ariana

ariana

Monday, November 4, 2013

دردناکترين نقض حقوق بشردرکجاهاواقع شد؟؟؟

بخش دهم – پژوهش وکاوش از( استاد صباح )  
« مستنداتي برسه ونيم دهه جنايت وآدمکشي درکشور»
غريوي ناله بودو ديده ي تر
 رهي نبود ازين درتا به آن در
 نوايي  گريه وبردن و کشتن 
 همه بي ياوروسرد و مکدر.
درکشورما سه وينم دهه - جنگ، آدم کشي، بي قانوني، وحشت وبربريت ادامه پيد اکرد . هزاران انسان قرباني هوس وآرزوهاي تعدادی افراد قاتل وتفنگ بدست گرديدند . دشمنان سعادت و آزادی وطن ما در تباني با باداران خونخواربين المللي ، دشمنان منطقوي افغانستان و شيخ های عياش و معامله گر عربي دست به اعمال ناروای زده و آب به آسياب دشمنان مردم و وطن ريختند. و در واقعيت امر با دريافت اسلحه وپول ازکشورهاي متعدد عملآ به آتش جنگ پطرول پاشيدند .  پس از هشت ثور (سيزده هفتادويک  ) که قدرت دولتی به دسته های به اصطلاح مجاهد ین منتقل گردید، درنتیجه مبارزه دسته های مسلح برای تصرف قدرت دولتی، دولت مرکزی عملأ ازبین رفت وبه چند ين مرکز قدرت ( کابل، قندهار، شمال، هرا ت، جلا ل آباد، بامیان ) وشهرکابل به بيش ازده ها حاکميت تبد یل شد. زیربنای مادی ومعنوی نابود گردید وتقریبأ هشتاد درصد بناهای شهر کابل بخاک یکسان شد. درحالیکه ده ها هزار انسان بیگناه بقتل رسیدند، موج تازه مهاجرت تحصیل یافته ها وکارآزموده های کشور وملیون ها نفر دیگر به خارج آغاز گردید .
این موج خیلی سهمگین کوچ دسته جمعی که تقریبأ یک دهه ادامه یافت کشور را عملأ ازوجود افراد مجرب وکارآزموده خالی نمود . باتصرف کابل شقاق ونفا ق وچند دستگي بين تنظيمها نمايا ن ومردم ستمديده پريشان وکشوربه ويرانه مبدل گرديد .دوره زمامداري ربانی را اولاً به ٤٥ روز و سپس تا زمان داير شدن لويه جرگه تمد يد نمود. بعداً با دايرنمودن شوراي حل وعقد در ٣٠ دسامبر ١٩٩٢ که ربانی يگانه کانديد در رياست دولت باقی ماند، بحيث ريس دولت برگزيد شد . درين شورا نمايندگان حکمتيار، حزب اسلامي خالص، محاذ ملي برهبري پيرگيلاني، جنبش و حزب وحدت نه تنها شرکت نداشتند بلکه عملآ جناح رباني باشرکت ندادن آنان دردولت زمينه سازجنگ هاي بعدي نيزگرديد .
قبل ازتدويرشورا، جناح مخالف تهديد نموده بودند که در صورت دائر شدن اين شورا و انتخاب ربانی بحيث رئيس دولت، جنگ ادامه پيدا مينمايد . متعاقباً حکمتيار، خالص، مجددی و گيلانی شديداً شيوه انتخاب ربانی را درين مقام مورد اعتراض قرار داده متذکرشدند که ربانی در انتخاب خويش در مقام رياست دولت جهل کاری وحق تلفي نموده و اين عملکرد وي جنگ ها را در کشور تشديد می نمايد. به اين ترتيب ربانی دوره رياست چهار ماهه خويش را تا زمانی دوام داد که توسط قواي طالبان ازکابل مجبوربه فرارگرديد . زمامداري وی مجموعاً سه و نيم سال يعنی تا د سمبر ١٩٩٦ دوام نمود. طي اين مدت فشاررهبران، نارضايتي مردم وتقاضاهاي مکررسازمان ملل متحد در متقاعد ساختن ربانی برای انتقال قدرت به نمايند گان واقعي ملت به اساس پلان های مطروحه عاجز ماند وبا هرطرح ارايه شده ازجانب نمايند گان سرمنشي ملل متحد، برعکس گروپ کرسي نشينان کابل جنگ تازه اي را سازمان ميدادند . تا زمان سقوط اداره رباني درکابل تنظيم ها واحزاب سياسي درحاشيه قرارگرفتند واخرين روزهاي زمامداري، صرف حکمتيار بعد از جنگ های شد يد با قوای جمعيت وشوراي نظار، بعد از حصول کرسی صد ارت موقتاً تطميع گرديد. ربانی مخصوصاً محکوم به اين بود که با روحيه قومی و منطقوی عمل نوده و نميخواهد حاکميت رااز د ست بدهد، وی باساس قرارداد ها و تعهدات، منافع ايران، تاجکستان و روسيه را تآمين می نمايد.
ازجانب ديگربا چاپ بانکنوتهاي پنج هزاري وده هزار افغانيگي درمسکو عملآ خريد وفروشي اراضي، قوماندانان وجنگجويان رواج پيدا نمود وازجانب ديگرسرازيرشد ن سلاح ومهمات ازروسيه، ايران وتاجيکستان (اسارت اتباع روسي با يک بال طياره انتنوف وده ها تن سلاح ومهمات درقندهار، توزيع سلاح بدون قنداق وداراي شيب مخصوص ساخت ايران واکمالات بدون وقفه ازميدان هوايي کولاب درتاجيکستان ) عملآ جنگ راشد ت بخشيد .. دردوره زمامداري ربانی وضع کابل و ولايات خيلي وخيم وکشوربه چندين مراکزقدرت تقسيم گرديده بود . چوروچپاول، دزدي ورهزني، راه گيري ووند بازي، قتل وقتال، وحشت وبربريت، ظلم وستم، بستن وبردن، بگيروبزن، فيرراکت سکروکلستر، توپ وتانک، رقص مرده و خنده زنده، تيزاب پاشي وميخ کوبي، بريدن شرم جاهاي انسانها وولادت نمودن زنان درپوسته هاي امنيتي ... جزي مصروفيت روزانه نيروهاي امنيتي گرديده بود .
در ماه مارچ ١٩٩٣ رهبران تنظيم ها راهي مدنيه منوره شده و باحضور داشت پادشاه عربستان سعودی و نواز شريف صدراعظم پاکستان تعهد سپرد ند وقسم خوردند که دست ازجنگ کشيده ودرتقسيم قدرت به همه جوانب درگير اقدام نمايند اما بمجرد مواصلت، جنگ وکشتارجديدي آغازگرديد . درين مذاکرات فيصله گرديد بود : رباني درتحويلي قدرت تا هژده ماه اقدام نموده، اسلحه از مردم جمع آوری و هکذا ملکيت ها و دارائی های تاراج شده دوباره به مالکين آن مسترد گردد و حکمتيار بحيث صدراعظم منسوب شود. مولوی خالص از امضای اين معاهده امتناع ورزيد و مجددی در پايان معاهده نوشت که با ملاحظات امضاء شد. اما در ترکيب کابينه بين رهبران تنظيم ها، بعد از مناقشات زياد در جلال آباد توافق به ميان نيامد و يکبارديگرحملات راکتی بالای شهر کابل شد ت بي سابقه کسب نمود .
طى سالهاى ١٩٩٢- ١٩٩٦ تفنگداران قدرت پرست که درداخل شهرکابل سنگرگرفته بودند مرتکب ويرانى شهر کابل وکشتار بيش از شصت هزار نفر مردم غيرنظامى و بالنتيجه مسبب اصلى جنايت عليه بشريت شده اند. بنيادگرايان جنگ سالار طي سالهاي نخستين زمامداري خويش جنگ را تاسطح کوچه هاى کابل، درجمال مينه و چنداول ومنطقه ا فشارو ديگر نقاط شهر گسترش دادند، و در اين فاجعه بيش از چهار هزار انسان بى گناه (ازمليت مصيبت ديده هزاره) را درکابل بوسيله توپ و تانک و بمباردمان بى امان قتل عام کردند که اين شهکاري آنان به ( فاجعه افشار) مسما گرديد . اين جنايت جنگى يکى از شواهد انکار ناپذيرى است که مردم کابل آنرا فراموش نخواهند کرد . کشتار مردم هزا ره و شیعه ي منطقه ا فشار ( در بيست ودو دلو ) لکه ننگی است که تا همیشه بر دامان تفنگداران فاتحه کابل باقی می ماند.
تفنگداران با فروش آثار ارزشمند تاريخی و تخريب آنچه که قابل انتقال نبودند، آغاز کردند، با چور و چپاول دارائی های عامه، از جمله اموال شخصی خانه های مردم تامنابع ذ خيروی وزارتخانه ها، ادارات دولتی، موسسات ملکی و نظامی و حتا حمله و غصب کردن ود ست درازی به مواد امدادی که برای خانواده های مستحق و مرد مان تهی دست مد نظر گرفته شده بود و بالآخره غصب خانه ها و زمينهای تا امروز ادامه داده می شو د . اينها با قاچاق لاجورد و زمرد به سرمايه هنگفت دست يافتند .
اکنون از يکطرف با سو استفاده از شرايط جنگ و دشواری های جاری مملکت و از سوی ديگر با استناد بر اينکه در افغانستان هنوز نيز دولت مرکزی و مسلط بر اوضاع سراسری وجود ندارد، آنها باز هم به همان اشتهای سابقه دارايی عامه را مانند گذ شته حيف و ميل نموده و به حسابهای جاری و پس انداز در بانکهای شرق و غرب افزودند . واضح است چه در همان بحبوحه جنگ و بحران سياسی ونظامی حاکم بر افغانستان و چه در آستانه خروج قوای نظامی شوروي از افغانستان و حتا بعد از آن چندين بار موضوع فروش وقاچاق سنگها ي قيمتي بار بار توسط مطبوعات جهان بشکل علنی مطرح شد اما سودي نبخشيد و غبار مسلط جنگ و ناآرامی های کشور باعث ميشد که کسی نتواند اين موضوع مهم را پيگيری کند.
تاراج گران جمعیت اسلامی وشوراي نظارهمراه با همرزمان و همراهان، در گوشه و کنار میهن کمین گرفتند؛ کشور تاراج شد و مردم به خاک سیاه نشستند. جنگ ویرانگری سراسر کشور ما را فراگرفت، شهر ها تاراج شدند، مال بیت المال غارت گردید، آثار هنری و ثروت های ملی به عنوان مال غنیمت به بازار ها سرازیر شدند. ربانی وشوراي نظاربرای اثبات وفاداری ا ش به سازمان امنیت پاکستان به ارسال تروریست و خرابکار به کشمیر و چچنیا و آسیای میانه پرداخت. انان از جنگجویان بنیاد گرای تاجیک به حمایت پرداخته و به آتش جنگ داخلی در تاجیکستان دامن زد. ربانی از سازمان امنیت پاکستان بعد از آنکه متحدانش اردوی مجهز افغانستان را با قوای هوایی آن نابود کرد، خواست تا به تأسیس اردو و سازمان امنیت افغانستان بپردازد. شورای علمای ربانی در رابطه با حقوق زنان به تدوین دقیقأ همان مواردی پرداخت که بعد ها طالبان با پیگیری آنرا اجرا کردند. با ظهور طالبان، ربانی از نخستین کسانی بود که حمایتش را از این گروه اعلام نمود.وسران شوراي نظارتا ميدان شهربه استقبال آنان شتافت وحتا پول در د سترس آنان قرار داد. زمانیکه مجاهدين هراتی با رشادت و جانبازی تا لشکرگاه پیشروی کردند اينان علیه اسماعیل خان که در حالت مریضی با طالبان می جنگید، دست به کودتا زده و موجب شکست مجاهدين هراتی شد.
 صد ها هراتی بدست طالبان و پاکستانی ها شهید و اسیر شدند. شهر هرات بدست طالبان افتاد و نخستین دژ مقاومت غرب کشورشگاف برداشت. هرات به مستعمره داخلی به پایگاه تجاوز پاکستان مبدل شد. خاطرات ویرانگری های چنگیز و تیمور در این خطه مجددا زنده شد . اکثررهبران تنظيم ها اشخاص فقیری بیش نبود ند صاحب ثروت های افسانوی شد. و از کوخ نشینی نه بدلیل کار وز حمت و ذکاوت، بلکه به دلیل فروش و تاراج دارائی های عامه به کاخ نشینی رسید و صاحب ثروت های افسانوی شد. کاخ های ربانی، همسر و فرزندانش در کابل و امارات متحده همه گواه این مطلب اند. او که در این خاک خود را مصؤون از هر انتقادی میداند و در برابر هر انتقاد اوباشان و اراذلش به تهدید مردم می پردازند، ا ز یاد برده است که اگر امروز در پناه معامله گری هایش از گوانتانامو نجات یافته است، جایگاه دیگری بنام دنهاگ وجود دارد که وی را در درازمدت از آن رهایی نخواهد بود. جمعيت ووهابيون شوراي نظارکه به روشنفکران و وطنپرستان این کشور زبان درازی می کند ا ز یاد برده است که این کرزی بود که تا به حال سپر بلای وی شده است.  خانواده های شهدا، خانواده های زنان به غارت برده شده و صاحبان زمین های غصب شده، قربانیان بی گناهی که بدست دژخیمان وی کشته شده اند، همه در انتظار عدالت اند.
ازجانب ديگرتاراج معادن پنجشيروبدخشان، جنگسالاران با استخراج، قاچاق وفروشي سنگهاي قيمتي مانند لعل ولاجورد بدخشان و زمرد پجشير و ساير احجار کريمه نزديک به سي سال شد که بي شرمانه وخبيثانه به اين دزدي خويش ادامه ميدهند . اينها با قاچاق لاجورد و زمرد به سرمايه هنگفت دست يافتند . اما از آنجايی که هنوز هم هزاران مشکل از فقر اقتصادی تا گرسنگی، تهيدستی، خشکسالی، آوارگی و مهاجرت های درونمرزی و بيرونمرزی موج فزاينده داشته و رنجهای بيکران مردم همچنان ادامه دارد، با تاسف مردم مجال آن را به اين زودی نخواهند يافت تا قاچا قبران اموال عامه ومخصوصاً رهزنان و چپاولگران آثارقيمتي و معادن کشور را به استنطاق بکشند و از آنها حساب بگيرند. اکنون از يکطرف با سو استفاده از شرايط جنگ و دشواری های جاری مملکت و از سوی ديگر با استناد بر اينکه در افغانستان هنوز نيز دولت مرکزی و مسلط بر اوضاع سراسری وجود ندارد، آنها باز هم به همان اشتهای سابقه دارايی عامه را مانند گذ شته حيف و ميل نموده و به حسابهای جاری و پس انداز در بانکهای شرق و غرب افزودند . تعدادي ازمقامات بلند پايه کنوني نمايند گي فروش اين سرمايه ملي را تا چند قبل درکشورهاي غربي بعهده داشته وبا استقراردولت کرزي باديده درايي وبي حيايي صاحب کرسي ومقام گرديدند . وهنوزکه هنوزاست اينها با فکرآرام به اين وظيفه ننگين يعني دزدي وقاچاق سرمايه ملي ادامه ميدهند .
قتل وکشتاريکاولنگ
درانروز لاشخوار طالبی از گردنه ها بلند شده و  همراه با باران گلوله و رعد ويرانی و طنين طبل جنگ از مرگ و تباهی و نسل کشی و زمين سوزی خبر دادند. تاريخ معاصر افغانستان، حوادث خونينی را در سينۀ خود ثبت نموده است ولی آنچه آن روز در يکاولنگ و بر يكاولنگيان گذشت چيزی بود که زبان قلم از تصويرش عاجز است.
قتل عام غیر نظامیان در یکولنگ در روز یکشنبه ۷ جنوری ۲۰۰۱ آغاز شد. اکثر قتل ها در ۸ جنوری صورت گرفت. نیروهای طالبان تا ۲۲ جنوری در محل باقی ماندند و قتل عام های زیادی را انجام دادند. مجموع کشتار که در این دوران صورت گرفته بود حد اقل ۱۷۸ نفر که ۱۷۵ نفر شان غیر نظامی، سه نفر شان نظامی شناسای شده بودند. آمار دقیق افراد ایکه در دستگیری های دسته جمعی دستگیر و بعدآ به قتل رسیده بودند بخاطر نبود منبع قابل اعتبار غیر ممکن بود.
جنايت وانسان کشي قزل آباد
طالبان در تابستان سال (سيزده هفتادوشش - ه.ش ) زمانيکه از سمت شرق ولايت بلخ به شهر مزارشريف حمله نمودند،نخست دهکده قزل آباد را که در حدود دوصدوپنجاه فاميل در آن زند گی ميکنند به تصرف خود در آوردند.
طالبان در هفده اسد همين سال زمانيکه از سمت شرق ولايت بلخ به شهر مزارشريف حمله نمودند، در دهکده قزل آباد که در نوکیلو متری شهر مزارشریف قراردارد ، دست به کشتار جمعی مردم بی گناه زدند.نیرو های طالب قبل از حمله به مزارشریف ولایات کندزو بغلان را تصرف نمودند و در ولسوالی تاشقرغان بلخ با نیرو های برهان الدین ربانی ،جنرال دوستم و محقق اضافه از یک هفته جنگ کردند وسرانجام خط دفاعی ایتلاف شمال رابتاریخ هفدهم اسد درهم شکسته، وارد اطراف شهر مزارشریف شدند.
کشتار مردم نه تنها در دهکده قزل آباد بلکه بعد از آن در مناطق ديگر ولايت بلخ چون سيد آباد،جوار قبر مزاري و ولسوالي چمتال نيز توسط طالبان صورت گرفته است . اين نسل کشي ها در حالي عملي شده اند که بعد از تصرف مزار شريف والي طالبان ملا نيازي از طريق راديو محلي دولتي پيروان مذهب تشيع را غير مسلمان خوانده و کشتن هزاره ها را جهاد عنوان نموده بود . نه تنها ملا نیازی بل جرگه ملا های طالبان در شهر کابل جنگ با ایران را جهاد اعلام نموده بودند.
قتل وکشتارهرات
قتل عام هرات  در حوت سال سيزده پنجاه وهفت ، در غرب افغانستان وقتل وجنايت هاي بعدي وسيله تورن اسماعيل درغرب کشورهنوزسرزبانهانيست . در بیست و چهارم حوت سال ۱۳۵۷ خورشیدی مردم هرات بر علیه حکومت وقت قیام کردند. مردم خشمگین از سوی نیروهای امنیتی به گلوله بسته شدند. گفته می شود که در این روز هزار ان تن از مردم هرات توسط نیروهای امنیتی کشته شدند. مسوولين دولتي ونظامي انزمان مردم را در نیمه های شب از خانه های شان بیرون کشیده و در دامنه تپه های سید عبدالله مختار و دشت های  کازرگاه شریف و نیز در اطراف فرقه زلمی کوت  هرات بشکل دسته جمعی و بصورت زنده دفن نمودند.
درسنگلاخ چه گذشت؟
شکنجه های که زندانیان مخالف شیخ آصف محسنی وسید حسین انوری در زندانهای سموچی سنگلاخت با آن روبرو می شوند، واقعن وحشتناک ودرد آوراست.  دراین زندانها که در دل کوههای دره سنگلاخت واقع شده اند، در زمان جهاد مخالفین انوری وشیخ آصف، با بد ترین شکنجه ها به قتل می رسیدند، دراین زندانها هر زندانی با ، تجاوز جنسی، فروکردن بوتل نوشابه در مقعد زندانیان، سوختاندن اعضای بدن زندانیان توسط کپسولهای گاز، آویزان کردن آنها با پا و گذاشتن با سر در بیرل های آب وخیلی از جنایت های دیگر روبرو بودند وهستند.  ازجمله ترور نا فرجام سلطانعلی کشتمند نخست وزیر وقت ، ترور غلام نبی مشتاق، صادقی نیلی، ابراهیم محقق، محمد امین وترور محمد عیسی غرجستانی" نویسنده کتاب کله منار ها" که توسط شخص سید حسین انوری انجام شده است نیز، افشا گردید. این افشاگری در حالیکه قبلا فهیمی توسط شیخ آصف محسنی مرتد خوانده شده وبه مرگ محکوم گردیده بود، مشکلات زیادی برای او خلق کرد، تا جایی که برای اختطاف وترورش جایزه تعیین شد.
جنايت در دره علی
تیرباران مردان اسیر در دره علی قتل عام ها محسوب میگردد. نیروهای  طالبان به دره علی در ساعت ده بجه هشت جنوری رسیده واسيران رابعدازگرفتاري وانتقال همه راناجوانمردانه به قتل رساندند وگفته ميشود که تعداد اسيران ده ها نفربوده است.
کشتاروجنايت دررباتک
در پنج ماه جنوری دوهزارميلادي  یک تعداد نیروهای طالبان در قریه نیک پی در ولسوالی دوشی ولایت بغلان حمله دسته جمعی نمودند. طالبان که با موتر های داتسن همراه بودند در صبحگاه حمله بردند. آنها شروع به جمع آوری مردم از قریه باکس، اسکار و دیگر مناطق دره  نیکپی اقدام نموده وبه قرارگاهاي نظامي انتقال دادند. .
تعداد کسانیکه گرفتار شده بودند ریش سفیدان قریه بودند. در ماه می دوهزارميلادي نیروهای طالبان اين دسته از اسیران غیر نظامی را در نزدیک سرک رباتک که شهر تاشقرغان و پلخمری را به هم وصل میکند به قتل رساندند که اجساد شان در روی سرک افتاده بودند. سي ويک جسد از محل قتل پیدا شد بيست وشش نفر شان ازمردم اسماعیلیه قوم نيکپي  ولایت بغلان شناسای شده بودند. و بقیه از مردم شمال شاهراه رباتک از محلی بنام هزاره مزاری بین ولایات سمنگان و بغلان بودند. در زمان قتل آنها منطقه در دست طالبان بود. تمام کشته شده گان چهار ماه قبل اسیر و اکثر شان قبل از قتل شکنجه شده بودند. این افراد از پنج الی چهارده جنوری  وسيله طالبان به اسارت گرفته شده بودند.
کشتاردستجمعي دشت ليلي
کشتار دسته جمعی سال دوهزارويک میلادی در دشت لیلی ، در شروع حملات نیروهای خارجی به حکومت طالبان در افغانستان، حدود دوهزارنفر زندانی در شمال افغانستان کشته شدند. عاملین این قتل ها که بیشتر به جنایات جنگی شباهت دارد، سيزده گور دسته جمعی که در نواحی مزار شریف کشف گردیده، در یکی از آن گور ها که در دشت لیلی در نزدیکی ولایت جوزجان گمان برده می شود که دوهزار طالب اسیر کشته شده باشد انانیکه سلاح را به زمین گذاشته بودچه طالب، چه القاعده، چه پشتون ،تاجک،ازبک، مسلمان ویا کافر، نه تنها جرم است بلکه جنایت نیز است زیرا که
  مطابق نورمهای بین المللی کشتن اسیران جنایت است ،در اخلاق وکلتور افغانی کشتن تسلیم شده گان نه تنها ننگ،عارو بی ایمانی بلکه بزدلی نیز محسوب میشود.
قتل روشنفکران نيکپي
حاکمان محلي منطقه - شخصیت های زیاد نیکپی را از هر قوم و خانواده به قتل رسانیده و مردم نیکپی وبخصوص روشنفکران را دشمن خود میداند. در ترور  فرزندان نیکپی یک تعداد اشخاص وافراد خاص دخيل است وآرزوبرده ميشود که روزي مورد تحقيق وبازپرس جدي قراربگيرند.
وحشت دردره کيان
طالبان  بعدازفرارحاکمان محلي وارد دره کيان شده و افراد مظلوم را جوقه جوقه اعد ام وقتل عا م نمو دند وبه كشتار لجام گسيخته ،غارت و چپاول و انهدام عمارات توسل جستند. گفته ميشود در حدود چهارصد نفر را بقتل رسانيد ند. تمام سلاح ها، مواد غذايى و يکهزاروپنجصد عرا ده موتر را به يغما بر دند و از جمله يکصد وشصت خانه صرف شصت باب آن نيمه ويران باقي ماند.يک شاهد عيني ميگويد طالبان با هركه مواجه شدند بجرم آنكه گويا مسلمان نيست،كشتند. آ نها سه موتر لارى مملو از ا جساد را در يك جر در قر يه رباتک درولايت سنگان انداختند. كسى دقيق نميداند كه در آنجا به چه تعداد جسد دفن است .
قتلهاي حاجي قديروداکترعبدالرحمان
قاتلين داکترعبدالرحمان، حاجي قديرو محصلين پوهنتون کابل درپايتخت کشور.
حاجي قديرکه درزمان ترورش به حيث معاون کرزي و.وزيرفوايد عامه فعاليت مي کرد درششم جولاي سال دوهزارودوميلادي درنزديک دفترش دروزارت فوايد عامه به قتل رسيد.گفتني است حاجي قديرازفرماندهان پرنفوذ مجاهدين درمناطق شرق افغانستان بود که دراجلاس بن نيز اشتراک داشت.
داکتر عبدالرحمن یکی از معاونین احمدشاه مسعود درامور سیاسی بود که درتأسیس شورای نظار وبسط وگسترش آن درولایات شرقی افغانستان نقش مهمی را ایفاکرد.
حمله انتحاري فابريکه قند بغلان
حمله انتحاری بغلان، خونین‌ترین حادثه انتحاری افغانستان از سال ۲۰۰۱ به وقوع پیوست که باعث کشته شدن بیش از ۹۷ نفر و زخمی شدن ۱۱۰ نفر گردید  اکثر کشته شده‌گان در این حمله غیرنظامیان به جز تعدادی افراد پولیس و نظامی بود. بر اساس گفته‌های رسانه‌های مختلف بیشتر از ۶۰ تن از کشته شده گان حادثه بغلان را متعلمين یک مکتب دولتی که برای پذیرایی و استقبال از اعضای ولسی جرگه به محل آمده بودند، تشکیل می‌دادند در این حمله سید مصطفی کاظمی رییس کمسیون اقتصاد ملی پارلمان نیز به همراه چندین تن از یارانش کشته شد. هیچ‌کس مسوؤلیت این حمله را تاکنون به عهده نگرفته است اما این حمله از سوی مشرانوجرگه به ISI   سازمان جاسوسی پاکستان نسبت داده شد. پاکستان در روزهای حمله بغلان در وضعیت حکومت نظامی به سر می‌برد.
تخريب مجسمه بودا
مجسمه بودا بتاريخ سيزده مارچ دوهزارويک ميلادي بدستور ملاعمر و باداران پاکستاني او تخريب شد. اين عمل ضد ملي طالبان مغاير معيار ها و ارزش هاي مدنيت و فرهنگ جهاني بشمار ميرود. اقدام به چنين جنايت غير قابل جبران که بمقصد امحا و نابودي هويت ملي و تاريخي کشور باستاني ما انجام شد، عمل جنايتکارانه بشمار ميرود. اين اقدام ضد منافع ملي افغانستان نتيجة عملکرد رژيمي بود که با حمايت دولت پاکستان بر ملت افغانستان تحميل گرديده بود. در حدود يکهزارو هشتصد سال قبل، کاروانهاي تجارتي زيادي از آسيا و اروپا به قصد مسافرت به چين از افغانستان عبورمينمودند.اين جاده در عصر شاهان کوشاني و بويژه دردوره کنشکا رونق زيادي کسب نمود. شمار زيادي از زائرين چين نيزازين راه عبور ميکردند. آنها به هند يعني جائيکه بودا بيش از دو هزار سال قبل در آنجا متولد گرديده بود سفر ميکردند. زائرين بودائي اول به بلخ مي آمدند و در راه سفر از بلخ به هند عبور ميکردند. آنها در وسط راه در وادي آرام و زيباي باميان بمنظور استراحت توقف مينمودند.
ديري نگذشت که زائرين به اين فکر افتادند که درين منطقه به اعمار معابد بپردازند. در سمت شمال در باميان صخره مرتفعي قرار دارد که از ريگ و سنگ تشکيل گرديده است ، درهمين نقطه زائرين مغاره هائي براي اقامت شان ساختند. شماري ازين مغاره ها به حجره هائي مبدل شدند که راهبان درآنجا اقامت دائمي گزيدند. در ديگر مغاره ها به انجام مراسم ديني خويش مي پرداختند. به مرور زمان ، بعضي ازين محل هاي مقدس با تصاويراراسته شد. مرکز تجمع اين مجتمعات مذهبي دو مجسمه بودا بود. مجسمه واقع درناحيه شرقي که سي وهشت متر ارتفاع داشت و ارتفاع مجسمه ديگري که درسمت غرب موقعت داشت، پنجاه سه متري متر بود. اين دو مجسمه بزرگترين مجسمه هاي بودا در جهان بودند و از عجائب جهان بشمار ميروند. رواقها مملو از تصاوير بودا بودند.
هجوم کوچيها
در امارت طالبان، کوچی ها فرصت بیشتر و بازتری را برای تجاوز و اشغال یافتند و در کنار نسل کشی رسمی توسط طالبان، آنان به چپاول و غصب زمین ادامه دادند.  همه ساله کوچی ها با هزاران گوسفند و بز و شتر، بصورت مسلح به خانه، زندگی و کاشانه ی مردم  حمله می کنند.  آنچه امروز در بعضي مناطق کشوراتفاق می افتد، نمونه ای از کوچ اجباری ست. کوچ اجباری يکی از جنايات حاد عليه بشريت است و اين جنايت در افغانستان بدون آنکه دولت و جامعه ی جهانی به آن توجهی داشته باشد، همچنان بوقوع می پيوندد. سازمان های سياسی و آن هايی که ادعای طرفداری از حقوق بشر دارند گويی به خواب عميقی رفته و  سکوت خفت باری را اختيار کرده اند.
قتل وکشتارشهرشبرغان
روز هفتم جوزای سال سيزده هشتادوشش خورشیدی، ده ها تن از مردم اوزبیک به فرمان جمعه خان همدرد والی وقت حکومت کرزی در شهر شبرغان ولایت جوزجان به خاک و خون کشیده شدند. جمعه خان همدرد همين اکنون والی ولایت پکتیا می باشد و از سوی کرزی به عنوان بهترین والی شناخته شده است.
مجلس عروسي ویچ ‌باغتو ولایت قندهار
کشتار در مجلس عروسی ویچ‌باغتو ولایت قندهار به وقوع پیوست. در این حمله ۳۷ نفر غیرنظامی کشته شدند که ۲۳ کودک و ۱۰ زن شامل آنها بود. ۳۵ نفر دیگر به شمول عروس نیز جزو زخمی‌ها بودند. مردم این دهکده بعدها گفتند که بعد از این حمله، نیروهای بین‌المللی ناتو به سوی دهکده هجوم آورده و با وجود تخریب خانه‌ها و کشته‌هایی که از این حمله باقی‌مانده بود، به کسی اجازه خروج از منطقه را ندادند تا هنگامی که کارهای خویش را به اتمام رساندند و از منطقه عکس‌برداری کردند
ده بالا ولايت ننگرهار
بمباران در مجلس عروسی ده ‌بالا باعث کشته شدن ۴۷ زن و کودک غیرنظامی و بی‌گناه گردید. این کشتار در ننگرهار هنگامی روی داد که زنان و کودکان عروس را از یک دهکده به دهکده‌ای دیگر همراهی میکردند و به صورت ناگهانی به سه بمب هوایی از سوی ایالات متحده آمریکا تمامی ۴۷ تن کشته شدند که ۳۹ تن از آن زن و کودک بودند. نیروهای ایالات متحده بعد از این کشتار، آنرا کاملا تکذیب کردند و ابراز نمودند که هیچ غیرنظامی در این حملات کشته نشده. بعد از اعزام تیم بررسی حامد کرزی به منطقه، اعلام شد که ۴۷ نفر به شمول عروس در این حمله کشته شدند.
حملات عزيزآباد
حملات هوایی عزیزآباد باعث کشته شدن ۹۰ غیرنظامی شد. این حمله در شیندند ولایت هرات در دهکده عزیزآباد رخ داد. تقریبا تمامی کشته‌شده‌گان این حمله زنان و بیشتر کودکان بودند که پس از بررسی نهایی کشته‌شده‌گان ۶۰ کودک و ۱۵ زن گزارش شد. هدف این حملات نابود کردن یکی از فرمانده‌گان طالبان بود.
گرانای ولایت فراه
حملات هوایی گرانای باعث کشته شدن ۱۴۵ نفر غیرنظامی در دهکده گرانای در ولایت فراه گردید. بیشتر کشته‌شده‌گان در این حمله کودکان و زنان بودند. نیروهای ایالات متحده اعلام کردند که مشکلات فنی زیادی به وجود آمد که باعث مرگ این تعداد از افراد شد. خبرگزاری استرالیا اعلام کرد که این بیشترین تعداد کشته‌شده‌گان بی‌گناه از سوی نیروهای ناتو در تاریخ جنگ افغانستان بوده است. نیروهای افغانستان اعلام کردند که از ۱۴۰ کشته، ۹۲ کودک و ۲۲ زن بی‌گناه بودند. نیروهای آمریکایی در ابتدا این امر را انکار و این تعداد را به ۲۰ تا ۳۰ کشته رجوع می‌دادند.
سنگين ولايت ننگرهار
حملات هوایی دهکده سنگین واقع در ولایت ننگرهار باعث کشته شدن بیش از ۵۲ زن و کودک بی‌گناه شد.  بیش از ۴۰۰ نفر در خیابان‌های کابل به تظاهرات پرداختند و این حمله را محکوم کردند.   حامد کرزی تحت فشار مردم، مأمورانی را برای تحقیق بیشتر به صحنه فرستاد که جزئیات این حمله را بررسی کنند.  مطابق به بررسی‌های آنها، تمام کشته شده‌گان زنان و کودکان بودند. نیروهای ناتو و آیساف به وقوع پیوستن این حملات را تا هفته‌ها انکار میکردند و بعدها طی بیانیه تاسف خود را اعلام کردند.
کشتار قندهار
خبرکشتار زنان و کودکان درقندهار گزارش صفحه اول همه خبرگزاری های جهان بود . سربازان خارجي درجستجویی خانه به خانه ، به سوي زنان و کودکان آتش گشود و آنان را قتل و عام کرد. دولت از کشته شدن ۱۶ نفر ، ۹ زن و ۳ کودک خبر داده و کرزی درلفظ این جنایت را جنایتی غیر قابل بخشش ناميده بود ومسوولين قندهار در این باره گفته گفته بودند: که این خارجيها وارد چهار خانه شده است و همه افراد این منطقه را هدف قرار داده است که علاوه بر ۱۶ کشته ، ۵ نفر هم به شدت زخمی شده اند.
مقامات ناتو علیرغم سکوت اولیه خود ، این اقدام را عمل خودسرانه خوانده اند. باراک اوباما نیز گفته است که این خبر را خبری تراژیک و شوک آور می داند و با مردم افغانستان اظهار همدردی کرده است . مک کین هم گفته است که هیچ توضیحی برای چنین کشتاری ندارم که عنوان کنم . جالب تر ازهمه هری رید ذهبر جمهوربخواهي سنا که دراقدامی شرم آور این کشتار را به دلیل فشار های روحی دانسته است که سربازان تحمل می کنند واین کشتار یک حادثه بوده که باید از بابت آن اظهار تاسف کرد. (نقض حقوق بشردرارقام وحقايق - دربخشهاي بعدي...)