است، پروفسور «مایکل پرنتی» (
Michael Parenti)، است که 24 جلد کتاب درباره سیاست های داخلی و خارجی آمریکا نوشته که عمدتا رویکردی انتقادی دارند. وی در وبسایت شخصی خود در نوشتاری با عنوان «انتخابات مسروقه آمریکا» مخدوش بودن انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 و 2004 را که هر دو با پیروزی جرج بوش پسر خاتمه یافت، به تفصیل شرح داده است.

انتخابات ریاست جمهوری سال 2000: پیروزی «جرج دبیلو. بوش»
در این انتخابات، «جرج دبلیو بوش»، فرماندار جمهوریخواه وقت ایالت «تگزاس» بر «الگور» معاون دمکرات «بیل کلینتون» رئیس جمهوری وقت پیروز شد و سرنوشت نهایی آن در ایالت «فلوریدا» (
Florida) رقم خورد. تحقیقات مستقل در این باره فاش کرد که روند رای گیری و همچنین آرای رای دهندگان این ایالت به خصوص شهروندان کم درآمد و اقلیت های قومی که معمولا به دمکرات ها رای می دهند، به طور فاحشی مختل و دستکاری شد. در واقع،براساس گزارش منابع آمریکایی، «جب بوش» (Jeb Bush، (برادر جرج بوش) و فرماندار فلوریدا، با اقدامات گوناگون تلاش کرد در روند معمول و قانونی رای گیری اختلال ایجاد کند. از جمله اینکه به دستور وی، سربازانی که در محل های رای گیری مستقر بودند مردم را ساعت ها معطل و خودروهای آنها را بازرسی کردند و چندین محل رای گیری نیز زودتر از وقت اعلام شده تعطیل شدند.
همچنین برخی مراکز رای گیری از شهروندان دو کارت شناسایی عکس دار خواستند و این در حالی بود که بر اساس قانون این ایالت ارائه یک کارت شناسایی عکس دار برای رای دادن کافی بود و بسیاری از شهروندان چنین چیزی ندارند. علاوه بر این تعداد قابل توجهی از صندوق هایی که شمارش نشده بودند یا ناپدید شدند یا در مکان های نامربوطی یافت شدند یا اصلا از مراکزی که آمریکایی های آفریقایی تبار در آنجا رای می دادند، جمع آوری نشدند.
بر اساس قانون اساسی آمریکا، اگر اشکالی درباره انتخابات وجود داشته باشد، فرد می تواند بگوید که من این نتیجه را رد می کنم و تا زمانی که دیوان عالی، دادگاه محلی و عالی در این باره ورود نکند، می تواند نتیجه را نپذیرد. در پی برخی اعتراضات به موارد فوق، 4 نفر از 5 قاضی «دیوان عالی آمریکا» که همگی از محافظه کاران بودند اعلام کردند که بازشماری کامل آرا در فلوریدا به منزله نقض متمم چهاردهم قانون اساسی این کشور خواهد بود. البته چنین اختلالاتی در چندین ایالت دیگر آمریکا نیز مشاهده شد و تحقیقات متخصصان رایانه و جامعه شناسان در سال 2001 ثابت کرد در این انتخابات نزدیک به 6 میلیون رای اصلا شمرده نشد.

انتخابات ریاست جمهوری سال 2004: ابقای «جرج بوش» در کاخ سفید
در این انتخابات «جان کری» دمکرات در مقابل بوش شکست خورد. در سال 2000، نزدیک به 105 میلیون شهروند رای دادند و این رقم در سال 2004، به حداقل 122 میلیون نفر رسید. نظرسنجی های قبل از انتخابات نیز نشان داد «کری» در میان 16 میلیون و 800 هزار رای دهنده بار اولی از محبوبیت قابل ملاحظه ای برخوردار بود که البته این امر عمدتا در رسانه ها منعکس نشد. بر اساس سایر نظرسنجی ها، نزدیک به 2 میلیون رای دهنده لیبرال نیز که در سال 2000 به «رالف نادلر» (یکی دیگر از نامزدها) رای داده بودند، به «کری» تمایل داشتند. با این حال، شمارش رسمی آرا نشان داد که بوش، 62 میلیون رای کسب کرده که 11 میلیون و 600 هزار رای بیش از تعداد آرای وی در سال 2000 بود و «کری» تنها 8 میلیون رای بیش از تعداد آرای «الگور» در سال 2000 به دست آورده بود. بر این اساس، بوش می بایست تمامی 50 میلیون و 400 هزار رای خود را در سال 2000 همچنان حفظ کرده، رای اکثریت رای دهندگان بار اولی را به خود اختصاص داده و سهم زیادی از آرای لیبرال ها را نیز از آن خود کرده باشد. یک محاسبه ساده و استناد به نظرسنجی ها نشان می دهد که آمار و ارقام فوق با هم همخوانی ندارند. به خصوص اینکه نظرسنجی ها حاکی از آن بودند که میزان محبوبیت بوش نزد مردم آمریکا کاهش یافته بود که یکی از عواملی اصلی آن حمله پرهزینه به عراق و تبعات منفی آن بر اقتصاد آمریکا بود. آمار و ارقام فوق و شواهد میدانی از انجام اقداماتی مشابه با سال 2000 و گم شدن تعداد قابل توجهی از برگه های رای گیری و صندوق های رای دمکرات ها حکایت داشتند.

سیاست واشنگتن نسبت به مناطق استراتژیک: منطق حاکم بر صندوق های رای
اینکه دو دوره انتخابات ریاست جمهوری متوالی با تقلب همراه شوند و هر دو یک رئیس جمهور جنگ طلب را به کاخ سفید روانه کنند این سوال را در ذهن ایجاد می کند که با توجه به تغییر گرایش های مردم نسبت به بوش، چه عامل مشترکی قدرتمندی می توانسته تکرار تقلب و نتایج مشابه را رقم بزند که نگاهی به واقعیت های ژئواستراتژیک خاورمیانه در آغاز قرن بیست و یکم می تواند دراین باره راهگشا باشد.
بوش در سال 2000، در شرایطی وارد کاخ سفید شد که شوروی سابق فروپاشیده و این تحول ژئواستراتژیک عظیم، سیاست خارجی آمریکا را نیز دگرگون کرده بود. یک سال بعد با حادثه تروریستی یازده سپتامبر، آمریکا با سیاست اعلامی «نبرد جهانی علیه ترور» به افغانستان حمله کرد تا با حضور مستقیم نظامی در جمهوری های تازه استقلال یافته آسیای مرکزی که حیاط خلوت شوروی سابق بودند، از قدرت گرفتن دوباره روسیه جلوگیری کند و در عین حال با نزدیکی بیشتر به خاورمیانه راه تسلط را بر این منطقه استراتژیک برای خود هموار کند.
در این میان، ایران و عراق به عنوان دو کشور بزرگ، نفت خیز بیش از سایر کشورهای منطقه مورد توجه قرار داشتند و بوش در سال 2001 آنها را به همراه کره شمالی در «محور شرارت» جای داد و بهانه حمله به عراق در سال 2003 و وضع تحریم های سنگین علیه ایران را فراهم کرد. اینها دستاوردهای عظیمی برای نومحافظه کاران جنگ طلب کاخ سفید محسوب می شد. (حمله به عراق در سال 2003، با استناد به «قانون لیبرال سازی عراق» صورت گرفت که تیم بیل کلینتون در سال 1998 آن را تصویب کرده بود.)
این در حالی بود که «کری» به عنوان حامی رسمی حمله به عراق، در رقابت انتخاباتی سال 2004 علنا از اقدام نظامی تیم بوش در عراق و عمده سیاست های وی در خاورمیانه به شدت انتقاد کرد. در این میان، توجه به این نکته ضروری است که استراتژیست های کاخ سفید با نگاهی کلان و درازمدت و چندجانبه برنامه های خود را نسبت به مناطق استراتژیک جهان تدوین می کنند و اصل «استراتژی یکسان، تاکتیک های متفاوت» همواره اساس سیاست خارجی کاخ سفید بوده است. بنابراین انتظار نمی رفت با ورود «کری» به کاخ سفید، استراتژی آمریکا در خاورمیانه از اساس دگرگون شود اما در هر حال گروه های ذی نفع موثر در نتایج انتخابات و نومحافظه کاران واشنگتن می گویند نمی توانستند ریسک کنند تا «جان کری» دمکرات با تاکتیک های متفاوت احتمالی خود در کاخ سفید از میزان تاثیرگذاری سیاست تهاجمی بوش برای تسلط بر خاورمیانه بکاهد. بر این اساس، شاید بتوان گفت واقعیت های ژئواستراتژیک خاورمیانه یکی از مهم ترین عواملی بود که دستکاری در نتایج و روند انتخابات های سال های 2000 و 2004 را رقم زد تا جرج بوش پسر بتواند با سیاست هایی تهاجمی جای پای آمریکا را در خاورمیانه بیش ازقبل محکم کند.
بنابراین، اظهارات ترامپ درباره تقلب در انتخابات آمریکا و فساد این سیستم حرف جدیدی نیست و آشکارا یکی از ترفندهای انتخاباتی وی بوده اما بسیاری از استراتژیست های آمریکایی می گویند واقعیت های ژئوپلیتیک که اساس منطق استراتژیست های کاخ سفید برای تدوین سیاست واشنگتن در مناطق استراتژیک دنیا به خصوص خاورمیانه است، عاملی بسیار تعیین کننده است که می تواند برای تحقق اهداف درازمدت راهبردی، حتی بی اعتنایی به آرای مردم را نیز رقم بزند. موضوعی که البته دمکرات ها کاملا آن را رد کرده و می گویند اینگونه اظهارات ترامپ دموکراسی را در این کشور زیر سوال برده است.
کلینتون رقیب ترامپ ، حزب دمکرات و اوباما رئیس جمهور کنونی و بسیاری از مسئولان این کشور ضمن ابراز تاسف و شرمساری از سخنان و موضع گیری های ترامپ او را فردی بی تجربه در سیاست معرفی کردند که صرفا برای پیروزی خود حاضر است هر ادبیات تند و زننده و هر نوع اقدامی را بدون درنظر گرفتن تبعات سیاسی اجتماعی بر آمریکا انجام دهد.
 
 
 
 
 



Avast logo
This email has been checked for viruses by Avast antivirus software.
www.avast.com