ariana

ariana

Monday, April 6, 2015

تجارت برده و نژادپرستى بعنوان خاستگاه سرمايه دارى

تاريخ تجارت برده از آفريقا به اروپا
از دهه هاى ۱٤٤۱ تا ۱٩٥۰
تجارت برده و نژادپرستى بعنوان خاستگاه سرمايه دارى
نويسنده: ماريو سوزا
مترجم: پيام پرتوى 
تولد نظام صنعتى از دل تجارت برده
نابودى ساختار جامعه آفريقا توسط تجارت برده
 
 
در اواسط دهه ۱٦۰۰ مستعمرات اروپايى در قاره-ى جديدا کشف شده ى آمريکا توسعه اى جديد و بسيار گسترده را تجربه نمودند. شمار زيادى از برده گان آفريقايى بمنظور کار در معادن طلا و نقره و مزارع شکر٬ تنباکو و پنبه٬ غيرو و غيرو٬ به آنجا آورده شدند.
بدليل بهره بردارى وحشيانه از توان کارى برده گان٬ با مرگ و مير شمار فراوانى از آنان بعنوان نتيجه٬ بصورتى مداوم به وجود برده گان جدىد نياز بود. براى مٽال شمار قربانيان در مستعمره هلندى٬ سورينام٬ در کارائيب٬ چنان عظيم بود که تمام جمعيت سالم برده٬ حدود ٥۰۰۰۰ نفر٬ هر ٢۰ سال يکبار٬ کاملا نابود شده بودند!
همراه با افزايش تقاضا براى دريافت برده در آمريکا٬ شکار انسان توسط تاجران برده در قاره آفريقا نيز افزايش يافت. تاجران اروپايى برده گان را به سه روش مختلف: دزدى دريايى٬ پيمانهاى جنگى و همکاريهاى مسالمت آميز تهيه مينمودند.
دزدى دريايى از غارت و جنگ٬ که شکارچيان برده پايگاه خود را در قايقها داشتند٬ تشکيل ميشد٬ اما بسرعت به مشارکت در جنگ مبدل شد. در اين حالت اروپاييها بمنظور حمايت از يک پادشاه آفريقايى در مقابل رقبايش با گروههاى مسلح سرباز به ساحل ميرفتند. تجار برده ى اروپايى بعنوان يک قاعده اجازه ميافتند که اسرا در ميان شکست خورده گان را٬ که بعنوان برده به آمريکا برده ميشدند٬ بعنوان غنيمت جنگى بخرند.    
گفته ميشود که جان هاوکينز انگليسى اولين شريک تاجر برده بوده باشد. در جريان اولين سفرش٬ پس از سپرى نمودن مدت زمانى در سواحل گينه و به اسارت گرفتن ۱٥۰ زندانى٬ حادٽه اى رخ داد که آينده تجارت انسان را رقم زد. در ساحل سيرالئون٬ رئيس قبيله اى که در جنگ بر عليه ديگر پادشاهان منطقه به حمايت هاوکينز نياز داشت با او تماس گرفت.
هاوکينز بعنوان دستمزد صاحب تمام افرادى ميشد که در جنگ به اسارت گرفته ميشدند. او با ٣۰۰ سرباز انگليسى و همراه با رئيس و افراد وى به نبرد دشمنان رئيس قبيله رفت. جنايات و تخريبهايى که افراد هاوکينز با آتش سلاحهاى خود در آن مشارکت نمودند غير قابل توصيف اند. اما همه چيز به نفع هاوکينز تمام شد. او ٣۰۰ زندانى را٬ که با فروش و سود بزرگى در کارائيب بپايان رسيد٬ با خود برد.     
اروپاييها با گذشت زمان آموختند که بمنظور بدست آوردن برده گان بيشتر از عداوت ميان اقوام مختلف در جهت ايجاد شرايط جنگى بهره بردارى نمايند. در اين موارد اروپاييها براى مٽال يک طرف را بمنظور بدست آوردن حق خريد برده در ميان اسرا مسلح مينمودند. با اين روش٬ و اغوا شده توسط کالاهاى اروپايى که توسط تجار برده پرداخت ميشدند٬ برخى از پادشاهان آفريقايى سرانجام در تجارت برده اروپاييها شريک شدند. 
اما اين مشارکت پادشاهان آفريقايى را در اغلب موارد به تجار برده وابسته نمود. براى اين پادشاهان جهت بدست آوردن کالاهايى که تجار برده اروپايى ارائه مينمودند تنها يک راه وجود داشت و آن تحويل برده گان بيشتر بود. شکار برده به مناطق بزرگترى گسترش و هر چه بيشتر و بيشتر به قلب قاره نفوذ نمود.     
تجار برده اروپا در آغاز عمدتا با اسبها٬ کالاهاى مسى و پارچه ميپرداختند٬ اما سرانجام و تقريبا به سلاح گرم و الکل روى آوردند. براى قبايلى که در آفريقا مايل به حفظ آزادى خود بودند سلاح گرم٬ تفنگ فيتله اى٬ به ضرورتى مطلق مبدل شد. بدون سلاح گرم٬ که در ازاى برده دريافت ميشد٬ امپراطوريهاى نيرومند براى ملتهايى از جهات ديگر ضعيفتر در شکار برده٬ طعمه آسانى شدند.      
سرانجام روند توسعه وقايع بخش عمده اى از مردم قاره آفريقا را به فراهم آوردن سلاح ناگزير نمود. در خلال صدها سال٬ از ابتداى دهه ۱۸۰۰ ٬ عدم امنيت و ٽبات گسترده اى بخش بزرگى از آفريقا را در بر گرفت· تقريبا در همه جا خطر ربوده و فروخته شدن به تجار برده اروپايى قريب الوقوع بود· ساختار جامعه فرو ريخت و به نابودى کشيده شد٬ انسانها تحقير شدند و توسط مديريت ظالمانه مورد تعرض قرار گرفتند· اين امر از جمله در جريان توسعه هنر٬ از اشکال بسيار پيچيده در دهه ۱۴۰۰ تا توصيفات شديدتر تا پايان دهه ۱۸۰۰ ٬ قابل رويت است·
در بسيارى از نقاط آفريقا و امپراطوريهاى کهن توسعه اجتماعى باز ايستاد و فرهنگها به نابودى کشيده شدند· قدرت سنتى پادشاهان٬ شديدا محدود شده توسط سيستمى از وزراى کابينه و سلسله مراتب٬ به فرايندى ظالمانه و نامحدود مبدل شد· اين امر به نابود نمودن مخالفان سياسى و شورشيان از طريق فروش به تاجران برده منجر شد· عدم امنيت در جامعه تا حداقل کاهش يافت٬ در مناطق بزرگ کشاورزى به نابودى کشيده شد٬ بله٬ کدام کشاورز زمينى را ميخواهد که نميداند ميتواند آنرا درو کند؟
تجارت انسان
تجارت برده شکارى بود وحشتناک و خشن که تا عمق آفريقا گسترش يافت· انسانها  ربوده و به ساحل٬ بازارها و قايقهاى برده هدايت ميشدند· اين ميتوانست به معناى چندين هفته و يا ماه پياده روى همراه با کمبود غذا و آب باشد· زندانيان ابتدا از غرب آفريقا ميامدند٬ از سنگال در شمال تا آنگولا در جنوب· در خلال دهه هاى ۱۸۰۰ از شرق آفريقا نيز تعداد زيادى برده آمدند·
اسرا بمحض ورود به بازار برده در اماکنى امن و يا زندانها به بند کشيده ميشدند و تا هنگام به توافق رسيدن سران قبايل و اروپاييها در مورد قيمت يک pièce de Inde (بهاى يک فرد طبيعى نيرومند٬ سالم ۲۰ ساله) به ماندن در آنجا ناگزير ميگشتند· بطور معمول دو فرد ۳۰ ساله٬ همچنين دو پسر ۱۰ تا ۱۵ ساله يا دو زن٬ معادل يک pièce بودند·
اسرا معمولا پس از هفته ها راه پيمايى در غل و زنجير فرسوده و به اين امر بايد مساٸلى از قبيل مبارزه براى نجات جان خود و اينکه شايد شاهد قتل عام عزيزان و به آتش کشيدن خانه هايشان توسط شکارچيان برده بودند نيز اضافه شود· بهمين دليل ميزان مرگ و مير در زندانهاى بازارهاى برده فروشى بسيار بالا بود·
روز فروش اسرا به اروپاييها٬ مردان٬ زنان و کودکان کاملا برهنه٬ به محلى عمومى آورده و درآنجا توسط دکتر کشتى دقيقا مورد معاينه قرار ميگرفتند· افرادى که بيش از ۵۰ سال٬ يا موهاى خاکسترى٬ داشتند و يا بدليلى نشانى از بيمارى از خود نشان ميدادند٬ کنار گذاشته ميشدند· تنها آنهايى که وضعيت خوبى داشتند خريدارى ميشدند·    
علامت گذارى برده با آهن داغ
نام شرکتهاى برده با آهن گداخته بر روى سينه يا بازوى زندانى خريدارى شده حک ميشد· علامت کمپانى انگليسى آفريقا DY٬ Duke of York٬ دوک يورک٬ نام رسمى پادشاه انگليس٬ بود· خانواده سلطنتى پرتقال از صليب مسيح استفاده ميکرد· انجمن براى انتشار انجيل٬ The Society for the Propagation of the Gospel٬ برده گان خود را با حروف SPG علامتگذارى مينمود·
اسرا پس از علامتگذارى در انتظار حمل به کشتيها باقى ميماندند· در هر صورت اين سفر به يکى از قلعه ها٬ انبار هاى برده٬ که کشورهاى اروپايى در امتداد سواحل آفريقا٬ مستقيما به آمريکا٬ ساخته بودند ختم ميشد· اولين قلعه در سواحل آفريقا S. Jorge da Mina٬ بعدها المينا (منطقه مرکزى [غنا])٬ قرار داشت· آن توسط پرتقاليها در سال ۱۴۸۱-۱۴۸۹ تقريبا در ۵۰ کيلومترى جنوب کيپ کوست٬ در حال حاضرغنا٬ ساخته شد·
پادشاه پرتقال٬ جان دوم٬ که به ساخت قلعه تصميم گرفته بود قايقهايى را همراه با ۵۰۰ سرباز٬ ۱۰۰ کارگر ساختمانى و کليه مصالح مورد نياز ساختمانى ارسال نمود· قلعه با برجهاى بلند٬ دو خندق بزرگ تراشيده شده از سنگ بدور آن و ۴۰۰ توپ مجهز شد· آن بمنظور نگهدارى از ۱۰۰۰ برده ساخته شده بود! وضعيت و اندازه آن نشان دهنده حجم پيش بينى شده تجارت برده است· پادشاه جان دوم٬ از پاپ Xisto IV بخاطر کليه مسيحيانى که در S. Jorge da Mina جان داده بودند بخشش کامل گناهان دريافت نموده بود·
سفر به آمريکا براى آن انسانهاى زندانى برابر بود با آمدن به محلى ناشناس· هيچيک از برده گان از عاقبت خود با خبر نبودند و اغلب آنان هرگز دريا را نديده بودند· زندگى  جهمنى در کشتى حامل برده گان غير قابل توصيف بود· برده گان را غل و زنجير و در انبار کشتيها محبوس مينمودند٬ آنان را در فضايى بسيار محدود٬ نه بيش از اندازه عرض بدن٬ در هم ميفشردند· انبار به طبقاتى به ارتفاع بطور کلى ۸۰ سانتيمتر٬ اما هرگز نه بيشتر از يک متر٬ تقسيم شده بود· در آنجا برده گان ميخوابيدند و يا جهت نشستن تلاش مينمودند·
در کشتى انگليسى حامل برده گان ٬ بروکس ٬ ارتفاع طبقات ۷۸ سانتيمتر بود· در اين کشتى فضا براى هر برده ى مرد ۴۰×۱۸۳ سانتيمتر٬ براى زنان ۴۰×۱۷۵ سانتيمتر٬ براى پسران ۳۵×۱۵۲ سانتيمتر و دختران ۳۰×۱۳۷ سانتيمتر بود· در بسيارى از کشتيهاى حامل برده٬ برده گان با غلاده گردن نيز مورد ضرب و شتم قرار ميگرفتند·     
هنگاميکه انبار٬ معمولا با ۳۰۰-۵۰۰ برده٬ پر بود کشتى در آنچه که بعنوان گذرگاه ميانى معروف شد به آمريکا ميرفت· اين سفر معمولا پنج هفته بدرازا ميکشيد· پنج هفته از گرسنگى و تشنگى· پنج هفته که در خلال آن صدها انسان بر روى محلى که ميخوابيدند استفراغ و نيازهاى خود را برطرف مينمودند· بوى تعفن در کشتى حامل برده با کيلومترها فاصله به مشام ميرسيد· برده گان جان داده/بيمار بلافاصله به دريا پرتاب ميشدند·
نمودار بارگيرى براى کشتى حامل برده بروکس از ليورپول
ميزان مرگ و مير در کشتى حامل برده غير قابل توصيف بود٬ ۲۰-۳۰ درصد در خلال گذرگاه ميانى جان ميباختند· برده گان گاهى بر عليه آن سرنوشت وحشتناک سر به شورش برميداشتند و رخ داد که گاهى کنترل کشتى را بدست گرفتند· تجار برده در اغلب موارد موفق به سرکوب شورش ميشدند و آنانرا با براه انداختن حمام خون ديوانه وار تنبيه مينمودند· 
مٽلٽ تجارت
پس از تامل براى لحظه اى و انديشيدن بشمار تقريبى افرادى که بعنوان برده فروخته شدند٬ ميتوان دريافت که در خلال ۱۶۵۰-۱۸۵۰ ٬ اين مسٸله عمدتا بايد بخشى از يک فرايند بسيار گسترده باشد· ميليونها نفر در آفريقا در ازاى کالاهاى اروپايى٬ اسلحه گرم٬ پارچه٬ کالاهاى مسى و مشروبات الکلى بعنوان برده خريده و به آمريکا برده شدند· در آنجا به انجام کار رايگان براى صاحبان مزارع شکر و معادن ناگزير و در قاره آمريکا ٽروتهاى عظيمى بصورت کالا٬ شکر٬ تنباکو٬ پنبه٬ نيشکر٬ طلا٬ نقره و سنگهاى قيمتى٬ توليد نمودند·
اين کالاها به نوبه خود به اروپا آورده و در آنجا سودهاى فراوانى را ايجاد نمودند· بخشى از سودهاى بدست آمده از اين معاملات بر روى کالاهاى جديد اروپايى سرمايه گذارى٬ که به آفريقا جهت خريد برده گان بيشتر حمل شدند· اين چرخش تجارى معمولا مٽلٽ تجارت يا دايره تجارت ناميده ميشود·  
نقش برده گان را در ايجاد اين ٽروت عظيم نبايد فراموش نمود· برده گان افرادى نادان و بطور کلى سياهانى تنبل٬ تنها جهت استفاده بعنوان وسيله اى ساده نبودند که برخى از مورخان نژاد پرست خواهان متقاعد نمودن ما به آنند· برده گان در واقع افرادى شاغل٬ کشاوزران و صنعتگران – ه دزديده شده٬ با طيف گسترده اى از مهارتها٬ بودند·
دانش آنان در بسيارى از حوزه ها٬ براى موفقيت در معادن و مزارع شکر اساسى و بسيار ضرورى بود· آنها بعنوان نجار کارهاى ساختمانى٬ بنا٬ کشاورز٬ سنگ کار٬ آهنگر٬ نقاش٬ نجار٬ سازنده گان طلا و نقره٬ هنرمند و غيرو کار ميکردند و توانايى و دانش کارى را از کشورهاى خود بهمراه آورده بودند·
در پشت مٽلٽ تجارت خانواده هاى سلطنتى و شمارى از سرمايه داران ديگر اروپايى قرار داشتند· خانواده هاى سلطنتى يا مجوز تجارت با برده گان را ميفروختند و يا با سرمايه شخصى خود در اين تجارت شرکت مينمودند·
شمار ديگرى از اعضاء طبقه مرفه٬ اشراف و بورژوازى شرکتهايى را با اجازه خانواده هاى سلطنتى ايجاد٬ مجوزش را خريدند و تجارت برده را آغاز نمودند· بسيارى از آنان مالکان کشتى و کارخانجات کشتى سازى٬ کارخانجات اسلحه سازى و پارچه در اروپا و صاحبان مزارع شکر – و معادن در آمريکا٬ بودند   
مٽلٽ تجارت معامله اى بسيار پر منفعت بود٬ معامله اى با يک سود سه برابر· در آمد انگليس از تجارت در کاراٸيب٬ در پايان دهه ۱۷۰۰ چهار برابر بيش از درآمد حاصله از تجارت با همه جهان بود· منافع بدست آمده وسيع بودند و آن تجارت بسرعت توسعه يافت· در خلال دورانى نسبتا کوتاه شمار کشتيهايى فعال بر روى اقيانوسها افزايش يافتند· در بندر ليورپول٬ ۱۷۱۹ ٬ ۱۸۳۷۱ کشتى ٽبت شده وجود داشت· ۱۷۹۲ بر شمار کشتيها تا ۲۶۰۳۸۲ افزوده شده بود· اين افزايش بدليل توسعه قابل توجه حمل و نقل کالا در خلال آن ۷۰ سال شديدا ضرورى بود·
بعنوان مٽال ميتوان به ارقام مربوط به واردات شکر به انگليس و صدور کالاهاى پنبه اى از بريتانيا استناد نمود· در سال ۱۷۲۰ انگليس نيم ميليون تن شکر وارد کرد· در پايان دهه هاى ۱۷۰۰ واردات سالانه پنج برابر بزرگتر بود· ۱۷۰۱ صادرات کالاهاى پنبه اى انگليس ۲۳۰۰۰ پوند و سال ۱۸۰۰ ارزش صادرات برابر با ۵٬۵  ميليون پوند بود·
«مٽلٽ تجارت»
ليورپول با کشتى سازى٬ منچستر و لانکشاير با توليد پارچه هاى پنبه اى ارزان قيمت براى خريد برده و بيرمنگام با صدور سلاح فيتله اى به آفريقا رشد کردند· توسعه سريع اقتصادى در مٽلٽ تجارت شرايط را براى انقلاب صنعتى در انگلستان فراهم آورد· نياز فزاينده به کالاهاى مصرفى ارزان منجر به اختراعات در صنعت گرديد٬ که بنوبه خود منجر به گسترش و تجديد حيات شد· اين امر بخصوص در صنعت پارچه بافى٬ در پايان دهه ۱۷۰۰ نوآوريها و ماشينهاى جديد بدنبال هم ميامدند٬ مشاهده ميشد·  
انقلاب صنعتى با مٽلٽ تجارت زاده شد· با آن طبقه جديدى متشکل از تجار بزرگ و صاحبان صنايع در راس جامعه ظاهر گشتند· آنها فوق العاده ٽروتمند بودند٬ با پولهاى خود اسراف مينمودند و قدرت سياسى براى خود ميخريدند٬ براى مٽال در پارلمان انگليس٬ از جايى که ميتوانستند بر روى معاملات کشور و شرايط تجارت مٽلٽ نفوذ داشته باشند·
اما اين ٽروتهاى بنيان نهاده شده بر روى مٽلٽ تجارت روى ديگرى نيز داشت٬ يک روى بسيار کٽيف· در آفريقا٬ بجز تمام بدبختيها و تلاشى کشور و فرهنگ که تجارت برده بوجود آورده بود٬ بخش بزرگى از توليد کالاى سنتى و دستى٬ براى اينکه سرانجام کاهش و بخشا نابود شود٬ کاملا راکد شد·
يک مٽال· توليد پارچه هاى آفريقاىى٬ شناخته شده بخاطر کيفيت خوبش و اينکه کشورهاى اروپايى در واقع قبل از تجارت برده آنرا وارد مينمودند٬ معاملات ديگر را کاملا تحت الشعاع خود قرار داد٬ راکد و با حمله ور شدن پارچه ارزان از اروپا به کشورهاى آفرىقايى ناپديد گشتند·
با ادامه سرکوب و افزايش قدرت کشورهاى اروپايى وضعيت وخيمتر شد· سلطه گران اروپايى بمنظور حفظ قدرت و بازارهاى خود توقفى عمدى را براى توليدات و توسعه جامعه در آفريقا اعمال نمودند· انتقال تکنيک جديد اروپايى به کشورها در آفريقا کاملا غيرممکن بود٬ اگر چه اين امر از جانب پادشاهان و تجار اروپايى بارها و بارها وعده داده شده و عليرغم اينکه پادشاهان آفريقايى بارها و بارها بخاطر دريافت پزشک٬ نجار٬ معلم مدرسه٬ کشيش٬ سازنده قايق و موارد ديگرى که آنها بمنظور باز نمودن راههاى جديد براى آينده آفريقا ضرورى ميديدند طلب يارى نموده بودند·
نوزاد مٽلٽ تجارت٬ صنعت٬ در اروپا نيز فقر و فاقه بيسابقه اى را ايجاد و زندگى را براى توده هاى عظيم کارگران به رنجى واقعى مبدل نموده بود· روزهاى کارى براى بزرگسالان و کودکان تقريبا پايان ناپذير بود٬ تا ۱۶ ساعت٬ دستمزدها بشدت ناچيز و شرايط کار غير قابل تصور بودند·
فقر در شهرهاى صنعتى اروپا وخيمتر از هر زمان ديگرى بود· فقط ٽروتمندان از ٽروتهاى حاصل از مٽلٽ تجارت بهره ميبردند· براى فقيران اروپا تغييرات جامعه که نتيجه مٽلٽ تجارت بود به نوع جديدى از بردگى مبدل شد· در کتاب «وضعيت طبقه کارگر در انگليس»٬ اٽر فردريک انگلس٬ ميتوان تصويرى از وضعيت کارگران در سال ۱۸۴۵ ٬ يک مطالعه حقيقى باور نکردنى٬ بدست آورد·  
 
 
 
 
 



This email has been checked for viruses by Avast antivirus software.
www.avast.com