ariana

ariana

Friday, June 12, 2015

!قصه دخترک که از بین زباله رنگ ناخن پیدا میکند

فردیانا - ظریفه
تموج سرخ ؛
دخترخیمه نشین صحرایی
بادل کوچک خویش 
می پالید دل (زباله) ها، 
چشمش افتاد به یک بوتلکی،




سرخ رنگی به رنگ آتش 
صورتش از خوشی برقی زد و گفت:
وای خدا جان!
رنگ ناخن ؟ !
آسمان دلش استاره ای شد 
چرخ میزدبه دور و بر خویش
باسرور و شادی ،
لاله گون بود رخ چرکین اش
پر و بالی بگشود تاسفر رویا ها
آرزوی دیرین
............
آن طرفتر میان مرمر
کاخی با کاج و صنوبر در بر
شاهدختی چو پری زیبا
رنگ سرخی به سر انگشانش 
برق میزد به دست وپایش،
زین همه رنگ چه دلبسته به سرخ.
دوتا تصویر دو سرخ
... ..... 

معنی رنگ تصور، تصویر
در میان هردوتموج 
این سرخ آنهم سرخ 
چه تفاوت !
حلقه ی وحدت رنگ 
ناخن هردو به رنگی رنگین 
دو دلی شاد به خود می بالید 
لذتی لحظه و شادی رنگین.
این یکی لانه ی در خاکستر
وآن یکی تکیه به دیوار زرین
...............
ناگهان یک باره
دختر کاخ نشین ، 
کرد فریاد ،
زدردی جانکاه،
که نبودش درمان
عمر او کوتاهتر ،
ز گل ناخن او.
......
دخت دوم اما
درد جانکاه کهنسال ترین گشنگی ها 
درد آن پیره زن مادر خویش 
ترس مردن،
به زمان می سپارید
.............
لحظه ها ی شان چه یک سان بود
دوتا عاشق :
یک رنگ سرخ 
و دو تا درد 
در سکوت دل ها
هردو پر واهمه و ترس از مرگ
 
 
 
 



This email has been checked for viruses by Avast antivirus software.
www.avast.com