ariana

ariana

Monday, October 21, 2013

چگونه ميتوان کشورومردم کشوررا از فلاکت وسيه روزي نجات داد؟

بخش نهایی گفت وگوی استاد صباح با کبیرنوری:
سوال : طي يک دودهه اخيرپديده رشوت در ادارات دولتي يک امر غير قابل اصلاح در پهلوي  بر خورد نا درست با مراجعين در کشور ميباشد .
 
 
 


موجوديت حلقات فاسد ،  رشوت و حاکميت روابط بر ضوابط  در تمام ارگان هاي دولتي به وضاحت ديده ميشود. چرادولت و کابينه مافيايي کاري مثمري براي بهبود ادارات دولتي انجام نميدهند وبدترازهمه با تمام اين داد وفرياد حداقل خم به ابرونمي آورند؟.
 
پاسخ : گرچه این سوال هم مرتبط به پرسش قبلی یا فساد اداری میشود که به  پاسخ آن پرداخته ام، به هرصورت،  میبینم که جناب شما هم ازین بی مبالاتی های حکومت اسلامی سخت درد دارید، و من هم میخواهم اکیدن به توجه برسانم اینکه، همین کابینه و تیم مافیایی جناب امیر کرزی، خود شریک بالفعل  درین تعاملات و معاملات ننگین تاریخی میباشد؛  با سر افرازی و با افتخار از تریبیون های متعدد رسمن به گرفتن پول از استخبارات خارجی اذعان داشته اند. اما لُنگی ی با شف بلند میزنند این چنین اخاذی را  جرم نمیپندارند. مبرهن است، زمانی، اگر استخباراتی به کسی یا گروپی پول میپردازد، برای منافع خود چیز هایی بدست می آورد. یا به عبارت ساده مزدور یا مزدورانی استخدام میکند. پس مزدور از کجا حق دارد تا در برابر بادار خم ابرو کند!؟
 
سوال:  مذاکره باطالبان وگشايش دفتراين گروه درقطرکه مدتي است دررسانه هامطرح ميگردد وآمريکاودولت کرزي مصروف چانه زني وکيشت ومات اين قضيه است به نظرشماحقايق همين است که گفته ميشودويادرزيرکاسه نيم کاسه يي ديگري وجوددارد ومايليم نظرشمارابه مثابه نويسنده وپژوهشگربدانيم؟.
 
پاسخ : من فکر میکنم که مسایل وافتراات و دغدغه هایی چون مبارزه بر ضد تروریزم القاعده و طالبان، ارایه گزارشاتی در مورد شورای کویته ( شوراییکه مدارک محکم ی در مورد آن وجود دارد که گاه گاهی جنرال حمید گل رئیس پیشین سازمان جاسوسی پاکستان نیز جلسات شان را دایر میکند )، دفتر قطر- همایش ها و کنفرانس های بین المللی، ایجاد نهادی که اکثریت قاطع اعضای آن را بنیادگراهای معلوم الحال متحجرتشکیل میدهد  بنام شورای عالی صلح، تبلیغات رسانه ای همچو مذاکره و مصالحه و معامله با طالبان و حقانی حزب اسلامی،  همه و همه جزئیاتی از معلولهایی است که برای ادامه ی تحقق علت ها(بازی بزرگ یا اهداف استراتیژیکی)، برای فریب اذهان جامعه ی جهانی به پیش برده میشود. کرزی پادشاه- همه ی این راز های پنهان را از مردم میپوشاند. هرگاه حامد کرزی با این برنامه های خارجی ها و روند بازی شان وظایف و مکلفیت هایی را متقبل نمیشد، ابدن در دور دوم انتخابات " ارچند با جعلیات  و رسوایی به پایان یافت و حتا جان کری نیز از دخالت خود درین راستا صریحن یاد دهانی کرده است" به پیروزی مجدد دست نمییافت. یکی از ده ها نمونه بازی به قدرت رسانیدن آقای کرزی، اغماض و فریب جنرال دوستم توسط ترکیه بود که بارای حدود یک ملیونی از هواخواهان خود کرزی را به پیروزی قاطع رسانید.  پس باید گفت همه ایجاد سروصدا ها و چانه زنی ها تا کنون نیرنگ و گول زدن مردم بوده است. البته کشمکش های اخیر کرزی در لحظات اخیر زمامداری بازهم به خاطر منافع شخصی و گروپی وی بوده که چیز دیگری نمیتواند تعبیر شود.
ما دیدیم که برای مدعوین ترور، جنایت و ویرانگری، دفتری در قطر گشایش یافت، این خود حمایت بیدریغ بین المللی و منطقوی را از تروریزم ثابت میسازد. اگر امروز جناب کرزی در برابر پروسه قطر قرار گرفت، فردا خود، شاید امارات یا ترکیه و یاهم سعودی را برای مقر برادران طالب خود برگزیند.
 
سوال : پارلمان ( ولسي جرگه ) مصروف زدوبندها وروزگذرانيهاي معيني است وکارکردهاي ضعيف وسودجويانه اعضاي قوايي مقنينه به وضاحت به چشم ميخورد وازديدگاه جناب شما چه دستها واهدافي درعقب اين عملکردوجوددارد؟.
 
پاسخ : چنین به نظر میرسد که استخبارات  منطقوی و بین المللی در پارلمان کشوربا سرمایه گذاری های کلان و نیرومندی، نفوذ قابل توجهی دارند. چونانیکه میدانید،بیشترین اعضای پارلمان را افراد کمسواد و بیسواد و ملا های متعصب و متحجر تشکیل داده است که  پشتوانه های اقتصادی - سیاسی نیرومندی را دارا اند( همه با پشتیبانی استخباراتی). در دوراول انتخاباب پارلمانی تعدادی از تحصیل کرده ها و روشنفکرانی که رای اصلی و واقعی مردم را حاصل نموده بودند، در دور دوم نتوانستند به پارلمان راه یابند. زیرا منابع تمویل کننده  و حمایتگری نداشتند.  در عوض چهره هایی آشنا و نا آشنایی  به ویژه با ریش و پشم، لنگی و پکول، کرسی های پارلمان را در اختیار درآوردند. فکر میکنید که این واقعی و یا تصادفی بوده باشد؟ واقعیت گپ هااین بوده است که به امر باداران، گماشتگان جابجا شده و اصلا کلاه و چپن پوشی  جناب حامد کرزی بمثابه سمبول وطنفروشی، فساد اداری و رشد کشت تریاک و تولید و تورید مواد مخدر، انفجار و انتحار، بیکاری و فقر و گرسنگی تلقی میشود.  همه هموطنان بخاطر دارند که چندین بار، طی یک شب، نیرو های نامرئی توانستند آرای مجلس نماینگان را به سود خویش تغییر دهند.
در مورد مجلس سنا؛ مجلس سنایی که رییس آن یک بادیگارد عادی ی یک قوماندان جهادی بوده است، پس ازین سنای شخصی حامد کرزی چه توقعاتی را مردم ما میتوانند داشته باشند؟
 
سوال: افغانستان  کشوری محروم ودرگیرستیزهای نژادی و قومی و زبانی و فرهنگی و قربانی طمع کاریهای قدرتهای جهانی و تحریکات توطئه آمیز منفعت طلبان منطقه يي گرديده است ، راه بيرون رفت ازين مشکل راچگونه ارزيابي مينمايد؟
پاسخ: اینکه بحران و پرابلم های کشور( فساد اداری، مواد مخدر، بیکاری، انتحار و انفجار؛ تجاوز همسایه ها) دارای یک ریشه و بن جایگاه اند، بنا" برای همه پرسش ها یک پاسخ وجود دارد. حکومت چشم و گوش بگشاید و با جنایتکاران همرایی نکند.
 
سوال: نيروهاي ملي ودموکراتيک درآينده سياسي ونظامي افغانستان چه نقشي خواهند داشت؟.
 
پاسخ: این پرسش شما خاطره ی اخیر سالهای 1980  را در ذهنم تداعی کرد. در آستانه ی خروج نیرو های اتحاد شوروی از افغانستان، دریکی از روز ها، "نوکریوال" 24 ساعته در وزارت خارجه بودم. درجریان 24 ساعت، به ویژه شبهنگام، هرگاه مشکلی در سفارتهای کشور های خارجی مقیم کابل، و یا هر حادثه ای غیر مترقبه، مربوط به وزارت امور خارجه به وقوع میپیوست، نوکریوال موظف وظیفه داشت که بایست به  رفع همه مشکلات میپرداخت. فکر میکنم در هر سه ماه یک دیپلومات وزارت خارجه بصورت دورانی موظف به سپری کردن این وظیفه بود.
 
در همان آستانه ی بیرون شدن قطعات لشکری شوروی سابق،  بحث ها و کنکاشها و چون و چرا ها   در مورد دفاع مستقلانه، دوام و یا سقوط رژیم دوکتور نجیب اله، توانمندی مجاهدین و نقش پاکستان و ایران، مورال رزمی سربازان لشکری و امنیتی یک سری از دغدغه ها و سرو صداهایی بودند که رادیو های غربی بیشتر از پیش با تمطراق به آن میپرداختند، همه جا گرم و گرم بود.
 
بلی...محل نوکریوالی در منزل اول قصر مرمر که اتاق متذکره از سه جانب با شیشه احاطه شده بود قرار داشت. حوالی ساعت یازده ی پیش از چاشت بود... شادروان فدامحمد دهنشین که  قرار ملاقاتس با آقای عبدالوکیل وزیر امور خارجه داشتند، داخل منزل اول شدند. وقتی ما با هم دیدیم، یکدیگر را در آغوش کشیدیم. ما بعد از سالیان متوالی باهم ملاقی شده بودیم. در صنف هشت مکتب بودم که آن مرحومی من را به حزب جذب و تنظیم کرده به استاد گران ارج سید اکرام پیگیر معرفی داشتند که ایشان در رشد و غنا بخشی اندیشوی و فکری مان بینهایت سختکوش بودند. اما آن شاد روان، آنگاه به جای یک شاگرد صنف هشت مکتب، شخصی را بعد از سالیانی در برابرش مییافت که تحصیلات عالی داشت و دیپلومات خوانده میشد. ایشان از من دعوت بعمل آوردند تا دو روز بعد که مصادف بود با روز  جمعه، در خانه ی ایشان با هم ببینیم. من هم قبول کردم.
وقتی به خانه ی ایشان رفتم. آن روز ایشان را سخت نگران و مشوش یافتم. باز هم در محضر خانم خویش مستوره جان با دلهره و نگرانی از من پرسیدند که، همه چیز تمام است. آیا سر از نو حزبی باید ساخت؟ چه باید کرد؟ شما چه فکر میکنید؟  اما من که تصور نمیکردم که روزی استاد خود را چنین بیچاره و با دلهره و درمانده و ناامید دریابم، تذکر دادم که: هرگاه حزب همچو یک مشت آهنین متحدانه عمل کند، تمام کشور های غرب با نوکران شرقمیانه و جنوب آسیایی شان به مصاف و جنگ در برابر مردم مانان قرار گیرند، بازهم پیروزی از آن مردم  ماست.
  امروز هم اگر  به قول شما نیرو های مترقی نجنبند، نه ایستند و نیروی متشکل و بزرگی را با برنامه ی نجات میهن ایجاد نکنند، اصلن آینده ای نخواهند داشت، اگر آینده ای داشته باشند، همان آینده سیاه و تار و اضمحلال آنان است و بس. به قول شاد روان ببرک کارمل:
" به نزدیکی سحر ایمان بیاور،
فقط ایمان بیاور وباور کن به سحر
درآن صورت هیچ دستی، راه فردای ترا مسدود نخواهد کرد".
 
سوال : آيا احزاب سياسي که درسالهاي اخيرسربيرون نموده اند تاچه حدودي دربسيج مردم موفق بوده اند؟
 
پاسخ: طوریکه من آگاهی دارم، بیشتر از صد حزب راجستر شده وجود دارد. اما بیشترین "فصلِی" اند  و جایگاه توده ای در بین مردم ندارند و  موثریت آن  تا کنون چندان محسوس نبوده است.
 
سوال : به نظرشماچه نهادهاي ميتوانند دراوضاع متشنج کنوني نقش مثبتي بازي کنند؟.
پاسخ : کلیه نهاد های مترقی، و مردمی ایکه  واقعن طرفدار تامین صلح و ثبات،  آرامش و همزیستی مسالمت آمیز اند.
 
سوال: انتخابات درراه است خواستيم نظرشمارابدانيم که آيا انتخابات آزاد وملي درکشوربرگزارخواهد شد؟
 
پاسخ : آرزوی جناب رئیس جمهور اینست که بازهم در قدرت باقی بماند. تحقق این آرزومندی دران صورت میسر است که اوضاع روز تا روز بوسیله گروهک های تروریستی ی بنام طالبان متشنج شده و مردم به ستوه برسد و عملیات تروریستی و بد امنیتی گسترش یابد. که این اهداف به کمک ای اس ای پاکستان به سهولت میتواند عملی گردد.شما آگاهی دارید که ترور های اعضای کمیسیون انتخابات آغاز گردیده است. و بدون شک این ترور ها ادامه مییابد. ممکن ادامه ی ترور ها جز برنامه ی باشد که باییست  حامد کرزی( که به نظر میرسد، ازین برنامه آگاهی دارند) لویه جرگه ی اضطراری را دعوت نموده و خود را در جایگاه مطمع نظر برای بار سوم ابقا نماید. این نکته ایست که من بیشتر از دو سال پیش در یکی از مقالاتم رقم زده بودم. اما امیدواریم که متبحرین سیاسی، نهاد های مدنی ، جوانان پیشتاز و زنان رزمنده و وطنپرستان هوشیار کشور نگذارند تا دست آورد های 12 سال اخیر با این خواب و خیال جناب حامد کرزی زیر و زبر شود. با تمام نیرو و اهتمام در جهت زمینه سازی و راه اندازی انتخابات باییست کوشید.
در هر صورت، زمان به این پرسش پاسخ دقیق ارایه میکند.
 
پرسش : اوضاع فرهنگي کشور را درين مقطع زماني چگونه ارزيابي مينمائيد؟.
 
پاسخ : متاسفانه بسان  ساختار فزیکی شتر، کژ و معوج، به یاری میدیای مزدور( بیش از 62 تلویزیون و ده ها رادیو)، به گستره تحجر و بنیادگراییِ ی جهادی- قبیلوی اسلام آبادی - آخوندی مبدل شده است، در راستای غارتگری و سیه روزی مردم افغانستان که صد ها سند و مدرک در زمینه وجود دارد.
 
پرسش : توقع شما ازروشنفکران وفرهنگيان درداخل وخارج ازکشورچيست ؟
پاسخ : وحدت تمامی نیرو های میهن دوست، نویسندگان متبحر و دانشمندان چیز فهم، وطنپرستان و روحانیون با عقلانیت اسلامی  و سران قبایل وطنپرست، جوانان پرافتخار، زنان رنجور، و  کوتاه و مختصر همه نهاد ها و سازمانهای ی که واقعن برای نجات این وطن می اندیشند حتمی و ضروری پنداشته میشود. تا نگذارند که افغانستان در گودال سیاهی و تیرگی سقوط نماید.
 
پرسش : به عنوان کلام اخير، چه گفتني هاي ناگفته داريد که درپرسش وپاسخ مطرح نگرديده است؟
 
پاسخ : برداشت و تصورم چنین است که ما درین پرسش و پاسخ  به یک سلسله معلول هایی اساسی پرداخته ایم که مردم مان درد و رنج و بدبختی ها ی شانرا ازان میچشند،. بلی در همین ردیفی که روی معلول ها تماس گرفتیم، میتوان ده ها معلول را دریافت و  به برر سی گرفت. بلی این همه  معلول هائیست صریح، روشن و آفتابی که حتی یک دهقان بیسواد کشور ازان آگاهی دارد. اکثریت قاطع سیاسیون، نویسندگان و  نخبگان کشور و حتا رسانه های غربی بخصوص در پنج سال اخیر پیوسته  دران پیچیده اند وآن را مشغله ی نوشتاری خویش قرار داده اند و خود را  تا هنوز که هنوز است، ناخود آگاه و یا هدفمندانه به آن میپیچانند. تا به علت ها.
 
معلولهای مذکور به نوبه خود علت بوده و اجزای متشکله بروز بن بستهای جاری در کشور اند و بررسی آنها برای رد یابی علت ها  و عوامل اساسی بحران جاری در کشور ما را کمک مینماید. البته علت و انگیزهء اصلی بحران بازهم ریشه در خارج از کشور دارد و برای تحقق اهداف زیر میباشد که بسیار فشرده و مختصر به آن تماس میگیریم:
(1)- موجودیت منابع بزرگ زیر زمینی نفت، گاز، طلا، یورانیم،لیتیوم - تیتانیوم، آهن،مس...وغیره در منطقه
(2)- تشویش ونگرانی از رشد و انکشاف کشورچین وهند تا سال 2025 ، طوریکه پیشبینی شده است، این دو کشور با رشد سریع اقتصادی و باداشتن بزرگترین پوتانسیل نیروی های مولده اقتصادی، قرار خواهند بود به حیث سوپر پاوراول و دوم اقتصادی- نظامی جهانی عرض وجود نمایند.
(3)-  رشد اقتصادی حاکمیت سرکش  جمهوری اسلامی ایران؛ این کشورنفتخیز در برابر غرب در تقابل قرار دارد. عدم کنار آمدن آن با سردمدارن پطرودالر.
(4)- تحکیم و رشد دینامیک کشورهای عضو کنفرانس شانگهای و توسعه ی نفوذ ایشان در منطقه و جهان.
(5)- استفاده از تروریزم و افراط گرایی اسلامی بمثابه ابزار سیاسی برای رسیدن به اهداف استراتیژیک اقتصادی.
(6)- تإمین ادامه یکه تازی در رهبری ( هژمونی ) جهانی
نقش این همه اهداف پنهانی در ایجاد کلافه ی این همه بن بستها چیست؟:
چنین به نظر میرسد که بعد از سال 2014 به صورت تدریجی حاکمیت افغانستان به نیروهای بنیادگرای وهابی یا فرانگشتاین طالبان سپرده شود و تجاربی که قبلاٍ در عربستان سعودی با  ازدواج شیطانی جریان مذهبی وهابی  و شمشیر و تخت و تاج آل سعود به سود غارتگران انگلیسی و سپس امریکایی و اسرائیلی انجام شده در این سیاهچاله جهل و از دنیا بی خبری نیز تکرار گردد.
به وضوح مشاهده میشود که اجینتوری های جاسوسی و تحلیلگران نظامی و سیاسی و روانی «جامعهء جهانی» پنداشته اند که افغانستان به شمول مناطق قبایلی دو طرفه دیورند در همان شرایط تحجر و تشتت و بی دانشی و بی سیاستی عربستان سعودی وقت قرار دارد و چنین پروژه سیاه و شوم و شیطانی در آینده آن عملی بوده و بر علاوه این نیروهای سیاه که در هرحال افسار شان به دست قدرت های طاغوتی است خواهند توانست ساحه ی نفوذ خود را تا آسیای میانه گسترش داده، در پرده دیندارنمایی و اسلامخواهی  زراندوزان پطرودالر را به سهولت و بدون موانعی چندان بر منابع زیر زمینی منطقه مسلط نمایند. آنگاه زمینه برای تغییر موافقتنامه های استراتیژیک، به پایگاهای نظامی دایمی  بدون هیچگونه  اشکال و موانعی مساعد خواهد شد.
نتیجه گیری از معلول ها و علت ها عبارتند از:
نیروهای غرب در افغانستان به هدف رسیده و پیروز میشوند و بازنده مردم افغانستان بودند ؛ استند و خواهند بود. و جناب حامد کرزی بصورت عام و تام در خدمت اجانب قرار دارند( نیروهای جامعه یبین المللی برای محو نیر های بنیادگرا و تروریست بنام القاعده و طالبان  و مجازات حامیان شان به افغانستان لشکر کشی نموده اند، اما این حامد کرزی است که آن ها را برادر خطاب کرده و عامه ی جهان را گیچ نموده که شاید کرزی بر حق باشد؟. اما سیاسیون و مردم افغانستان همه بخوبی میدانند که طالب پروژه انگریز است و لشکر نیابتی پاکستان؛ و حامد کرزی هم مزدور و دستنشانده و پاپت معلوم الحال ).
چه باید کرد؟
مردم ما و به ویژه نیروی بالقوه بس بزرگ جوانان آن تجارب هنگفتی از ابر لابراتوار کشور خود بدست دارند. تاریخ کشور مان طی سه قرن گذشته انباشته از توطئه های شیطانی متواتر دشمنان افغانستان است و به ویژه طی سه دهه ی اخیر این همه توطئه ها و تخطئه ها و تجارب ازآنها آفتابی شده است. نیات شوم دشمنان افغانستان واستعمار نو با دست نشاندگی و زد و بند های مافیایی با ستمسالاران و قلدوران و اربابان زور و زر قدیم و جدید کاملا آشکار و بر ملا شده است. ملاهای متحجر و یا مامور و مزدور ، زن ستیز، فرهنگ ستیز ، مفتخوار و بیسواد که در چوکات «شورا» ها و دسته بندی های نامنهاد اسلامی و منبر های مساجد بوسیله عمال خارجی جا داده شده اند، با فتوا های ضد اسلامی و ضد بشری و شرارت انگیزی های خونبار و ویرانگرانه طئ سه دهه اکنون رسوای جهان گشته اند.
این  ابزار ارتجاع سیاه منطقوی و بین المللی اکنون بیحد زنگ زده شده  که کلیه اقشار دیموکرات، ترقیخواه، عدالت پسند، زنان دردمند و جان به لب رسیده و جوانان  نو اندیش و پیشتاز کشور مان به ماهیت ضد اسلامی و ضد مردمی آنان پی برده اند؛ لذا هیچکسی از آنان نمیخواهند که با تروریستان، وحشیان و فرانکشتاین های معلوم الحال ساخته و پرداخته خارجی ها مذاکره و مصالحه صورت گیرد.
مرکز تروریزم که جامعه جهانی ادعایش را دارد مشخص شده است و آن در پاکستان است ولی غربی های قدرت دار که در خلق این آفت مسئول و مقصر بوده و ازهمه کان و کیف آن آگاهی صد درصد دارند ؛ ریاکارانه خود را در افغانستان مصروف ساخته و به چشم مردمان خود و جهانیان خاک می پاشند و بر شعور آنان اهانت روا میدارند.
کشور پاکستان که به مرکز تروریزم جهانی تبدیل شده است،  طبق آخرین بررسی ها سومین کشور در جهان است که بیشترین سلاح های مرگبار را خریداری و انبار میکند، ولی بازهم مورد عنایت و الطاف بی پایان غربی ها قرار گرفته و سالانه ملیارد ها دالر از غرب حصول مینماید.
در حالیکه طبق اظهارات متعدد و متکثر مطبوعات و سیاسیون حتی دست اول غرب ؛ نظامیان پاکستان از طالبان و تروریستان القاعده و شاخه های مشابه آنها  حمایت مستقیم مینمایند و تقریباً تمام کارشان همین است.
ما همه شاهد دگرگونی ها در کشور های شرق میانه بودیم. فقط جوانان بودند که در پیشاپیش مردم قرار گرفته و آنها  را به شور آوردند و تحولات بزرگی را در کشور های شان پدید آوردند. اینکه پیامد چنین تحولات به کجا رسیده است و چرا؟ به بحث جداگانه ی وسیع نیاز است که در فرصت مساعد به آن خواهم پرداخت.
فقط میخواهم بگویم جوانان بودند که نقش آفرینی کردند و سیستم های دیکتاتوری ریشه دار را که زوال ناپذیر ادعا و تبلیغ میشدند سر نگون ساختند. ما در کشور خویش سرنگونی رژیم را نمیخواهیم. ما فقط صلح، دموکراسی، اصلاحات متضمن عدالت ، ترقی و تعالی و بسان سایر کشور ها زندگی آبرومند میخواهیم. ما حاکمیت نیرومند ملی میخواهیم. ما  خواهان دفاع از تمامیت ارضی کشور خود میباشیم. ما میخواهیم که دگر کسی مانع رفتن کودکان ما به مکاتب نشوند. نمیخواهیم جنایتکاران طالب مکاتب را بسوزانند. و قران شریف های آن را در آتش خاکستر نمایند. ما نمیتوانیم شاهدان سنگسار، و یا سربریدن و بینی بریدن مردم خود باشیم. ما نمیخواهیم شاهد محو و تخریب آثار باستانی ایکه معرف تاریخ و فرهنگ چند هزار ساله ی مردم و کشور مان میباشد( مانند تندیس های بامیان و...)، باشیم. ما حاکمیت قانون میخواهیم. ما طی بیست سال دونسل کشور را قربانی داده ایم. هنوز هم 35 فیصد اطفال کشور ما از رفتن به مکتب محروم اند.. مدعیان اعتلای دموکراسی و ترقی و تعالی کشور طی 20 سال تمام نتوانستند با هم متشکل گردند که خود مسئول قربان شدن این دونسل اند.
این خود مانند جفای بزرگ و حتا چون خیانت آشکار در برگپاره های تاریخ مبارزات نهضت های مترقی و روشنگری رقم خواهد خورد. بیائید همه در یک تشکل منسجم دموکراتیک و ترقیخواهانه بخاطر تامین صلح پایدار، دیموکراسی، ترقی و آینده ی فارغ از جنگ و خونریزی بسیج شویم!!!
 
آیا دراین شرایط دشوار و بن بست های در هم پیچیده ؛ مردم افغانستان میتوانند به شکستاندن طلسم شوم و پلید حامیان جنگ که بوسیله ی پاکستان تعمیل میگردد فایق آیند؟
بلی !!! البته این بستگی دارد به خود آمدن ملت و مردم ما. در هرکجایی از دنیا که باشند؛ میتوانند رسالت تاریخی خویشرا درین مرحله حساس و سرنوشت ساز؛  با دلسوزی – عشق به وطن- مردم و نسل آیندهء افغانستان به وجه احسن ایفا نمایند تا با براندازی این نیات بازیگران سرمست در اهداف غیر انسانی شان بازی را به نفع خویش تغییر داده و به پیروزی راهبردی و استراتیژیک نایل آیند.
آن رسالت تاریخی چه خواهد بود؟
فرصت سیززدهمین سالگرد فیصلهء شورای امنیت سازمان ملل متحد ( شاید آخرین فرصت طلایی خواهد بود) در باره مداخلهء نظامی جهانی در افغانستان و این فرصت را باییست بسیار جدی گرفت.
از همین حالا باید به  سازماندهی یک کامپاین بزرگ تعرضی – تبلیغاتی وسیع و گسترده در سر تاسر کشور های غربی، امریکا، آسترالیا …کشور های اسلامی و همسایه گان افغانستان ، مرکز و ولایات افغانستان بخاطر تحت فشار قرار دادن شورای امنیت و اذهان عامه ی جهان آغاز کرد.
احزاب مترقی، اتحادیه های کارگری و مماثل آن،شورا ها و انجمن های اجتماعی و فرهنگی، سازمانهای زنان، نهاد های دفاع از دموکراسی – حقوق بشر و ضد جنگ به این کمپاین جلب و کشانیده شوند که یخن شورای امنیت را بگیرند تا دهه  تصویبات خود را باز اندیشی کند  و آنرا به تصمیم جدی قاطع و اجرایی در مورد پاکستان و آی اس آی توسعه دهند!!!  ما باید در وسیعترین مقیاس و با تمام نیروی خرد و وجدان آگاه بشری و مردمان و ملت هایی که در افغانستان خون فرزندان شان بیهوده ریخته میشود و مسیر اهداف به آنها القا شده کاملاً دروغین و فریبکارانه به جهت بازی های کثیف انحراف دارد ؛ این حلقه زنجیر را متحدانه  با فریاد بلند و هرچه زود تر  با همه  ابتکار و جدیت تام  به شور آوریم!  وقیحان پاکستان امروز گفته اند که گویا کس حق ندارد به امور داخلی یا درون مرز هایش تعرض کند و در خاک آن برضد تروریست ها عملیات اجرا نماید  . یعنی تنها و تنها ملت افغانستان است که برای  اهداف پاکستان باید مجازات شود ؛ هم جور تروریزم صادره از پاکستان را بکشد وهم گوشت دهن توپ مبارزه علیه تروریزم باشد!!!؟؟؟
آیا تنها پاکستان حق دارد که هرچه خواست بکند, مگر کلوخ انداز را پاداش سنگ نیست؟
خوشبختانه در قطعنامه های شورای امنیت در مورد افغانستان که در بالا ازان  تذکر رفت ، مجازات گروپ های تروریستی و کشور های حامی تروریزم صراحت دارد که در بازبینی سالگرد این قطعنامه ها، دیگر باید قطعاً این مجازات  در مورد پاکستان عملی گردد. هرگاه ما بتوانیم این کامپاین را با چگونگی ایکه در بالا از آن تذکر رفت، راه بیاندازیم ؛ همچنانکه حق با ماست ؛ برد اساسی و استراتیژیک نیز  از آن ما خواهد بود.
از همه قلم بدستان، سیاسیون و کلیه وطنپرستان کشور احترامانه خواهشمندم که برای این  " فراخوان به یک کامپاین ملی – مدنی و تاریخی" با عشق به وطن و مردم درد دیده ، همکاری و همیاری فرموده ، بدون فوت وقت به کارزار وسیع تبلیغاتی و روشنگرانه  فعال شوند و قلم برداشته ،  عقل و اندیشه شان  را درین راستا سمت و سو داده رسالت ایمانی و وجدانی خویش را در برابر مردم و میهن از خود نشان دهند.
تا باشد در پی یک رونسانس و روشنگری گسترده هزاران و ملیون ها تن بسیج شوند و مستقیماً شورای امنیت ، سازمان ملل متحد و وجدان عمومی بشریت را برای این آرمان بزرگ و یگانه برای نجات ما و وطن ما و خیر و فلاح بشریت مورد چلینج کاری و مؤ ثر قرار دهند! شعارهای عمل  و  آرزو  و خواست  یک ملت داغان  و مظلوم  که سرنوشتش با سرنوشت تمام بشریت گره خورده است:
همه آنچه طی سه دههء اخیر؛ بر افغانستان روا داشته شده ؛ توسط مصوبات شورای امنیت ملل متحد جامهء قانونیت پوشانیده شده است!
معذالک در حال حاضر به قضایای بیحد بغرنج دو دهه ی ماقبل ؛ نمی پردازیم ؛ اما از آنجا که در یک دهه ی اخیر:
مصوبات شورای امنیت ؛ یگانه دستاویز حقوقی نیرو های ائتلاف جهانی علیه تروریزم است!
- ما از شورای امنیت میخواهیم عمل ائتلاف ٰ، نهاد های ملل متحد و کشور های عضو آن را در قبال این مصوبات تفتیش کند!
- شورای امنیت مکلفیت قانونی دارد که بر چگونگی مبارزه علیه تهدید های تروریستی بر امنیت جهانیان رسیده گی و مشت های آنانی را که از این مبارزه به اهداف دیگر استفاده میبرند ؛ باز نماید!
- شورای امنیت باید به جهانیان روشن نماید که آیا ائتلاف مبارزه علیه تروریزم ؛ تا کدام حدود  در راستای مصوباتش عمل کرده است ؛ طی یک دهه چه مقدار از این اهداف متحقق شده و علل ناکامی ها واقعاً چه ها میباشد ؟؟!
تدوین و استخراج این شعار ها ؛ با توجه حتی الامکان دقیق بر موازین حقوق و دیپلوماسی بین المللی و با احترام کامل و بائیسته به مقام منیع سازمان ملل متحد و خصوصاً شورای امنیت آن در جهان کنونی ؛ با توجه و تعمق ویژه و پراگماتیک بر منافع و مصالح علیای حال و آینده افغانستان ؛ منطقه و مجموع جهان بشری توسط گروهی از فرزندان آگاه و صاحب احساس مسئولیت آب و خاک و مردمان شرافتمند و پر غرور افغانستان صورت گرفته است.
لذا اینجانب ؛ نویسنده و طراح یگانهء آنها نبوده ولی بخت آنرا دارم که آنها را تقدیم هموطنان عزیز و جهانیان نمایم . تصور میکنم که این مجموعه شعار ها که عمل متقاضی فداکارانه و هوشیارانه را از همهء ما می طلبد ؛ تمامی مجموعه جنبش های مدنی، مترقی، دموکرات و وطندوست افغانستان را در معرض آزمون بزرگی قرار میدهد و هم مؤسسهء ملل متحد و حامیان ملل متحد وپاسداران  مقام و منزلت آن در جهان را به چالشی سنگین رو برو میگرداند.
شعار های مردم افغانستان در یازدهمین سال مصوبات شورای امنیت:
همه آنچه طی سه دههء اخیر؛ بر افغانستان روا داشته شده ؛ توسط مصوبات شورای امنیت ملل متحد جامهء قانونیت پوشانیده شده است!  مصوبات شورای امنیت ؛ یگانه دستاویز حقوقی نیرو های ائتلاف جهانی علیه تروریزم است!
- حل سياسی وصلح آميز مناقشات منطقوی ميان افغانستان، همسايه گان  وجهان مستلزم آنست که سازمان ملل متحد وشورای امنيت آن ارزشهای مندرج در اعلاميه ها ومصوبات خويش را  از ديدگاه اصل تساوی ملل وحقانيت قضايا بنگرد، نه برمبنای معيار های جانبدارانه وبرخورد های سياسی ومصلحتی قدرتها و دول معین!
 
- ما از شورای امنیت میخواهیم عمل ائتلاف، نهاد های ملل متحد و کشور های عضو آن را در قبال این مصوبات تفتیش کند!
- شورای امنیت مکلفیت قانونی دارد که بر چگونگی مبارزه علیه تهدید های تروریستی بر امنیت جهانیان رسیده گی و مشت های آنانی را که از این مبارزه به اهداف دیگر استفاده میبرند ؛ باز نماید!
- شورای امنیت باید به جهانیان روشن نماید که آیا ائتلاف مبارزه علیه تروریزم ؛ تا کدام حدود  در راستای مصوباتش عمل کرده است ؛ طی یک دهه چه مقدار از این اهداف متحقق شده و علل ناکامی ها واقعاً چه ها میباشد ؟؟!
- شورای امنیت ؛ در اثر تحقیقات از کان  وکیف جریانات یک دهه باید به تعریف دقیقی از تروریزم و جبها یمبارزه علیه تروریزم برسد که جهان به سختی محتاج آن است.
- بدون باز نگری در مصوبات شورای امنیت ، تامین صلح در کشور ما و پیشرفت در مبارزه علیه تروریزم میسر نخواهد بود.
مراکز و پایگاه های تروریستان در پاکستان شناسایی شده اند. زمان آن فرارسیده تا شورای امنیت ملل متحد برای  محو آنها  اقدامات عملی را روی دست گیرد!
-   ملت افغانستان تنها  بخاطر معاملات و مدارا های حلقات ائتلاف بین المللی در برابر پاکستان ؛ قربانی می گردد!
کشتار مردم بیگناه افغانستان بس است! جنگ علیه تروریزم باید در جایگاه اصلی تروریزم منتفل گردد!
- کشوری که «حق تعرض» بین المللی را بر تروریستان در خاک خود نمیدهد، حامی تروریزم است و باید مجازات شود!
شورای امنیت توسط  فشار های دیپلوماتیکی- سیاسی، اقتصادی و نظامی بر حامیان تروریزم، میتواند صلح و ثبات دایمی را در افغانستان و منطقه تامین کند و تحکیم بخشد.
از شورای امنیت بپرسیم، چرا پاکستان «حق تعرض» را به مراکز تروریستی در خاک خود نمیدهد؟
با تظاهرات مسالمت آمیز نیرومند باید شورای امنیت  و وجدان بشریت را بیدار ساخته، ملت و کشور خود را از ورطه ی فلاکت و تجزیه نجات دهیم!
ما از شورای امنیت ملل متحد میخواهیم تا اقدام مستقیم به مجازات حامیان تروریزم نماید!
در سال 2010 حدود 75 فیصد  از اهالی ملکی به دست طالبان کشته شده اند. باید آنان چون جنایتکاران ضد بشری از جانب  شورای امنیت  محکوم گردند.
با باز نگری در مصوبات ده سال قبل شورای امنیت ، گره کور بحران بین المللی در «افپاک» گشوده خواهد شد.
اشتراک فعال در کمپاین عدالت طلبی از شورای امنیت و وجدان بشریت ، وجیبه ی ملی و وطنی هر فرد افغانستان است.
تغییر سرنوشت کشور، مستلزم  رستاخیز مدنی مسالمت آمیز افغانها ، برای در خواست اقدامات قانونی از شورای امنیت است.
نیرو های نظامی جامعه ی جهانی  بایست در مناطق سوق الجیشی  بین دو کشور افغانستان - پاکستان جا بجا شوند.
پاکستان که ثابت شده است حامی تروریزم است، باید از لیست متحدین مبارزه بر ضد تروریزم اخراج و عضویتش در ملل متحد به حالت تعلیق قرار گیرد!
قابل تذکر میدانم که برای استفاده ی موثر جوانان مهاجر ودور از میهن، این شعار ها به زبان های متعدد برگردان شده است.