ariana

ariana

Friday, November 21, 2014

:محکمه یک زن محکوم به زنا

شیرین نظیری
عیسا مسیح یا عیسا ناصری (۲-۷ (پیش ازمیلاد) - ۲۶-۳۶ (پس از میلاد))
مسیحیت
بزرگترین دین دردنیاست. در باورمسیحیان عیسا تجسم خدا در جسم انسانی و آغازگر جریان مسیحیت است.

 
 

عیسای مسیح در شهر بیت اللحم از شهرهای ایالت ناصره منطقه یهودیه به دنیا آمد.

 مسلمانان به عیسا به عنوان یک پیامبر باوردارند و برخی ازمذاهب دیگرنیزاو را شخصیت مهمی در نظر می‌گیرند.
پیروان مسیحیت، همچنین به تولد
معجزه وارعیسا ازیک باکره، انجام معجزات، عروج به آسمان، و بازگشت مجدد او در آینده باور دارند.
درآیین
اسلام، عیسا یکی از پیغمبران مهم خدا در نظر گرفته می‌شود که انجیل را به همراه خود آورده و برای اثبات نبوتش معجزاتی را به نمایش می‌گذاشته است.
عیسا هم چنین عنوان مسیح دارد ولی از نقطه نظر اسلامی این به معنی خداگونه بودن او نیست. اسلام مصلوب شدن و سپس برخاستن او پس از مرگ را انکار کرده و بر این نظر است که او جسماً به آسمان عروج نموده‌است. هم چنین مسلمانان نیز مانند مسیحیان باور دارند که عیسا از یک دختر باکره و برگزیدهٔ خداوند به نام مریم به دنیا آمده‌است.
دراسلام نیزاو را
پیامبرورسول خدا ونیز مسیح می‌دانند. همچنین طبق اعتقاد مسلمانان اوفرزند مریم عذرا و آخرین پیامبراولوالعزم پیش از محمد است و طبق عقیده برخی مسلمانان درآخرالزمان به همراه مهدی ، یکی دیگر ازجلوه‌های موعود دراسلام، به زمین رجعت کرده و پشت سرمهدی آخرزمان نمازخواهد گذارد. « سال تولدش دقیق نیست ؟؟».           
روایت شده: عیسا به کوه ازیتون بازگشت. ولی روزبعد صبح زود ، باز به خانه خدا رفت. درین اثناء مردم نیز دوراو جمع شدند.                          

 عیسا نشست و مشغول تعلیم ایشان شد. درهمین وقت ،سران قوم و فریسیان زنی را که در حال زنا گرفته بودند، کشان کشان به مقابل جمعیت آوردند و به عیسا گفتند: استاد ما این زن را درهنگام عمل زنا گرفته ایم. او مطابق قانون موسا باید کشته شود. ولی نظر شما چیست؟
آنان می خواستند عیسا چیزی بگوید تا او را به دام مرگ بیاندازند و محکوم کنند ؛ ولی او سر را پائین انداخت وبا انگشت برروی زمین چیزهایی می نوشت. سران قوم با اصرارمی خواستند که او پاسخ دهد.  سپس عیسا سرخود را بلند کرد و به ایشان فرمود:                                          
 اگرمی خواهید او را سنگسار کنید ، باید سنگ اول را کسی به او بزند که خود تا به حال گناهی نکرده باشد. سپس، دو باره سر را پائین انداخت و به نوشتن برروی زمین ادامه داد. سران قوم ،از پیرگرفته تا جوان، یک یک بیرون رفتند تا اینکه در مقابل جمعیت فقط عیسا ماند وهمان زن به اصطلاح
گناه کار.                 
آن گاه عیسی بار دیگر سر را بلند کرد و به  زن گفت: آن  هائی که تو را گرفته  بودند کجا رفتند؟ حتا یک نفرهم نماند که تو را محکوم  کند ؟
زن گفت نه آغا!
عیسا فرمود:  من نیز تو را محکوم نمی کنم ، برو و دیگر گناه نکن!                     
 
 
 
 
 



This email is free from viruses and malware because avast! Antivirus protection is active.