ariana

ariana

Saturday, November 15, 2014

گفتگو با اشرف غني احمد زي، رئيس جمهوري افغانستان

 
تاریخ خبردوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۹۳ - ۱۰ نوامبر  ۲۰۱۱۴   شماره   ۲۵۰۱۵
اقتصاد دان که سرااز سیاست درآورد
ترجمه: محمود فاضلی بیرجندی
 
 
 
دکتر اشرف غني در جمع رجال سياسي افغانستان چهره يگانه اي است. او اقتصاد داني است که وارد سياست شده و بر عکس بيشتر سياسيون افغان سابقه اي از عضويت در ميان مجاهدين ندارد. نام او که سابقه اجرايي در بانک جهاني را دارد از سال 2001 به گوش مردم افغان رسيد که از ايالات متحده به ميهن بازگشت و منصبي خوب و مطمئن را کنار گذاشت تا وارد دولت موقت شود. او وزير اقتصاد شد و توانست منشا تحولات مهم اقتصادي در کشورش شود که تهيه و ترويج ارز جديد يکي از آنها بود.

اشرف غني، امروز در يکي از برهه هاي حساس زمام امور افغانستان را به دست گرفته است. اقتصاد کشور در وضع نامناسبي است، سربازان خارجي در آستانه خروج از افغانستان اند و طالبان سرگرم آن است تا اقداماتي به اجرا درآورد که دولت منتخب را از نفس بيندازد.سانجاي کومار خبرنگار نشريه ديپلمات در پي آن که انتخابات برگزار شد و پيش از آن که اشرف غني زمام امور را به دست بگيرد گفتگويي با وي کرد تا از نظرهاي او در باره افغانستان و اوضاع آن مطلع شود. اين گفتگو به مسائل گوناگون کشيد و دکتر غني طي آن ما را از آن چه درباره آينده کشورش در نظر دارد آگاه کرد.

اين گفتگو موقعي صورت گرفته است که هنوز مساله تقسيم قدرت حل نشده بود و اختلاف نظرها ادامه داشت.

دولت را که به دست گرفتيد، نخستين قدمي را که برداريد چيست؟

در روز اول کارم يک نفر را به سمت فرمانده کل قوا منصوب مي کنم. اين امري است که قانون اساسي بر عهده ام قرار داده تا هر هشت ساعت يک گزارش از اوضاع در اختيارم باشد. کار ديگرم تشکيل شوراي ملي اقتصاد خواهد بود به جهت اين که به موضوع بيکاري در مملکت رسيدگي کنيم.

اين شورا هفته اي يک بار با سران امور بازرگاني و ساير کساني تشکيل جلسه خواهد داد که در اقتصاد داراي نقش عمده هستند تا از اين طريق بتواند گامي به جلو برود. سومين کارم آشناشدن با افکار و نظرات استانداران خواهد بود.

در نظر دارم در ماهيت دولت دست ببرم. 40 درصد از بودجه مملکت بايد مستقيما به دست حکومت هاي محلي برسد تا بلکه روال فعلي عوض شود. مي خواهم احساس مشارکت تقويت شود؛ يعني عامه مردم در امور شريک شوند. يکي از نخستين کارها رسيدگي به امر حمل و نقل و پس از آن رسيدگي به مساله مسکن و اشتغال خواهد بود.

براي اشتغال زايي چه خواهيد کرد؟

پول افغانستان را جمع خواهيم کرد. پولي که دست بخش خصوصي است بنا به عللي از جمله فساد و فقدان امنيت جمع آوري نشده است. در افغانستان هر جا تاجري بوده او را روي حساب و کتاب دقيقي دزديده اند. اين است که در حال حاضر تاجران افغان احساس امنيت نمي کنند و ميليون ها دلار خرج مي کنند تا فقط امنيت خودشان را تامين کنند.

مي خواهيم اداره اي داير کنيم که محل تجميع همه اراضي عمومي باشد. در وهله بعد، جامعه جهاني است که تعهداتي به ما دارد. ما هنوز کل مبلغي را که کشورهاي حامي ما به ما

داده اند هزينه نکرده ايم. من برنامه و راهبردي براي هزينه شدن اين مبلغ در راه منافع عمومي طرح و اجرا مي کنم.

من از ممالک باختري الگو مي گيرم. ما الگويي در اقتصاد

مي خواهيم که جواب گوي کشوري مانند افغانستان باشد. کشوري که در خشکي محصور است و راهي به دريا ندارد. ما مي خواهيم افغانستان را به کشوري تبديل کنيم که سر پل حمل و نقل در منطقه باشد و براي رسيدن به اين مقصود بايد مقتضياتي فراهم شود.

در حالي که دستگاه امنيتي درست و حسابي نداريد به چه وسيله مي خواهيد سر و شکل مملکت را دگرگون کنيد؟

امنيت لازمه انجام تمامي امور نيست. اگر کابل اوضاع آشفته اي دارد اين ناشي از ناامني کابل نيست. کابل خيلي از کراچي امن تر است. آشفتگي کابل ناشي از نداشتن تدبير و سياست است. شهرداري، قدرت و امکان درست و حسابي ندارد. فساد هم تا بي نهايت در ارکانش ريشه دوانده است.

هر شهري را در افغانستان که در نظر بگيريد از هر شهري در پاکستان امن تر است. چيزي که ما نداريم مسئوليت پذيري يا پاسخگويي است.ما با فساد طرف هستيم. فساد، علت العلل ناامني و جرم است. اما مردم هم در اين راه بايد پشتيبان ما باشند.

با شورش ها چه خواهيد کرد؟ در برابر طالبان چه راهبردي اتخاذ مي کنيد؟

طالبان در آن موقعي که دست به حمله مي زد موضوع فرق

مي کرد. وقتي عده زيادي از قواي بين المللي در کشور ما حضور پيدا مي کنند ديگر موضوع، موضوع صلح نيست. موضوع، جنگ است و بس. وانگهي هر چه فساد

گسترده تر شود توسل به زور هم اجتناب ناپذيرتر مي شود.

اما امروز وضع فرق کرده است. از ژوئن 2013 که اوباما اعلام کرد حساب طالبان از القاعده جداست نگاه کلي به اوضاع فرق کرد. امروز همه مي دانند که ماموران نظامي خارجي به ميل و اراده کشورهاي غربي به افغانستان نيامده اند. ديگر کسي نمي گويد که نظاميان خارجي تا ابد اين جا خواهند ماند و غرض از حضورشان اجراي چه توطئه ها و برنامه هاي پنهان است.

از طرف ديگر کليت منطقه هم فرق کرده است. در پاکستان دولت تازه اي بر سر کار آمده است. در پاکستان نخستين بار بود که دولتي تا به آخر دوره تصدي خودش بر سر کار ماند و گذار سياسي در جو دموکراتيک به وقوع پيوست. اين دولت تازه از وضع بغرنج اقتصادي پاکستان خوب مطلع است.

آخرين نکته اين که مردم افغانستان در اين انتخابات، کاملا تغيير کرده اند. ديديم که هيچ تهديدي مانع شرکت مردم در انتخابات نشد. سال 2009 که مردم تهديد شدند ترسيده بودند، اما اين بار شجاعت نشان دادند.

تظاهراتي که در پکتيا، جلال آباد، لوگر، خوست، هلمند، و قندهار برگزار شد ـ اين ها همه نواحي تحت سلطه طالبان هستند ـ دليل اين بود که ترس مردم ريخته است. افغان‌ها ديگر ترسي ندارند. ما به آناني که در اين انتخابات جان خود را از دست دادند اداي احترام مي کنيم. عامه مردم حس کردند که به تحول و تغيير احتياج داريم. ديگر زمانه اش سر آمده که اقليتي بيايد و تهديد کند که مملکتي را گروگان خواهد گرفت.

ما به سوي گروه هاي ياغي هم دست خود را به نشانه دوستي دراز مي کنيم. اما اگر دست ما را رد کردند ديگر خودشان مسئول خواهند بود.

پيمان امنيتي دو جانبه با آمريکا را امضا خواهيد کرد و اجازه خواهيد داد که عده اندکي از قواي بين المللي در کشور شما مستقر بمانند؟

بله. من چون يکي از کساني هستم که بايد پيمان را امضا کنم تک به تک کلمات آن را مطالعه کرده ام. پيماني که صورت آن دو سال پيش حاضر شد در قياس با متني که ما حاضرش کرده ايم زمين تا آسمان فرق مي کند. در پيمان امنيتي حق حاکميت ما لحاظ شده است.

اين پيمان نخستين موردي است که در آن اداره قواي بين المللي به عهده قوانين افغانستان گذاشته شده است. در حالي که تا کنون اداره اين قوا تحت قوانين شوراي امنيت ايالات متحده قرار داشته است. من پيمان امنيتي را متضمن منافع خودمان مي‌دانم.

حامد کرزي، رئيس پيشين جمهوري، به دولت آمريکا ايرادهاي زيادي مي گرفت و بارها به زبان آورده بود که نسبت به حسن نيت آمريکايي ها ترديد دارد. شما درباره آمريکايي ها چه نظري داريد؟

حامد کرزي در زمينه و زمانه‌اي روي کار آمد که کلا فرق مي کرد. در باره مسائلي که او مطرح کرد بايد بحث و نظر کلي در بگيرد و جز آن نمي توان در باره آن سخني گفت. الگويي که من دارم همان رويه اي است که به کار گرفتم تا امنيت در دوره گذار برقرار ماند. ديپلماسي در کار من بايد کاملا بي سر و صدا باشد و من نمي خواهم بلندگو بردارم و کار ديپلماتيک انجام دهم. چيزي که موجب اتحاد ماست احساس خطري است که متوجه همه ماست و منافعي است که همگان داريم. همين يعني اين که ما بنياد مستحکمي داريم. اتفاق نظري حاصل شده که زمانه افراط کاري، چپ باشد يا راست، به سر آمده است.

به نظر شما حامد کرزي پس از ترک مسند رياست جمهوري بايد چه نقشي ايفا کند؟

کرزي در طول 5000 سال تاريخ مدون افغانستان نخستين رهبري بوده که قدرت را بر پايه قانون واگذار کرده است. کاري به ديگر نقش هاي او نداريم، همين يک مورد به او نقش و جايگاه تاريخي مي دهد. من اداره اي براي امور ملي داير خواهم کرد که تحت نظر او باشد. در آن جا کارکنان خودش را داشته باشد، بودجه مخصوص خودش را داشته باشد، و در باره مسائل داخلي، ملي، و بين‌المللي ابراز عقيده کند. من از مشاوره با او بهره خواهم گرفت.البته نقش کرزي بيش از مشاوره صرف خواهد بود. در تاريخ ملل مسلمان و به خصوص در افغانستان، نشستن حاکمان بر جاي همديگر مساله بس خطيري بوده است. اينک نخستين بار در تاريخ است که ما اين مساله را در افغانستان به صورت مسالمت آميز از سر گذرانده ايم.

مملکتي را که کرزي بر جا گذاشته تعريف مي­ کنيد؟

تاريخ بايد در اين باره داوري کند. بايد به انتظار آن زمان بمانيد.

در نبرد با فساد چه خواهيد کرد ؟

در آن سه سالي که وزير بودم با فساد نبرد مي کردم. پول رايج اين مملکت را من بودم که به راه انداختم. امروز پول ما بي ارزش شده است. من درآمدهاي مملکتي را متمرکز کردم. تا پيش از آن هر کس که زورش مي رسيد و هر کسي که در دولت صاحب منصبي بود درآمدي را که در دستگاه خودش داشت، برمي داشت. من نظام پرداخت ها را الکترونيک کردم.سازمان گمرکات را نوسازي کردم. بخش ارتباطات راه دور را راه انداختم، اساس ارتش ملي را گذاشتم.

همه چيزهايي که امروز در مملکت داير است در مدت زمان کوتاه سه ساله سر پا شد.سال 2004 از دولت خارج شدم چون مي ديدم که بزرگان مملکتي با برنامه اي که در جهت نبرد با فساد دارم همدلي ندارند.

بعضي افراد براي اين که عبدالرشيد دوستم را به معاونت رييس جمهوري انتخاب کرده ايد ايراد گرفته اند. مي گويند او سابقه نقض حقوق بشر دارد و شخصيتي است که در جهت تفکيک و تجزيه وحدت ملي حرکت کرده است.

صلح به همين آدم ها نياز دارد. تاريخ دنيا راه هاي مختلفي براي آشتي با گذشته به ما نشان مي دهد. در آلمان فراموش کردن گذشته به اجرا درآمد، در آفريقاي جنوبي حقيقت و آشتي را اجرا کردند، در رواندا الگوي ديگري پياده شد که گفتگوهاي عمومي بود. ژنرال دوستم هم در همين چارچوب و به آن جهت انتخاب شده که شخصا متقاضي عفو عمومي است.

در باره قلمروهاي قوميت ها در کشور چه عقيده اي داريد؟

قوميت يکي از عوامل در مملکت ماست. اما تنها عامل نيست. ما يک ميليون نفر داريم که در داخل مملکت از جا بي جا شده اند. 5 ميليون نفر پناهنده داريم که معادل يک پنجم يا يک ششم جمعيت ماست. تا پيش از انتخابات اخير مسايل قوميتي بر همه چيز مملکت سايه انداخته بود. اما اميال و آرمان‌هاي مردم و مخصوصا آرمان‌هاي جوان ها که اکثر قريب به اتفاق جمعيت ما را تشکيل مي دهند نبايد اسير مسايل قوميتي شود.

زن در جامعه از نگاه شما چه نقشي دارد؟

مسائل زنان هم نبايد تابع مسائل قوميتي باشد. همه ما

مي گوييم که زنان، خواهران ما، دختران ما، مادران ما و همسران ما هستند. اما زنان پيش از آن که خواهر يا مادر باشند زن هستند و من

مي خواهم آنها را زن ببينم. زنان صداي خاموش ما هستند. زنان افغان مي‌توانند بازيگران سياسي قابلي باشند و مورد اعتنا قرار بگيرند. اما نقش آنها در سياست نقش درجه دوم است يا هيچ است. زنان نياز ندارند که مردي نماينده آنان باشد. مي توانند خودشان حرف خود را بزنند.

وقتي کار را در دولت آغاز کنيد چه نقشي به همسر خودتان خواهيد داد؟

همسرم خيلي از من

باهوش تر است. او در طول 38 سالي که از ازدواج ما گذشته مشاور من بوده. اميدوارم که در کار دولت هم به همان نحوي که در اين

سال ها بوده از راي و نظرش برخوردار باشم.
 
 
 
 
 



This email is free from viruses and malware because avast! Antivirus protection is active.