ariana

ariana

Monday, July 22, 2013

:هنروزنده گی

دستگیرنایل
متاءسفانه هنرتیاتر وسینما روزگاربد ترازاین را دارد تیاتردرافغانستان،پیش ازهنرسینما ظهورکرد واز زمان زنده یاد رشید لطیفی ببعد،راهش را درافغانستان بازنمود.
 بخش سوم   
 
                                                                                                                                                     
متاءسفانه هنرتیاتر وسینما روزگار بد تر ازاین را دارد تیاتر درافغانستان،پیش ازهنر سینما ظهور کرد و از زمان زنده یاد رشید لطیفی ببعد،راهش را درافغانستان باز نمود.امروز بیشتر هنرپیشه ګان سینما،نخست درستیژ تیاتر بخت خود را آزموده اند و سپس به سینما راه یافته اند.رفیق صادق،عبدالله شادان عزیز الله هدف،حاجی محمد کامران،حکیم اطرافی،مرتضا بایقراء،فضلی،فـ عبادی،قادر فرخ،حشمت فنایی زرغونه آرام،انیسه وهاب، حمیده عبد الله (شیرین گل) عادله ادیم عبید ورکزی وبسیار دیګر،ازهنرپیشه ګان مشهور تیاتر بودند که پسانها به هنر سینما روی آوردند وهمین ها بودند که سریال ها و فیلم هایی چون: رابعه وبکتاش،فرار،دهکده ها بیدار میشوند،دختری با پیراهن سفید،شکست محاصره،گناه، مرداره قَول است، دکوندی زوی و... را ساختند که هرکدام ارزش هنری و جایګاه خودش را دارد.سلام سنګی،ممنون مقصودی،ولی تلاش،ابراهیم طغیان،عبید ورکزی حاج محمد کامران، حمیده عبدالله ازستارګان درخشان سینمای افغانستان شمرده می شوند که سالها در راه غنامند شدن هنر سینما ریاضت کشیدند و دودِ چراغ خوردند.         
پس از تشکیل حکومت جناب کرزی وسرازیر شدن ملیارد ها دالر برای سازنده ګی دوباره ء افغانستان ،در داخل و خارج از کشور دهها فیلم و نمایشنامه ساخته شده است.به استثنای چند فیلم و شماری از هنر پیشه ګان پیشین که در جشنواره ها راه یافتند هنر پیشه ګان دیګر فیلم ها کی ها اند و چند سال تجربه تمثیل هنر پیشګی دارند؟ در کجا درس خوانده و تجربه کسب نموده اند؟ مشهور ترین این هنر پیشګان و فیلم سازان غیر حرفوی و آماتور امروز در داخل و خارج ازکشور،سلیم شاهین،آرین خان،اسد سکندر،نبی تنها،کاکا آصف،مریم شریفی،لینا علم،رسول ایمان،حلیم تنویر، بصیرحیدر،فضل حکیمی،شکور شمشاد،زلمی مسجدی،صدیق برمک،جوانشیر حیدری،انجینیر لطیف وبسیار دیگر          
به استثنای انجینیر لطیف صدیق برمک ، جوانشیر حیدری که در ګذشته نیز به همین شغل کار میکردند، دیګران همه آدم های تصادفی،آماتور و تجارت پیشه اند که هنر پیشه سینما بودن، شغل سومی یا چهارمی انها است. موالید هنری اینها فیلم های ګل محمد ودُرمحمد، ساخته حلیم تنویر،آشیانه،ساختهء فضل حکیمی،پیوند عاطفه و شکست قلب ها کار سلیم شاهین ،عُثامه به کارګردانی صدیق برمک ،سنګِ صبور از عتیق رحیمی، ګدی پران باز، داستان از خالد حسینی،سیبی از بهشت، ساختهء مروت وبسیار فیلم های دیګر که برخی از این فیلم ها نتها فیلم نیستند بلکه ننګ هنر سینما شمرده میشوند.گفتنی است که فضل حکیمی با وصف نداشتن تجارب کافی درهنر فیلم سازی.در سال روان فیلم نیمه مستند وهنری زیر عنوان « سینما » را در کابل ساخت که حال رقتبار سینما های افغانستان را بنمایش میګذارد. ونشان میدهد که دراین سالهای طلایی وکیسه های پر از زروسیم، دولت افغانستان هیچ توجهی به هنر،و از جمله هنر سینما نکرده است.تعمیر سینماها به چرس خانه ها واعلانات تجارتی وخاطرات نویسی مردم مبدل شده واز در ودیوار زخمی ودرد آلود سینما ها بوی خون وباروت می آید. 
 
   « سلیم شاهین»که خود را ( دهرمندر افغانستان ) لقب داده است شاید به این سوال بیننده فیلم هایش پاسخی داده نتواند که در کدام مکتب وکالج درس هنر پیشه ګی خوانده است آیا سواد نوشتن سناریوی یک فیلم را دارد؟ اما به کار های بزرګی چون فیلم سازی دست می زند؟ همین جوانترین نسل سینما که فهیم سدوزی باشد،چند سال در کشور بلغار درس هنر پیشګی خواند وشما (دهرمندر افغان) در کجا؟وقتی درکشوری مانند افغانستان کمپودری مانند فاروق وردک دوکتورای خریده ګی بدست بیاورد تا وزیر کابینه شود، سلیم شاهین وکریم تنویر نیز باید حق داشته باشند دعوای کار ګردانی فیلم وهنر پیشه ګی نمایند.       
                                                                                                   
    از جالب ترین فیلمی که میتوان نام برد، فیلم کمیدی ( بلبل ) در کابل است که توسط هنر پیشه ګان موفقی چون نبی تنها کاکا آصف جلالی ودیګران تهیه شده والحق که فیلم زیبا وپذیرفتنی وبر دل،نشستنی است. فیلم (ګدی پران باز) که داستانش از خالد حسینی وبه زبان انگلیسی است،وفیلم را یک تیم امریکایی ساخته، بدلیل اینکه ضد حکومت دوکتور نجیب الله است وتجاوز روسها را تمثیل میکند،(از برکت جنګ سرد) از طریق میدیا شهرت جهانی کسب کرد.حال انکه متن داستان، انچنانی نیست که به اینهمه شُهرت وآوازه بیرزد.از این نوع داستانها، در کوچه پسکوچه های افغانستان فراوان نوشته شده که کسی به ارزش ان نګاه نکرده
است.                                                                          
 
   «کریم تنویر» درهالند،اتحادیه ای بنام سینماګران جوان ساخته است که اعضای ان همه دکانداران بازار( بیفروایک) هالند و آدم های بی روزګار وهمه کاره اند، بغیر از هنرپیشه که یکروز هم درکار هنرِ تمثیل،تجربه نداشته اند.از «فیلم گل محمد ودُرمحمد» و«پروفیسور» او آشکار است که چند تا بچه های کوچه را بنام هنرپیشه شامل فیلم ساخته است. دریغ زنده یاد ظاهر هویدا که نام بزرګ وبلند هنرمندی خود را با شرکت در این فیلم، به خاک یکسان کرد. آیا همه این فیلم های امروزی که فاقد محتوا وسوژه و پیام اند و دیالوګ های مسخره ،کوچګی و بازاری دارند، میتوانند جای فیلم « ګناه »،«دِ کُندی زوی» و« مرداره قول است » را پُر کنند؟ اګر ما فیلم کمیدی« بلبل » و« سنګ صبور» و«سیبی از بهشت» را از میان انها سواء بسازیم هنری بنام سینما دیده میتوانیم؟ آشکار ترین پیام این فیلم های تجارتی و بازاری ،آوردن دختر از افغانستان به اروپا و قاچاق موار مخدر است، جنګ است، هیرو سازی های بیمعنا و بی هدف است و مشت زنی و آډمکشی های ترسناک و دهشت آور و آڼهم نه آنچنان که فیلم سازان هندی یا امریکایی تهیه میکنند. این است پیامی که فیلم سازان امروز ما به بیننده ونسل جوان ما میدهند. زیبا ترین و آموزنده ترین سریالی را که تا کنون از این هنر پيشه ګان در خارج از کشور تماشا کرده ام، بخش اول نمایشنامه ء ( از سلمان تا سلطان ) به کار ګردانی زبیر پاداش و بصیر حیدر و ( ګوهر شاد بیګم ) اثر جناب شهیر حسینی. است که الحق،شاهکار است..
 
  دربخش اول  نمایشنامه ء از سلمان تا سلطان، چهره های حقیقی رهبران جهادی،دولتمردان وجنګ سالاران افغان با طنز ها و واژه های ظریفی بیان شده است.و نمایشنامه ء ګوهر شاد بیګم، شکوه وجلال وعدل و دادګستری و فضل و کمال یک زن نامدار تاریخ عصر تیموری را بنمایش میګذارد که ستودنی است نمایشنامهء (شکسپیر) یکی دیګر از کار کرد ها و موفقیت درخشان هنرپیشه ګان تیاتر امروز افغانستان است که درهمین سال ها در اروپا و بویژه در لندن به نمایش ګذاشته شد.این نمایشنامه بکمک مالی سه کشور خارجی از جمله بریتانیا تهیه شده است.                            
 
سریال « عشق پیری» که در کابل تهیه شده ،حرف ها وسوژه های جالب دارد و باید به هنر پیشه ګان اڼ تبریک گفت.دربارهء سریال تلویزیونی به اصطلاح « مُتخصِص» که در تلویزیون اریانا هرهفته پخش میشود وبا ګذشت زمان ابتذال وبی مضمونی ان که ګاهی سلطان میشود و« ریزه ګل » مَلِکه.عدالت میکند و زمانی هم تفنګ میګیرد و به کوه می برآید،مضحک و دلګیر کننده شده است،سخن های زیادی هست که به فرصت های دیگر درباره اش خواهم نوشت. ..      من فکر میکنم اگر وضع هنر سینما وتیاتر مانند همه پدیده های هنری با همین روال ادامه پيدا کند،دیګر سریال (شیرین گل وشیرآقا)وفیلم مسافرت این دوهنر پيشه به مسکو وفیلم (دِ کوندی ځوی) درهنر سینمای افغانستان،تکرار نخواهد شد و این، یک فاجعه ء بزرګ است.باید آګاهان فرهنگ وهنر ومسوولان طراز اول، سعی بخرچ دهند تا با هر وسیله ء ممکن جلو ابتذال وخود سری های بی هنران را بګیرند.یگانه خدمتی را که مسولین و اهل فرهنګ میتواند به مردم وبویژه نسل مهاجر ونسل جدا شده از اصلها وریشه های تاریخی وفرهنګی انجام دهند،همین جلوګیری از ابتذال فرهنگی و ذوق های پَست وبیراهه رفتن نسل سرګردان مهاجر از یکسو ومردم ما که دچار یک بحران عمیق سیاسی وفرهنگی شده اند، میباشد.                                                                                                                         
 
  نتیجه اینکه تمام هنرها درخدمت بشریت قرار دارند ونقش بزرگی در تربیت و اخلاق،عاطفه واحساس انسان ها دارند ما باید هنر را درخدمت هنر،قرار ندهیم ،بلکه آن را وسیله ای برای رسیدن به هدف های بزرگ انسانی وتجلیل شخصیت انسان ها بدانیم. ( پایان )                                                                                                                 جولای ۲۰۱۳ لندن