ariana

ariana

Wednesday, August 28, 2013

گم کردن سوراخ دعا!وصف حال زنان فمینیست سوئدی درکمپین حجاب!


آذرماجدی
یک زن مسلمان با حجاب دراستکهلم موردحمله وحشیانه یک نژاد پرست قرارگرفته است. طبق گزارشات مختلف حملات نژاد پرستانه علیه مسلمانانی که مظاهراسلامی دارند افزایش یافته است.
 

 قطعا باید با قاطعیت علیه نژاد پرستی مبارزه کرد. باید از آزادی بیان، ابراز وجود و پوشش دفاع کرد. این دو اصل مهم و تخطی ناپذیر انسانیت و آزادیخواهی و برابری طلبی است. اما زنان فمینیست سیاستمدار سوئدی از جمله رهبر حزب سبز و رهبر حزب ابتکار فمینیستی سوراخ دعا را گم کرده اند. دفاع از حق یک انسان برای اعتقاد به هر مذهب و خرافه ای و در ابراز وجود (در اینجا حجاب بر سر کردن) و مقابله با حملات دست راستی نژاد پرستانه و بعضا فاشیستی علیه مسلمانان با مظاهر اسلامی را با تائید گذاردن بر یک سمبل ارتجاع، زن ستیزی و در دوره معاصر بر بیرق یک جنبش سیاه ارتجاعی یعنی اسلام سیاسی یکی گرفته اند. این یک اشتباه محض است. ما در این نوشته وارد این مساله نمی شویم که آیا این حرکت ناشی از اپورتونیسم سیاسی آنهاست یا از عدم درک تفاوت این دو مقوله نشات گرفته است.
تازگیها مد شده است که در دفاع از حرمت یا حیات یک فرد یا از حقوق مدنی و سیاسی یک گروه اجتماعی، مدافعین خود را به شکل موضوع حمله در می آورند. رژیم اسلامی با هدف تحقیر یک فعال دانشجویی مرد، عکس او را با روسری منتشر می کند، مردان ملی - اسلامی روسری بسر می کنند و عکس خود را در فیس بوک منتشر می نمایند و زنان ملی - اسلامی آنها را برای "برسمیت شناسی و دفاع از مادران و خواهرانشان" مورد تحسین قرار می دهند. یک زن جوان در مصر بعنوان اعتراض به اسلامی گری و زن ستیزی حاکم در جامعه، عکس لختش را در دنیای مجازی منتشر می کند، تعدادی فمینیست یک تقویم درست می کنند و عکس های لختشان را در آن بچاپ می رسانند. رسانه های اسلامی و ملی - اسلامی به یک زن هنرپیشه ایرانی برای شرکت در یک ویدیوی هنری - بازرگانی با نیم تنه برهنه بد و بیراه می گویند، باز این فمینیست ها ویدیویی از نیم تنه برهنه شان را در یوتیوب می گذارند. رژیم اسلامی تعدادی مرد را بجرم اوباش در خیابان های مریوان با لباس زنانه کردی می گرداند، خود زنان مریوان با جسارت به خیابان می آیند و اعتراض می کنند، اما ناسیونالیستهای قومپرست و یک عده چپ با گرایش به "حزب باد"، لباس زنانه کردی می پوشند و از خود عکس می گیرند و در فیس بوکشان می گذارند.
این مد جدید مبارزه پوپولیستی است که متاسفانه به یمن وجود سایت های اجتماعی و اینترنت با استقبال روبرو شده است. برخی با هدف معین سیاسی و جا انداختن سیاست متبوعشان دست به چنین اقداماتی می زنند و برخی از روی سطحی گری و ظاهر بینی بدنبال این روند می افتند. مبارزه از طریق فیس بوک کم هزینه، بی دردسر و جذاب است. و این آفتی است که بجان مبارزه جدی آزادیخواهانه و برابری طلبانه علیه ارتجاع قوی و حاکم افتاده است.
آیا باید هم شکل جماعت شد؟
آیا برای دفاع از یک قربانی ارتجاع، راسیسم، زن ستیزی و تبعیض باید عین حرکت او را تکرار کرد یا به شکل او درآمد؟ آیا این شیوه موثرترین و پیشروترین شیوه دفاع از آزادیخواهی، برابری طلبی و حقوق انسانی است؟ پاسخ به هر دو سوال منفی است. نه تنها ضرورتی به انجام این کار نیست، بلکه در بسیاری موارد از جمله موارد بالا این کار نه تنها پیشرو نیست، بلکه تائید عقب ماندگی، زن ستیزی و یا تعصبات ملی - مذهبی است. مساله اینجاست که جریانات پوپولیستی که به این مد روی آورده اند، خود را شبیه تمام قربانیان تبعیض و سرکوب نمی کنند، آسانترین ها را انتخاب می کنند! آن موضوعی را برمیگزینند که جنجال برانگیز است و سر و صدا براه می اندازد. محتوای کار و تاثیر واقعی عمل برایشان اولویت ندارد، اینکه عکس و اسمش پخش شود برایشان دارای اولویت است.
از اینرو در دفاع از کارگران بنگلادش، پاکستان، هند، ویتنام و کامبوج که در شرایط برده وار مورد وحشیانه ترین استثمار قرار می گیرند و هر چند ماه یکبار ده ها تن شان بر اثر آتش سوزی یا ریختن ساختمان محکوم به مرگ می شوند، هیچیک از اینها بفکرش خطور هم نمی کند که به شکل آنها درآید یا شرایط زیست و کار آنها را برای یک هفته هم تجربه کند. امری که مورد تائید ما بعنوان یک راه مقابله با این بردگی عریان نیست. در دفاع از قربانیان برده داری نوین که چند ده میلیون انسان را در کام خود گرفته است، این مبارزین مد روز ما حتی لحظه ای هم فکرشان را خسته نمی کنند که چگونه می توان همین شیوه را در دفاع از آنها بکار بست. در دفاع از زنان و مردان زحمتکش و آزادیخواه در مصر و تونس و سوریه که هر روز دارند با گرگان وحشی سرمایه داری از نوع اسلامی یا آمریکایی دست و پنجه نرم می کنند، یک آن به فکر هم شکلی و هم شیوه ای نمی افتند. فقط و فقط آسانها و هیاهو راه انداز ها را بر میگزینند و این پوپولیسم است در عصر اینترنت، یوتیوب و فیس بوک!
حجاب سمبل و ابزار بردگی!
این فمینست های سوئدی حتی یک لحظه هم به ماهیت حجاب نمی اندیشند: اینکه حجاب ابزار و سمبل بردگی میلیونها انسان در جهان معاصر است؛ این واقعیت که یک جنبش وسیع در ایران اکنون بیش از سی سال است دارد با قربانی دادن علیه آن می جنگد؛ این حقیقت که در جهان اسلامزده زنان بسیاری به حجاب بعنوان یک طناب دار می نگرند و برای خلاصی از طوق آن به هر دری می کوبند؛ حجاب پوشش نیست. حجاب سند بردگی زنان و یکی از مهمترین ابزار زن ستیزی در بخش وسیعی از جهان است. پس برای دفاع از قربانیان راسیسمی که محیط مسلمان نشین را هدف گرفته است، راسیسمی که از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، بدنبال اعلام جنگ علنی دو قطب تروریستی، تروریسم اسلامی و دولتی، تشدید شده است، نباید مظاهر ارتجاعی را پذیرفت و بر آنها مهر تائید کوبید. باید از حق انسانی این افراد دفاع کرد. باید یک سنگر مهم علیه راسیسم و فاشیسم ایجاد کرد. اما در عین حال باید علیه مظاهر، عقاید و اعتقادات خرافی و ارتجاعی ایستاد و آنها را افشاء کرد. راه مقابله با یک عقب ماندگی یا یک ارتجاع، افتادن به دامن یک ارتجاع دیگر یا تطهیر یک عقب ماندگی دیگر نیست. راه مقابله با ارتجاع و عقب ماندگی ایجاد یک صف محکم در مقابل هر گونه عقب ماندگی و ارتجاع است.
نسبیت فرهنگی در شکل جدید!
ما این دیالوگ و نقد را اکنون نزدیک به دو دهه است که با جریانات نان به نرخ روز خور، فمینیستهای پست مدرنیست، چپ های "آنتی امپریالیست" و سکولارهای راست و دشمنان اسلام سیاسی که چشمشان را به قطب دیگر، به تروریسم دولتی بسته اند، داشته ایم. "دشمنِ دشمنِ من" لزوما "دوست من" نیست؛ ما کوشیده ایم که این خرد روزمره را به یک خرد سیاسی در میان تمام جریاناتی که قلبشان برای انسانیت و آزادی می طپد، تبدیل کنیم. با افشای تز ارتجاعی و راسیستی نسبیت فرهنگی در دهه ۹۰ میلادی ما این مبارزه را آغاز کرده ایم و پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ با طرح تز دو قطب تروریستی و لزوم مبارزه با هر دو و ایجاد و سازماندهی یک قطب سوم، قطب بشریت آزادیخواه و متمدن آنرا بسط داده ایم. ما کوشیده ایم یک خط سیاسی منسجم و پیشرو و آزادیخواهانه را دنبال کنیم. باید از قربانیان راسیسم و تبعیض، متعلق یا منتسب به هر نژاد، ملیت، مذهب و یا گروه اجتماعی و سیاسی، قاطعانه دفاع کرد. اما در عین حال باید هوشیار بود که بدام عقاید یا نظرات خرافی یا ارتجاعی قربانیان نیافتاد.
متاسفانه باید اعلام کنیم که اگرچه نیات فمینیست های سوئدی در مقابله با راسیسم، نیاتی انسانی است؛ اما سیاست و روشی که اتخاذ کرده اند از همان سیاست راسیستی نسبیت فرهنگی که بیش از دو دهه است از آن تبعیت می کنند، نشات می گیرد. آنها نیز در اتخاد سیاست انحرافی، راسیستی و ارتجاعی منسجم اند. باید بکوشیم یک صف محکم علیه هر نوع ارتجاع، هر نوع راسیسم، هر نوع تبعیض انسانی، اجتماعی و سیاسی ایجاد کنیم.
 
August 27, 2013